باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 1 فروردين 1389 كاربران برخط 40 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
اديان نخستين
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 

منبع: سایت های خبری - جام جم آن لاین - تاريخ شمسی نشر 24/12/1385

مترجم: محمد مهدي - ميرلو

 
 

نخستين نياکان ما در قبايلي متشکل از اقوام خويشاوند زندگي مي کردند. هر قبيله داراي زبان، نوع خاصي از پوشش و ابزار دفاعي خاص خود در برابر دشمنان بود.

قبايل داراي اصول شجاعت و پيمان گروهي خاص خود بودند چنانکه شيوه زندگي آنها نيز به تناسب محيط جغرافيايي و خطراتي که آنها را تهديد مي کرد متفاوت بود. به همان قدمت طولاني حيات قبايل نخستين، آشکار شده است که هر يک از اين قبايل مجموعه اي از عقايد را دارا بوده اند که شکلي از دين را تشکيل مي دادند. از زمانهاي بسيار دور، نياکان ما بر آن بودند که راز مرگ را دريابند. آنها توانستند تغيير شگرفي را مورد توجه قرار دهند و آن هنگامي بود که هم نوع خودشان در لحظه مرگ از تنفس کردن باز مي ايستاد.

در نتيجه، توقف تنفس مساوي با توقف حيات بود. اجداد ما چنين نتيجه گرفتند که آدمي از يک جسم مرئي و يک دم نامرئي (يا باد، روح و يا نفس) تشکيل يافته است و هنگامي که اين دم نامرئي بدن را ترک کند فرد مي ميرد. آنها مشاهده کردند اين امر در مورد حيوانات، کوچک و بزرگ، صدق مي کند و اين مساله منجر به اين نتيجه شد که همه موجودات زنده همانند انسان داراي نفس هستند. بتدريج اين باور گسترش يافته و نتيجه اين شد که هر چيزي در طبيعت داراي نفس است.

به نظر مي رسد که به واسطه همين باور است که نخستين دين که به عنوان روح گرايي «animism» شناخته مي شود به وجود آمده است. مطابق اين دين، تمام اشياء طبيعي در جهان (همچنين خود جهان) داراي نفوسي هستند که قابل ديدن نيستند و اين همان چيزي است که همه اشياء را جان مي بخشد. براي انسان نخستين، چنين اعتقادي به واسطه خواب قابل تصديق بود به اين دليل که انسان ها و حيواناتي را در خواب مي ديد که هنگام بيداري وجود نداشتند. چنين خواب هايي عقيده آنها را تاييد مي کرد که ارواح غيرجسماني يا نفوس پس از آن که بدن را رها کردند مي توانند حرکت کنند يا حاضر شوند در هر کجا که تمايل داشته باشد.

نه تنها آنها مي توانستند در هر کجا که تمايل داشتند حاضر شوند بلکه آنها مي توانستند آن گونه که مي خواهند - خوب يا بد - عمل کنند. از اعتقاد به نفوس انواع متعدد، عقيده به ارواح قادر مطلق که بعدها خدايان ناميده شدند به وجود آمد. در ابتدا انسان نخستين، ارواح نياکان درگذشته خود را مي پرستيد، اما اندکي بعد، ارواح حيوانات گوناگوني که از آنها مي ترسيد يا آنها را بزرگ مي داشت مورد پرستش قرار داد.

اين حيوانات توسط قبايل خاصي به عنوان خدايان مطرح مي شدند و به وسيله نمادها و نشانه ها نشان داده مي شدند. قدرتمندترين آنها ارواح نيروهاي طبيعي همچون ماه، خورشيد و باران بود. اينها اغلب وحشتناک بودند و نيکخواهي آنها بعدها مورد توجه قرار گرفت. تعداد خدايان بسرعت افزايش يافت. هر قبيله تنها خدايان خود را مي پرستيد و آنها را تا زماني که نسبت به خدايان ديگر غافل بودند ترجيح مي داد.

هر قبيله اي مراسم عبادي (ritual) و صورتهاي مختلف آن را گسترش مي داد. در آن دوران، قبيله تنها شامل اجتماع افراد خويشاوند نبود که فرد در آن متولد مي شد، بلکه همچنين شامل ارواح الهي بود که هر يک از افراد قبيله متعلق به آنها بوده و درعين حال ارواح الهي نيز متعلق به افراد قبيله بودند. افراد يک رابطه دو جانبه را در هر قبيله به رسميت مي شناختند. گروهي که فرد در ميان آنان متولد مي شد به لحاظ خوني، خويشاوند او به حساب مي آمدند. از سوي ديگر فرد با افراد قبيله نسبت پيدا مي کرد به واسطه وابستگي مشترکي که به خدايان قبيله داشت.

تلقي انسان نخستين از ايمان خويش همانند تلقي انسان امروزي از مليت خويش بود. امروزه انسان در خانواده اي متولد مي شود که اعضاي آن به لحاظ نسبي خويشاوند او محسوب مي شوند. همچنين در ميان ملتي زندگي مي کند که بدان وفادار است و درعين حال تحت حمايت آن قرار دارد. هنگامي که اعضاي يک قبيله در تقابل با اعضاي قبيله ديگر قرار مي گرفتند فاتحان تلاش نمي کردند که قبيله مغلوب را متقاعد به پذيرش عقايدشان کنند. آنها نمي توانستند اين کار را بکنند زيرا خدايان آنها تنها متعلق به خودشان بود و قبيله آنها نيز متعلق به خداي خاصي بود. در حقيقت هيچ يک از اديان نخستين بر آن نبودند که نوکيشان يا پيرواني را به خود جلب کنند.

انسان از پرستش ارواح طبيعت يا نفوس جهان که قابل ديدن نبود به پرستش پيکرهاي مرئي يا همان بتها که نماد خدايان بودند سوق داده شد. بتها جنبه تقدس پيدا کرده بودند به اين دليل که آنها مظهر ارواح بودند. همچنين آنها موجوداتي قدرتمند در نظر گرفته مي شدند که به شيوه هاي مختلف از طريق جادو تحت تاثير قرار مي گيرند. شيوه هاي متعدد جادوگري به وسيله انسان اوليه گسترش يافت. اين شيوه ها شامل خواندن اوراد(spells)، آوازها(chants)، تلاش براي پيشگويي آينده، به کار بردن افسون هاي نگهدارنده و اهدا کردن انواع گوناگون اشيا به نيروهاي بخت خوب و شر بود. هنگامي که انسان نخستين، قدم بر پله نردبان تمدن گذاشت، به همراه خود بسياري از عقايد نخستين در باب جادو را نيز به عاريت گرفت.

اهالي کلده، قوم کهن سامي از خاورميانه، داراي ساختار پيشگويي گسترده بودند. سومري ها، نخستين ساکنان آنچه امروزه عراق ناميده مي شود بت پرست بودند. مصريان باستان نيز معتقد بودند که خاصيت سحرانگيزي در اسما و اعداد وجود دارد. کهن ترين تمدن ها، بخشي از وابستگي اوليه به سحر و جادو را حفظ کردند. براي مثال يونانيان باستان صادقانه به الهامات «oracles» معتقد بودند ؛ يعني پاسخهايي از جانب خدا از طريق کاهني که مردم براي پند و اندرز در موقعيت هاي بسيار مهم و حياتي با او مشورت مي کردند.

روميان نيز جادو را به عنوان يک نظام پيشگويي سياسي به کار مي بردند. برخي از عقايد نخستين درباره اعداد سحرانگيز (که اغلب به تاثير ستارگان مربوط بود)، نامها و آوازها در روزگار حاضر و در ميان مردمان متمدن باقي مانده است.

تغييراتي در نحوه به کار بردن آنها رخ داده و تفاسير جديدي درباره معنا و ارزش آنها مطرح شده است. هنگامي که ما به جستجوي منشا عقايد ديني مي پردازيم آنها را در حالي که در برخي از عقايد نخستين از دوران رواح گرايي ريشه دوانيده اند مي يابيم. اين باور که در طبيعت، هر چيزي داراي روح است آيين چند خدايي (pantheism) يا اعتقاد به تعدد نيروهاي ماوراء طبيعت را موجب شد. رويداد بعدي يکتاپرستي (monotheism) بود، عقيده به اين که تنها يک خدا وجود دارد. بر اساس اين عقايد همه اديان پويا بنا مي شوند.




 

 

    102 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   دین و مذهب 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:24/12/1385
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب