باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز سه شنبه 12 آذر 1387 كاربران برخط 124 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
سوبژكتيويسم نفساني و حقوق جهاني بشر
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: شهريار - زرشناس

ارسال كننده: مدير سايت

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 

غرب مدرن به لحاظ فلسفي بر اومانيسم و سوبژكتيويتيسم (اصالت و محوريت يافتن نفس خودبنياد آدمي به عنوان يك موضوع) تكيه دارد. يكي از شؤون سوبژكتيويسم همان فردگرايي‌‌اي است كه ليبرال‌ها و سازمان‌هاي داعيه‌دار حقوق بشر براي آن خود را به هر آب و آتشي مي‌زنند. به راستي فردگرايي سوبژكتيويستي چيست كه اين همه درباره‌ي آن تبليغ مي‌گردد؟ يكي از تكيه‌كلام‌هاي دائمي ليبرال – مدرنيست‌ها دفاع از «حقوق فردي» است و بنيان تئوريك «حقوق فردي»، سوبژكتيويسم است.

اگر به لحاظ نظري صرف بخواهيم قضاوت نماييم، سوبژكتيويسم چون نفسانيت متورم فردي را به عنوان دائرمدار هستي مطرح مي‌كند و بر اصالت و مركزيت اين «اراده‌ي نفساني» اصرار و تأكيد مي‌ورزد، لاجرم ديگر آدميان و طبيعت و همه‌ي هستي را به عنوان «ابژه» يا مفعول در برابر اين اراده‌ي نفساني قرار مي‌دهد و لذا نسبتي ابزاري و شيئي مابين سوبژه و عالَم اطراف او پديد مي‌آيد. بدين‌سان مشخص مي‌گردد كه سوبژكتيويسم مناسبات انساني را گرفتار بيگانگي و شيئي‌وارگي و رويكرد ابزاري و از خودبيگانگي مي‌سازد.

منتقدان مدرنيته بيش از يك سده است كه بر اين حقيقت تأكيد ورزيده و پاي مي‌فشرند كه فردگرايي مدرن و «حقوق فردي» آن‌گونه كه تفكر اومانيستي مطرح مي‌كند، جز نهادينه شدن رابطه‌ي استثماري و درنده‌خويي ميان آدميان و شيوع انواع صور استثمار و در يك كلام سيطره‌ي برده‌داري مدرن حاصل ديگري ندارد.

مروري بر گزارش‌هاي مطبوعات معتبر غربي و نيز مشاهدات مختلف اجتماعي نشان مي‌دهد كه آنچه در عمل و حيطه‌ي مناسبات فردي و اجتماعي افراد در جوامع غربي رخ داده چيزي جز صورت نهادينه‌ي همين استثمار و برده‌داري مدرن نمي‌باشد.

براي نمونه به چند گزارش ذيل توجه نماييد:

«الكس دووال اسميت» در رو‌ز‌نامه‌ي گاردين آورده است كه اروپاي امروز با تحرك آزادانه‌ي كالاها و دختران خصلت‌بندي مي‌شود: فاحشگان تلفني، عروس، اسكورت، رقاصه، ميهمان‌دار و زنجيره‌اي از ديگر مشاغل مخصوص زنان كه اغلب سر از روسپي‌گري و فاحشگي علني در مي‌آورد.

گزارش «برژينت آندرسون» در خصوص وضع «خدمتكاران زنِ خانگي»‌اي كه در منازل سرمايه‌داران غربي شاغل هستند به راستي حيرت‌آور و تداعي‌كننده‌ي بردگي در غربِ يوناني – رومي (كه اومانيست‌ها امروز به ستايش دوره‌ي به اصطلاح «طلايي يونان» پرداخته و با تجليل از آن به عنوان مهد تمدن غرب نام مي‌برند) است. آندرسون مي‌گويد در طول آوريل 1995 تا مارس 1996 از 181 كارگر خانگي‌اي كه از دست اربابان خود فرار كرده و به «گالايان» (سازمان حمايت از كارگران خانگي در انگلستان) مراجعه كرده‌اند، 87% از نظر روحي و رواني آزار شده بودند، 43% از نظر فيزيكي مورد بدرفتاري قرار گرفته و به 14% هم از نظر جنسي تجاوز شده بود. 61% آنها در منازل حبس شده بودند و براي 62% جاي مناسبي براي خوابيدن نبود و 41% هم به طور مرتب غذا نداشتند (1). گزارش‌هاي مشابه درباره‌ي آزار و بدرفتاري از اين نوع در ديگر كشورهاي غربي هم در دست است. از گزارش‌هاي موجود اين‌گونه به دست مي‌آيد كه آزارها و اذيت‌هاي جنسي اغلب توسط اربابان مرد صورت مي‌گيرد و اربابان زن، كارگر را مورد اذيت و آزار جسمي قرار مي‌دهند و براي اين كار اغلب از كودكان و فرزندان خود نيز مي‌خواهند كه در آن مشاركت نمايند. به عنوان مثال روي يكي از بازوهاي «رجينا» يك علامت سوختگي به صورت مثلث ديده شد كه به وسيله‌ي كودك 6 ساله‌اي كه از او نگه‌داري مي‌كرد و مادرش انجام شده بود.

در مورد ديگر «ماري» به طور مرتب از طرف اربابش مورد تجاور قرار مي‌گرفت تا اين كه حامله شد. آنگاه ارباب او را از خانه بيرون كرد و در خيابان‌هاي آتن براي گذران زندگي گدايي مي‌كرد. بر اساس گزارش‌هاي موجود مواردي چون كتك‌زدن كارگران خانگي، سوزاندن، توهين و رفتار اهانت‌آميز، ساعات كار بسيار طولاني در خانه‌هاي اربابان اروپايي و آمريكايي امري معمول است (2).

مطابق گزارش‌هاي موجود يكي از انواع تجارت سودآور براي سرمايه‌داران غربي ربودن آدمها به ويژه كودكان و مثله كردن و فروش اعضاي بدن آنها است. اين تجارت سودآور اما شيطاني هستند. آن‌گونه كه روزنامه‌ي «دي‌سايت» چاپ آلمان نوشته است در محلات فقيرنشين شهرهاي (ريودو ژانيرو) و (سه آپولو) در برزيل وحشت حكمفرما است زيرا باندهاي آدم‌ربا مشغول شكار كودكان هستند. باندهاي آدمخوار وابسته به استعمار مدرن ليبرالي، دردهلي نو و جنوب هندوستان نيز بسيار فعال هستند و «سريلانكا» را به بزرگترين صادركننده‌ي «چشم» در جهان تبديل كرده‌اند.

در مورد ديگري در يك معامله هولناك 19000 كودك پاكستاني كه قرار بود براي شركت در يك مسابقه‌ي شتردواني به كشورهاي عربي برده شوند به باندهاي قاچاق اعضاي بدن انسان كه توسط اليگارشي‌هاي فوق سرمايه‌دار وابسته به كانون‌هاي قدرت غربي اداره مي‌شوند، فروخته شدند. در موردي ديگر در سپتامبر 1988 مرد روستايي سالمي را از تركيه با وعده‌ي كار به لندن بردند و سپس در يك بيمارستان معروف، دو پزشك جراح انگليسي بدون اطلاع مرد يكي از كليه‌هايش را از بدن او خارج كرده و به كليه يك سرمايه‌دار غربي پيوند زدند. يكي از پايگاه‌هاي فعاليت‌ باندهاي آمريكايي و اروپايي وابسته به تجارت اعضاي بدن انسان، كشورهاي سوسياليستي سابق به ويژه آلباني و برخي جمهوري‌هاي جدا شده از شوروي سابق مي‌باشد. با پشتيباني نظام سرمايه‌داري جهاني «سازمان تجارت آزاد كودك» تأسيس گرديده است كه با ربودن كودكان آنها را به خوبي تغذيه و پرستاري مي‌نمايند تا هنگام نياز و رجوع مشتري (سرمايه‌دار اروپايي يا آمريكايي‌اي كه براي فرزندش في‌المثل احتياج به يك عضو گرم بدن آدمي دارد) به سرعت و به صورت بانك زنده‌ي اعضاي بدن قطعه‌قطعه شده و مورد استفاده قرار گيرند. ماهنامه‌ي آرژانتيني «دلاپو» نوشته است: «نياز آمريكا و كشورهاي اروپايي به فرزند و نيز اعضاي بدن كودكان، آمريكاي لاتين را به مهمترين صادركننده‌ي كودك در جهان تبديل كرده است». «الفاندرسون» محقق حمل و نقل و تجارت كودك در دستگاه قضايي نروژ معتقد است كه عامل اصلي رونق تجارت كودكان در آرژانتين و برخي ديگر از كشورهاي آمريكاي لاتين، تسلط بانك‌هاي بين‌المللي و سيطره‌ي سرمايه‌داران آمريكايي بر اقتصاد اين كشور مي‌باشد. در گزارش ديگري آمده است در برخي كشورهاي اروپايي مادران جهت جلوگيري از ربوده شدن كودكانشان، هنگام خريد از بازار، آنها را با بند به دست خود مي‌بندند (3).

يكي از خبرهاي هولناك و جديد در خصوص رواج سبعيت برده‌داري مدرن در نگاه ابزاري و شيئي و استثماري به انسان‌ها و تبديل افراد بشري به كالاهاي جنسي در گزارش «اشپيگل» از تجارت كودكان و دختران نابالغ در منطقه‌ي «چب» در جمهوري چك و نزديكي مرز جمهوري آلمان آمده است. مطابق گزارش اشپيگل، «هلنا» دختر 17 ساله‌اي كه در خيابان «پيووارسكا» در مقابل «بارمدونا» كار مي‌كند مي‌گويد: «آنها ما را مي‌زنند، پولمان را بر مي‌دارند و حتي دختران حامله را نيز با خود مي‌برند». در اين تجارت وحشتناكي كه در قلب تمدن اومانيستي رواج دارد كودكان 3 ساله نيز براي ارضاء اميال جنسي بيمارگونه‌‌ي سرمايه‌داران و يا افرادي از طبقه‌ي متوسط آلمان خريد و فروش مي‌شوند. در سال 1999 يك مرد سي‌وسه ساله‌ي آلماني به جرم سوءاستفاده‌ي جنسي از كودكان در جمهوري چك و توليد و پخش فيلم‌ها و تصاوير پورنو توسط دادگاه محلي «درسدن» به 7 سال زندان محكوم گرديد. او به مدت يك سال، دو دختر 9 و 10 ساله را مورد سوءاستفاده‌ي جنسي و انواع آزار و اذيت‌ها قرار داده بود (4).

از اين دست گزارش‌ها، به تعداد بسيار زياد و در خصوص موارد عديده و هولناك ديگري نيز وجود دارد. به راستي اينها نشانه‌ي چه چيزي است؟ تمدن غرب مدرن كه بر مبناي سوبژكتيويسم نفساني بنا گرديده است اينك نتايج و توابع و ماحصل سوبژكتيويسم را به گونه‌اي عيني مجسم مي‌سازد. آري وقتي قرار باشد هر فرد آدمي با اميال و نيازهاي نفساني‌اش و فارغ از قيدها و احكام شرعي و اخلاقي ديني و به عنوان محور و مبناي هستي، اصالت يافته و تعريف گردد، حاصل آن چيزي جز رويكرد ابزاري و شيئي و به مراتب پست‌تر از حيواني آدميان نسبت به يكديگر نخواهد بود و اين همان فاجعه‌ي تلخي است كه در غرب امروز محقق گرديده است و تبليغات امپرياليستي با قيافه‌اي حق به جانب از آن تحت عنوان «حقوق و آزادي‌هاي مبتني بر فردگرايي» نام مي‌برد. قبل از ظهور مدرنيته و اومانيسم هيچ تمدني بربريت و سبعيت برده‌دارانه‌ي استثمارگرانه‌اي اين چنين و در اين حد و وسعت و كيفيت و اين‌گونه سازمان‌يافته‌ و هماهنگ با سودمحوري بورژوايي را تجربه نكرده است.

در هيچ صورتِ تمدني‌اي در تاريخ ديرينه سال بشر، استثمار و استعمار سياره‌اي و اعمال سلطه بر افراد ديگر و كوشش به منظور ارضاء اهواء نفساني به صورت قانونمند و نهادينه و به عنوان امري كه مشروع پنداشته مي‌شود و تحت لواي «حقوق بشر» بدين صورت فراگير و سبعانه و ماهيتاً استيلاجويانه وجود نداشته است. در واقع در غرب مدرن با سيطره‌ي سوبژكتيويسم، ولايت نفس اماره حاكم گرديده است و چون در تفكر مدرن، بشر يا Haman به صورت موجودي با محرك‌ها و خواست‌هاي صرفاً نفساني و دغدغه‌هاي دنيوي صِرف و نيز در افق ناسوت تعريف مي‌گردد و به ويژه در ايدئولوژي ليبراليسم و نظريه‌ي «حقوق بشر»، اهواء نفساني او مبناي «حقوق» وي پنداشته مي‌شود لاجرم «اومانيسم» ادعايي غرب جز به تعميم اصل «بشر، گرگ بشرِ ديگر» نمي‌انجامد. همين رويكرد گرگ‌صفتانه است كه خود را در سيطره‌ي رفتار وحشيانه و بيرحمانه و شيوع انواع و اقسام تجارت‌هاي شيطاني سرمايه‌دارانه به صورت نهادينه نشان مي‌دهد. در واقع آنچه از قساوت و سبعيت و رويكرد كالايي و بهره‌كشانه كه در غرب امروز صورتِ سازمان‌يافته و نهادينه پيدا كرده است، محصول همان نگرش فلسفي اومانيستي‌اي است كه در ابتداي گفتار بدان اشاره شد.

ممكن است در ذهن خوانندگان گرامي اين پرسش پديد آيد كه اگر وقوع چنين حوادثي نشانه‌ي سيطره‌ي اخلاقيات ويرانگر اومانيسم مدرن است پس چرا نمونه‌هايي از اين اعمال و رفتار در كشورهايي چون ايران يا ديگر ممالك غيرغربي و البته غرب‌زده ديده مي‌شود؟

پاسخ اين پرسش را در خصوص ايران و يا برخي كشورهاي مشابه بايد در آفات ناشي از سلطه‌ي غرب‌زدگي شبه‌مدرن در دو سده‌ي اخير اين تمدن‌ها جست‌وجو كرد. در واقع نگاهي به پيشينه‌ي زندگي اجتماعي مردم ما حكايت‌گر اين واقعيت است كه به ميزاني كه تعهد و پاي‌بندي نسبت به اصول متعالي اخلاق اسلامي و احكام شرعي وجود داشته و قوي بوده است، حيات اجتماعي و فردي غالباً در برابر خشونت‌ها و جنايت‌هاي سبعانه مصون بوده است. دقيقاً از زماني كه وزيدن طوفان و خراب شدن آوار غرب‌زدگي شبه‌مدرن، هويت قومي و اعتقادي و ميراث تمدن و فرهنگ كلاسيك و بارقه‌هاي معنوي فرهنگ ما را مورد حمله قرار داده و در موارد بسياري نابود كرده است، سستي در ايمان و اعتقاد و اخلاق موجب پيدايي رخنه در رفتار متين و متعهدانه گرديده است و تدريجاً در نيم‌قرن اخير [كه نقطه‌ي حضور و نيز رويارويي غرب‌زدگي شبه‌‌مدرن با هويت ديني و معنوي و ميراث تمدن كلاسيك ايران بوده است] نمودها و نمادهاي رفتارهاي ضدانساني گسترش يافته است.

در شرايط كنوني كشور ما نيز هجوم سازمان‌يافته‌ي كارگزاران فرهنگ شبه‌مدرن و ترويج نسبي‌انگاري و شكاكيت معرفتي و اخلاقي و تبليغ مشهورات بي‌اساس مدرنيستي دربار‌ه‌ي «حقوق بشر» و به اصطلاح «آزادي‌هاي فردي» توسط آنها از عوامل بسترساز و مقوم رويكردهاي نفساني و خشن و بيمارگونه‌اي است كه غرب بدان مبتلاست و ما را نيز مي‌خواهند از طريق هجوم سازمان‌يافته‌ي فرهنگي بدان گرفتار نمايند.

براي مقابله با چنين آفات و رفتارهاي هولناك و فاجعه‌باري و به ويژه جلوگيري از شيوع و گسترش احتمالي آنها بهترين راه همانا شناخت ريشه‌هاي تفكري و فرهنگي اين قبيل رفتارها و مقابله با آنها است كه در گام اول مستلزم بررسي نقادانه مباني تمدن مدرن و بنيادهاي تباهي آلود فكري و اخلاقي آن و سپس بسط و ترويج اين آگاهي‌ها نسبت به حقيقت غرب در ميان اقشار و گروه‌هاي مختلف اجتماعي است. البته ترويج اين خودآگاهي انتقادي نسبت به اومانيسم و نفسانيت‌مداري فردمحورانه در سطوح مختلف لايه‌ها و گروه‌هاي اجتماعي بايد از طريق ابزارها و رويكردهاي مختلف هنري و فرهنگي و نيز بهره‌گيري از قالب‌هايي چون داستان و فيلم و ... صورت گيرد كه بحث آن فرصت مستقل و مبسوطي مي‌طلبد كه بايد در آينده بدان پرداخت.

 

پي‌نوشت:

1. بربريت مدرن، اروپا در هزاره‌ي سوم / گردآوري و ترجمه احمد سيف / نشر قطره / ص 79

2.همان/ ص 104، 103، 102

3. تبريزي، ايرج / تجارت شيطاني / كيهان / ص 72، 71، 70، 29، 28

4. ماهنامه سياحت غرب / شماره‌ي 4 صص 32، 25

 

 

    265 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   تمدن غرب (175)
●   حقوق بشر (157)
●   سوبژكتيويسم (1)
●   فردگرايي افراطي (24)
●   ليبراليسم (135)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:09/09/1382

تاريخ شمسی نشر:09/09/1382
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب