باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز سه شنبه 12 آذر 1387 كاربران برخط 324 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
«امت واحده» و گريز از بايكوت
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: مرتضي - شيرودي

منبع: ماه نامه - زمانه - 1383 - شماره 22، تير

 
 

شايد اگر انقلاب اسلامي ايران رخ نداده بود، پيش‌بيني نظام بين‌المللي آينده و تحولات آيندة قطب‌بندي در جهان به اين دشواري نبود. انقلاب اسلامي بر ويژگيهاي ژئوپوليتيك ايران چند ويژگي تازه افزود كه ارزش ويژگيهاي قبل را به توان صد رسانيد و همة توانمنديهاي تاريخي ايران را مضاعف ساخت. انقلاب اسلامي به دين اسلام خصيصة ايدئولوژيك بخشيد و مهمترين منطقة جغرافيايي جهان را با ساكنان مسلمانش به يك بلوك بلقوة قدرتمند مبدل ساخت به طوري كه هر زمان احتمال مي‌رود با خيزش سياسي جهان اسلام اين بلوك قدرتمند شكل گيرد. بلوكي كه نه تنها نظم نوين جهاني را تحت تأثير قرار مي‌دهد بلكه محتمل است طرح نويسي براساس تعاليم ديني و الهي براي نظام در حال تكوين بين‌الملل ارائه كند. به ويژه آنكه اسلام مبلغ و مشوق ايجاد امت واحده در جهان بشريت است و آئين و اصول آن جهان‌شمول و جاوداني است. در مقاله‌اي كه پيش روي شماست، ديدگاه اسلام و انقلاب اسلامي ايران در مورد نظام جهاني و چشم‌انداز تحولات ممكن و مطلوب در ساختار نظام بين‌الملل مورد تحليل و بررسي قرار گرفته است كه اميدواريم مورد استفاده و اقبال شما عزيزان و گراميان واقع شود.

نظام جهاني، عبارت است از سيستم سياسي، حقوقي، اقتصادي، فرهنگي و نظامي بين المللي ويژه‌اي كه همه يا بيشتر دولتهاي جهان، اوامر آن را پذيرفته و پايبندي خود را به آن، در عمل نشان دهند. طي چند سال اخير دو نوع نظام جهاني پا به عرصه گيتي گذاشته است: 1- نظام توازن قوا از سال 1648.م (انعقاد قرارداد وستفالي) تا 1914.م (آغاز جنگ جهاني اول) 2- نظام دو قطبي كه سه مرحله زير را طي كرد:

1-مرحله تكوين: از 1918.م (پايان جنگ جهاني اول) تا 1939.م (آغاز جنگ جهاني دوم)

2-مرحله تثبيت: از 1945.م(پايان جنگ جهاني دوم) تا 1979.م (پيروزي انقلاب اسلامي ايران)

3-مرحله افول: 1979.م (پيروزي انقلاب اسلامي ايران) تا 1991.م (فروپاشي شوروي سابق)

بنابراين، پيروزي انقلاب اسلامي ايران و فروپاشي شوروي سابق، سرآغاز تحولي عمده در نظام بين المللي براي ايجاد نظام جديد به شمار مي‌رود. انقلاب اسلامي از يك سو فرهنگ و باور نه شرقي و نه غربي را وارد واژگان سياسي جهان كرد و از سوي ديگر، فروپاشي شوروي سابق، نظام دو قطبي را درهم پيچيد. از اين رو، بررسي نظم محتملي كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي و فروپاشي شوروي سابق در حال شكل‌گيري است، موضوع اين مقاله را تشكيل مي‌دهد.1

 اشكال و صور محتمل نظام جهاني آينده

آنچه به عنوان نظام جهاني آينده ترسيم مي‌شود، برخي ناشي از تجربه گذشته و برخي نيز، ناشي از آرمانها و آرزوهاست. تحقق هر يك از اين دو به فراهم آمدن زمينه‌ها و بسترهاي فراواني نياز دارد كه گاه غيرممكن به نظر مي‌رسد. ولي مسايل فوق، بشر را در دستيابي به نظام مورد نظر مايوس نساخته است. به هر روي، نظامهاي جهاني محتمل آينده عبارتند از:

 نظام تك قطبي سلسله مراتبي:

اين نظام يكي از صور احتمالي نظام جهاني جديد خواهد بود كه آمريكا در پي تحقق آن است. آمريكا مي‌خواهد كه در راس چنين نظامي قرار گيرد و رهبري جهاني را در همه عرصه‌هاي حيات سياسي اجتماعي در دست داشته باشد. در حقيقت، ايالات متحده در اين نظام، خواهان سلطه بر كل جهان در ابعاد ديپلماسي، تجارت، بازرگاني، تسليحات و غيره است. البته در اين بين موانعي در تحقق سلطه جهاني آمريكا وجود دارد، از جمله: اولا؛ جهان از اواخر دهه هفتاد و اوايل دهه هشتاد ميلادي، در پي پيروزي انقلاب اسلامي در ايران با ظهور و رشد مذهب و آرمانهاي ديني مواجه شده است. اكنون نيروهاي مذهبي و جنبشهاي رهايي بخش بسياري در گوشه و كنار جهان شكل گرفته‌اند كه با برتري طلبي و سلطه جوئي آمريكا به طور مستقيم مخالفت مي‌نمايند. ثانيا: آمريكا در صحنه داخلي با مشكلات اقتصادي و اجتماعي فراواني روبرو است. اين كشور ششصد ميليارد دلار بدهي خارجي دارد و از اين حيث يكي از مقروض‌ترين كشورهاي جهان به شمار مي‌رود. كسري بودجه، عدم موازنه پرداختهاي تجاري خارجي، وجود برخي اغتشاشات دروني نظير اعتراض گاه و بيگاه سياهپوستان از ديگر موانع سلطه جهاني آمريكا به شمار مي‌رود. ثالثا: ژاپن و اروپاي متحد، قطبهاي اقتصادي قدرتمندي هستند كه آمريكا در پي سلطه اقتصادي بر جهان با مخالفت اين قطبها مواجه است. طبيعتا آنان از ابزارهاي اقتصادي و سياسي چون محدوديتهاي تجاري براي كنار زدن يا منزوي كردن آمريكا استفاده خواهند كرد. همچنين چين، روسيه و هند نيز مي‌توانند در اين جهت، موانعي را در برابر آمريكا پديد آوردند. رابعا، با آگاهي رو به رشد ملتهاي جهان سوم از نقش كشورهاي توسعه يافته در عقب ماندگي آنها، اين كشورها با تحميل اراده آمريكا برجهان به مخالفت بر مي‌خيزند و از سوي ديگر، گرايش جهان سوم را به استراتژيهايي چون عدم تعهد تشديد و تقويت مي‌نمايند.2

 نظام چند قطبي:

يكي ديگر از شكلهاي احتمالي نظام بين المللي، نظام چند قطبي است. اگر نظام چند قطبي آتي، برپايه اقتصاد شكل گيرد قطبهاي اقتصادي جهان چون آلمان، ژاپن، آمريكا و كانادا شكل دهنده سيستم چند قطبي خواهند بود. به نظر مي‌رسد نظام چند قطبي، به شكل زير هم امكان تحقق خواهد داشت: نظام چند قطبي فرهنگي= فرهنگ مذهبي + فرهنگ دموكراسي= جدال بين اسلام سياسي و مسيحيت دولتي

برخلاف انديشه‌اي كه تقابل بين فرهنگ اسلامي و سكولار غربي را نفي مي‌كند، اين تقابل همواره وجود داشته و خواهد داشت. به عنوان مثال: كاملترين دستورالعملي كه حاوي مهمترين نقشه‌هاي دشمن براي نابودي اسلام باشد را مي‌توان در سخن لويي نهم پادشاه فرانسه يافت. وي اصول مبارزه عليه اسلام را كه نقطه تاكيد آن بر مبارزات فرهنگي قراردارد اينگونه بيان نموده است: ما نمي‌توانيم طي جنگ بر مسلمين پيروز گرديم ولي با اتخاذ سياستي به شرح ذيل مي‌توانيم برآنان پيروز شويم:

1- كوشش شود فرماندهان و رهبران مسلمين از يكديگر جدا شوند. چنانچه در اين امر مهم موفقيت حاصل شد، لازم است با فعاليت هرچه بيشتر اين تفرقه را شدت دهيم تا عاملي در تضعيف و ناتواني مسلمين باشد. يك مبشر مسيحي بنام لورانس در اين مورد مي‌گويد: لازم است كه مسلمين و اعراب متفرق بمانند تا نيروي موثري نگردند و وزنه‌اي در جهان تشكيل ندهند.

2-كوشش شود در كشورهاي اسلامي، دولتي صالح و خدمتگزار شكل نگيرد. به همين دليل است كه رئيس تحريريه مجله تايم در كتاب سفر آسيا، به دولت آمريكا توصيه مي‌كند تا در كشورهاي اسلامي رژيمهاي نظامي ديكتاتوري ايجاد كند تا مانع از دعوت اسلام و تسلط بر امت اسلامي گردند كه مبادا مسلمانان بر غرب و استعمار و فرهنگ استعماري پيروز شوند.

3-رژيمهاي حكومتي در كشورهاي اسلامي را بايد با فساد، انحراف، رشوه خواري و عياشي فاسد نمود.

4-مانع تشكيل ارتشي مومن و ميهن دوست باشيم كه در راه معتقدات خود جانفشاني كند.

5- سعي شود تا مانع وحدت كشورهاي عربي(مسلمان) در منطقه باشيم.

6-كوشش گردد تا دولتي وابسته در منطقه عربي(اسلامي) تاسيس شود كه حدود آن در شمال غزه و در جنوب انطاكيه بوده و تا حد امكان از امتداد شرقي و غربي برخوردار باشد.

مواد يك و دو كنفرانس مسيحيت در بيروت به سال 1910.م بيان مي‌دارد كه كار تبشير را مي‌توان از طريق ملاقات حضوري، مكاتبه، انتشار ادبيات مسيحي، توزيع انجيل، ارسال گروههاي پزشكي و ساخت مدرسه‌هاي دخترانه و پسرانه انجام داد و ترويج قوانين اساسي تقليدي در مراكز روشنفكري از پيش كار تبشير را آسانتر كرده است.3

ميدان تقابل فرهنگي مسيحيت تحريف شده عليه اسلام، با ظهور آن گشوده شد. مكمل و مروّج اين مبارزه نظراتي است كه رهبران غرب گاه و بيگاه عنوان كرده و آن را دنبال نموده‌اند. در اينجا صرفا براي روشن شدن اين خصومت باطني به نمونه‌هايي از اين نظرات اشاره مي‌گردد:

1-روستو مشاور خاورميانه‌اي جانسون- از رئيس جمهورهاي اسبق آمريكا- در سال 1967 گفت:«لازم است بدانيم اختلاف بين ما و ملل عرب، اختلاف بين دولتها و ملتها نيست بلكه بين فرهنگ اسلامي و فرهنگ مسيحي مي‌باشد.» روستو هدف استعمار در خاورميانه را نابودي فرهنگ اسلامي مي‌داند كه تشكيل دولت غاصب اسرائيل نيز بخشي از همين برنامه به شمار مي‌رود.

2-چرچيل نيز پس از غصب قدس توسط رژيم اسرائيل مي‌گويد:«بيرون آوردن قدس از دست اسلام و مسلمين خوابي بود كه پيوسته مسيحيان در آرزوي تعبير آن بودند. خوشحالي مسيحيان از اين رويداد كمتر از خرسندي يهوديان نيست.» همسوئي يهوديان و مسيحيان قرنهاي متمادي است كه ادامه دارد، يهوديان همواره به عنوان عامل و ابزار اجراي سياستهاي ضد اسلامي مسيحيان و از سوي ديگر حامي و پشتيبان مالي آنان بوده‌اند.

3-موروبيرگ نويسنده كتاب جهان معاصر عرب مي‌گويد:«ترس از اعراب و توجهي كه به ملت عرب داريم به علت وجود چاههاي نفت فراوان آنها نيست، بلكه به سبب اسلام است.» اين سخن به اين معناست كه مسخ فرهنگ اسلامي، غارت دول اسلامي را براي غرب آسانتر خواهد كرد.

4- كيون مستشرق فرانسوي در كتاب بائولوجيا مي‌نويسد:«لازم است يك پنجم از مقدار مسلمين را نابود كرده و حكم اعمال شاقّه را بر بقيه اجرا نماييم و كعبه را ويران نموده مرقد محمد]ص[ و جسدش را در موزه لوور قرار دهيم.»

اين قسمت را با سخن معروف گلادستون نخست وزير اسبق انگلستان به پايان مي‌بريم كه مي‌گويد:«تا زماني كه قرآن در دست مسلمين باشد اروپائيان نخواهند توانست بر مشرق مسلط گردند.» تسلط بر شرق بدون مسخ فرهنگ اسلامي ممكن نخواهد بود، روشي كه غربيها، قرنهاست آن را يافته و دنبال كرده‌اند و هم اينك نيز سخت بدان تمسك مي‌جويند زيرا در نگاه آنان«اسلام از هرگونه سلاح شيميايي و سمي براي غرب خطرناك‌تر است» و بنابراين«هدف اصلي از اجراي سياستهايي كه به نام پيشرفت و عدالت اجتماعي تبليغ مي‌شود نابود كردن نظام حكومتي اسلام است.»

رزالين مندل برگ- خاخام يهودي- در مقاله‌اي با عنوان«دشمن كيست» كه در 11 ژانويه 2002 به چاپ رسيده است، نظر خود را در مورد اسلام و نوع برخورد با آن اينگونه بيان مي‌كند:«دشمن يا همان شيطاني كه در بين ماست چيزي جز اسلام مبارز يا همان كه بعضيها به عنوان اسلاميت مي‌شناسند نيست. عقيده يك مسلمان مبارز- كه ريشه در قرآن دارد- آنها را تحريك به جنگ با كفار مي‌كند. طبق اين عقيده است كه آنها بايد اسلام را به عنوان يك ايدوئولوژي برتر و حاكم در سراسر جهان پايه‌ريزي كنند. ما بايد با متحدان خود در سراسر جهان همكاري كنيم تا اسلام مبارز در هر كجا و به هر نحو ممكن، با برنامه‌ريزي مطابق نياز و احتياج هر كشوري تضعيف گردد. مثلا مدارس علميه يا مذهبي در پاكستان، عربستان سعودي، ايران و سودان بايد تعطيل شوند.»4

اوريانا فالاچي خبرنگار و نويسنده سرشناس ايتاليايي معتقد است:«جهان اسلام در يك جنگ فرهنگي با غرب به سر مي‌برد و بدترين حالت اين درگيري هنوز خود را نشان نداده است. برخورد بين ما و مسلمانان يك برخورد نظامي نيست، بلكه يك برخورد فرهنگي و ديني است و بدترين حالات اين برخورد در راه است.» فالاچي اخيرا با تاليف كتابي به نام«خشم و غرور» مسلمانان را مورد انتقادهاي شديد قرار داده و از غرب خواسته است در برابر اسلام ايستادگي كرده و آن را شكست دهد.5

 نظام حكومتي جهاني واحد:

برخي را عقيده بر آن است كه نظام آينده جهان، نظام حكومت جهاني واحد زير چتر سازمان ملل متحد خواهد بود. اين عقيده را بعضي تحليلگران روابط بين الملل كه به تاثير ديپلماسي سازمان ملل متحد به ويژه در سالهاي پاياني دهه 1990.م خوشبين هستند، ابراز مي‌كنند. اثر مثبت سيستم امنيت دسته جمعي سازمان ملل متحد در حوادثي چون تنبيه عراق در حمله به كويت اين اميد را در در آرمان گرايان(ايده آليستها) پديد آورد كه از طريق سازمان ملل متحد مي‌توان انتظار داشت كه مشكلات دنياي امروز مرتفع گردد. به نظر مي‌رسد تحقق حكومت يا دولت جهاني واحد زير نظر سازمان ملل متحد به دو صورت ذيل امكان پذير باشد:

1-ساختار فعلي سازمان ملل متحد حفظ شده و حاكميت و استقلال كشورها محفوظ باقي بماند. با اين وجود سازمان ملل متحد بايد توجه بيشتري به امنيت، صلح و حقوق بشر، توسعه اقتصادي و آزادي سياسي در كشورهاي جهان مبذول دارد. كشورهاي عضو هم بايد نقش بيشتري در امنيت دسته جمعي به عهده گيرند. تعامل اين دو وضعيت، سازمان ملل متحد را توانا مي‌سازد كه در مناطق بحراني دنيا حضور فعال داشته و در حل و فصل اين بحرانها بكوشد.6

2-ساختار فعلي سازمان ملل متحد به ويژه، ساختار شوراي امنيت اصلاح گردد. در اين نگاه تا زماني كه سازمان ملل متحد اسير پنج قدرت داراي حق وتو(آمريكا، انگليس، چين، روسيه و فرانسه) در شوراي امنيت است، قادر نخواهد بود عادلانه عمل نمايد. مي‌ بايست همه كشورهاي جهان از نقش يكسان و قدرت مساوي در تصميم‌گيريها و اقدامات سازمان ملل متحد برخوردار باشند. براي تحقق چنين آرماني، مشاركت نمايندگان كشورهاي جهان سوم به ويژه جهان اسلام در شوراي امنيت سازمان ملل متحد ضرورت دارد.

 انقلاب اسلامي و نظم نوين جهاني

انقلاب اسلامي در پي ايجاد نظمي جديد و دلخواه در جهان است. انقلاب اسلامي براي ايجاد نظم نوين جهاني مورد نظر، دو استراتژي (راهبرد) را در پيش گرفته است. استراتژي نخست از يك برنامه كوتاه مدت كه چگونگي برخورد انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي ايران را در وضعيت كنوني جهان مشخص مي‌كند، پيروي مي‌نمايد. همچنين انقلاب اسلامي يك برنامه دراز مدت كه تصويري از نظام مطلوب و آرماني اسلام را نشان مي‌دهد الگوي رفتاري خود قرار داده است. هم اينك تلاشهايي براي تحقق نظام جهاني آينده از سوي حاميان و پيروان هر يك از نظامهاي تك قطبي سلسله مراتبي، چند قطبي و حكومت جهاني واحد زير نظر سازمان ملل متحد، در جريان است. بنابراين جمهوري اسلامي با تكيه بر قانون اساسي، قرآن، حمايتهاي مردمي، رهنمودهاي امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري مي‌كوشد با فراهم آوردن امكانات داخلي و خارجي ضمن تضعيف ايده تحقق نظامهاي فوق به تقويت آرمان ايجاد نظام مطلوب خويش بپردازد. در اين راه جمهوري اسلامي ايران، ابتدا به رد نظم نوين جهاني يا جهاني شدن با حاكميت آمريكا(نظام تك قطبي سلسله مراتبي) كه در يك دهه گذشته بسترسازي تحقق آن از سوي ايالات متحده با شدت دنبال مي‌شود، مبادرت نمود.

آمريكا از سال 1945.م (پايان جنگ جهاني دوم) تا 1991.م (فروپاشي شوروي) تنها يكي از دو قطب حاكم بر جهان بود. طي اين دوره 46 ساله، آمريكا كارنامه سايه و تاريكي از عدالت، آزادي و استقلال در جهان برجا گذاشت. به عنوان مثال اين كشور به بلوك بندي و ايجاد انواع پيمانهاي نابرابر و ظالمانه و اقتصادي در سطح جهان دست زد و بارها به مداخله مستقيم و غيرمستقيم در كشورهاي جهان پرداخت. اسرائيل غاصب را در خاورميانه پديد آورده و از جناياتش حمايت كرد. با ابزار وام، اعتبارات، دانش و تكنولوژي كشورهاي جهان سوم را به خود وابسته نمود. در مناطقي از دنيا چون هند و چين، به منظور تثبيت اقتدار خود به كشتار وسيع انساني مبادرت ورزيد. از رژيمهاي نامشروع و جنايت كاري چون شاه ايران حمايت به عمل آورد. از انواع ترفندها براي سرنگوني نظام مردمي جمهوري اسلامي سود برد و از رژيم متجاوز و جنايت پيشه صدام در جنگ تحميلي عليه ايران پشتيباني نمود. با مرور اقدامات جهاني آمريكا بعد از 1991.م نيز تفاوت چنداني با اقدامات پيش از آن به چشم نمي‌خورد.

از سوي ديگر انقلاب اسلامي ايران، براي مقابله با استقرار نظام دلخواه و ظالمانه آمريكا در جهان، امكانات وسيعي در اختيار دارد، از جمله:

 الف-پشتيباني مردم و تاثيرات آن:

ايران پس از انقلاب اسلامي، بيش از بيست انتخاب مردمي را پشت سرگذاشت و يك نظام مردم سالار ديني را تاسيس كرد. هر ساله خيل عظيمي از انسانها در 22 بهمن، روز جهاني قدس و … به خيابانها مي‌ريزند. اكثريت قاطع مردم در انتخابات مجلس، رياست جمهوري، شوراها و … شركت مي‌كنند. شعارهاي مردم ايران از جمله نه شرقه و نه غربي، استراتژي جديدي را پديد آورد كه حتي به تقويت جنبش غير متعدها انجاميد. بيشتر كشورهاي عضو اين جنبش كه از يوغ استعمارگران اروپايي رها گشته و در چنگال سلطه آمريكاييها گرفتار آمده‌اند، آمادگي زيادي براي پذيرش طرحهاي ايران در مقابله با آمريكا دارند. ايران در سازمان ملل متحد با طرح گفتگوهاي تمدنها، نفوذ قابل توجهي پيدا كرد و از اين نفوذ براي هويت بخشي به جريانهاي مخالف دكترين جهاني شدن آمريكايي سود برد.

 ب- نفوذ فرهنگي منطقه‌اي:

ايران با منطقه پيراموني خود پيوندهاي فرهنگي فراواني دارد. كشورهاي اطراف ايران همگي مسلمانند. مردم و برخي از دولتهاي مسلمان همسايه از ايران متاثرند. ايران نفوذ فرهنگي گسترده اي در آسياي ميانه، افغانستان، هند و… دارد. قرنها اين سرزمينها در كنترل ايران يا جزيي از آن بود و بازرگانان ايراني براي اولين بار، اسلام را به اين مناطق بردند. هم اكنون معماري اسلامي و زبان فارسي در آنجا طرفداران فراواني دارد. به هر روي، مشتركات فرهنگي ايران و منطقه بسيارند. ايران امكانات توريستي و زيارتي فراواني براي تاثيرگذاري در اختيار دارد. وجود فارسي زبانان در خليج فارس و آسياي ميانه، مايه اميد بسياري به شمار مي‌روند. ايران تاريخ ضد استعماري مشتركي با كشورهاي همسايه و حتي آسيا، آفريقا و آمريكاي لاتين دارد و اين مساله مي‌تواند آنان را در يك جبهه متحد قرار دهد. ايران همچنين مي‌تواند خلاء شكست و حذف كمونيسم در آسياي ميانه را جبران كند.

 ج- نيروي انساني فراوان:

ايران جوانترين كشور جهان است كه تحصيلكردگان و نيروي متخصص فراوان دارد. اين قدرت اگر با نيروي انساني كشورهاي منطقه و به ويژه آسياي ميانه يكي شود، يا ايران به اتحاد استراتژيك با روسيه، هند وچين دست بزند، در آن صورت قدرت قابل توجه بسيار مهمي خواهد بود. اگر جمعيت مسلمان ايران و كشورهاي منطقه گردهم آيند، يك قطب جمعيتي قدرتمند شكل خواهد گرفت. نيروي عددي كشورهاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي كه ايران نقش ممتازي در آن دارد، مي‌تواند از جهات مختلف براي غرب خطر آفرين باشد.

موقعيت استراتژيك:

ايران در منطقه مهم خاورميانه قرار دارد و مي‌تواند نقش ويژه‌اي در مسائل عمده اين منطقه ايفا كند. يكي از دلايل اساسي ناكامي روند صلح خاورميانه، مخالفت ايران با اين مذاكرات است. همچنين ايران در منطقه حياتي خليج فارس واقع است كه قلب نفت جهان به شمار مي‌رود و نيز با كنترل تنگه هرمز بر انتقال نفت به جهان اشراف دارد. جمهوري اسلامي ايران درجوار منطقه آسياي ميانه و قفقاز واقع شده و قادر است به علت وجوه مشترك اقتصادي، فرهنگي، ايدئولوژيك و سياسي در مركز حركت اين كشورها عليه غرب قرار گيرد. تقويت سازمانهاي منطقه‌اي همچون سازمان كشورهاي همجوار درياي خزر افق روشني در اين جهت به شمار مي‌رود. به هر روي خاورميانه از نظر اقتصادي و سياسي براي غرب بسيار مهم بوده و ايران نيز عضو موثر و فعال خاورميانه محسوب مي‌گردد.

 مركزيت انقلاب اسلامي:

انقلاب اسلامي يا معجزه قرن در ايران اين كشور را به عنوان ام القراي جهان اسلام مطرح كرد. انقلاب ايران مفهوم جديدي از اسلام را عرضه كرد كه به اسلام سياسي معروف است. ايران با تقويت زمينه‌هاي همگرايي مي‌تواند يك قطب ايدئولوژيك قدرتمند تشكيل دهد. ايران مي‌تواند با تكيه بر نفرت عميق ملتها از غارت منابع آنها توسط استعمارگران، مجموعه پرقدرتي را در مقابله با سلطه‌جويي زورگويان جهاني ايجاد نمايد. در اين ميان تواناييهاي نظامي و تجارب نظامي ايران قابل چشم پوشي نيست. قواي مسلح ايران مركب از خيل عظيم نيروهاي ارتش و سپاه و بسيج است و امكان مانور نظامي وسيعي را در اختيار دارد و طي سالهاي اخير به سلاحهاي مدرن نيز مجهز شده است. مردم در ايران مشروعيت نظام سياسي را پذيرفته‌اند، از اين رو با هرگونه خطري كه آن را تهديد نمايد، به مقابله خواهند پرداخت.

