باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز سه شنبه 12 آذر 1387 كاربران برخط 354 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
صحراي سرخ يگانه
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: سينا - واحد

منبع: روزنامه - جام جم

 
 

يکي از وجوه مقام شامخ «ثاراللهي و نيز «وتر اللهي» حضرت حسين حجم بي انتهاي ظلم و خشونت و بيرحمي اي بود که بر وجود مقدسش ، چونان طوفان بلايي هجوم آورد.درک حجم ظلم وارد آمده بر سالار کربلا حقيقتا ممکن نيست ؛ زيرا آنچه ظلم و اذيت و ستم بر هر نبي و مرسلي و هر ولي مبارزي و هر نيک خواه مردم دوستي در سرتاسر تاريخ گذشته و آينده بشري بر جسم و روح و قلبشان وارد آمده ، همه يکجا بر سالار کربلا وارد آمد. و اين حقيقتي نيست که بشود آن را درک قلبي کرد. هر مصيبتي را از هر نوع و جنس در اين صحراي سرخ يگانه تاريخ الهي مي توان مشاهده کرد. از بيرحمي و ستم به طفل شيرخوار گرفته تا غارت اموال فرزند پيامبر. آن روز عظيم و پر سوز و گداز را تصور کنيد. جنگ بيش از يکصدهزار، آدم جنگي و مسلح با 72نفر يا 70نفر؛ چگونه مي توان نام اين واقعه را جنگ نهاد. آري ، هنگامي که سالار شهدا به همراهي پدر امين الله اش ، مولا علي ، در جنگ صفين حضور داشت ، مشاهده کرد در نيمه شب پدر مي گريد، پرسيد: پدر چرا گريه مي کني؟ مولا گفت : هم اکنون خواب ديدم در درياي عظيمي از خون گرفتار شده اي و تنهاي تنها هستي ...! سپس مولا فرمودند: يا اباعبدالله ! اگر اين حادثه اتفاق بيفتد چه مي کني؟ آقا ابا عبدالله فرمودند: صبر صبر صبر. بزرگترين مصيبت حضرت يعقوب که چندين پسر داشت ، تنها گمشدن يوسفش بود و آنقدر براي اين گمشده گريه و انابه کرد که چشم ، سفيدي آورد. بزرگترين ظلم و ستمي که به حضرت مسيح روا داشته شد از نگاه تاريخ روميان به صليب کشيده شدن وي بود، نه چيز ديگر. به هر حال آنچه که قطعي و مسلم به نظر مي رسد، تمامي سياهي هاي ستم ظالمان تاريخ بشري در اين روز جمع شد و بر پيکر روح و روان و قلب ولي حق و فرزند امين و محبوبترين خلق بشر وارد آمد. آري ، يکي از تشعشع هاي باطني مقام «ثاراللهي» اين است که اگر کسي در معرض تابش کلمه الحسني و کلمه تام نوراني «حسين» قرار بگيرد، ديگر نمي تواند از او جدا شود و اگر سزاواري و اهليت داشته باشد ، بدون شک اهل سفر، اهل قافله و اهل کاروان کربلا مي شود. آيا قصه زيارت حضرت زکرياي پيامبر را شنيده ايد که يک هزاره تاريخ پيش از عاشورا به زيارت کربلا شتافت و زاير بارگاه و اهل قافله او شد. شب جمعه اي بود که زکرياي پيامبر در عبادتگاهش مشغول عبادت و سجود در برابر حضرت رب العزه بود. ناگهان صداي فرشته وحي را شنيد که اينک برخيز اي زکريا و به زيارت محبوبترين بنده ام حسين ، ثارالله بزرگ زمين و 7آسمان بشتاب ! حضرت زکريا پس از اين که از زيارت کربلا برگشت ، به مولاي جهان عرضه داشت : پروردگارا! پسري به من عطافرما و محبت او را در دل و قلبم فراوان کن و سپس او را شهيد گردان . و خداوند کريم دعايش را مستجاب کرد و حضرت «يحياي شهيد» را که در جواني سر بريده شد به او عطا گردانيد و زکرياي ذاکر اين گونه به حسين پاسخ گفت و اهل قافله و کاروان او گشت . در عالم باطن ، هر شب جمعه تمامي پيامبران و اوليا و بزرگان و رفقاي شفيق حضرت حنان به زيارت کربلا مي روند و با حضرت حسين و يارانش ديدار و ملاقات مي کنند. باطن کربلا، تصاوير حيات بخش و سرور آفرين فراواني دارد و نيز صداهاي حيات آفرين و کلمات نجات بخش ؛ اگر خودت را بتواني به آن نقطه نوراني پرتلالو برساني ديدني ها، بسيار و شنيدني ها، بسيارتر است . بايد رفت . بايد زاير شد. بايد اهل قافله شد؛ قافله برندگان . چونان که يک هزاره پيش از آمدن قافله کربلا، زکرياي ذاکر رفت و مقام شامخ زايرين را به دست آورد. حسين ، سالار شهري باطني است به وسعت همه زمين و آسمان و هر که خالصانه و عاشقانه به سوي اين شهر شهره عشق بشتابد به دستور سالار، 7 دروازه شهر به روي او باز است و از او پذيرايي کريمانه و شاهانه خواهد شد. و اينک سفره کرامت حسيني گسترده شده و منتظر و دوستدار ميهمان است . قافله سالار کربلا، آغوش نوازش گشوده و لبخند مهربان تر از ياسهاي سپيد مهربانش اقيانوسي از باران مهربان را بر سر ذاکرانش فرو گسترده است و ذاکرانش را به زيارت شهر مهر و نيز کيش و آيين مهر دعوت مي کند.

 

    182 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   عاشورا (132)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:02/02/1382

تاريخ شمسی نشر:02/02/1382
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب