باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 28 اسفند 1388 كاربران برخط 122 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
علل پيروزي قيام 30 تير 1331 از نگاه امام خميني
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 
   ● نويسنده: علي - معصومي وزوايي

منبع: روزنامه - جمهوری اسلامی - تاريخ شمسی نشر 30/04/1386

 
 

قيام ملت مسلمان ايران در 30 تير 1331 هـ. ش از حوادث مهم و عبرت آموز تاريخ معاصر ايران محسوب مي شود به ويژه اگر اين واقعه با كودتاي 28 مرداد 1332 مقايسه شود.

قيام 30 تير 1331 تقريبا در اوج پيروزي و اقتدار نهضت ملي و ضداستعماري ملت مسلمان ايران كه از چند سال پيش آغاز شده بود به وقوع پيوست. به همين دليل بود كه منجر به پيروزي قاطع ملت مسلمان ايران شد و رژيم شاه و ساير عوامل استعمار عقب نشيني كردند و شخصي كه مورد حمايت مردم و آيت الله كاشاني بود بار ديگر به نخست وزيري رسيد. اين شخص نيز همان چهره شناخته شده جناح ملي گراي نهضت دكتر محمدمصدق بود.

علت اصلي پيروزي قيام 30 تير 1331 حضور روحاني آگاه شجاع و مبارز حضرت آيت الله كاشاني در ميدان مبارزه بود زيرا اگر وي با شجاعت به ميدان نمي آمد كسي نمي توانست در برابر قوام السلطنه و ساير عوامل استعمار كه با سياست بسيار خشونت آميز به ميدان آمده بودند اظهار وجود كند ولي آيت الله كاشاني كه سابقه مبارزه طولاني با استعمارگران و عوامل آن ها را در كارنامه خود داشت شخصا قدم به ميدان گذاشت و انبوه ملت را پشت سر خود وارد ميدان كرد و براي نهضت پيروزي درخشان پديد آورد.

ماجراي 30 تير اين چنين رخ داد كه دكتر مصدق كه نخست وزير مورد حمايت نهضت و آيت الله كاشاني بود پس از اختلافات و كشمكش هاي طولاني با شاه سرانجام عرصه را براي دشمنان نهضت خالي كرد و بدون مشورت با آيت الله كاشاني استعفا كرد. استعفاي دكتر مصدق با استقبال شاه و ساير عوامل استعمار روبه رو شد و قوام السلطنه از سوي شاه به نخست وزيري انتخاب گرديد و ماموريت يافت هر چه زودتر هيات دولت خود را تعيين كند و بر روند نهضت ملي نيز خط پايان بكشد.

قوام السلطنه كه مي دانست چه ماموريت بزرگي بر دوش او نهاده شده است از همان ابتدا اعلاميه اي صادر كرد كه از همه كلمات و جملات آن درشتي و خشونت مي باريد. قوام متن اعلاميه خود را در راديو چنين قرائت كرد: ايران دچار دردي عميق شده و با داروهاي مخدر درمان پذير نيست. من همان اندازه كه از عوام فريبي در امور سياسي بيزارم (اشاره به دكتر مصدق) در مسائل مذهبي نيز از ريا و سالوس بيزارم (اشاره به آيت الله كاشاني). واي به حال كساني كه در اقدامات مصلحانه من اخلال نمايند. حتي ممكن است تا جايي بروم كه با تصويب اكثريت پارلمان دست به تشكيل محاكم انقلابي زده و روزي صدها تبه كار را از هر طبقه به موجب حكم خشك و بي شفقت قانون قرين سيه روزي سازم. به عموم اخطار مي كنم كه دوره عصيان سپري شده و روز اطاعت از اوامر و نواحي حكومت فرا رسيده است. كشتيبان را سياستي ديگر آمد. من در عين احترام به تعاليم مقدسه اسلام ديانت را از سياست دور نگاه خواهم داشت و از نشر خرافات و عقايد قهقرايي جلوگيري خواهم كرد....

همان طور كه از اعلاميه قوام السلطنه به خوبي آشكار است او ماموريت يافته بود كه با خشونت آميزترين و خونين ترين شكل ممكن نهضت ملي و ضداستعماري را كه مردم براي پيروزي آن مصايب زيادي تحمل كرده و خون ها داده بودند از ميان بردارد دين را به بهانه جلوگيري از دخالت ديانت در سياست برچينند و يا اينكه حداقل آن را به انزواي كامل بكشاند و به يك پديده ضعيف و بي تاثير تبديل نمايد روحانيت و نهادهاي ديني و روحاني را از عرصه جامعه پاك كند چهره هاي دلسوز و وطن دوست و ضداستعمار را با سختي سركوب نمايد و....

هنگامي كه قوام السلطنه با چنين هيبت خشونت آميز به ميدان آمد تقريبا همه ترسيدند و به اصطلاح حساب كار خود را كردند. در اين ميان فقط آيت الله كاشاني بود كه بدون اعتنا به تهديدات قوام السلطنه طي صدور بيانيه اي چنين گفت: احمد قوام بايد بداند كه نبايد مردم را به اعدام دسته جمعي تهديد كند. ملت مسلمان به هيچ يك از بيگانگان اجازه نخواهد داد كه به دست مزدوران آزمايش شده استقلال آن ها را پايمال كند و نام با عظمت و پرافتخاري را كه ملت ايران در اثر مبارزه مقدس خود به دست آورده است. به ذلت و سرشكستگي مبدل شود. من صريحا مي گويم كه برعموم برادران مسلمان لازم است كه در اين جهاد كمر همت بربسته و براي آخرين مرتبه به صاحبان سياست استعمار ثابت كنند كه تلاش آن ها در به دست گرفتن قدرت و سيطره گذشته محال است.

علاوه بر اين آيت الله كاشاني در جمع خبرنگاران داخلي و خارجي به قوام السلطنه چنين هشدار داد: روي كارآمدن قوام زير نظر انگليسي ها انجام گرفته است و ما تا آخرين قطره خون خود ايستادگي خواهيم كرد. اگر قوام تا 48 ساعت ديگر استعفا ندهد خود من كفن مي پوشم و پيشاپيش صفوف ملت مسلمان ايران حكومت او را سرنگون خواهم كرد.

در پي ايستادگي شجاعانه آيت الله كاشاني قيام 30 تير به وقوع پيوست و قوم السلطنه نيز مجبور به استعفا شد. بدين ترتيب بار ديگر جلوه اي از مبارزات ملت مسلمان ايران به رهبري روحانيت رخ نمود.

گرچه ملت مسلمان ايران در 30 تير 1331 به راحتي توانستند توطئه جنايتكاران جهاني و عوامل داخلي آن ها را خنثي كنند ولي حدود يك سال بعد كه كودتاي 28 مرداد به وقوع پيوست همه چيز به زيان ملت به پايان رسيد و استعمارگران و عوامل داخلي آن ها بار ديگر بر جامعه و ميهن ما سيطره پيدا كردند يعني همان چيزي كه آيت الله كاشاني يك سال قبل وقوع آن را محال اعلام نمودند تقريبا به آسان ترين شكل جامه وقوع برتن كرد.

اكنون سئوال اين است كه در طول آن يك سال چه اتفاقي در ايران رخ داد كه استعمارگران توانستند به يك امر محال جامه تحقق بپوشانند و ملت مسلمان ايران را 5 سال ديگر در اسارت خود نگه دارند.

از نظر امام خميني آنچه سبب تحقق اين محال شد تبليغات عليه روحانيت جدا كردن ملت از روحانيت منزوي كردن روحانيت و تلاش براي بي اثر كردن نفوذ كلام روحانيت بود. در آن زمان آيت الله كاشاني مظهر روحانيت مبارز و حاضر در صحنه سياست و اجتماع بود و دشمنان مي دانستند كه اگر اين چهره شاخص روحاني را منزوي كنند از نفوذ كلام او بكاهند به راحتي در توطئه عليه ملت و ميهن پيروز خواهند شد بنابراين در طول يك سال همين شيوه در پيش گرفته شد و به طور گسترده عليه چهره شاخص روحانيت تبليغ شد و بدين ترتيب زمينه براي پيروزي توطئه استعمارگران مهيا گرديد. امام خميني در اين باره مكرر سخن گفته اند كه نمونه هايي از آن چنين است:

ما در زمان خودمان هم آقاي كاشاني را ديديم. آقاي كاشاني از جواني در نجف بودند و يك روحاني مبارز بودند. مبارزه با استعمار آن وقت البته انگلستان بود مبارزه با او. در ايران هم كه آمدند تمام زندگيشان صرف همين معنا شد و من از نزديك ايشان را مي شناختم. در يك وقت وضع ايشان طوري شد كه وقتي از منزل مي خواست حركت كند فرض كنيد بيايند به مسجدشاه مسجد شاه مطلع مي شد در نظر داشتند اعلام مي شد اينطور بود وضع ايشان. بعدش ديدند كه اگر چنانچه يك روحاني در ميدان باشد لابد اسلام را در كار مي آورد اين حتمي است و همين طور هم بود. از اين جهت شروع كردند به جوسازي. آنطور جوسازي كردند كه يك سگي را عينك به آن زدند و آنطور كه من شنيدم عينك زدند و از طرف مجلس آوردند اين طرف و به اسم آيه الله. و من خودم در يك مجلسي بودم كه مرحوم آقاي كاشاني وارد شد در آن مجلس مجلس روضه بود هيچ كس پا نشد من پا شدم و يكي از علماي تهران كه الان هم هستند و من جا دادم به ايشان (جا هم ندادند). اين جو را درست كرده بودند براي آقاي كاشاني كه ديگر از منزلش نمي توانست بيرون بيايد در يك اتاقي محبوس بود در منزلش طوري كه نمي توانست بيرون بيايد. چند دفعه هم گرفتند چه كردند آنجا هم شكست دادند مسلمين را شكست دادند. (صحيفه نور جلد 18 ص 101)

مسلمانها بنشينند تماشا كنند يك گروهي كه از اولش باطل بودند من از آن ريشه هايش مي دانم يك گروهي كه با اسلام و روحانيت اسلام سرسخت مخالف بودند از اولش هم مخالف بودند اولش هم وقتي كه مرحوم آيه الله كاشاني ديد كه اينها خلاف دارند مي كنند و صحبت كرد اينها كاري كردند كه يك سگي را نزديك مجلس عينك به آن زدند اسمش را آيه الله گذاشته بودند. اين در زمان آن بود كه اينها فخر مي كنند به وجود او او هم مسلم نبود. من در آن روز در منزل يكي از علماي تهران بودم كه اين خبر را شنيدم كه يك سگي را عينك زدند و به اسم آيه الله توي خيابانها مي گردانند من به آن آقا عرض كردم كه اين ديگر مخالفت با شخص نيست اين سيلي خواهد خورد و طولي نكشيد كه سيلي را خورد و اگر مانده بود سيلي را بر اسلام مي زد. (صحيفه نور جلد 15 ص 15)

بر ما واجب است كه از واقعه 30 تير و 28 مرداد بيش از هر زمان ديگر عبرت بگيريم و بدانيم كه جدا كردن ملت از روحانيت و منزوي كردن چهره هاي شاخص روحاني كه در بزنگاه ها مي توانند نقش آفريني كنند بزرگ ترين خطري است كه در هر زمان وجود دارد و ما با هوشياري تمام بايد با اين خطرات مقابله كنيم.




 

 

    45 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   قيام ۳۰ تير 

افراد و مشاهير
●  خمینی   سید روح الله

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:30/04/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب