باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 27 اسفند 1388 كاربران برخط 113 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
علم، محصول آزادي است
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


ساختار علوم چگونه به وجود آمد؟ راز رشد علوم مختلف چيست؟ دانشمندان در رشته هاي مختلف در گذر قرون چگونه تربيت شدند؟ آيا رشد علوم و تربيت دانشمندان حاصل يک برنامه آموزشي و تربيتي است؟

اگر اين گونه است، چرا تعداد دانشمندان معدود است؟ در اين نوشتار و براي پاسخ به اين پرسشها، به ديدگاه هاي ميلتون فريدمن، فريدريش آگوست فون هايک و کارل پوپر توجه شده است.

 

 
   ● نويسنده: سيد حسين - امامي

منبع: سایت های خبری - جام جم آن لاین - تاريخ شمسی نشر 19/11/1385

 
 

ميلتون فريدمن (1912 - 2006) معتقد است: رشد علوم مختلف همانند زبان است. زبان، ساختاري پيچيده دارد که هميشه تغيير و تحول مي يابد. اين ساختار هم نظمي کاملا مشخص دارد. با اين همه هيچ دستگاه مرکزي آن را طراحي نکرده است. هيچ کس تعيين نکرده است که کدام کلمه بايد وارد زبان شود يا دستور زبان متشکل از چه قواعدي باشد يا کدام کلمه صفت و کدام اسم باشد.

او مي گويد: «زبان درست همان گونه که نظمي اقتصادي از درون همکاري هاي داوطلبانه يا دادوستدهاي آزادانه افراد در بازار پديد مي آورد، به وجود مي آيد. در هيچ مرحله اي، هيچ نوع اجباري اعمال نمي شود، هيچ طراحي و فرماندهي که در مرکز نشسته باشد و قدرت تحکم داشته باشد در کار نيست». در ديگر شاخه هاي علوم نيز وضع همين گونه است. ساختار هيچ رشته علمي اعم از فيزيک، شيمي، کيهان شناسي، فلسفه، علوم انساني، جامعه شناسي، اقتصاد و... محصول تصميم آگاهانه هيچ کس نبوده است؛ بلکه خود رشته ها بزرگ شده و رشد کرده است و راز رشد آن در اين بوده است که پژوهندگان و دانشمندان تحقق چنين رشدي را سودمند يافته اند. يعني در واقع براي ارضا و برطرف کردن نيازها به تحقيق پرداخته اند و توانستند موجب رشد علوم مختلف شوند. البته اين نوع ساختار نيز ثابت نيست و به تناسب نيازهاي گوناگون تغيير مي کند.در چارچوب هر رشته علمي، رشد موضوع آن علم به طور دقيق همانند رشد بازار اقتصادي است.

دانشمندان با يکديگر همکاري مي کنند؛ زيرا آن همکاري را براي همه گروه سودمند مي دانند. آنها نيز از کار يکديگر هر آنچه را براي مقصود خود مفيد مي دانند قبول مي کنند. يافته هاي خود را خواه به صورت شفاهي يا دست نوشته يا با انتشار در مجلات و کتابها با يکديگر مبادله مي کنند. همکاري ميان اينان نيز درست مانند همکاري در بازار اقتصادي جنبه جهاني دارد. نزد آنها احترام و تاييد همکاران درست همان تاثيري را دارد که پاداش مادي در بازار اقتصادي.

شوق دستيابي به احترام و تاييد از سوي همکاران، دانشمندان را وامي دارد تا فعاليت هاي علمي خود را به طور موثر دنبال کنند و به آن وجهه اي بدهند که به لحاظ علمي پذيرفتني باشد.

از آنجا که هر دانشمندي کار خود را بر شالوده کارهاي دانشمندان پيش از خود بنياد مي نهد، ناگزير کل بناي دانش بزرگتر از مجموع اجزاي سازنده آن مي شود. ساخته و نوآوري هر دانشمندي نيز، به نوبه خود شالوده تحولات تازه اي مي شود که به دست ديگران انجام مي شود.

دانشمندان درخصوص علم و دانش آشکارا تشخيص داده اند، برنامه ريزي مرکزي و دولتي چه خطر زيانباري براي توسعه انديشه و دانش در پي خواهد داشت و اين خطر، خطر تحميل اولويت ها از بالاست، به جاي آن که اولويت هاي علمي از درون گردهمايي ها و جستجوهاي فرد فرد دانشمندان به طور خودجوش پديدار شود.

پيشرفت چشمگير تمدن از جنبه هاي گوناگون مانند معماري، نقاشي، ادبيات، صنعت يا کشاورزي هرگز دستاورد دولت متمرکز نبوده است. او مي گويد: «کريستف کلمب براي اجراي دستور اکثريت حاکم بر مجلس نبود که عازم سفر شد تا راهي جديد براي رسيدن به چين کشف کند. نيوتن، لايب نيتز، اينشتين، بوهر، شکسپير، ميلتون، پاسترناک، ويتني، مک کورميک، اديسون، فورد و... هيچ کدام به دستور دولت نبوده که توانستند در زمينه هاي دانش و شناخت بشر، ادبيات، امکانات فني يا تسکين آلام بشري مرزهاي جديد به وجود آوردند، بلکه دستاوردهاي آنان حاصل نبوغ فردي، ديدگاه اقليتي قوي و جو اجتماعي مناسب بود».


فريدريش آگوست فون هايک (1992 - 1899)

هايک معتقد است نهادهاي بنيادي تمدن بشري مانند: قواعد اخلاقي، حقوق، زبان، پول، بازار و... هيچ کدام با عقل خودآگاه فردي و با قصد و نيت، طراحي و ايجاد نشده اند؛ بلکه همگي در يک جريان طولاني و به طور خودجوش به وجود آمده اند. اين تحول به وسيله سازوکار انتخابي، آزمون، خطا و از ميان رفتن ساختارهاي بدون کارايي صورت گرفته است.

از نظر هايک، تمدن در سايه تشکيل سنت يا سنتهاي مناسب به وجود آمده است. ارزشهاي اخلاقي درونمايه اصلي سنت و موجد نظمي است که دوام و بقاي جامعه به آن بستگي دارد. انسان ها از طريق ارزشهاي اخلاقي است که قادر مي شوند به برخي از غرايز طبيعي مخرب مسلط شوند و زندگي اجتماعي صلح آميز و پرباري را تشکيل دهند. به اعتقاد او نظم گسترده موجود در جوامع متمدن امروزي، محصول طراحي آگاهانه هيچ متفکري نيست، بلکه نتيجه پيروي غيرعامدانه از برخي اعمال و عادتهاي سنتي و به طور عمده اخلاقي است که بسياري از آنها براي انسان مطبوع نيستند و انسان ها از درک معناي آن عاجزند و اعتبار آنها را نمي توانند اثبات کنند. از اين رو، اين اعمال و آداب توسط فرآيند انتخاب تحولي، به طور نسبتا سريعي گسترش مي يابند. منظور انتخاب طبيعي گروههايي است که از آنها پيروي مي کنند و به اين وسيله جمعيت، ثروت و توان آنها نسبت به ديگر گروهها فزوني مي گيرد.

از نظر هايک، نه غرايز انسان به طور طبيعي او را به سوي تمدن راه مي برد و نه عقل انساني داراي آنچنان تواني بوده که بتواند نظم پيچيده لازم براي امکان يافتن جوامع گسترده را طراحي کند. آنچه توانسته است انسان را به مرتبه رفيع زندگي در جامعه بزرگ و متمدن نايل کند، چيزي جز سنت نبوده است که ميان غريزه و عقل قرار دارد.


سر کارل ريموند پوپر (1994 - 1902)

کارل پوپر معتقد است: علم کامل و تکامل ناپذير وجود ندارد. او برخلاف نظريات پوزيتيويست ها معتقد است، رشد علم در تاييد و اثبات نظريات نيست، بلکه محصول نقد آنها و تجديدنظر در آنهاست. در انديشه پوپر، علم از نقد و ابطال حاصل مي شود.


آزادي سرمايه علم

در انديشه پوپر، برخورد علمي انتقادي است، به دنبال تاييد نمي رود و تجارب اساسي را مي جويد؛ تجاربي که ممکن است نظريه مورد آزمايش را باطل کند، ولي هرگز نمي تواند آن را ثابت کند. از اين رو دانش و شناخت علمي، ماهيتي غيرقطعي، غيرنهايي و حدسي دارد. هيچ نظريه علمي را نمي توان کاملا صادق و حقيقي خواند. تنها مي توان گفت فعلا تجربه مويد آن است.

پوپر مي گويد: تصوير عمومي علم از اين قراراست که ما مساله اي چشمگير را انتخاب مي کنيم. سپس متهورانه و جسورانه نظريه اي را به عنوان راه حل موقت آن پيشنهاد مي کنيم. بعد نهايت توان خود را در نقد نظريه به کار مي گيريم، يعني مي کوشيم آن را رد و باطل کنيم. اگر در ابطال توفيق يافتيم، نظريه اي ديگر عرضه مي کنيم و باز هم آن را نقد مي کنيم... بدين سان به موجب اصل ابطال، در هر زمينه کشف نظريه اي کامل تر ممکن مي شود.

به عقيده هايک، آزادي مهمترين دستاورد تمدن مدرن و در عين حال شرط لازم براي دوام و بقاي آن است. او معتقد است که پيشرفت هاي بشري در همه زمينه هاي مادي و معنوي از آزادي انديشه و انتخاب فردي ناشي شده است. هايک بر اين راي است که تمدنهاي پيشرفته در سايه غلبه يافتن برخي از سنتها امکان پذير شده است که مضمون اصلي آنها آزادي فردي است

او مي گويد: «بايد نظريه هاي علمي را چنان تنظيم کنيم که به آساني قابل انتقاد و ابطال باشد. دانش و علم از طريق رد و نقد پيشرفت مي کند. به عبارت ديگر کوشش فکري در راه نظريات به رشد علم مي انجامد. بايد ابطال پذيري را مميز قضاياي تجربي از غيرتجربي و ملاک تشخيص علم از شبه علم کرد. در روند تکامل علم حدسهايي زده مي شود و سپس آن حدسها از طريق آزمايش در معرض ابطال قرار مي گيرد. از اين رو رشد علم محصول روش حذف خطاست.

در نظر پوپر، نه تاييد و اثبات، بلکه ابطال نظريات و فرضيات راه گسترش علم را هموار مي کند. به همين دليل بايد به دنبال کاستي هاي فرضيات بود به طوري که انتقاد اين کاستي ها را نمايان سازد. به گفته پوپر در مرحله ما قبل علمي ما از اين انديشه که ممکن است در اشتباه باشيم نفرت داريم. بنابراين تا جايي که ممکن باشد به شيوه اي جزمي حدسيات خود را حفظ مي کنيم؛ اما در سطح علمي به طور منظم در جستجوي اشتباهات و خطاهاي خويشيم. در نتيجه به نظريات بهتر مي رسيم. نظريه بهتر آن است که ضمن تبيين منزلت نظريات پيشين به معارضه با آنها برخيزد.

در انديشه پوپر، پيشرفت علمي، جمع آوري هرچه بيشتر مشاهدات نيست، بلکه رد نظريه هاي ضعيف تر و جانشين ساختن آنها با نظريه هاي بهتر و بخصوص از جهت محتوا غني تر، است.

با اين حال تنها مي توان گفت از حيث تبيين نظريه جديد موقتا از نظريات قديم قوي تر است. هر نظريه اي بايد با وضوح هر چه تمام تر بيان شود تا بتوان بطلان آن رانشان داد. نظريات ابطال ناپذير غيرعلمي اند.

بنابراين ابطال پذيري ملاک نظريه علمي است. اگر نظريه اي مدعي آن باشد که کل تجربه فعلي و آينده را تببين مي کند، نفس چنين ادعايي نشانه غيرعلمي و برخطا بودن آن است. پوپر، برخلاف پوزيتيويست هاي منطقي حلقه وين، نظريات غيرعلمي را بي معني و مهمل نمي داند. به نظر او نظريه هاي غيرعلمي ممکن است تعديل و آزمون پذير شوند. پوپر، قائل به 3 جهان است. جهان اول، جهان اشيا و پديده هاي عيني و مادي است. جهان دوم، جهان ذهني و بين الاذهاني است. جهان سوم، جهان محصولات عيني ذهن و عقل انسان يا معقولات است. از مشخصه هاي جهان معقولات اين است که مخلوق انسان است، اما از او استقلال پيدا مي کند. جهان معقولات متشکل از زبان، ادبيات، هنر، فلسفه، دين، حقوق، اخلاق، علم، هنر، حکومت و ديگر نهادهاي اجتماعي است که در قالبهاي عيني و مادي مانند کتاب ضبط شده اند.

انسان اين جهان را ساخته؛ اما آن را همچون امري عيني مورد تامل و نقد و بررسي قرار مي دهد. هر يک از اجزاي جهان معقولات سرگذشت و سير تاريخي خاص خود را داشته است. اين جهان محصول عمل انسان است، ولي نتيجه طرح و نقشه اي از پيش انديشيده نيست. تکامل جهان معقولات محصول نقد، حدس و ابطال است.

علم از ديدگاه پوپر فرآيندي تکاملي است و در نتيجه واکنش به مسائل و مشکلات جاري پيشرفت مي کند. از اين رو ميان رشد علم و فرآيند تکاملي حيات، نسبتي هست. او مي گويد: هيچ گاه در هيچ زمينه اي نمي توان از صفر شروع کرد. ما درهمه امور ميراث خوار گذشته ايم و بر رسوم و سنتها تکيه مي کنيم، هر چند راه پيشرفت در بازانديشي و نوانديشي نهفته است.

به طور خلاصه، پوپر رشد دانش را محصول آزادي مي داند. در نظر او شناخت علمي ضرورتا در فضاي رقابت فکري آزاد رشد مي کند. به طور کلي استدلال دفاع از آزادي براساس رابطه آن با علم قائل به اين است که رشد معرفت و حقيقت مهمترين علايق بشري و آزادي وسيله اي است براي رسيدن به آن.

او معتقد بود، شان علم خود نيازمند توضيح فلسفي است. يعني علم نمي تواند خودش را توضيح بدهد و نيازمند فلسفه است. او رشد معرفت علمي را بزرگترين معجزه مي شمارد.


منابع:

1- جان گري. فلسفه سياسي فون هايک. خشايار ديهيمي. انتشارات طرح نو. چاپ اول. 1379.

2- حسين بشيريه. تاريخ انديشه هاي سياسي قرن بيستم. نشرني. چاپ سوم. 1380 جلد دوم.

3- موسي غني نژاد. درباره هايک. نشر نگاه معاصر. چاپ اول 1380.

4- فريدريش فون هايک. در سنگر آزادي. عزت الله فولادوند. نشر لوح فکر. چاپ اول 1382.

5- فريدريش فون هايک. قانون، قانون گذاري و آزادي. موسي غني نژاد و مهشيد معيري. طرح نو. چاپ اول 1380.

6- ميلتون فريدمن. آزادي انتخاب. حسين حکيم زاده جهرمي. نشر فرزان. چاپ اول از ويراسته جديد. 1378.

7- ميلتون فريدمن. سرمايه داري و آزادي. غلامرضا رشيدي. نشر ني. چاپ اول 1380.




 

 

    52 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   فلسفه علم 

افراد و مشاهير
●  پوپر   كارل ريموند
●  فريدمن   ميلتون
●   اگوست فون هايك   فردريك

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:19/11/1385
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب