1 ـ انتخاب كارگزاران لايق براي امور حكومتي و گماردن ماموراني براي نظارت بر اعمال و گفتار آنان.
هرگاه تخلفي از كارگزاران خود مي ديد آنان را مواخذه مي كرد. ماجراي عثمان بن حنيف و والي اهواز شاهد بر اين مدعا است
2 ـ تبعيت از احكام الهي و پا فشاري در اجراي آن كه پيش از خلافت به آن اشاره كرده بود.
آن حضرت در شوراي شش نفره انتخاب دومين خليفه صريحا اعلام كرد كه او حكومت و خلافت را به شرطي مي پذيرد كه كتاب خدا و سنت پيامبر و آن چه خود براساس آن تشخيص مي دهد مبناي عمل قرار گيرد و چون پيشنهاد ديگران براساس عمل برسيره شيخين بود از قبول آن صرف نظر كرد. پس از قتل عثمان باز همان شرايط را اعلام كرده مي فرمايد: “واعلموا اني ان اجبتكم ركبت بكم ما اعلم... (1) بدانيد اگر من دعوت شما را (براي خلافت) پذيرفتم آن طور كه خودم مي دانم و مي فهمم عمل مي كنم و به توصيه احدي گوش نخواهم داد”.
3 ـ مقدم داشتن قانون و ارزش ها بر اصل حكومت از ديگر اصول حكومت علي (ع) است زيرا در منطق علي (ع) حكومت وسيله تحقق ارزش هاست و اين طور نيست كه ارزش ها را فداي حاكميت چند روزه و حفظ حكومت بداند.
دوستان خيرانديش به حضور حضرت آمدند و با خلوص نيت و خير خواهي به آن حضرت پيشنهاد كردند كه خود را از دردسر افراد متنفذي كه بعضي از آنها از شخصيت هاي اول اسلام هستند (همچون طلحه و زبير) راحت كند و فعلا درباره آن ها مساوات و برابري را رعايت نكند تا حكومت از قدرت بگيرد. آن حضرت در پاسخ فرمود: “اتامروني ان اطلب النصر بالجور(2) آيا شما از من مي خواهيد كه پيروزي را به قيمت تبعيض و ستمگري به دست آورم و عدالت را فداي سياست و سيادت كنم ! نه سوگند به ذات پروردگار كه تا دنيا دنيا است چنين كاري نخواهم كرد”.
4 ـ تامين آزادي هاي اجتماعي براي مردم از سوي علي (ع) بيشتر در زمينه برخورد با خوارج متبلور است. اميرالمومنين با آن ها با منتهاي درجه آزادي رفتار كرد و در عين قدرت با آنان كاري نداشت و تا زماني كه شمشير نكشيده بودند در رديف ديگران قرار داشتند و همانند آنان حقوق خود را از بيت المال مي گرفتند.
شهيد مطهري در اين باره مي نويسد: اين مطلب در تاريخ زندگي علي (ع) عجيب نيست اما چيزي است كه در دنيا كمتر نمونه دارد آنها در همه جا در اظهار عقيده آزاد بودند و حضرت خودش و اصحابش با عقيده آزاد با آنان روبرو مي شدند و صحبت مي كردند. طرفين استدلال مي كردند. استدلال يكديگر را جواب مي گفتند. شايد اين مقدار آزادي در دنيا بي سابقه باشد كه حكومتي با مخالفين خود تا اين درجه با دموكراسي رفتار كرده باشد. مي آمدند مسجد و در سخنراني و خطابه علي (ع) پارازيت ايجاد مي كردند. (3)
5 ـ امتيازات نژادي و تبعيضات قومي از نظر امام مردود بود و همه مسلمانان از نظر امام مساوي بودند و به طور مساوي از بيت المال بهره مي بردند. قبل از ايشان امتيازات قومي و نژادي فراوان به چشم مي خورد اما اسلام علي (ع) مبتني بر سيره رسول الله است هر چند بسيار گران تمام شود. او اجازه نمي دهد كه دست اندركاران حكومت از موقعيت خود نردباني براي دستيابي به اميال خود و بستگان بسازند. و اين براي آن حضرت كه آهن گداخته را نزديك دست برادر خود “عقيل” مي برد و مي گويد: “تو مي خواهي با رسيدن به خواسته خويش علي را گرفتار آتش عذاب الهي كني” (4) افتخاري مي شود كه به آن مي باليم.
6 ـ عدالت از ديگر ره آوردهاي حكومت علي (ع) بود.
سياست اميرالمومنين بر مبناي اصل عدالت پايه ريزي شد و همين امر مشكلات فراواني را براي آن حضرت ايجاد كرد.
