دولت بوش براي توجيه جنگ در عراق به بهانهي سلاحهاي كشتار جمعي متوسل شد؛ اما اكنون برخي مقامها ميگويند كه كاخ سفيد دليل ديگري براي جنگ داشت: نشان دادن قدرت آمريكا.
كاچران، تحليلگر شبكهي خبري اي.بي.سي در بررسي دلايل جنگ آمريكا با عراق با بيان اين مطلب آورده است: مقامهاي كاخ سفيد ميگويند حادثهي 11 سپتامبر همه چيز را تغيير داد. به گفتهي مقامهاي داخلي آمريكا، مشاوران دولت بوش براي كسب توجيه قانوني براي جنگ از جانب سازمان ملل، خطر سلاحهاي صدام را مطرح كردند و براي جلب افكار عمومي داخلي سعي در برجسته كردن آن نمودند. يكي از اين مقامها ميگويد: ما دروغ نگفتيم، فقط تاكيد زيادي روي آن كرديم.
اكنون همين مقامها ميگويند، ممكن است صدها تن مواد گاز خردل، گاز عصبي و هزاران ليتر سياه زخم و سموم ديگر را نيابند؛ اما نيروهاي آمريكا بالاخره مقداري از آنها را خواهند يافت. بوش، روز پنجشنبهي گذشته براي اولين بار حتي امكان از بين رفتن اين سلاحها از سوي عراقيها را مطرح كرد.
در ادامهي اين تحليل آمده است: «اگر سلاحهاي كشتار جمعي دلايل و توجيه اوليه براي جنگ نبود، چه توجيه ديگري وجود داشت؟ به عقيدهي برخي حملات 11 سپتامبر 2001 همه چيز را از جمله تفكرات و عقايد دولت بوش نسبت به خاورميانه و صدام را تغيير داد. مقامهاي عالي رتبهي حكومتي تاكيد داشتند كه اگر اقدامي جدي نشود، خاورميانه زمينهي مناسبي براي ايجاد و رشد تروريستها خواهد شد. آنها از اعراب جوان و خشمگيني كه از نحوهي زندگيشان ناراضي بوده و هيچ اميدي نداشتند، ترسيدند.
اروپاييها معتقد بودند كه تنها راهحل، ايجاد صلح ميان اسراييل و فلسطينيان است؛ اما آمريكاييها به اين توافق صلح فقط به عنوان بخشي از راهحل مينگريستند.
دولت بوش احساس ميكرد كه بايد خاورميـانه با آغاز جديدي روبرو شود و عراق بهترين مكان براي اين آغاز بود.
علاوه بر اين دولت بوش احساس ميكرد كه بايد قدرت نظامي خود را در خاورميانه نشان داده و سپس تثبيت كند.
دولت بوش ميخواست گزارشي از جنگ با تروريسم داشته باشد و از نظر مقامها، صدام تمامي شرايط را به عنوان يك هدف داشت.
كشورهاي ديگري هم اين سلاحهاي را دارند؛ اما آمريكا به جنگ آنها نرفت. اگر چه صدام مردم خودش را سركوب و شكنجه كرد؛ اما ديگر حاكمان مستبد نيز بدون مزاحمت ارتش آمريكا، عملياتهاي سركوب گرانهشان را ادامه ميدهند. بالاخره گفته شد كه صدام با تروريستها رابطه دارد؛ اما اين شامل كشورهاي ديگري كه آمريكا توجهي به آنها ندارد، نيـز ميشـود.
در ادامهي اين تحليل بيان شده است: اما موقعيت صدام، محل وي در قلب خاورميانه و واقع شدن ميان ايران و سوريه دليل ديگري براي اين انتخاب بود.
جيمز وولسي، مدير سابق سيا ميگويد، اگر چه به اعتقاد وي صدام تهديدي جدي بود و سلاحهاي خطرناك داشت؛ اما جنگ براي اثبات اين نكته اشتباه بود.
اما اگر حادثهي 11 سپتامبر رخ نميداد، آيا آمريكا وارد جنگ با عراق ميشد؟ به عقيدهي مقامهاي رسمي نه يا حداقل نه به اين زودي.
دولت بوش به راحتي با تهديد صدام كنار ميآمد؛ يا در نهايت زماني كه ثابت ميشد رهبر عراق به برنامههاي هستهيي رسيده، وارد اقدام ميشد.
در انتهاي اين تحليل آمده است: بهتر است يك بار ديگر سخنراني بوش در ششم مارس، پس از حادثهي 11 سپتامبر را به ياد آوريم: اميدوارم آنها از 11 سپتامبر درس عبرت بگيرند؛ اينكه ما در برابر حملات آسيب پذيريم، بايد تهديدها را جدي بگيريم و مجبور نيستيم با همهي آنها از طريق نظامي برخورد كنيم؛ اما مجبوريم با آنها مقابله كنيم.
اما آيا عراق تبديل به نمونهاي براي اعراب جوان خواهد شد؟ نگراني آمريكاييها اكنون از جانب شيعيان است. اگر اين قوم با عناصر ضدآمريكاييشان كنترل عراق پس از صدام را بدست گيرند، چه خواهد شد؟
اما به هر حال تاريخ قضاوت خواهد كرد كه آيا اين جنگ پاياني براي خاتمه دادن به اقدامات ترويستهاي متنفر از آمريكا خواهد شد؟