قاجارها مانند بيشتر قبايل ترك در سده چهاردهم ميلادي از آسياي ميانه به خاورميانه آمدند ولي تا آغاز سده شانزدهم در حوزه سياست ايران ظاهر نشدند آنها به واسطه اتحاد با شش قبيله ديگر ترك و شيعه مذهب كه به قزلباش معروف بودند صفويها را در رسيدن به سلطنت ياري كردند. پادشاهان صفوي اگرچه روساي قاجار را به دربار سلطنتي اصفهان دعوت كردند. ايلات آنها را با احتياط پراكنده و متفرق ساختند عدهاي را براي محافظت از مرزهاي شمالي به گرجستان فرستادند.
عدهاي را براي جنگ با تاتارها عازم خراسان كردند و گروهي را نيز براي دفاع از شهر استرآباد در مقابل تركمنهاي محلي، به مازندران گسيل داشتند. سومين گروه، عليرغم تقسيم به دو دسته يوخاري باش و اشاتهباش در اوايل سده هيجدهم و بلافاصله پس از سقوط صفويها دوباره به صحنه آمدند.11) در دوره سقوط صفويان تا روي كار آمدن آغا محمدخان هرج و مرج شديدي بر ايران حاكم بود كه قاجارها نيز درگير اين منازعات بودند. آغا محمدخان اولين شاه قاجار نمونه يك رئيس ايلياتي بود و تشريفات خاصي نداشت و به منشي هاي خود نيز دستورداده بود كه به جاي عبارات پيچيده سنتي كه براي شمار اندك كاتبان قابل فهم بود، مكاتبات را به زبان ساده و روان بنويسند.22) ولي جانشينان وي شيوه زندگي ايلياتي را رها كردند تا به سنت پادشاهي شاهنشاهان باز گردند. آنان تلاش كردند تا با ايجاد بوروكراسي گسترده قدرت خود را نهادينه كنند، موقعيت خود را با ايجاد ارتش كارآمد و دايمي تثبيت كنند و با تقليد از سنتي و مراسم درباري پادشاهان گذشته به حكومت خود مشروعيت بخشند، ولي نتوانستند در اين راه موفق شوند و همواره با مشكلات عديدهاي روبه رو بودند. آنها توانستند با سياست <تفرقه بينداز و حكومت كن> با ايجاد اختلاف بين ايلات و سركردگان آنها حكومت خود را تثبيت كنند. دو جنبگي - ايل و ديوان- پيكره اصلي حكومت قاجار را در هم تنيد و در نهايت در الگوبرداري از حكومتهاي تاريخ ميانه ايران خلاصه شد كه در آن نظام دو سويه قدرت يعني ايل كه خصلت مركزگريزي داشت و ديوان كه ويژگي مركزگرايي برآن حاكم بود، همواره در چالش و تنش بود. 33) سنت تاريخ نگاري دوره قاجار دنباله سنت ادوار پيشيني بود. بيشتر آثار تاريخي ايران در اين دوره تقليدهاي بيمايه، محدود و پسماندهاي ازآثار مورخان نه چندان بزرگ گذشته هستند كه با تفاخر رسمي ايران كنوني كه همواره عاري از واقعيت است، سرشته شدهاند.44) تاريخنگاري دوره قاجار را به دو گونه ميتوان تقسيمبندي كرد يكي همان تقسيمبندي به تاريخ هاي عمومي، تاريخهاي سلاطين و سلسلهها، تاريخهاي محلي راجع به ولايات مختلف، يادداشتهاي روزانه يا خاطرات، تذكرههاي رجال، سياحتنامهها و كتب جغرافيا، متون ادبي، ديوانهاي اشعار، مكاتبات رسمي، فرمانها و اسناد رسمي. اين منابع به طور مفصلتر مورد بررسي قرار خواهند گرفت.