شهيد مطهري (ره) با اشاره به اين اصل مي فرمايد: تبعيض و رفيق بازي باندسازي و دهان ها را با لقمه هاي بزرگ بستن و دوختن همواره ابزار لازم سياست قلمداد شده است. اكنون مردي زمامدار و كشتي سياست را ناخدا شده كه دشمن اين ابزار است” (5)
اسير نفس نشد يك نفس علي ولي
نشد اسير كه بر مومنين امير آمد
اسير نفس كجا و امير خلق كجا
كه سر بلند نشد آن كه سر به زير آمد
علي نداد به باطل حقي ز بيت المال
كه از حساب و كتاب خدا خبير آمد
درود بر آن ملتي كه رهبر وي
چنين بلند مقام و چنين خطير آمد
7 ـ زهد و عدم دل بستگي به مظاهر دنيوي از برجسته ترين ويژگي هاي امام علي (ع) است. استاد مطهري (ره) در اين باره مي فرمايد: “عدم دلبستگي به دنيا و بي توجهي به زرق و برق آن) و هم دردي و شركت در غم ديگران مخصوصا در مورد پيشوايان امت كه چشم ها به آنان دوخته است اهميت به سزايي دارد. علي (ع) در دوره خلافت بيش از هر وقت ديگر زاهدانه زندگي مي كرد. مي فرمود: ان الله فرض علي ائمه العدل ان يقدروا انفسهم بضعفه الناس كيلا يتبيغ بالفقير فقره (6) خداوند بر پيشوايان دادگر فرض كرده است كه زندگي خود را با طبقه ضعيف تطبيق دهند كه رنج فقر مستمندان را ناراحت نكند”.
در جاي ديگر مي فرمايد: ااقنع من نفسي بان يقال هذا امير المومنين ولا اشاركهم في مكاره الدهر او اكون اسوه لهم في جشوبه العيش (7) آيا با عنوان و لقب اميرالمومنين كه روي من نهاده و مرا با آن خطاب مي كنند خودم را قانع سازم و در سختي هاي روزگار با مومنين شركت نداشته باشم و يا در فقيرانه زندگي كردن امام و پيشواي آنان نباشم”
در دنباله نامه خود مي فرمايد: “هيات ان يغلبني هواي و يقودني جشعي الي تخير الاطعمه ولعل بالحجاز او اليمامه من لاطمع اله في القرص و لا عهداله بالشبع او ابيت مبطانا و حولي بطون غرثي و اكباد حري چگونه ممكن است هواي نفس بر من غلبه كند و مرا به سوي انتخاب بهترين خوراك ها بكشاند در صورتي كه شايد در حجاز يا يمامه افرادي يافت شوند كه اميد همين قرص نان را هم ندارند و دير زماني است كه شكمشان سير نشده است. آيا سزاوار است شب را با سيري صبح كنم در صورتي كه در اطرافم شكم ها گرسنه و جگرهاي سوزان قرار دارد !”
علي (ع) اگر شخص ديگري را مي ديد كه اين اندازه بر خود تنگ مي گيرد او را مورد مواخذه قرار مي داد. هنگامي كه با اعتراض روبه رو مي شد كه پس از تو خودت چرا اين اندازه بر خود تنگ مي گيري جواب مي داد: من مانند شما نيستم. پيشوايان وظيفه جداگانه اي دارند. چنان كه از گفتگوي آن حضرت با عاصم بن زياد حارثي پيدا است” (8) طرز زندگي و لباس و غذا و نحوه برخورد آن حضرت با مظاهر دنيا بايد سرلوحه رهبران و دولت مردان دين و مملكت ما قرار گرفته و خود را پيرو آن حضرت دانسته و لحظه اي غفلت نكنند.
مرد سيرت را به صورت كار نيست
جامه گر صد وصله دارد عار نيست
كار ما در راه حق كوشيدن است
جامه زهد و ورع پوشيدن است
زهد باشد زينت پرهيز كار
زينت دنيا به دنيا واگذار
به طور كلي محورهاي عمده برنامه هاي اميرالمومنين عبارت بود از:
1 ـ انتخاب افراد الايق و متدين و امين براي امور اجرايي كشور
2 ـ اصرار بر اجراي قانون از سوي مسئولان اجرايي
3 ـ حفظ آزادي ها تلاش در احقاق حقوق مردم
4 ـ تلاش براي عمران و آبادي
5 ـ حفظ امنيت كشور
6 ـ تربيت مردم و تبيين ارزش وجودي آن ها و شخصيت دادن به آحاد جامعه
7 ـ بسط علم و دانش
8 ـ برخورد با متجاسرين و قانون شكنان و... (ره توشه راهيان نور دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)