انتظار سازنده و پويا، انتظاري است که فرد و جامعه را به تحرک، سازندگي و تعهدآفريني وادار کند و امروزش را نسبت به گذشته اش بهتر کند. اين انتظار بسيار مثبت است. گو اينکه در مکتب اسلام، کسي که دو روزش مساوي باشد مغبون شمرده شده و کسي که روز بعدش نسبت به روز قبل بدتر باشد ملعون و مطرود است.
پيشوايان ديني گفته اند کسي که آينده خود را بهتر از گذشته نبيند، مرگ او بدتر از زندگي است. حال با چنين فرهنگي، افراد جامعه اي که بخواهند براي گسترش عدل به پا خيزند و آن را جايگزين محروميت ها، تجاوز و ستم کنند، بايد تلاش بي وقفه اي داشته باشند. امام رضا(ع) در حديثي تحقق انتظار فرج را اين طور تبيين مي کند: انتظار فرج نزد ما پايداري و مقاومت در برابر دشمني ها و ستم ها و مصاحبت زيبا با همسايگان، اعطاي خوبيها به همگان، پند دادن به ديگران و نصيحت و مهرباني نسبت به انسانهاي مومن است. چنين انتظاري افضل اعمال است.
اساساً در اين روايت معصوم(ع) اين مطلب که به راستي بايد انتظار پويا، سازنده و مستمر با آگاهي و شناخت باشد، به خوبي مشهود است. براي واکاوي بيشتر مسأله انتظار، گفتگويي داشته ايم با حجة الاسلام دکتر غلامرضا بهروز لک، مدير پژوهشکده انتظار نور و سردبير فصلنامه تخصصي انتظار که در ادامه مي خوانيد.
* جناب بهروز لک! انتظار پويا چه تعريفي دارد و مؤلفه هاي آن چيست؟
** درباره انتظار فرج که از افضل اعمال شمرده مي شود و همين طور در مورد اينکه انتظار فرج چطور به گشايش امور امت اسلامي منجر مي شود، بحثهاي بسياري نقل شده است. اما مراد از انتظار يعني چشم به راه بودن و منتظر کسي است که با نگاه به خودش، آمادگي ظهور را پيدا مي کند. اين انتظار اگر به شکل صحيح دنبال شود، آثاري در آن ديده مي شود. اول آثار تکاملي و اخروي آن، که انتظار افضل اعمال و عبادات است و از حضرت رسول(ص) نقل شده است.
از ساير امامان معصوم نقل کرده اند که هر کس منتظر ظهور حضرت مهدي باشد، همانند کسي است که در خيمه ايشان خدمت مي کند، حتي اگر حضرت را درک و زيارت نکند. اما انتظار آثار دنيوي هم دارد، اگر ما معناي انتظار را درست درک کنيم مي توانيم آن را به شکل پويا هم معنا کنيم.
انتظار فرج در نگاه امام سجاد(ع) اين است که: «انتظار الفرج من اعظم الفرج» فهم صحيح روايت اين است که انتظار فرج بزرگترين گشايش است نه براي آينده، بلکه براي حال و براي منتظر. عده اي اين روايت را دقيق معنا نمي کنند شايد در نگاه عاميانه و عمومي به اين روايت، تصور کنيم هر کس منتظر فرج باشد، گشايش کارهايش در آينده محقق خواهد شد.
اما اين روايت حاکي از آن است که امام سجاد(ع) در آن به يک نکته روانشناختي، اجتماعي و همه جانبه اشاره دارد. به عقيده من، در مورد اين روايت مي توانيم حتي پايان نامه هاي دانشگاهي، کتابها و مقالات بسياري بنويسيم.
اگر در بعد روان شناسانه به انتظار نگاه کنيم، مي بينيم که اگر کسي از آينده مأيوس باشد، حال او هم در نااميدي و بي ثباتي مي گذرد. در مقابل کسي که نسبت به آينده خوش بين است و مي داند اگر در حال حاضر مشکلاتي دارد، تمام مي شود و به زمان گشايش مي رسد، حال او هم با سبکي و راحتي مي گذرد.
جامعه منتظر با اين طرز تفکر دچار بدبيني و افسردگي نمي شود انتظار در ابعاد جامعه شناسانه هم جايگاه خاصي دارد. براي زندگي اجتماعي هم انتظار تأثير بسزايي دارد. اين مقوله را از منظر هويت بررسي مي کنم. ما چه کسي هستيم؟! گاهي خودمان را گم مي کنيم و دچار بحران هويت مي شويم. مثلاً افرادي در زندگي به شيوه هاي انحراف آميز رفتار مي کنند. دچار کجروي هاي رفتاري هستند.
چرا اين افراد اين طور رفتار مي کنند؟! به اين دليل که اين افراد جايي ندارند که الگو بگيرند و زندگي خودشان را در يک مسير مشخص و مستقيم ادامه بدهند. درست مثل يک کشتي که در دريا در حال حرکت است، اگر يک نشانه به نام فانوس دريايي نباشد که مسير را نشان بدهد، کشتي بارها دور خود مي چرخد، اما اگر در شب طوفاني چراغي فرا راه کشتي باشد، موقعيت خودش را زود پيدا خواهد کرد.
بحث هويت هم بدين معناست که ما داريم به مسايلي دل مي بنديم که گاهي دچار سردرگمي مي شويم. ولي اگر به نقاط محکمي تمسک کنيم، هرگز دچار مشکلات و بحرانهاي هويتي نخواهيم شد. لذا اين حديث شريف که: «کسي که از دنيا برود و امام زمان خودش را نشناسد، به مرگ جاهليت از دنيا رفته است» يعني اينکه معرفت امام راه را به ما نشان مي دهد و ما الگوي صحيح را پيدا مي کنيم.
اين اثر اجتماعي انتظار فرج است که در بعد هويت يابي با تمسک به اين انتظار مي توانيم هر روز خودمان را تازه و به روز قرار دهيم تا دچار بحران هويت نشويم. متأسفانه در حال حاضر برخي جوانان ما به دليل نشناختن حقايق دين و بحث انتظار دچار بحران هويت شده اند و تصور مي کنند تيپ هاي خاص و پيروي از افراد غربي چاره راه آنهاست و حال آنکه پس از مدتي دچار پشيماني و حسرت خواهند شد.
اما از نقطه نظر سياسي، بايد بگويم که ما در توسعه سياسي و ساختار حکومت چگونه بايد سازمان دهي جامعه را دنبال کنيم؟ آيا به شکل غربي ها ليبرال دموکراسي ايجاد کنيم؟ يا مثل کمونيست ها دولت سوسياليستي را راه اندازي کنيم؟ به راستي چه بايد کرد؟! در پاسخ به اين سؤال بايد گفت، اگر ما اميد داريم که دولت کريمه اي قرار است در جهان ايجاد شده و با ظهور يک منجي تمام ساختارهاي ضد دين از بين مي رود، در اين شرايط بايد سعي کنيم، در سياستهاي حکومتي هم خودمان را شبيه آن دولت کنيم.
در اين شرايط بايد پويايي انتظار مدنظر قرار گيرد. يعني اگر کسي بتواند از آن الگوي بزرگ و آرماني بهره بگيرد، براي زندگي سياسي امروزش، پوياست يعني مي داند که آينده چطور خواهد بود. بنابراين انتظار پويا در همه ابعاد زندگي تأثير مثبت و سازنده دارد.
* آقاي دکتر! برخي دوست دارند انتظار را يک مسأله رواني ناشي از حرمان در اقشار محروم جامعه و تاريخ تفسير کنند، آيا مي توان انتظار پويا را پاسخي براي توجيه فوق دانست؟
** خير، به اين دليل که انتظار صحيح و پويا آن است که من منتظرم وضع امروزي برطرف شده و اوضاع بهتري حاصل شود. در حالي که وضعيت دوران پس از انتظار پريشاني، حرمان و محروميت نخواهد بود، چون ما در انتظار اين شرايط نيستيم. ما در آرزوي زيبايي هستيم و آيا ممکن است، کسي که در انتظار زيبايي و شرايط خوب است، با نااميدي و حرمان و پريشاني، خودش را مهياي شرايط زيبا و سرشار از اميد کند؟!
جامعه پس از ظهور، جامعه اي سرشار از حقيقت، زيبايي، عدالت، محبت و رأفت است در اين جامعه حتي گرگ و ميش در کنار هم زندگي مي کنند، بدون اينکه حس درندگي در گرگ باشد. اين کنايه از انسانهايي است که در زندگي به مردم ظلم مي کردند وحالا در شرايط جامعه مهدوي پس از انتظار در نهايت رأفت در کنار ديگران زندگي مي کنند و صالح مي شوند. لذا انتظار پويا، انتظار زيبايي هاست.
