● به نام خدا - امروز ، چهارشنبه 17 شهريور 1389 - كاربران برخط: 1392   باشگاه را خانه خود بسازيد   در سایت عضو شوید   نام کاربری   کلمه عبور  


  
  
    
جذابيت‌هاي اسلام از ديدگاه برخي متفكران
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 
   ● سخنران: سید مصطفی - محقق داماد

منبع: سایت خبری - همشهري آنلاين - تاريخ شمسی نشر 23/12/1385

 
 

به شهادت تاريخ و وجدان، گسترش اسلام، پيش و بيش از آن كه نتيجه راه‌هاي رسمي وشناخته شده مانند فتوحات باشد، محصول جذابيت‌هاي معنوي نهفته درآن است.

گواه آن كه شمار قابل توجهي از علاقه‌مندان به اسلام از فرهيختگاني هستند كه پس از پيمودن راه‌هاي دشوار پژوهش، پويايي و صداقت، سرانجام در منزل اسلام بار افكنده‌اند. دكتر مصطفي محقق داماد در اين مقاله، پس از مقدمه‌اي كوتاه در اين‌باره، مواردي از اين جذابيت‌ها را در سيره وگفتار برخي از اين گروندگان برمي‌شمارد.

براي گسترش اسلام و نفوذ آن در جوامع مختلف، علي رغم وجود اختلاف وگونه‌گوني زمان‌ها و مكان‌ها، بي‌گمان مي‌توان عنصري مشترك يافت. عنصر مشترك در نفوذ وگسترش حيرت آور اسلام در سرزمين‌هاي پهناور، آن هم در فاصله زماني بسيار كوتاه، به گواهي اسناد ومنابع معتبر تاريخي، چيزي جز تأمين و فراهم ساختن همگاني ترين خواست‌هاي فطرت سليم بشري نيست.

اگر براي اثبات اين مدعا، در خصوص وقايع قرون اوليه اسلامي، به ارائه شواهد واسناد كهن نيازمند باشيم، براي فهم گرايش‌هاي اعجاب‌آور متفكران بزرگ قرون معاصر كه در گوشه وكنار دنيا دركمال آزادي با مطالعه ومقايسه تعاليم اديان مختلف، به دين اسلام گرويده ودر مقابل فشارهاي سياسي و هجوم تلخ‌گويي‌هاي همكيشان پيشين خود با قامتي استوار ايستاده و انگيزه خود راآورده‌هاي اسلامي اعلام داشته‌اند، راه چندان دور ودرازي را نبايد بپيماييم.

اگر براي تحقيق در باره كيفيت وانگيزه گسترش اسلام در ايران، روم، هند وشرق دور در قرون اوليه وگذشته بيش از هزار سال پيش احتمالاً دچار چون و چرا باشيم ويا با مدعّي مواجه شويم، خوشبختانه جمال چهره هزاران متفكر معاصر شرقي وغربي گرويده به دين اسلام براي اثبات جذّابيت اسلام، حجت موجّه ماست.

حدود چهارقرن است كه مسيحيت، اعم از كليساي كاتوليك ويا ساير شعب مسيحيت، داراي سازمان تبليغات مستقل، متشكل و منظم است. همه ساله گروهي ازكشيشان را با سياست‌هاي از پيش تعيين شده آموزش مي‌دهند و با صرف هزينه‌هاي بسيار سنگين، به اقصي نقاط جهان به مأموريت تبليغاتي اعزام مي‌كنند.

سازمان تبليغات وابسته به مسيحيت از حمايت دولت‌هاي بزرگ مسيحي برخوردار است و اگر موفق شوند كسي را به آيين مسيحيّت در آورند، همه گونه تسهيلات مادي براي او فراهم مي‌سازند. با وجود اين، بنا برتحقيقات خود اروپاييان، تقريبا پيشرفت مسيحيت متوقف شده است و تبليغات كشيشان، حتي در سر زمين‌هاي پررونق پيشين، مانند برخي از كشورهاي آفريقايي نيز ديگر تأثير چنداني در رواج مسيحيت ندارد.

در كتاب «دايره المعارف مسيحيت» كه در دو جلد چاپ شده است صريحا آمده است كه هم اكنون 437راديوي كاتوليك در ايتاليا به زبان‌هاي مختلف مشغول تبليغ مسيحيت هستند، ولي باز هم گريز از مسيحيت امري مسلم است.

در حالي كه علي رغم مجهز نبودن مسلمانان به سازمان تبليغاتي متشكلي همانند ارگان‌هاي تبليغاتي مسيحيان و فقدان اعتبارت و امكانات مالي، اسلام همچنان به پيشرفت خود حتي در صنعتي‌ترين كشورهاي جهان ادامه مي‌دهد و روز به روز بر اعتلا وكشش آنان افزوده مي‌شود، تا آن جا كه قدرت‌هاي بزرگ مسيحي را به شگفتي همراه با نگراني واداشته است.


راز گسترش

اين پرسشي است كه در درجه نخست براي خود مسيحيان مطرح شده است. موجب خوشبختي است كه در ميان انبوه گرويدگان به اسلام دانه‌هاي درشت، چهره‌هاي تابناك علم وادب و متفكران نامدار صاحب قلم بسيارند كه در آثار مكتوبشان پاسخ اين پرسش را به صراحت داده‌اند.

آن چه اين نوشته در صدد بيان آن است، همان چيزهايي است كه در نوشته‌هاي متفكراني كه با مطالعه به اسلام گرويده‌اند آمده است و من مي‌كوشم آن‌ها را با استناد بيان كنم. مطالعه آثار متفكران گرويده به اسلام نشان مي‌دهد كه براي آنان عناصر جـــذاب در اسلام، مختلف وگوناگون است، ولي چند نكته در اغلب آثار آنان مشترك است؛ مثلا اغلب ‌از سادگي‌ اصول‌ اسلام‌ و از سازواري‌ اين‌ اصول‌ با عقل‌ ومنطق‌ سخن‌ مي‌گويند‌. برخي نيز به عدالت و‌ مساوات‌ اسلامي‌ اشاره مي‌كنند. سرگذشت‌ برخي‌ از اينان‌، كه‌ در سرزمين‌ خود هيچ‌ كم‌ نداشتند و باز هم‌ به‌ مسلماني‌ روي‌ آوردند، شگفت‌انگيز است‌. براي نمونه مي‌توان به موارد ذيل اشاره كرد:


كنت دو بنوال

كلـود الكساندر كـنت‌ دو بنوال

(Claude Alexandre comte de Bonneval) به‌ سال‌ 1675 در يكي‌ از توابع‌ شهرستان‌ ليموژفرانسه به‌ دنيا آمد. در نوجواني‌ به‌ نيروي‌ دريايي‌ فرانسه‌ پيوست‌ و در 26 سالگي‌ (1701 ميلادي‌)، با درجه‌ سرهنگي‌ به‌ گارد سلطنتي‌ انتقال‌ يافت‌.

ولي‌ به‌ علت‌ درشت گويي به‌ معشوقه‌ لويي‌ چهاردهم‌، مغضوب‌ شد. در نتيجه‌ از خدمت‌ به‌ فرانسه‌ چشم‌ پوشيد و به‌ ارتش‌ اتريش‌ پيوست‌. در مدت‌ 22 سال‌ اقامت‌ در اتريش‌، در جنگ‌هاي‌ متعدد‌ شركت‌ جست‌ و به‌ درجه‌ ژنرالي‌ رسيد. اما در آن‌ جا هم‌ مغضوب‌ و زنداني‌ شد. پس‌ از آزادي‌ از زندان‌ در سال‌ 1729 به‌ تركيه‌ عثماني‌ پناهنده‌ شد و اسلام‌ آورد و نام‌ احمد بر خود نهاد.

واقعه‌ مسلمان‌ شدن‌ كنت‌ دو بنوال‌ و پيوستن‌ او به‌ ارتش‌ تركيه‌ در دنياي‌ مسيحيت‌ آن‌ روزگار بازتاب‌ نامطلوبي‌ داشت‌ و مسيحيان‌ معتقد را از كنت‌ و ژنرال‌ پيشين‌ متنفر كرد. از اين‌ رو داستان‌هاي‌ بسيار درباره‌ او رواج‌ دادند و اسلام‌ آوردن‌ او را مصلحتي‌ و براي‌ انتقام‌ گرفتن‌ از كساني كه‌ موجب‌ طرد او از اتريش‌ شده‌ بود دانستند. اما گروهي‌ از آزاد انديشان‌ اين‌ گونه‌ توجيهات‌ را نپذيرفتند و در پيِ كشف‌ علت‌ واقعي‌ مسلمان‌ شدن‌ كنت‌ برآمدند.

يكي‌ از آنان‌ ولتر بود كه‌ از ديرباز به‌ تحقيق‌ در باره‌ اسلام‌ پرداخته‌ بود و اينك‌، پس‌ از سال‌ها جفا در حق‌ پيامبر، و به‌ دنبال‌ مطالعاتي‌ پيگير در مستندترين‌ نوشته‌هاي‌ روزگار خود، گرايشي‌ نسبت‌ به‌ اسلام‌ در او پديد آمده‌ بود. (1) از اين‌ رو بسيار مايل‌ بود كه‌ بداند چه‌ انگيزه‌اي‌ كنت‌ را به‌ اسلام و مسلماني‌ راه‌ نموده‌ است‌.

ولتروقتي نوشته‌هاي كنت را پس از مرگش ديد در جواب‌ شواليه‌ چنين‌ نوشت‌: «نمي‌دانم‌ در اين‌ محمد [ص‌] چه‌ چيزي‌ وجود دارد كه‌ اعجاب‌ همه‌ را برمي‌انگيزد». (2)

نوشته‌ بنوال‌ در ولتر تأثير بسيار نهاده است‌. از همين‌ تاريخ‌ بود كه‌ ولتر در داوري‌ خود در باره‌ پيامبر اسلام‌(ص) تجديد نظر كرد و به‌ دفاع‌ از آيين‌ او پرداخت‌.

دلايلي‌ كه ولتر‌ براي‌ اثبات‌ برتري‌ اسلام‌ نسبت‌ به‌ مسيحيت‌ اقامه‌ كرد نيز همان‌ دلايلي‌ بود كه‌ كنت‌ دو بنوال‌ در خاطرات‌ خود به‌ آنها استناد جسته‌ بود؛ از جمله اين كه:«محمد(ص‌) آيين‌ خداپرستي‌ را به‌ جهانيان‌ آموخت، زكات‌ و كمك‌ به‌ همنوع‌ را واجب‌ دانست‌، قمار و شراب‌ و ديگر اسباب‌ لهو و لعب‌ را تحريم‌ كرد... آيينش‌ همان‌ آيين‌ ابراهيم‌ حنيف‌ است‌ كه‌ هميشه‌ وجود داشته‌ است‌، ولي‌ يهوديان‌ آن‌ را تحريف‌ كرده‌اند... »(3)

بدين‌ گونه‌ راهي‌ كه‌ بنوال‌ برگزيد و دلايلي‌ كه‌ براي‌ گرويدن‌ خود به‌ اسلام‌ اقامه‌ كرد، نه‌ تنها موجب‌ جلب‌ چند تن‌ ديگر از فرانسويان‌ و گرايش‌ آنان‌ به‌ اسلام‌ شد، بلكه‌ يكي‌ از بزرگ‌ترين‌ نويسندگان‌ قرن‌ هجدهم‌ يعني ولتر را نيز تحت‌ تأثير قرار داد و عقايد او را در باره‌ حقيقت‌ اسلام‌ دگرگون‌ كرد. ما در ذيل به نحوه گرايش خودولتر خواهيم پرداخت. (4)


ولتر

شايد كمتر كسي از آشنايانِ با ادبيات جهاني است كه نام «ولتر»(5) را نشنيده باشد. زندگي اين فيلسوف فرانسوي تحولات عظيمي به خود ديده است. در مقطعي از عمرش يعني ازحدودسال‌هاي 1705 تا 1742 ميلادي كه وي دوران دبيرستان را در دبيرستان لوئي كبير (Louis La Grand) مي‌گذراند، از اسلام به طور سطحي اطلاعاتي به گوشش رسيد و به علت يافتن احساسي منفي، در تأليف نمايشنامه زشت و نارواي خرافات(فناتيسم) به گونه‌اي از پيامبر اسلام(ص) نام بردكه حتي پيروان ساير اديان را نيز به خشم آورد. (6)

انتقادات او از اسلام تا آن جا شهرت يافت كه نويسندگان زيادي وي را «دشمن محمد» عنوان دادند. (7) ولتر به انتقاد بسنده نكرد و در پي آن شدكه راز گسترش اسلام و پيشرفت عظيم مسلمانان را دريابد. وي در مقطع بعد يعني در سال‌هاي 1742تا 1763 به بعد به مطالعه وتحقيق در اين باب پرداخت و با پشتكاري عجيب، منابع وآثار مربوط به تمدن ملل شرقي را بررسي كرد، ونتيجه آن شد كه آثار اين مقطع از زندگي او، همه، بيانگر پختگي او ست وگواهي مي‌دهد كه در باب گسترش اسلام وتحول معتقدات مسلمانان ونيز ريشه برخي آداب وسنن اسلامي به افكاري عميق دست يافته و واقعيتهارادرك كرده است.

درمقدمه چاپ جديد نمايشنامه فناتيسم (1748م) او ديگر ولتر سابق نيست ومطالبي را آورده است كه به هيچ وجه به آثار پيشين او شباهت ندارد. نگرش او نسبت به اسلام با تحول روبرو شده است و ديگر پيامبر اسلام(ص) راجاعل و دروغزن نمي‌نامد، بلكه با اعجاب تمام مردي مي‌داندكه«بزرگ‌ترين انقلاب روي زمين را پديد آورده است»(8).

ولتر اين جمله را در مقطعي مي‌نويسد كه هنوز صراحتاْ به اسلام نگرويده وگويي هنوز در حال تحقيق و بررسي و تلاش براي رسيدن به حقيقت است. سرانجام به ستايش صريح و دفاع از اصول عقايد مسلمانان مي‌پردازد. ستايش وي از اسلام در اثري تحت عنوان «گورستان خرافات» (La tombeau du fanatisme ) ونيز «شرعيات مردي شريف»

(a catechisme de l,honnete home) تاحد حماسه اوج مي‌گيرد.

در اواخرعمر(1772م) ولتر كتابي تأليف كرد كه عنوان آن چنين است: «سرانجام بايد به سويي گراييد». منظورش اين است كه سرانجام بايد ديني از ميان اديان را برگزيد. وي در اين كتاب آشكارا اسلام را از همه اديانِ روي زمين برتر مي‌داند.

آثار اخير ولتركاملاگواهي مي‌دهد كه آن‌چه وي رابه اسلام جذب كرده دو چيز است :

الف. معارف اسلامي: ولتر توحيد را كه نخستين اصل از اصول اعتقادي اسلام است، ستايش مي‌كند و از خداي مسيحيت، كه با تناقض همراه است، بيزاري مي‌جويد.

ولترچنان تحت تأثير تعليمات قرآن در باره توحيد قرار گرفته كه درآثارش خداوند را با همان تعبيرات سوره توحيد ستوده است: «او قائم بالذات است. هيچ‌كس به او هستي نبخشيده ولي همه، هستي خود را ازاو دارند. هرگز نزاييده و هرگز زاييده نشده است. در سراسر كاينات بسان اونتوان يافت. »(9)

ولتردر آثارش به اعتقاد به قيامت نيزشهادت مي‌دهد. او معتقد است كه اعتقاد به وجود خدا مستلزم اعتقاد به روز جزاست(10).

ب. شريعت اسلامي: از نظر ولتر، شريعت اسلامي كه تعليم دهنده «همزيستي مذهبي» و «تسامح ديني» است، نشانه حقانيت آن است. وي در كتاب «بايد به سويي گراييد» اسلام را«ديني معقول وجدي وپاك ودوستدار بشريت» مي‌داند ومي گويد: «اين‌ها نشانه حقيقت اسلام است، فضيلتِ «همزيستي مذهبي» را نيز به آن بيفزاييد». (11)


بولن ويلي يه

يكي ديگر از اشراف نامدار فرانسوي كه در قرن هجدهم به اسلام روي آورد، «هانري كنت دوبولن ويلي‌يه» است. او آثار زيادي از خودبه جاي گذاشته و در آخرين اثرش با نام «زندگي محمد» چنان از شخصيت پيامبر (ص) دفاع كرده كه حساسيت بسياري از مسيحيان را فراهم ساخته است. نوشته وي در زمان حياتش چاپ نشد.

هفت سال پس از مرگ وي در سال 1729 يكي از ناشران انگليسي به نام«ژان گانيي» استاد زبان عربي در دانشگاه اكسفورد كه از حرمت واعتبار فراوان برخوردار بود، پيشنهاد كرد كه نوشته‌هاي«بولن ويلي‌يه» را ويرايش و براي چاپ آماده كند.

«گانيي‌يه» در نامه‌اي ازاو خواست كه دست‌نوشته‌هارا براي او بفرستد و قول داد كه چنانچه محتواي آن را مغاير با «دين مبين مسيح»نيابد، به ويراستاري و رفع كاستي‌هاي آن همت گمارد. ناشر كه از نامه او به طرز تفكر «گانيي‌يه» پي برده بود، سال بعد بدون مشورت با وي كتاب را به چاپ رساند.

گانيي يه با ديدن كتاب سخت برآشفت وافسوس خورد كه چرا نتوانسته است «اين ديو ملعون (كتاب بولين ويلي يه) را در نطفه خفه كند و او را يكراست به دوزخ بفرستد». سپس به منظور نقد كتاب بولن ويل يه، كتابي كه خودش به زبان لاتيني درباره پيامبر اسلام نوشته بود به فرانسه ترجمه كرد؛ مقدمه مفصلي برآن افزود و در سراسر آن با استناد به روايات مجعول و يا تحريف شده، كوشيد داوري‌هاي بولن ويلي يه را تكذيب كند. (12)

بولين ويلي يه در كتاب خود، چه آورده بود كه اين چنين احساسات مذهبي گانيي يه، استاد نامدار دانشگاه اكسفورد، را برانگيخت؟ پاسخ اين است كه«بولين ويلي يه» علي رغم فشار انبوهي از تبليغات عليه پيامبر اسلام(ص) درمجامع غربي، به صراحت نوشته است: «محمد (ص‌) قانون‌ گذاري‌ بزرگ‌ و خردمند بود كه‌ ديني‌ مهذّب‌ براي‌ جهانيان‌ به‌ ارمغان‌ آورد. خداوند كه‌ بر همه‌ چيز آگاه‌ است‌، او را فرستاد تا مسيحيانِ گمراه‌ را متنبّه‌ گرداند، بت‌ها را خرد كند، ايرانيان‌ خورشيد پرست‌ را مطيع‌ سازد و آيين‌ خداشناسي‌ را از ديوارهاي‌ چين‌ تا سواحل‌ اسپانيا بگستراند. »(13)

او درجاي ديگر نوشته است: «بنابراين‌، مشيت‌ الهي‌ بود كه‌ پيامبر اسلام‌ را به‌ كاري‌ چنين‌ سترگ‌ برانگيخت‌ و آن چه‌ مبلغان‌ متعصب‌ مسيحي‌ در باره‌ او گفته‌اند افسانه‌هاي‌ كودكانه‌اي‌ بيش‌ نيست‌. همين‌ گونه‌ است‌ داستان‌ بحيرا يا سرجيوس‌ مسيحي‌ و ابن‌ سالم‌ يهودي‌. چگونه‌ ممكن‌ است‌ محمد(ص‌) در طول‌ بيست‌ و سه‌ سال‌ رسالت‌ خود و در شرايط‌ مختلفِ تبعيد و هجرت‌ و جنگ‌ و پيروزي‌ و شكست‌، همواره‌ يك‌ راهبِ مسيحيِ «نادان‌» و يا يك‌ خاخام‌ يهوديِ «نادان‌تر از او را» همراه‌ داشته‌ باشد تا بتواند با آنان‌ مشورت‌ كند؟

و چگونه‌ مي‌توان‌ نظام‌ فكري‌ عميق‌ و اصيل‌ اسلامي‌ را، كه‌ از خداشناسي‌ واقعي‌ و از فطرت‌ انسان‌ برخاسته‌ است‌، نتيجه‌ مشورت‌ با چنين‌ كساني‌ دانست‌؟ تحقق‌ آن چه‌ محمد(ص‌) انجام‌ داد تنها در سايه‌ نبوغ‌ عظيم وفوق بشري‌ كه‌ خداوند به‌ او عطا فرموده‌ بود، ميسر شد. محمد(ص‌) سجايايي‌ عالي‌ و فصاحتي‌ فوق‌ بشري‌ داشت‌، چندان‌ كه‌ مي‌توانست‌ نادان‌ترين‌ و خردمندترين‌ مردم‌ روزگارِ خود را به‌ آساني‌ متقاعد سازد و به‌ دين‌ اسلام‌ معتقد گرداند». (14)

«آيين‌ او چنان‌ بر فطرت‌ انسان‌ منطبق‌ است‌ كه‌ براي‌ تبليغ‌ آن‌ هيچ‌ نيازي‌ به‌ جبر و قهر نيست‌. كافي‌ است‌ اصول‌ آن‌ را به‌ مردم‌ بفهمانند تا همه‌ به‌ آن‌ بگرايند. از اين‌ رو اسلام‌ در مدتي‌ كمتر از 40 سال‌ در قلب‌ نيمي‌ از مردم‌ روي‌ زمين‌ جاي‌ گرفت‌». (15)


هانري كربن

در زمان خود ما شادروان پروفسور «هانري كربن» شيفته معارف اسلامي به روايت شيعي مي‌شود و براي دريافت معارف اهل بيت (ع) به ايران مي‌آيد و مدت مديدي به منظور فراگيري اين معارف از سرچشمه اصلي آن در ايران سكني مي‌گزيند واز محضر عالمان بزرگ شيعي از جمله علامه طباطبايي كسب فيض مي‌كند.

او عاشق معارف اهل بيت (ع) است واين واقعيت در آثار مختلف وي مشهود است. در اثر گرانسنگش «درباره اسلام ايراني»(16) در 4 مجلد مي‌خواهد بگويد ايرانيان قرائت خاصي از اسلام دارند كه همان قرائت شيعي است.

مهم ترين كاري كه كربن كرد معرفي معنويت تشيع به جهان غرب بود. پيش از او تشيع را يك مذهب سياسي ويا به تعبير ديگر نهضتي سياسي اجتماعي محض مي‌دانستند و به معنويت تشيع توجهي نداشتند.

او معتقد بود اگر ما تشيع را فقط به جنبه‌هاي سياسي و اجتماعي محدود كنيم، در شناخت آن دچار اشتباهي بزرگ شده ايم. مي‌گويد: «اولين و آخرين توجيه و تبيين تشيّع، آگاهي وشعوري است كه تشيع از خود، از جهان، از انسان، از معناي حقيقي وحي، از امام و از مبدا و از معاد دارد». (17)

به نظر كربن تعاليم ائمه(ع) منشأ تأملات فلسفي قرار گرفته و فلسفه و به طور كلي علوم عقلي اسلامي، نشأت گرفته از تعاليم آن بزرگواران است. در حالي كه مستشرقان سعي كرده اند تا حيات عقلي اسلامي را بر گرفته از يونان معرفي كنند.

آن چه كربن را مجذوب ساخته بود تنها و تنها معارف اهل بيت (ع) است. وي به صراحت در باره اقامتش در ايران مي‌نويسد: «من يك پژوهشگرم، يك زائرم، يك مسافرم، يك باز ديد كننده مفتون، مفتون عرفان شيعي، عرفاي بزرگ شيعه. من زيبايي اين بار گاه جلال را نشان مي‌دهم». (18) مرحوم استاد آيت الله حاج شيخ مرتضي حايري اعلي الله مقامه نقل فرمودند كه از مرحوم علامه طباطبايي پرسيدم كه‌هانري كربن با چه معتقداتي از دنيا رفت؟ گفت: به نظر من او يك شيعه واقعي و پيرو اهل بيت‌(ع) و مؤمن به تمام معارف خاندان پيامبر بود كه دار فاني را وداع كرد.


كوپر

در اين جا به تجربه شخصي در زندگي خود اشاره مي‌كنم: به خاطر دارم در سال‌هاي 53بود كه مرحوم استاد شهيد مطهري با من در قم تماس گرفتند و كوپر را به من معرفي كردند. او از لندن آمده و مدتي در دانشگاه جندي شاپور تدريس كرده بود. علاقه‌مند به آشنايي با معارف اسلامي به‌خصوص علوم عقلي اسلامي بود. فارسي نمي‌د انست. به پيشنهاد شهيد مطهري قرار شد سلسله مباحثي را براي او مطرح كنم.

آن بزرگوار از طريق مطالعه مسلمان شده‌بود و به هيچ وجه تظاهر به اين امر نمي‌كرد. گاه كه در اتاق تنها بود، بسيار نماز مي‌خواند و بعدها به من گفت كه نمازهاي دوران گذشته را قضا مي‌كند. عاشق معارف اسلامي بود. در حالي كه تمام خانواده اش مسيحي بودند، او يك مسلمان واقعي و شيعه اهل بيت بود. خدايش رحمت كند.

اينك وقت آن است بگوييم كه اين همه مواهب و اشتياق‌ها و تب و تاب‌ها، ثمره وجود روحاني پيامبر اسلام(ص) است. ‌اي رسول گرامي اسلام!‌اي پيامبر رحمت!‌اي خسروعالم!

خسروا گوي فلك در خم چوگان تو باد

ساحت كون و مكان عرصه ميدان تو باد

خدا تورا به عظمت نگهدارد و مرام تو را تا ابد مستدام بدارد! هوالذي ارسل رسوله بالهدي ودين الحق ليظهره علي الدين كلِّه(19)


پانوشت‌ها

1. نك‌: جواد حديدي‌، اسلام‌ از نظر ولتر، چاپ‌ پنجم‌، مركز نشر دانشگاهي‌، 1374، صص‌ 204 - 231.

2. نك‌: همو، همان

3. همان

4. دراين جا مايلم براي صديق دانشمندم شادروان مرحوم دكتر جواد حديدي همكارعزيزمان درهيات علمي دايره المعارف بزرگ اسلامي طلب رضوان ورحمت واسعه حق متعال كنم. آن عزيز براي تحقيق در اين‌ منظور، مجموعه‌ خطي مكاتبات‌ بنوال‌، تحت‌ شماره‌هاي‌ n. a. F. 5104, 9658, 13090 در كتابخانه‌ ملي‌ پاريس‌ را بررسي‌ و در اختيار اهل پژوهش قرارداد‌. آنچه من آوردم بخشي از فراوردهاي ايشان بود.

5. فرانسوا ماري آروئه مشهور به ولتر(Voltaire francois Marie Aroute) (1694-1778م) فيلسوف فرانسوي ويكي از بزرگ ترين شخصيت‌هاي فرانسه در قرن هيجدهم. (فرهنگ معين)

6. نمايشنامه فناتيسم در سال 1739 با عنوان Mohamet ou le fanatisme به نمايش گذارده مي‌شود واز همان آغاز خشم همه حتي پاپ را بر انگيخت.

7. حديدي، دكترجواد، صداقت ولتر در ستايش از اسلام، مطبوع در مجموعه مقالات«رهروان حقيقت»، نشر دانشگاهي، تهران1380

8. كليات فلسفي اسپينوزا، ج24ص555 به نقل از همو.

9. مركور دو فرانس، آوريل سال 1745به نقل از همان

10. كليات، ج24، ص 326به نقل از همو

11. كليات، ج28ص547به نقل از همو.

12. حديدي، همان، ص13

13. Boulainvilliers, Henri comte de... , La vie de Mahomet, Amsterdam, 1731, p. 177.

14. همان‌، ص‌ 164.

5. همان‌، ص‌ 144.

16. En Islam Iranien 1975 اين اثر گرانقدر با وجود آن كه به زبان‌هاي مختلف از جمله عربي ترجمه شده است، ولي تاكنون به زبان فارسي ترجمه نشده. اين كتاب خوشبختانه هم اكنون توسط انجمن حكمت وفلسفه ايران در دست ترجمه است.

17. زائر شرق، گردآوري و تدوين شهرام پازوكي، ص6.

18. يادي از‌هانري كربن، ص148

19. توبه/33. فتح/28. صف/9




 

 

    47 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   اسلام 

دسته
●  متن / گفتمان

رسته :3

تاريخ ارسال:23/12/1385
   
 ارسال پیام l ارسال خبر l ارسال م
     

تماس با ما  l ارسال مطلب l درباره سایت l آمار سایت l ارزش سایت