اما تقسيم بندي دوم اينگونه است كه تاريخنگاري دوره قاجار تا قبل از مشروطه را ميتوان ادامه سنت تاريخنويسي ايران بعد از اسلام دانست. كه تاريخ نويسان اين دوره به توده مردم توجهي ندارند و تاريخ آنها، تاريخ پادشاهان و امرا و طبقات بالاي جامعه است بيشتر اين تاريخنويسان به مشكلي با دربار و يا اركان قدرت ارتباط دارند و در حقيقت توسط فرمانروايان براي نگاشتن تاريخ آنها اجير شدهاند و شرح حكمروايي و جنگها و لشكركشيهاي آنها را به تفصيل آوردهاند. اما در سالهاي قبل از مشروطه نوع ديگري از تاريخنگاري پديد آمد كه توجه را از حكام به توده مردم آورد اين نوع نگرش براي نخستين بار در آينه سكندري اثر ميرزا آقاخان كرماني بروز كرده است. 55) تاليف تاريخ بيداري ايرانيان، پس از استقرار حكومت مشروطه به اين نگرش جنبه رسميتري دارد. ناظمالاسلام كرماني در نوشتن اين اثر تلاش بليغ و موفقيتآميز از خود نشان داد. تا براي نخستينبار زندگي گروه عظيمي از مردم ايران را وارد تاريخ سازد. مضمون، منابع، اسناد، سبك نوشتاري اين اثر، تا به آن روزگار بيهمتا و بينظير است. اما نكته ديگري كه در دوره قاجار در مورد تاريخنگاري قابل توجه است مساله ترجمه است. قاجارها علاوه بر حمايت از تاريخنويسان سنتي به مساله ترجمه هم عطف توجه كردند و از آن حمايت به عمل آوردند. اين روند يكي از راههاي مختلف تلاش قاجارها براي غربي كردن ايران بود كه به تدريج توسعه يافت. برنامه قاجارها در اين حيطه ترجمه و انتشار آثاري در زمينه علوم، تاريخ، تراجم احوال، سفرنامهها و ادبيات از زبانهاي غربي به فارسي بود. اين برنامه در اوايل سده نوزدهم ميلادي به وسيله عباس ميرزا شروع شد و با حمايت شاهان بعدي قاجار در سده بيستم ادامه يافت. اين برنامه در زمان ناصرالدين شاه به اوج كمال خود رسيد. در برنامه ترجمه به آثار تاريخي و تراجم احوال توجه بيشتري شد زيرا شاهان قاجار با اينكه در موقعيت بد تاريخي قرارداشتند ولي احساس ميكردند كه جايي در تاريخ دارند و از ضرورت وجودي نوعي تاريخ ملي هم آگاهي داشتند. دومين دليل ترجمه آثار تاريخي مورخ بودن مدير دارالترجمه، محمدحسن خان اعتمادالسلطنه بود كه شخصا به تاريخ علاقه داشت. از اينرو در مديريت طولاني وي از سال 1867 م تا 1895 بيشتر آثار منتشره، آثار تاريخي بود.66) به هرحال بايد توجه داشت كه دوره قاجار يكي از ادوار تاريخ ايران است كه نسبت به دورههاي ديگر از منابع بيشتر و متنوعتري برخوردار است. منابع تاريخ عمومي، جغرافيايي، شرح حال رجال و منابع سلسلهاي در اين دوره به تعداد قابل ملاحظهاي تاليف شدهاند. البته منابع اين دوره تنها از لحاظ كميت رشد دارند در حالي كه از لحاظ كيفيت، تحولي در امرتاريخ نويسي حداقل تا سالهاي مشروطه مشاهده نميشود. عمدهترين ويژگيهاي تاريخنويسي دوره قاجاريه ثبت وقايع و حوادث گوناگون به ترتيب زمان وقوع است. در تواريخ عمومي، تاريخ از آغاز آفرينش آدم تا دوره مورد بحث آورده ميشود. موضوعات انتخابي براي تاليف مانند تاريخنگاري دورههاي پيشين، شرح جنگها و اعمال پادشاهان يا هيات حاكمه است هنوز پرداختن به تاريخ اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و علوم مورد توجه قرار نگرفته است. ديدگاه تقديرگرايي، يعني وقايع و رويدادها را نه با ديد انتقادي و علت و معلولي و جامعه شناختي بلكه با نظرگاه جبري ديدن، برافكار مورخان حاكم بوده است. تفاوت منابع دوره قاجاريه با دورهاي پيشين به خصوص دوران مغول، افشاريه و زنديه سبك نگارش آنها است كه از تكلف و پيچيدگي به دور است. نكته ديگر درباره منابع دوره قاجار اين است كه باتوجه به نزديكي زمان اين دوره به دوره معاصر و كثرت منابع و اسناد مختلف، منابع فراواني به صورت خطي در كتابخانههاي مختلف وجود دارند كه هنوز به طبع نرسيدهاند. علاوه بر آن اسناد مختلف در زمينههاي متفاوت، چه در داخل و چه در خارج از ايران در آرشيوها يا مجموعههاي مشخصي وجود دارند كه هنوز مورد بررسي محققان قرار نگرفتهاند و قسمت اندكي از آنها انتشار يافتهاند.
بررسي تفصيلي منابع:
1- تواريخ عمومي
يك بخش از منابع دوره قاجاريه تواريخ عمومي هستند، كه در آنها مورخان مانند مورخان اسلامي قرون ميانه تاريخ عمومي را از آدم تا خاتم و سپس تا دوره خود تدوين كردهاند. از عمدهترين منابع اين بخش در دوره فتحعليشاه، زينه التواريخ تاليف ميرزا محمدرضا منشيالممالك تبريزي و عبدالكريم اشتهاردي كه وقايع را تا سال 1221 هـ ادامه ميدهد.77) اهميت آن به لحاظ تاريخ زنديه و قاجاريه است. شمسالتواريخ عبدالوهاب قطرهاي از زمره اينگونه تواريخ است. اكسيرالتواريخ تاليف عليقلي ميرزا اعتضادالسلطنه پسر فتحعلي شاه در دو جلد تاليف شده و وقايع را از كيومرث تا سال 1258 هـ ادامه ميدهد.88) اما از جامعترين تواريخ عمومي دوره قاجار ناسخ التواريخ تاليف محمدتقيخان سپهر كاشاني است كه در دوره ناصري تاليف شده است. تاريخ او تا قبل از روزگار نگارنده ارزش چنداني ندارد. انشاي كتاب وي نيز متكلف است. 99) روضهالصفاي ناصري كه در حقيقت تكمله روضه الصفاي ميرخواند است نيز از اين دست منابع است. تاريخ منتظم ناصري تاليف محمدحسن خان مقدم مراغهاي (اعتمادالسلطنه) نيز يك تاريخ عمومي در سه مجلد است كه به اسلوب گاهشماري تدوين شده و حوادث آن از آغاز هجرت تا سال 1300 هـ ادامه يافته است.100)
2- تواريخ سلسلهاي
بخش ديگري از منابع دوره قاجاريه عبارتند از منابع سلسلهاي يا تاريخهاي مخصوص سلسله قاجاريه. اين منابع به طور عمده به دست مورخان درباري و حقوق بگير دولت و يا شاهزادگان قاجار نوشته شدهاند برخي از مهمترين اين منابع عبارتند از: تاريخ محمدي در شرح دوره ظهور قاجارها و سلطنت آغامحمدخان كه به دستور فتحعليشاه در ايام ولايتعهدي او نوشته شد. مآثرالسلطانيه از اهم تواريخ اوايل قاجار است كه وقايع سلطنت فتحعليشاه را تا سال 1241 هـ دربردارد. مولف كتاب عبدالرزاق بيك دنبلي تاريخ خود را با سبكي مغلق و مصنوع نوشته است.111) مولف خود شاهد بسياري از حوادث بوده است و بر همين اساس كتاب وي از منابع سودمند تاريخ سياسي ايران در پايان قرن 12هـ و آغاز قرن 13 هـ است. مآثرالسلطانيه در سال 1241 هـ در تبريز و با چاپ سنگي منتشر شد. سرهار فورد جونز نيز قسمت زيادي از اين كتاب را به انگليسي ترجمه كرد.122)
فضلا... بنعبدالنبي حسيني شيرازي متخلص به خاوري، منشي ميرزامحمد شفيع صدراعظم و نيز وزير شاهزاده همايون ميرزا و منشي حضور فتحعليشاه بود و تا سال 1283 هـ حيات داشت. تاريخ ذوالقرنين او تاريخ وقايع دوران فتحعليشاه تا زمان مرگش در دو مجلد است. اين كتاب بهخصوص از جهت احتوا بر روابط سياسي ايران با عثماني و اروپا در خور توجه است. حقايقالاخبار ناصري تاليف ميرزامحمدجعفر خان حقايقنگار خورموجي در دو جلد درباره تاريخ قاجار است كه جلد دوم آن باقيمانده است. روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه عنوان كتابي است از اعتمادالسلطنه كه وقايع ده سال از سلطنت ناصرالدين شاه را با اسلوب روزنامهاي در بردارد. افضلالتواريخ را ميرزا غلامحسين افضلالملك شيرازي متخلص به اديب، فراهم آورد. تاريخي است درباب نخستين سالهاي سلطنت مظفرالدين شاه از سال 1313 تا 1317 هـ ؛ اين تاريخ در سه جلد تنظيم شده است. اما درباره سلطنت مظفرالدين شاه بايد به يادداشتهاي ملكالمورخين و مرآتالوقايع مظفري نوشته عبدالحسينخان سپهر اشاره كرد. يادداشتها احتوا بر حوادث 1320 هـ تا 1324 هـ يعني سالهاي پاياني عصر مظفري دارد و مرآتالوقايع هم تاريخ سه سال اول مظفرالدين شاه است.133)
3- منابع جغرافياي تاريخي
منابع جغرافياي تاريخي و منطقهاي بخش ديگري از منابع دوره قاجار را تشكيل ميدهند. اين منابع علاوه براينكه به مطالب جغرافيايي به سبك و سياق كتب جغرافياي اسلامي پرداختهاند، حاوي مطالب تاريخي و ذكر رويدادها و حوادث نيز هستند. ويژگيعمده منابع جغرافيايي در اين است كه فقط شرح جنگها و امور سياسي را شامل نميشود. بلكه ميتوان از آنها مطالبي در امور اجتماعي، فرهنگي، دانشمندان، علما و نيز مسائلي از قبيل اوضاع اقليمي، كشاورزي، صنعتي و ... استخراج كرد. در مناطق مختلف به تشويق و درخواست دربار عموما افراد دانشمند و عالم به تدوين اين نوع منابع پرداختهاند از مهمترين اين منابع فارسنامه ناصري تاليف حاج ميرزا حسن فسايي است كه در عصر ناصرالدين شاه تدوين شده و گذشته از تاريخ مفصل وقايع فارسي معلومات مفيدي را نيز در باب احوال بلاد و بنادر و طوايف آن ولايت متضمن است.144) تاريخ و جغرافيايي دارالسلطنه تبريز تاليف نادر ميرزا در عهد مظفرالدين شاه تاليف شده است. كتاب نصف جهان فيتاريخ اصفهان تاليف نسبتا تازهاي است كه محمدمهدي بنمحمدرضا اصفهاني آن را به سال 1303 هـ تمام كرده است.155) از ديگر منابع جغرافياي اين دوره مطلع الشمس است در تاريخ و جغرافياي خراسان كه محمدحسن خان (اعتمادالسلطنه) تاليف كرد و مشتمل بر سه جلد است.
4- خاطرهنگاري و سفرنامهنويسي
در دوره قاجار شاخه ديگري نيز بر تاريخنگاري ايران افزوده شد: خاطره نگاري و وقايعنگاري روزانه. علاوه بر دوره صفويه كه شاهد رشد سفرنامهنويسي اروپاييان در نتيجه سفر به مشرق زمين بود در دوره قاجاريه نيز در نتيجه گسترش حضور نظامي و سياسي اروپاييان در ممالك شرقي و ماموريتهاي مختلفي كه افراد نظامي، سياسي و يا پزشكان، مهندسان و بازرگانان در اين ممالك مييافتند؛ روند رشد سفرنامه و خاطرهنويسي ادامه يافت. اهميت اين بخش از منابع زماني آشكار ميشود كه شيوه تاريخنويسي مورخان ايراني كه مبتني بر شرح جنگها و اعمال پادشاهان و خاندان حكومتگر بود، يادآوري گردد و در مقابل به اين نكته توجه شود كه سفرنامهها اغلب مسائل اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، آداب و رسوم، نحوه زندگي مردم و مسائل پزشكي و جغرافيايي و... پرداختهاند.
خاطره نگاري در دوره قاجار نضج پيدا كرد و آثاري پديد آمد كه به لحاظ اشتمال بر وقايع تاريخي ارجي در خور دارند. مثلا شرح زندگاني من از عبدا... مستوفي در سه مجلد انتشار يافت و تاريخ اجتماعي، اداري و حتي اقتصادي دوره قاجار را از آغاز تا آخر به بحث و فحص گرفت و اطلاعات سودمندي در اين زمينه به دست داد. روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه نيز تا حدودي در اين مقوله است.166) مهمتر از همه خاطرات سياسي امينالدوله است. اين خاطرات را امينالدوله يكي از اشراف و فرهيختگان دوره قاجار نوشته كه مدت پنجاه سال از عمر خود را در خدمت شاهان قاجار به سرآورده است. اثري است جذاب و خواندني و به لحاظ نثر شيوا و شيرين و آكنده از اطلاعات سياسي و اجتماعي كه از درون دربار ناصري سربرميكشد. اين اثر نشانهاي از كشمكشها و دسايس و توطئههاي افراد ذينفوذ دربار عليه يكديگر است كه همواره يكي از مهمترين عوامل فساد دربارهاي ايران بوده است.177)
خاطرات احتشامالسلطنه از رجال متمول عصر قاجار نيز از اين زمره است. احتشامالسلطنه مدتها سفارت و وزارت داشت و خاطرات او بيشتر وقايع عصر ناصري و مظفري و بخصوص دوران مشروطه و بعد از آن را در شمول خود دارد.188) خاطرات حاج سياح از لحاظ تاريخي و اجتماعي و بهويژه از حيث وصف مبارزات مربوط به نشر آزادي در ايران يگانه است. خود حاج سياح در اين خصوص از مردمان رابط و موثر بود. يكي از اخص فوائد خاطرات او اطلاعات مبسوط و تازه درباره ظل السلطان حاكم اصفهان است.199) سفرنامهنويسي هم در دوره قاجار نضجي درخور گرفت. بخش مهمي از سفرنامهها متوني است كه سفرا و ماموران سياسي دولتها در شرح چگونگي مسافرت و مذاكرات خود در كشورهاي بيگانه به رشته تحرير كشيدهاند كه به سفارتنامه معروفند. در ايران و در فارسي پديدهاي تازه به شمار ميرود كه سابقه آن به زحمت به 200 سال ميرسد و بيشتر از اوايل دوره قاجار و با الگوبرداري از سفرنامه ميرزا صالح شيرازي به اروپا باب شد. اگرچه قبل از دوره قاجار نمونههاي معدودي مثل مطلعالسعدين و مجمع البحرين عبدالرزاق سمرقندي كه از سوي شاهرخ تيموري به هند گسيل شد و سفينه سليماني اثر محمد ربيع بنمحمدابراهيم كه در زمان سلطان سليمان صفوي به هند رفته وجود دارند. ولي در دوره قاجار است كه اين مساله شكل جدي به خود گرفت و آغازگر آن را ميتوان ميرزا ابوالحسنخان شيرازي ايلچي، اعزامي فتحعلي شاه قاجار به لندن در سال 1809 م دانست. سفارتنامهنويسي در ايران در سال 1830 م در زمان فتحعلي شاه با سفرنامه خسروميرزا به روسيه به قلم ميرزا مصطفي افشار، منشي مخصوص ميرزا مسعود گرمرودي كه عضو هيات بوده وارد عصر جديدي شد. روشنگري كه در تهيه اين سفرنامه به كار رفته و استقبال عموم مردم از آن باعث شد كه اين سفارتنامه بهعنوان نقطه عطفي در سنت سفارتنامه نويسي مورد توجه قرار گيرد. همچنين سفرنامه آجودانباشي به اروپا و سفارتنامه امينالدوله را بايد از نقاط عطف سفارتنامهنويسي به شمار آورد. با گشوده شدن دروازههاي ايران به روي اروپاييان و برقراري روابط ديپلماتيك رسمي بين ايران و ممالك جهان، ورود غربيان و فرنگيان به ايران سرعت و شتاب بيشتري يافت. دستاوردهاي اين سفرها سفرنامههايي بود كه بعضي از آنها به زبان فارسي هم ترجمه شده است. غالب اين سفرنامهها جهت اطلاع بر كيفيت نفوذ دول اروپايي در دستگاه قاجاري اهميت دارد. اين سنت از همان آغاز دوره قاجار با ورود ژنرال گاردان آغاز ميشود. سفرنامه ارمنستان و ايران ژوبر و يادداشتهاي قرهزل نيز در زمره اينگونه آثار هستند.200) كتاب حاجي باباي اصفهاني گرچه احتوا بر بعضي از حقايق اجتماعي روزگار فتحعليشاه دارد، ولي خالي از غرضورزي نيست. جيمز موريه نويسنده آن سالها در ايران زندگي كرد. سفرنامه او <مشحون از مسامحات و اغراض> است.211) اين نوع سفرنامهها در كل دوره قاجار ادامه يافت و از منابع مهم اين عصر به شمار مي روند اگرچه به خاطر برخي غرضورزيها بايد با دقت مورد بررسي قرار گيرند.
5- تواريخ نويسندگان خارجي
بخشي ديگر از منابع دوره قاجار، كتابهايي است كه توسط نويسندگان خارجي بهويژه انگليسيها به نگارش درآمدهاند. اين منابع از آن جهت كه توسط يك فرد غيرايراني و غيروابسته به دربار قاجار و با ديدي متفاوت از ديد سنتي مورخان ايراني نوشته شدهاند، قابل اهميت هستند. در اين منابع تنها به مسائل سياسي و شرح جنگها و اعمال پادشاهان پرداخته نميشود، بلكه مطالبي در مورد فرهنگ، اجتماع و آداب و سنن جامعه را نيز شامل ميشود. تاريخ ايران سرجان ملكم در سال 1815 م در دو جلد حجيم منتشر شد كه خود به چهار بخش تقسيم ميشود. بخش اول تاريخ ايران را تا فتوحات عرب و بخش دوم دوره فتوحات عرب تا قيام نادرشاه را بررسي ميكند كه به شكلي مختصر و مجمل وقايع را آورده است. اما بخش سوم به تاريخ ايران از نادرشاه تا استقرار سلسله قاجاريه اختصاص دارد و مفصلتر از بخشهاي پيشين است. بخش چهارم تاريخ ملكم اصلا تاريخ نيست بلكه گزارش مفصلي از حيات اجتماعي ايران است.222) تاريخ ايران در دوره قاجار تاليف كلمنت ماركام دومين كتابي است كه پس از سرجان ملكم در تاريخ ايران به انگليسي نوشته شد. نويسنده كتاب تاريخ ايران را از پيشداديان تا سال 21 سلطنت ناصري تاليف كرد. به امر ناصرالدين شاه تنها دوره قاجاريه اين كتاب به فارسي ترجمه شد. تاريخ ايران سرپرسي سايكس منبع ديگري است كه مانند اثر سرجان ملكم در دو جلد تاريخ ايران را آغاز تا دوره خود تاليف كرده است. جلد اول از آغاز تا اوايل عصر عباسي را در برميگيرد و جلد دوم از حدود 184 هـ/ 800م تا زمان تاليف كتاب را در شمول خود دارد. سايكس بحث مفصل خويش را معطوف به دوره خود كرده است.233) حب و بغضها و غرض ورزيها در لابهلاي كتاب پيدا است. تاريخ ايران دوره قاجاريه تاليف رابرت گرنت واتسن در دوره ناصري تاليف شد و مختص دوره قاجاريه است. ايران و قضيه ايران در دو جلد اثر لرد كرزن نيز از جمله اين منابع است. اين كتاب به وسيله ميرزا محمد شاگرد توپخانه دارالفنون، در سال 1311 هـ .ق به فارسي ترجمه شد كه نسخه خطي آن در كتابخانه مجلس شوراي اسلامي موجود ميباشد.244)