 توانمدنيهاي اقتصادي:

ذخاير نفت و گاز ايران بسيار قابل توجه بوده و توانايي آن در پالايش نفت هم ستودني است. ترانزيت كالا به كشورهاي اطراف خصوصا به كشورهاي آسياي مركزي نقش ويژه‌اي به ايران داده است. ايران وضع مشابهي با بيشتر كشورهاي در حال توسعه دارد و اين مساله مي‌تواند اين كشورها را در جبهه ايران در مصاف با قدرتهاي جهاني قرار دهد. ايران به همراه اين كشورها مي تواند قطب اقتصادي نيرومندي تشكيل دهد كه در اين راه تسلط بر منابع نفتي بسيار حائز اهميت خواهد بود.7

 به سوي نظام مطلوب

نظام جهاني مطلوب از ديدگاه انقلاب اسلامي نظامي است كه برپايه رهبري الهي، قانون عادلانه و حاكميت امت واحده استوار باشد. اين نظام  كه از آن مي‌توان با نام نظام امامت و امت ياد كرد، در دوره غيبت امام زمان (عج) نيز دست يافتني است. هرگونه نظام اسلامي در دوره غيبت كبري در حكم بستر و زمينه‌اي خواهد بود كه حكومت الهي و نظام جهاني امام موعود را فراهم خواهد آورد. در حركت به سوي نظام مطلوب فوق مراحل زير مورد توجه قرار دارد:

مرحله اول(نظام فعلي جهاني): نظام فعلي جهان، سيال باقي مانده و نه دو قطبي و نه تك قطبي است. پايه اين نظام بر دولتها قرار دارد و در آن ملتها جداي از هم زندگي مي‌كنند و مرزهاي سياسي، جدايي بين ملتها را پديد آورده‌اند. جمهوري اسلامي ايران با اين نظام، بر مبناي حقوق و قرادادهاي بين المللي رفتار مي‌كند و در حد امكان مي‌كوشد در روابط بين دولتها و ملتها براساس برابري، حق، عدالت و احترام متاقبل عمل نمايد تا راه براي ورود به مرحله بعد فراهم گردد.

مرحله دوم(حكومت جهاني واحد): در صورت تحقق نظام حكومت جهاني واحد و يا هر نظام محتمل ديگر، نظام جمهوري اسلامي ايران بر مبناي دو استراتژي دعوت و جهاد به آگاه سازي ملتها پرداخته و با تكيه بر افكار عمومي جهان و نيروي ملتها تلاش خواهد كرد، قطب قدرتمندي از ملتهاي جهان اسلام و جهان سوم پديد آورده و از آن در جهت تحقق آرمانهاي عدالت خواهانه استفاده كند.

مرحله سوم(نظام امامت و امت): برپايه اعتقادات اسلامي كه در قانون اساسي ايران نيز منعكس شده است، نظام مطلوب اسلام، نظام امامت و امت است. در راس اين نظام امام معصوم قرار مي‌گيرد كه با بهره گيري از علم لدني و معصوميت و امدادهاي الهي، نظام عادلانه اي را پايه ريزي مي‌كند. در اين نظام تمام ملتها، دولتها و سرزمينها، تحت عنوان امت واحدي به سوي كمال انساني و اسلامي سوق داده مي‌شوند.8

از ديدگاه اسلام، فلسفه آفرينش دست يابي به كمال است. نيل به كمال نيز تنها در پرتو تبعيت از امام معصوم كه انسان كاملي است، محقق مي‌شود. در نظام ولايت الهي، امام و امت دو اصل اساسي به شمار مي‌روند و دستيابي به كمال در گرو همكاري و همدلي امت با امامت است. نظام امامت و امت، در تاريخ مسلمانان بي سابقه نيست چراكه نظام اسلامي كه پيامبر بنا نهاد، مصداق عيني آن به شمار مي‌رفت. تشكيل حكومت اسلامي توسط نبي اكرم(ص) در مدينه، سرآغاز حركتي تازه براي تاسيس حكومت بزرگ اسلامي (نظام جهاني اسلام) گرديد.

به بيان عميق‌تر، پيامبر(ص) پس از سيزده سال تبليغ مخفي و آشكار اسلام، با توطئه سران قريش مبني بر قتل خويش مواجه شد و به ناچار در سال چهاردهم بعثت(622 ميلادي) از مكه به يثرب(مدينه) هجرت و در آن سال، حكومت اسلامي را تاسيس كرد. پيامبر(ص) با عقد پيمان اخوت بين مسلمانان(انصار و مهاجر)، تاسيس مسجد به عنوان يك پايگاه عبادي- سياسي، بستن پيمان با يهوديان(منشور مدينه)، ايجاد سيستم سياسي و اجتماعي و تشكيل هسته‌هاي رزمي(ارتش) و سپس اعزام مبلغان قرآن و تعاليم اسلامي به اقصي نقاط شبه جزيره، حكومتي را بنا نهاد كه در عدالت و امنيت بي سابقه بود. پيامبر(ص) در سياست داخلي، حكومتي را پديد آورد كه در آن شرك در جزيره‌العرب ريشه‌كن گرديد، پرچم توحيدي در كعبه به اهتزاز درآمد، اسلام در جزيره العرب گسترش يافت و به بسط عدل و عدالت پرداخت. پيامبر اسلام(ص) سياست خارجي را نيز بر پايه دو اصل زير استوار كرد:

1- دعوت: پيامبر(ص) از سال ششم هجرت، سفيراني را به سوي حاكمان بزرگ جهان، چون امپراتور روم شرقي، كسري شاهنشاه ايران، نجاشي پادشاه حبشه، مقوقس والي مصر، امير يمامه، امير غسان و… فرستاد و آنان را به دين خدا و تن دادن به يك نظام عادلانه فراخواند.

2- جهاد: رسول اكرم(ص) با اميراني كه دعوت اسلام را رد كرده و با آن به عداوت پرداختند، به مجادله و مجاهده پرداخت و به عنوان مثال، سه بار به روم شرقي لشگر كشيد. لشگر سه هزار نفري مسلمانان در سال هشتم هجري براي نبرد با امپراتوري روم شرقي به مدينه اعزام شد، ولي بدون پيروزي بازگشت. بار ديگر، پيامبر(ص) در سال نهم هجري با ده هزار سرباز به تبوك رفت كه به عقب نشيني لشگر روم انجاميد. سرانجام پيامبر(ص) در واپسين لحظه هاي عمر مباركش، لشگري را به فرماندهي اسامه بن زيد تجهيز و دستور حركت آن را به مناطق مرزي روم شرقي، صادر كرد. بنابراين نظام جهاني پيامبر(ص) نخست برپايه دعوت و در مرحله بعد، چنانچه با نبرد مسلحانه دعوت شدگان مواجه مي‌شد، به جهاد عليه آنان مي‌پرداخت.9

 ساختار نظام جهاني مطلوب

نظام جهاني مطلوب، نظامي است كه سعادت و آسايش دنيوي و اخروي انسانها را فراهم مي‌آورد. چنين نظامي از ساختاري برپايه رهبري مواحدانه، امت واحده، قانون و حاكميت الهي برخوردار است. در اين نظام از تعلقات ملي و ناسيوناليستي، رهبريهاي چندگانه و مزورانه، قانونهاي خطاپذير بشري، حاكميت شيطان و انسان كه ريشه منازعات، مخاصمات، مشاجرات و مجادلات جهان است، خبري نيست.

 رهبري موحدانه:

رهبري و امامت در نظام جهاني اسلام، از سه ويژگي برخوردار است: اولا، رهبري مركزيت و قطب ايدئولوژيك، عقيدتي، معنوي و سياسي بوده و از اين جهت، كانون وحدت و يكپارچگي جامعه بشري به شمار مي‌رود. او براساس احكام الهي فرمان صادر مي‌كند و امت نيز برمبناي ايمان و آگاهي از او اطاعت مي‌نمايد. در اين نظام امام، زمامدار بر حق و هدايت كننده مردم به سوي حق تعالي و واسطه فيض الهي و محور حركت و فعاليت بشريت مي‌‌باشد. حضرت علي(ع) امام را به محور سنگ آسياب تشبيه مي‌كند. در جامعه جهاني ولي عصر(عج) استعدادهاي مردم با پيروي از امام شكوفا مي شود و مردم در پرتو هدايت او به كمال دست مي‌يابند.10

ثانيا امام، برگزيده الهي و منتخب خداست. اين لطف خداست كه بر انسانها منت نهاده و فرد ممتاز و برجسته را با ويژگيهاي برتري چون: فضيلت، تقوا، علم و آگاهي(اسوه و انسان كامل) به فرمانروايي جهان گمارده است. عقل و خرد آدمي هميشه در درك واقعيتها توانا نيست بنابراين نياز به عنايت الهي در چهارچوب وحي دارد تا راه هدايت و كمال را بپويد. ثالثا، تحقق امامت و به دست گرفتن حكومت، به پذيرش مردم مرتبط است. هنگامي امام معصوم قادر است حاكميت الهي را محقق سازد كه مردم با آگاهي به او ايمان آوردند و از سر اخلاص از او اطاعت نمايند. بديهي است كه در اين صورت بشر آگاه، بيشتر و راحت تر به سوي مصلح حقيقي خود يعني هدايت و كمال گام برداشته و نظام امامت و امت استواري را بنيان مي‌نهد.11

 امت واحده:

انسانها در نظام امامت و امت، به بلوغ و شكوفايي، ارزشهاي الهي، ترقي، تكامل و هدايت نزديك‌اند. به اين دليل، زمينه وحدت يابي و تجمع‌گرايي در آنان فراهم است. جامعه جهاني اسلامي، جامعه‌اي همگون و متكامل، شكوفا كننده استعدادها، واجد استقلال كامل و همه جانبه افراد انساني است و نيازهاي بنيادين و فطري را برآورده مي‌سازد كه در اين مسير فطرت و هويت مشترك، محور فعاليت و حركت اجتماعي آن خواهد بود. بنابراين كساني كه ايمان آورده و عمل شايسته انجام دهند عضو جامعه مطلوب اسلامي مي‌باشند. به همين جهت، آنان خليفه خداوند بر روي زمين بوده و در جامعه اسلامي، پرستش خداي يگانه جاري مي‌گردد.

 قانون و حاكميت:

قانون روابط متقابل انسانها با يكديگر و با حاكميت را مشخص مي‌كند. بشر در طول تاريخ اغلب از بي‌قانوني، كم قانوني و بد قانوني در رنج و عذاب بوده است. گاه تنها عقل ناقص انساني به ترسيم و تدوين قانون پرداخته كه در نهايت بشر را به گمراهي برده است. بشر هيچگاه نتوانسته و يا نخواسته كه يك قانون كامل و يك سيستم حقوقي بي عيب ارائه كند. بنابراين قانون الهي كه از سوي خداوند و با اشراف به نيازهاي انساني به بشر عرضه شده، مرحم زخمهاي بي‌درماني است كه قانون بشري درصدد درمان آن مي‌باشد. اين قانون همه جانبه، كامل، بي عيب و با فطرت انساني سازگار است. البته قانون الهي را تنها مردان الهي مي‌توانند به اجرا درآورند. اجراي قانون الهي به دستور حاكميت الهي مي‌انجامد، همان حاكميتي كه بر سراسر گيتي و هستي حاكم است و لذا حاكميت در اداره جامعه بشري نيز از آن اوست. به بيان ديگر، اراده الهي به اين تعلق گرفته كه حاكميت خويش را در زمينه تدبير و اداره جامعه به انسانها واگذار نمايد. انسانها نيز در جامعه جهاني مطلوب اسلامي، اِعمال حاكميت خدا در زمين را به رهبر برگزيده الهي، يعني امام معصوم وا مي‌گذارند. در واقع حاكميت الهي به صورت اراده امام تجلي يافته و مرزهاي اعتباري و قراردادي موجود حاكم بر دنياي كنوني را در مي‌نوردد.

ويژگيهاي نظام جهان الهي

ويژگيهاي نظام جهاني مطلوب اسلامي با مشخصات نظامهاي گذشته، حال و حتي نظامهاي احتمالي آينده قابل مقايسه نيست. ممكن است اين نظامها، شباهتهاي ظاهري، لفظي و شكلي باهم داشته باشد ولي از لحاظ محتوايي هيچ شباهتي با يكديگر ندارند. بر اين اساس مي‌توان ويژگيهاي زير را براي نظام جهاني الهي برشمرد:

جهاني بودن: وحدت، حتي وحدت فكر در جامعه جهاني اسلامي، فراگير، عميق و واقعي است. اين امر ناشي از ادراك واحد مفهوم واژه‌ها مي‌باشد. بنابراين، جاي شگفتي نيست كه انسانها در عرصه ديني هم يكسان بيانديشند و فرمانروايي ولي عصر(عج) را در شرق و غرب پذيرفته و تنها دين خدا را بر خود حاكم گردانند.

عدالت: از ويژگيهاي بارز نظام جهاني مطلوب اسلامي، عدالت گسترده و حقيقي است كه ريشه ظلم و ستم را مي‌خشكاند و تبعيض، استعمار و استثمار را نابود مي‌سازد.

امنيت: امنيت از ضروري‌ترين نيازهاي زندگي بشر مي‌باشد. بخش عظيمي از تاريخ انسانها براي جلوگيري از ناامني و استقرار امنيت سپري شده است. تاكنون تئوريهاي بسياري چون موازنه قوا، امنيت دسته جمعي و حكومت جهاني براي پديد آوردن صلح شكل گرفته است اما بايد گفت كه امنيت كامل تنها در حكومت جهاني الهي وجود دارد.

رشد و توسعه: در عصر امام زمان(عج) پيشرفت علوم سريع اتفاق مي‌افتد و رشد مي‌كند. در عصر ظهور، تمامي علوم و دانش به كار گرفته مي‌شود و سازماندهي صحيح توليد انجام مي‌گيرد تا از كليه منابع و استعدادهاي زمين براي توسعه اقتصادي بشر استفاده گردد. بنابراين عصر ظهور، عصر توسعه اقتصادي نيز به شمار مي‌رود.

 پي نوشت‌ها

1- عليرضا ازغندي، نظام بين المللي، بازدارندگي و همپالگي استراتژيك، تهران، قومس1370، ص14-1

2-آندره فونتن، يكي بدون ديگري؟ ترجمه: عبدالرضا هوشنگ مهدوي، تهران، فاخته، 1369، ص246-248‌، و ژيل كيل، اراده خدا، يهوديان، مسيحيان در راه تسخير دوباره جهان، ترجمه: عباس آگاهي، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1370، ص30-71

3-هادي خسرو شاهي،«اهداف تبشير در دنياي اسلام» فصلنامه سياست خارجي،  پاييز 1370، ص720

4-م. قومس، «نظم نوين از آرمان گرايي تا واقعيت» روزنامه جمهوري اسلامي، 13 تير1370،ص8

5-اطلاعات سياسي روز نشريه مديريت سياسي جامعه مدرسين حوزه علميه قم، ويژه نامه تبليغ، 1381، ص58

6-همان، ص66

7-ناصر ثقفي عامري، سازمان ملل متحد، مسوليت حفظ صلح و امنيت بين المللي، تهران، دفتر مطالعات سياسي و بين المللي، 1370، ص133-106

8-روزنامه كيهان، 30 ارديبهشت 1370، ص8

9-در مبحث انقلاب اسلامي و نظم نوين جهاني از كتابهاي زير استفاده شده است: الف- غلامحسين خورشيدي، بازار مشترك اسلامي، تهران، دفتر مطالعات سياسي و بين المللي،1376، ص20 ب- محمد جواد لاريجاني، مقولاتي در استراتژي ملي، تهران، مركز ترجمه و نشر كتاب، 1369،ص45 ج- حبيب الله ابوالحسني شيرازي، ملتهاي آسياي ميانه، تهران، دفتر مطالعات سياسي و بين المللي،1370،ص205 د- فصلنامه سياست خارجي، زمستان1369،ص481

10- عباسعلي عميد زنجاني، فقه سياسي؛ حقوق بين المللي اسلام، جلد دوم، تهران، اميركبير، 1367، ص58

11- حسن ابراهيم حسن، تاريخ سياسي اسلام، ترجمه: ابوالقاسم پايبنده، جلد دوم، تهران، جاويدان، 1366، ص186

 

    456 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   امت واحده (3)
●   انقلاب اسلامي ايران (383)
●   جهانی شدن (366)
●   نظم نوين جهاني (77)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:00/04/1383

تاريخ شمسی نشر:00/04/1383
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب