ويليامپري وزير دفاع سابق آمريكا در زمان رياستجمهوري بيل كلينتون معتقد بود كه آمريكا و كرهشمالي دراواخر امسال وارد جنگ ميشوند.
ويليامپري اظهار داشت كه آمريكا ممكن است اواخر امسال با كرهشمالي وارد جنگ شود.
بسياري از تحليلگران معتقدند كه خطمشي دولت آمريكا در قبال كرهشمالي غير شفاف، پراكنده و رويارويي آنها غير سازنده و مخرب بوده است. بوش و تيم جنگطلبان وي در نگاه استراتژيك خود به فراسوي مرزها هر گامي كه برميدارند ناكامتر ميشوند و عملكرد آنها مشابه بازيگري احساساتي به جاي ابرقدرتي قدرتمند بوده است. با توجه به اينكه كرهشمالي اعلام كرده است كه سوختلازم براي توليد بمباتمي را در اختيار دارد، دولت بوش به خطا راه خود را به سوي خلاف جهت هدفي كه دنبال ميكرد، گشوده است، يعني كره شمالي عاري از سلاحهاي هستهاي است.
از آنجا كه دولت كرهشمالي برنامه خود را با نيت فشار بر ايالاتمتحده براي كشاندن آن كشور به پاي ميز مذاكره آغاز كرد و آمريكا پاسخ نداد، پيونگيانگ نيز اقدامات خود را تشديد كرد، توان و اقتدار نظامي خود را افزايش داد و تمام تلاش خود را براي پيشبرد برنامههاي هستهاي "يونگبيون" خود بهكارگرفت. در حالحاضر با قدرت گرفتن دولت كرهشمالي و به دنبال افزايش نگرانيهاي ايالاتمتحده از برنامههاي هستهاي اين كشور، بوش سعي دارد تا با نزديك شدن به درون نظام سياسي كرهشمالي از راه مذاكره و مصالحه و ملحق ساختن اين كشور به اردوگاه متحدين آمريكا به عنوان الگو و نمونهاي از ديپلماسي غيرنظامي در جهت تنوير افكارعمومي و جلب اعتماد بينالمللي اقدام كند و از طرف ديگر سعي دارد تا با اثبات پيروزي ايالاتمتحده در عراق و متفاوت نشان دادن شرايط دو كشور كرهشمالي و عراق، فصل جديدي را براي حضور دولت آمريكا در صحنههاي بينالمللي و كرهشمالي آغاز كند.
از طرفي استراتژيستهاي ايالاتمتحده در عينحالي كه معتقد به انهدام سلاحهاي كشتارجمعي عراق بودند، بر اين باور هستند كه وقتي دشمن قادر به پاسخگويي و مقابله باشد بايد با توسل به گفتوگو و مصالحه، در صدد كاستن از خطراتي برآمد كه منافع يك كشور و متحدانش را تهديد ميكند؛ لذا آمريكاييها هرگز سياستي را كه در قبال عراق اتخاذ كردند در كرهشمالي اتخاذ نخواهند كرد و از طرف ديگر بسياري از تحليلگران معتقدند كه جنگ در خطوط مرزي دو كره، حداقل يكميليون كشته برجاي خواهدگذاشت و علاوه برآن باعث خسارات و تنشهاي جبران ناپذيري در شبهجزيره كره خواهدشد. بنابراين با دستيابي كرهشمالي به فناوري موشكهاي دوربرد هستهاي و توسعه سلاحهاي شيميايي و بيولوژيك، تهاجم نظامي و حمله به كرهشمالي بعيد بهنظر ميرسد.
واشنگتن نيز بارها از طريق مقامات خود اعلام نموده كه قصد حمله نظامي به كرهشمالي را ندارد و " كالين پاول" وزير امورخارجه آمريكا نيز بر سياست واشنگتن تأكيد نموده و گفته است كه آمريكا برنامهاي براي حمله نظامي پيشگيرانه به رآكتورهاي هستهاي كرهشمالي كه اخيراً به منظور توليد سلاحهاي هستهاي توسط اين كشور مجدداً فعال شده، ندارد و آمريكا بهجز ابزار نظامي، از ابزارهاي ديپلماتيك ديگري در حل بحران كرهشمالي استفاده خواهد كرد.
