«ديويد رندال»، در کتاب روزنامه نگاري حرفه اي خود مي نويسد: «... حتي روزنامه هاي نامطلوب هم بيش از زياني که ممکن است برسانند خدمت مي کنند. از روي اطمينان مي توان ادعا کرد که در اين حرفه مهارتهاي منفي بسياري وجود دارد که در تاريخ روزنامه نگاري مي توان آن را زشتکاري ناميد. دستاوردهاي عظيمي هم وجود دارند که براي اين حرفه افتخار آفريده اند.»
مهارتهاي منفي مجموعه اي از تکنيکهاي ساده و مبتذل ارتباطي است که برخي از روزنامه نگاران آنها را براي تأثيرگذاري و جلب مخاطبان خود به کار مي گيرند. با اين تعبير گاه رسانه ها براي جذاب بودن و رعايت اقتضائات رسانه اي خود حد عدم قطعيت را ناديده گرفته و به مقتضيات اقتصادي خويش مي انديشند در چنين رويه اي ابتذال در ارايه اطلاعات شکل خواهد گرفت؛ مفهومي که امروزه از آن با عنوان زردنويسي در نشريات ياد مي کنند.
* رونق بازار ابتذال شفاهي
در زردنويسي، مخاطب به عنوان بازار يا کالا يا ش„ قلمداد شده و رسانه مخاطب خويش را در برخوردي تعاملي (interactive) مدنظر قرار مي دهد.
براي تببين مفهوم نشريات زرد که فاقد ارزشهاي فرهنگي يا ناقل عناصر با ارزش فرهنگي کمترند متغيرهاي بسياري وجود دارد؛ اين گونه نشريات ناگزيرند زبان خود را ساده تر کرده و به اقتصاد نشر توجه کنند ضمن اينکه گرچه از اصول کلي مطبوعات بهره مي گيرند ليکن هدف تمامي آنها کسب سود بيشتر است، چرا که اساس رسانه هاي غرب که محل زايش اولين تابلوييدها و نشريات عامه پسند است، بر سوددهي متمرکز است.
دکتر يونس شکرخواه در کتاب «واژه نامه ارتباطات»، در تعريف نشريات عامه پسند اينگونه نشريات را نشرياتي مي داند که زبان تهييجي دارند و براي طبقات متوسط و پايين جامعه منتشر مي شوند. ضمن آنکه وي از روزنامه هاي پر سر و صدا و نيز روزنامه هاي سطحي و بازاري در مقابل روزنامه هايي که متکي بر کاربرد روشهاي تحقيق در علوم اجتماعي هستند ياد مي کند. وي همچنين در جايي ديگر نشريه اي را که در پي چرايي اخبار و عنصر تحليل «چرا» نباشد را نشريه زرد مي خواند.
بر خلاف نشريات ديگر که تقريباً هيچگونه تلاشي براي جذب خوانندگان سطوح متوسط خود نمي کنند گردانندگان اين نشريات بسته هاي متفاوتي را براي سنين و اقشار مختلف اجتماعي تدارک مي بينند. سطحي نگري به موضوعات مختلف بارزترين شاخصه نشريات زرد است. براي اين گروه از نشريات بيش از آنکه کيفيت و غناي مطالب، مهم و با ارزش تلقي شوند، کميت است که عرض اندام مي کند. نشريات زرد تلاش مي کنند با جلب توجه مخاطبان خود بوسيله تيترهاي جنجال برانگيز و عامه پسند مخاطب بيشتري را به سوي خود جذب کنند. در واقع اينگونه نشريات از هنگامي شکل گرفتند که رسانه هاي نوشتاري براي ادامه بقا در برخي ادوار به مخاطب و فروش بيشتر براي کسب سود نياز داشتند به همين دليل کوشيدند با توسل به هر شيوه ممکن و با سطحي نگري، غوغاسالاري و جنجال آفريني قشر وسيعي را به سوي خود جذب کنند. منتهي بايد دانست که توفيق آنها در جذب مخاطب مقطعي است و به هيچ عنوان در درازمدت پاسخ مطلوبي را نخواهد داد. سير فعاليت اينگونه نشريات در دنيا نيز مؤيد آن است که هر از چندي اوج مي گيرند و دوباره افول مي کنند.
«ويليام هرست»، چهره با نفوذ روزنامه نگاري آمريکا که فيلم همشهري کين را از روي شخصيت او ساخته اند، وقتي دريافت که «مرکوري»، مؤسسه سازنده فيلم حاضر نيست پيشنهاد دريافت پول کلاني را که به منظور نابود کردن نسخه اصلي و نسخه هاي ديگر اين فيلم از سوي وي شده بود را قبول کند، ستون نويس جنجالي خود «لولا پاسونز» را واداشت تا تلفني مديران توليد و مديران پخش فيلم را با افشاي زندگي خصوصي آنها تهديد کند. تلاش او براي راه انداختن جنگي ميان آمريکا و اسپانيا بر سر جزيره کوبا و با استفاده از تيترهاي پر هيجان و جنجالي در نيويورک ژورنال نمونه اي از روزنامه نگاري زرد است. هرست بر اين گفته تعصب مي ورزيد که روزنامه نبايد تنها پيام رسان باشد، بلکه بايد جريان ساز هم باشد.
گرچه از تولد مفاهيم زرد و زردنويسي در عرصه نشريات جهان بيش از 100 سال مي گذرد، اما جايگاه اين گروه از نشريات د ر عالم مطبوعات، همچنان بحث برانگيز و همراه با نقد و نظرهاي بسيار است با اين حال اينگونه نشريات جايگاه خود شان را د ر جهان حفظ کرد ه اند، به گونه اي که امروزه ديگر نشريه اي همانند «سان» هيچگونه رغبتي به تبديل شدن به «گارد ين» يا «لوموند» ند ارد و از همين روي نيز با افتخار خود را «زرد» مي نامد.
* شکل گيري «زردها» در ايران
در ايران نيز مي توان نمونه هايي از کاربرد روزنامه نگاري زرد را شاهد بود.
رحيم زهتاب فر، در کتاب «خاطرات در خاطرات» با ذکر خاطره اي به توصيف اين شکل از روزنامه نگاري مي پردازد: «بعد از شهريور 20 روزنامه ها يکي پس از ديگري راه افتاد و البته و صدالبته خط همه آنها آزادي بود. قلم جاي چماق و چاقو را گرفت و هر کس قادر به انتشار روزنامه چهار صفحه اي، دو صفحه اي و... بود و خود را مجاز مي دانست به حيثيت، شرف و ناموس افراد تاخته و هرچه قلم را تيزتر و فحش را رکيک تر و افراد مورد حمله را از شخصيتهاي سرشناس تر انتخاب مي کرد از معروفيت بيشتري برخوردار مي شد تا جايي که «محمد مسعود»، براي سر يکي از همينها يک ميليون جايزه گذاشت و روزنامه نگار ديگري سلسله مقالاتي با سند و مدرک!
درباره آلودگي به فحشا خانواده هاي مختلف منتشر ساخت. روزنامه ديگري به نام اديب با يک خورجين فحش در سرمقاله خود نوشت:... متأسفانه عفت قلم اجازه نمي دهد که به اين {.... } و {.... } Aگويم که... !
گرچه در آغاز دوره مشروطه شاهد نوعي از روزنامه نگاري آرمانگرايانه هستيم، اما پس از چندي در پي به سر آمدن آزاديهاي مشروطه و سلطه ديکتاتوري رضاخان بسياري از اين نشريات توقيف شدند و روزنامه نگاراني چون فرخي يزدي، ميرزاده عشقي و... به زندان افتادند. از 1320 تا 1332 بار ديگر نشريات آرمانگرايانه در کنار احزاب به فعاليت پرداختند و در همين دوره شاهد حضور طيفي از روزنامه هاي سطحي و سخيف با محتواي پايين هستيم که ترجيح مي دهند به جاي پرداختن به موضوعات جدي خبري، سياسي و يا اقتصادي با انعکاس مطالب جنجال برانگيز خودي نشان دهند. به عنوان مثال «محمد مسعود» نيز خود با چاپ ديدگاههاي سياسي سطح پايين و ورود به مسايل بازاري و چاپ پاورقي هاي نازل، به بازار اينگونه نشريات رونق بخشيد. پاورقي «تهران مخوف» که رمان عوامگرايانه و بسيار سطحي است سند به جاي مانده از فعاليتهاي وي در اين دوران است.
* روزنامه نگاري زرد يا عامه پسند؟
در اين ميان برخي مفهوم روزنامه نگاري عامه پسند را که در اواخر قرن نوزدهم و با اهداف اقتصادي در آمريکا پديد آمدند با روزنامه نگاري زرد يکسان دانسته و آن را نيز مورد انتقاد قرار مي دهند، حال آنکه به زعم بسياري از صاحبنظران رسانه اي روزنامه نگاري عامه پسند بر خلاف روزنامه نگاري زرد، پاسخگوي نيازهاي اصلي جامعه به شمار مي آيد، اما روزنامه نگاري زرد در پي آرمانها و باورهايي به دور از واقعيات شکل گرفته تا دست اندرکاران از طريق آن جريان هاي حاشيه اي را به نفع خود ايجاد کنند.
به زعم تحليلگران رسانه هاي زرد فکرساز نبوده و در نتيجه پيش از آن که بخواهند به «چراها» بپردازند به «چگونگي» توجه مي کنند، ضمن اينکه روزنامه نگاري زرد، در محيط اجتماعي متجانس حرکت نموده و تا زماني که اميال شخصي و قوي را که در نقل آن شريک هستند، به خود جلب کند به حرکت خود ادامه مي دهد.
روزنامه نگاري زرد از تاکتيکهايي نظير درشت نمايي پيام، دستچين کردن پيام، تحريف، جنجال آفريني خبري، شايعه، نزديکي منبع پيام به مخاطب، فوريت بخشيدن ساختگي به خبر، استفاده از عقايد و گرايشهاي فکري و يا سمبل هاي ملي مخاطبان و همسو سازي پيام با مخاطبان و همچنين عاطفه گيرندگان پيام به ميزان بسيار زيادي بهره مي گيرد، اما روزنامه نگاري عامه پسند شامل نشرياتي است که عموماً در غالب مجلات به طور هفتگي منتشر مي شود و محتواي مطالب بر اساس نيازها و علايق مخاطبان تهيه مي شود.
غالب اين نشريات بيشتر سرگرمي است و کمتر به اطلاع رساني و دانش افزايي مي پردازند البته در اين ميان گاهي مديران اين نشريات براي جذب مخاطبان بيشتر، مطالبي را پردازش مي کنند که عنصر واقعيت در آن کمرنگ است در واقع اين نشريات همواره دغدغه تأمين هزينه هاي خود را داشته و چاره اي جز متوسل شدن به اين مسأله نيز ندارند، از سويي مخاطبان اين نشريات نيز به خوبي مي دانند که اين نشريات را براي گذران اوقات فراغت خود مطالعه مي کنند و به دنبال دانش افزايي و اطلاع رساني نيستند.
با اين حال درک صحيحي از نشريات عامه پسند در جامعه ما وجود ندارد و اينگونه تصور مي گردد که هر نشريه اي که به مطالب سطحي و غيرعميق بپردازد نشريه اي زرد است و به دنبال جنجال سازي است، اما برخي از کارشناسان معتقدند با توجه به نيازها و خواسته هاي عامه جامعه اين نوع روزنامه نگاري نيز جايگاه خاص خود را دارد و حذف کردن اين روزنامه نگاري سبب روي گرداني مخاطبان اين نشريات مي شود.
اين گروه از مطبوعات با ارايه مطالب جدي در قالبي قابل فهم براي عموم و عامه مردم و همچنين افزايش شناخت و معرفت آنها، گرايش به نشريات جدي و مطالعه آنها را افزايش مي دهد، از اين روي شايد بتوان نشريات عامه پسند را نقطه شروعي براي مطالعه مطبوعات جدي در ميان مخاطبان دانست. بر اساس اين باور، گرايش به مطالعه مطبوعات معمولاً از نشريات عامه پسندي چون ورزشي، هنري و غيره شروع شده و به سمت مطبوعات جدي سوق پيدا مي کند.
نشريات عامه پسند که در درجه اي فراتر از نشريات زرد قرار دارند، از محتوايي همه فهم و ساده برخوردار بوده و در مواقعي که مخاطب شرايط مطالعه جدي را ندارد، اطلاعات مفيد ي نيز در اختيارش قرار مي دهند.
در حالي که نشريات زرد با داشتن تيترهاي جنجالي که اغلب با محتوا نيز مغاير و متفاوت است، بيش از اطلاع رساني و آگاهي بخشيدن به مخاطب، به منافع خود توجه مي کنند. به بيان ديگر اينگونه نشريات گاه با تشويش اذهان عمومي و بي اعتماد ساختن او نسبت به تمامي مطبوعات، بي اعتمادي عمومي نسبت به تمامي رسانه ها را نيز باعث مي گردند.
به نظر مي رسد سواد رسانه اي مخاطب داخلي در شرايط فعلي در حدي قرار گرفته است که با تجزيه و تحليل مطالب و شناخت از نشريات، به مطالعه آنها پرداخته و تمايل کمتري به نشريات زرد با مشخصات ارايه شده از خود نشان دهد.
مطبوعات عامه پسند و جدي هر يک کارکرد و مخاطب خاص خود را داشته و در نتيجه حضور هر دو در جامعه مطبوعاتي ضروري است. آنچه در اين ميان بايد بيش از پيش مورد توجه قرار گيرد، مسؤوليت پذيري، رعايت قانون و احترام به حقوق خصوصي و اجتماعي افراد از سوي روزنامه نگاران و رسانه هاست.
براي پيشرفت در حوزه روزنامه نگاري چه در عرصه عامه پسند و چه مطبوعات جدي بايد از ورود به حريم خصوصي افراد اجتناب نمود و علاوه بر آن خبرنگاران و روزنامه نگاران بايد در مقابل آنچه که مي گويند و منتشر مي کنند، مسؤوليت پذير باشند.