* «عدالت» چه جايگاهي در گفتمان انتظار پويا دارد؟
** اول اينکه بايد تلاش کنيم عادل باشيم. اين نکته قابل اهميت است که بگويم بيشتر ما در مورد امام زمان(عج) دچار بدفهمي هستيم و ايشان را درست نمي شناسيم. تصور مي کنيم مهمترين رويکرد امام زمان(عج) در دوران ظهور عدالت محوري است، در حالي که عدالت ظرفيت و گنجايش جامعه مهدوي را ندارد.
حتماً امام زمان(عج) عدالت را محقق خواهد کرد و اين مسأله در روايت نبوي هم ذکر شده است که: “اگر از روزگار جز يک روز بيشتر نماند، خداوند آن را آنچنان طولاني خواهد کرد که فردي از فرزندان من ظهور و دنيا را سرشار از عدل و داد کند.” اما ما مي خواهيم بگوييم که عدالت هدف اصلي و غايي نيست، عدالت ابزار و وسيله اي است که انسانها را به سعادت برساند. نتيجه اينکه جامعه مهدوي جامعه اي عدالت محور است، در اين شرايط ما هم به عنوان منتظران ظهور قائم(عج)، بايد مقدمات حکومت عدالت مهدوي را فراهم کرده و سعي کنيم جامعه امروز را به صفت عدالت آراسته کنيم. يقيناً به عدالت فراگير نخواهيم رسيد، چون فقط در انحصار حضرت مهدي(عج) است، ولي خواهيم توانست با تلاش در راه عدالت شبيه آن حضرت شويم و ثابت کنيم که منتظر ظهور ايشان هستيم.
* در مقابل انتظار پويا و جهت دار چه نوع انتظار ديگري وجود دارد؟
** در مقابل انتظار پويا و جهت دار، انتظار منفعل است که در اثر سؤ برداشتي از برخي روايات به وجود آمده است. برخي روايات ما را از فروع نهي کرده اند، مثل روايتي که از امام صادق(ع) نقل شده که افراد را از قيام نهي کرده اند.
آن روايت ناظر بر قيام بني عباس است، چون امام مي دانست که اين قيام کنندگان به نفع اهل بيت قيام نمي کنند و در جهت موفقيت بني عباس حرکت مي کنند. مثل قيام ابومسلم خراساني که در جهت خواست بني عباس و سرکوبي بني اميه صورت گرفت.
اما در آن شرايط سؤ برداشتي از روايت به وجود آمد که تصور مي کردند نبايد قيام کرده و زمينه ظهور را فراهم کنيم. البته اين مسأله جز يک مقطع موقت در تاريخ نبوده و پس از انقلاب اسلامي هم متأسفانه جرياني به نام حضرت مهدي فعاليت داشتند که تاکتيک آنها قيام نکردن بود تا ظلم و ستم همه جا گير شود، در حالي که نمي دانستند با طاغوت زمان همسويي، پيدا کرده اند. امام(ره) اين جريان را نهي مي کند و دستور انحلال آنها را صادر مي کند. اين مصداق «انتظار منفعل» است که گروهها طوري رفتار مي کنند که طاغوت زمان به راحتي با آنها مراوده داشته باشد.
اين اسلام يا متحجر است يا اسلام استکباري است که ضرري هم براي مستکبران نخواهد داشت! اما صفت ياران مهدي که ظلم ستيزي و عدالت جويي است، در اين نوع انتظار ديده نمي شود. «انتظار منفعل» يعني رها کردن زندگي، پس نمي تواند انتظار مثبتي باشد و در ظهور امام زمان(عج) تأثير بگذارد.
* در شرايط امروز و بروز فتنه ها و تهاجمات پي در پي، چطور مي توان منتظر واقعي امام زمان(عج) بود؟
** ببينيد، اين مسأله درجه بندي دارد، ما مسير اصلي را با انقلاب اسلامي خوب شروع کرديم، اما اينکه آيا انتظار ما در اين شرايط چه نمره اي مي گيرد، مشخص نيست و اين مسأله نيازمند تلاش و کوشش ماست.
ما نياز داريم بينش عميقي در جامعه ايجاد کرده و جامعه را به سمت انتظار واقعي سوق دهيم. تواصي به حق و تواصي به صبر که در قرآن آمده است که ما را از خسران محفوظ مي دارد، باعث مي شود انتظاري پويا داشته باشيم.
پس ما مسير اصلي را درست شروع کرديم و پس از آن امام(ره)، مقام معظم رهبري، علما و انديشمندان راه را به ما نشان داده و مي دهند، اما آنچه باقي مانده، اين است که ما تلاش کنيم منتظر واقعي باشيم؛ يعني چگونگي عمل و آمادگي ما تأثير بسيار جدي در ظهور حضرت دارد.