بنابراين موافقت افكارعمومي دولت ايالاتمتحده با گفتههاي "ويليامپري" مبنيبر حمله آمريكا به كرهشمالي خيلي بعيد بهنظر ميرسد. زيرا از آنجا كه دولت بوش در نحوه برخورد خصمانه و اعمال نظامي دربرخورد با كرهشمالي با موانع متعددي روبروست، به هيچوجه قصد ندارد با استفاده از ابزارهاي نظامي و ايجاد فضايي تنشآلود و آلوده كردن منطقه به تشعشعات هستهاي به مجتمع "يونگبيون" كرهشمالي ، حمله كند. واشنگتن حمله به كرهشمالي را بهعنوان آخرين مرحله خواهد گذاشت چرا كه هيچگونه منفعت اقتصادي در اين گونه اقدامات نهفته نيست و دور از تصور است كه آمريكا بخواهد خطر مواجهه نظامي مستقيم عليه كرهشمالي را بپذيرد.
بسياري از تحليلگران معتقدند كه آمريكا در منطقه شرقآسيا و شبهجزيره كره عمدتاً مراقب رشد نظامي و نفوذهاي سياسي چين بوده و در كنار آن تمامي فعاليتهاي كرهشمالي را به عنوان يك تهديد بالقوه زير نظر دارد و با توجه به اين، ميتوان چنين بيان كرد كه هشدارها و تهديدات آمريكا عليه كرهشمالي، در حقيقت به نوعي تعادل قواي منطقهاي جهت حفظ منافع مورد علاقه واشنگتن در منطقه است.
از مطالب ذكر شده ميتوان چنين برداشت كرد كه از سويي كرهشمالي ميكوشد تا از فناوريهستهاي خود بهعنوان ابزاري براي افزايش قدرت چانهزني خود در مقابل آمريكا و كشورهاي منطقه بهره گيرد؛ به عبارت ديگر، كرهشمالي در فاز جديد روابط خود ميكوشد تا معاملهاي ديگر براي بقاي نظام سياسي خود انجام دهد و آن عبارت است از امتيازگرفتن از آمريكا در قبال ناامن كردن خاورميانه و آسيا.
بهنظر ميآيد مقامات كرهشمالي با آگاهي از مسائل و اوضاع منطقهاي و با اتخاذ روشهاي برخوردهاي نظامي محدود و كنترلشده بيش از سايران در بهبازيگرفتن سياستمداران آمريكايي موفق هستند و بر همين اساس هنوز زود است كه قضاوت نماييم كه آيا آمريكا برنامهاي جدي عليه سردمداران كرهشمالي طراحي نموده است يا خير. اصولاً آمادگي نظامي و بسيج نيروي انبوه مردمي در كرهشمالي و عوامل منطقهاي مانند حمايت چين و روسيه هرگونه ابتكار عمل نظامي آمريكا عليه اين كشور را سلب مينمايد و هزينه آمريكاييها را براي سرنگوني دولت كرهشمالي بسيار بالا ميبرد. با توجه به گفتههاي "ويليامپري" مبنيبر تهاجم نظامي آمريكا عليه كرهشمالي محتمل به نظر مينميرسد كه آمريكاييها بخواهند چنين دولتي را سرنگون كنند.
از طرف ديگر به دنبال اقدامات كرهشمالي و با توجه به مشكلات و بحرانهاي آمريكا در عراق و افغانستان، مقامات واشنگتن اعلام كردهاند كه خواستار راهحل مسالمت آميز براي بحران مربوط به آخرين سنگر جنگ سرد در جهان هستند.
محرك ايالاتمتحده منافع اقتصادي است و ايالاتمتحده از حملهنظامي به كرهشمالي سود چنداني نخواهد برد و هيچگونه مصلحتي براي ايالات متحده در رويارويي با كرهشمالي نيست. ايالاتمتحده بايد اين نكته را مدنظر داشته باشد كه با گفتوگو و مذاكره با دولت كرهشمالي، هيچ امتياز نظامي را از دست نخواهد داد و از قرار گرفتن در كنار كرهشمالي، چين، روسيه، ژاپن و كره جنوبي و مذاكره برسر توافقنامهاي كه هدف تبديل كرهشمالي به كشوري غير هستهاي در قبال به رسميت شناختن اين كشور و سرمايهگذاري اقتصادي منطقهاي را دنبال ميكند، منافع بسياري را بهدست خواهد آورد. بنابراين احتمال اينكه آمريكا در پايان سالجاري با كرهشمالي وارد جنگ شود ضعيف است.