● منبع: روزنامه - جمهوری اسلامی - تاريخ شمسی نشر 05/02/1386 - به نقل از ماهنامه تحولات روسيه و قفقاز و آسياي ميانه
اواخر سالهاي 1990 (اواسط 1369) ايالات متحده همزمان با برقراري روابط ديپلماتيك به طراحي راهبرد نظامي خود در منطقه خزر پرداخت. اواسط سالهاي 1990 در پنتاگون برنامه تجاوز نظامي «توفان بر فراز خزر» طراحي شد كه بايستي در صورت به خطر افتادن منافع آمريكا عملي شود. در فوريه سال 1998 بيل كلينتون «برنامه فرماندهي هاي مشترك نيروهاي آمريكايي» را امضا كرد كه جمهوري هاي شوروي سابق براي اولين بار در اين برنامه گنجانده شدند.
اول اكتبر 1998 (نهم مهر ماه 1377) آذربايجان گرجستان ارمنستان و نيز اوكراين بلاروس و مولداوي كه به منطقه آسياي مركزي تعلق ندارند جزو منطقه مسئوليت فرماندهي اروپايي نيروهاي مسلح ايالات متحده شدند. يك سال بعد در اول اكتبر 1999 (نهم مهرماه 1378) تركمنستان قزاقستان ازبكستان و نيز تاجيكستان و قرقيزستان كه به درياي خزر دسترسي مستقيم ندارند جزو منطقه مسئوليت فرماندهي مركز نظامي آمريكا شدند. توسعه مناطق نفوذ فرماندهي هاي منطقه اي ادامه منطقي سياست منافع حياتي آمريكا بوده است. الحاق كشورهاي جامعه مشترك المنافع به منطقه مسئوليت فرماندهي اروپايي آمريكا با آغاز بهره برداري از برخي ميادين نفتي بزرگ خزر و تعيين مسير اساسي انتقال نفت خزر ارتباط داشت. بدين وسيله نتيجه گيري قبلي كارشناسان روسي به اثبات رسيد كه يكي از اهداف نظامي ـ اقتصادي ناتو و برخي متحدان آنها (مانند تركيه) اين است كه منابع نفتي جهان را به نزديك ترين پايگاههاي نظامي خود وابسته كند. هر چند كه همه كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز از منابع قابل توجه نفت و گاز برخوردار نيستند ايالات متحده نقش كلي آنها را در امور منطقه در نظر گرفته و سياست خود را بر همين اساس طراحي مي كند. از جمله تاثير غير مستقيم آنها بر اوضاع منطقه خزر اهميت دارد. طبق برنامه هاي آمريكا آنها بايد روابط فرهنگي و فرامرزي با كشورهايي را كه منابع قابل توجه نفت و گاز طبيعي را دارا هستند برقرار كنند. در اين صورت درآينده راحت تر مي توان مسيرهاي خطوط لوله به كشورهايي چون پاكستان هند و چين ايجاد كرد. فعلا نقش اين كشورها در امور منطقه بسيار ناچيز است ولي تا پايان دهه اول قرن جاري مي تواند افزايش يابد.
بايد خاطرنشان كرد كه روسيه جزو هيچ يك از مناطق مسئوليت اعلام شده نيست كه همين امر باعث توجه ويژه رياست نهادهاي نظامي به روسيه مي شود. يكي از عناصر راهبرد آمريكا بسط و توسعه روابط با گردان متحد حافظ صلح آسياي مركزي است. در سپتامبر سال 1997 (شهريور 1376) حدود 500 نفر از نظاميان چترباز آمريكايي در دشت قزاقستان جنوبي به زمين نشستند تا به 900 نظامي روسي قزاقستاني ازبك و قرقيز ملحق شوند. مانورهاي گردان متحد حافظ صلح آسياي مركزي سال 1997 (1376) از هر نظر موفقيت آميز شناخته شد. مانورهاي دوم گردان متحد حافظ صلح آسياي مركزي در سپتامبر سال 1998 (شهريور 1377) برگزار شد كه صدها نظامي آمريكايي از «فورت درام» ايالت نيويورك وارد تاشكند شدند و سپس در ميدان نظامي قزاقستان شمالي مستقر شدند. در سال 1998 فرماندهي طراحي نظريه و آمادگي نيروها مدل پيچيده رايانه اي حوزه درياي خزر را براي استفاده جهت بررسي سناريوهاي مختلف مداخله ايالات متحده در اين منطقه طراحي كرد. اين مانورها به ابتكار كشورهاي حوزه درياي خزر برگزار شد. ولي آمريكا سعي مي كند به اين همكاري مطابق با برنامه هاي خود و نه كشورهاي منطقه ادامه دهد. از جمله قرار است روابط شخصي با رياست نظامي كشورهاي منطقه برقرار شود. غير از آن ايالات متحده سعي مي كند آذربايجان و تركمنستان را به مدار نيروهاي منطقه اي حافظ صلح خود جلب كند. تشكيل گردان حفاظت از صلح صرف نظر از شركت روسيه در اين گردان پيشرفت مهم ديپلماسي آمريكايي در منطقه خزر بود. در آينده يكي از گامهاي احتمالي آمريكا مي تواند ايجاد چنين ساختاري در قفقاز تحت رياست تركيه باشد. در اين صورت حضور آمريكا در منطقه خزر بيش از پيش تقويت شده و مناطق نفوذ اين كشور گسترش خواهد يافت چرا كه طبق برنامه هاي واشنگتن گرجستان ارمنستان و آذربايجان مي توانند در اين گردان شركت داشته باشند.
«رينو هارنيش» سفير ايالات متحده در جمهوري آذربايجان گفت كه «كمك ايالات متحده به آذربايجان در زمينه اجراي برنامه مشاركت انفرادي آذربايجان با ناتو» نيز بررسي شد. به گفته وي تاكنون گروهي از افسران آمريكايي وارد باكو شده اند. ولي اين ديپلمات از توضيح هدف سفر آنها خودداري كرد. رسانه هاي گروهي در اين رابطه به اظهارات اخير ژنرال «جيمز جونز» فرمانده نيروهاي ناتو در اروپا اشاره كردند كه حاوي جزئيات اين همكاري بود. به گفته اين ژنرال ايالات متحده براي ايجاد نيروهاي ويژه و پايگاه هاي نظامي در آذربايجان براي تامين امنيت در سراسر منطقه خزر تلاش مي كند.
هارنيش سفير آمريكا در باكو را مجري اصلي برنامه آمريكايي تشكيل نيروهاي ويژه به نام «نگهبان خزر» و پايگاههاي نظامي كه به تامين امنيت در اين منطقه بپردازند محسوب مي كنند. اين نظريه در سال 2003 (1382) در پنتاگون به وجود آمد. قرار است شبكه اي از واحدهاي ويژه و نيروهاي پليسي در كشورهاي ساحلي خزر تشكيل شود كه بتوانند در برابر بروز اوضاع فوق العاده (از جمله حمله تروريست ها به تاسيسات نفتي و خطوط لوله) واكنش نشان دهند. در حقيقت امر «نگهبان خزر» قلعه مقدم فرماندهي اروپايي ايالات متحده با مقر در شتوتگارت (كه منطقه خزر نيز در منطقه مسئوليت آن قرار دارد) را تشكيل مي دهد.
يك مقام نهاد نظامي آذربايجان به روزنامه «نزاويسيماياگازتا» گفت كه محل استقرار قرارگاه «نگهبان خزر» در محوطه يكي از يگانهاي نظامي آذربايجاني واقع در حومه باكو مشخص شده است. طبق اطلاعات از همان منابع گروهي از افسران آمريكايي كه در باكو به سر مي برند تاكنون مركز آموزشي در زمينه آمادگي متخصصين آذربايجاني را مستقر كرده اند. به عقيده تحليلگران نظامي روس واشنگتن با آغاز اين برنامه مايل است در منطقه پيمان سه جانبه آمريكا ـ آذربايجان ـ قزاقستان را به وجود آورد. كاخ سفيد همچنين قصد دارد تركمنستان ازبكستان و به خصوص تركيه را به همكاري جلب كند. سيستم جديد امنيتي مخصوص ايجاد سيستم نظارت بر حريم هوايي و دريايي كنترل مرزي و راه اندازي نيروهاي واكنش سريع است. ايالات متحده در چارچوب اين سازمان به آمادگي واحدهاي نظامي و ارائه كمك هاي اقتصادي و سياسي به شركاي خود خواهد پرداخت.
ورود ايالات متحده به منطقه خزر شكست جديد سياست خارجي روسيه است. مسكو طرفدار غيرنظامي كردن منطقه است و در عين حال سعي مي كند نيروهاي دريايي كشورهاي خزر را به نفع خود متحد كند. ولي منافع كشورهاي ساحلي يكسان نيست. براي مثال قزاقستان آذربايجان و تركمنستان به توسعه نيروي هوايي خود علاقه مندند. حتي اگر روسيه در اين زمينه به آنها مساعدت نكند آمريكا كمك كرده و خواهد كرد. نهادهاي نظامي ايالات متحده و قزاقستان تحويل بي شايبه يك ناو يك هزار تني به نيروي دريايي قزاقستان را هماهنگ كرده اند. تمام زيربناي ساحلي نظامي قزاقستان با پول آمريكايي مجهز مي شود. ايالات متحده به تركمنستان و آذربايجان در عوض تامين بي وقفه نفت همين شرايط همكاري را پيشنهاد مي كند.سپهبد «لئونيد ايواشوف» رئيس سابقه اداره كل همكاري نظامي بين المللي وزارت دفاع روسيه طي مصاحبه اي اظهار داشت: «ما شاهد تحقق نظريه آمريكايي سلطه جهاني هستيم. واشنگتن مانند سابق مدل جهان تك قطبي را مي سازد كه در چارچوب آن ايالات متحده نقش قطب اصلي رابازي مي كند و كشورهاي ديگر به واشنگتن وابسته هستند. سناريوي برقراري نظارت بر مناطق قفقاز ـ خزر و آسياي مركزي اجرا مي شود. اين سناريو در چارچوب تصميمت گردهمايي سران ناتو در استانبول اجرا مي شود كه در جريان آن منطقه قفقاز و خزر به عنوان منطقه راهبردي اعلام شده بود. اين تصميم توسط سران كشورهاي عضو ناتو گرفته شد. متاسفانه وزارت دفاع روسيه حتي سئوال نكرد كه منظورشان از اين تصميم چيست».
در اين رابطه روند نظامي كردن درياي خزر موجب نگراني طرف روس مي شود. به عقيده ناظران و تحليلگران روس روند نظامي كردن منطقه درياي خزر در شرايط نامناسبي توسعه مي يابد. اولا كشورهاي ساحلي هنوز درباره رژيم حقوقي اين دريا به توافق نرسيده اند كه در اين شرايط نمي توان قواعد يكسان بازي را تعيين كرد. ثانيا برخي از آن ها با هم روابط متشنجي دارند. از جمله تركمنستان و آذربايجان بر سر ميادين نفتي آذري چراغ و گونشلي واقع در مرز آب هاي ساحلي اين كشورها در مركز درياي خزر اختلاف نظر دارند. همين وضع در قسمت جنوبي دريا مشاهده مي شود كه آن جا آذربايجان و ايران نمي توانند زبان مشترك پيدا كنند. ثالثا ايالات متحده اين وضعيت دشوار را باز هم شديدتر مي كند و سعي مي كند در اين منطقه نقش ويژه اي به دست آورد.
در سال گذشته آمريكا به تقويت نيروي دريايي آذربايجان و تطبيق آن با استانداردهاي ناتو پول داد. قزاقستان با تاخير به ايجاد نيروي دريايي خود در خزر پرداخت. اين كشور آغاز مرحله دوم اصلاحات نظامي را اعلام كرد كه دربرگيرنده تشكيل نيروي دريايي خود مي باشد بعد از آن سواحل شمالي قزاقستان به ميادين نظامي تبديل خواهند شد. نيروي دريايي قزاقستان در سراسر ساحل قزاقستاني خزر در بنادر آتراو باوتينو آقتاو و يراليوو مستقر خواهند شد كه يراليور مركز اصلي آن خواهد بود.
دريادار راتمير كومراتوف فرمانده آينده نيروي دريايي قزاقستان و فرمانده فعلي منطقه «باتيس» اطلاع داد كه قزاقستان ظرف 10 سال آينده تشكيل نيروي دريايي خود را كه شامل تفنگداران دريايي ناوهاي رزمي و واحدهاي لجستيكي خواهد بود تكميل خواهد كرد. ولي او پنهان نمي كند كه قزاقستان هر موقعي كه امكانات مالي داشته باشد به اين كار خواهد پرداخت. لذا نيروي دريايي قزاقستان در درياي خزر مي تواند زودتر به وجود آيد. اين ناوگان در مرحله اول با كمك ايالات متحده آمريكا و بريتانيا ساخته خواهد شد ولي بعدا بيشتر از متخصصين آمريكايي و انگليسي استفاده خواهند كرد. ولي در قزاقستان از اين دكترين نظامي انتقاد مي كنند. مخالفان مي گويند كه طي چند سال در قزاقستان حوزه نظامي غربي در نزديكي مرز با روسيه و نيز نيروي دريايي در درياي خزر در نزديكي مرز با روسيه و نيز نيروي دريايي در درياي خزر ايجاد مي شد ولي مرزهاي جنوبي و جنوب غربي در برابر بي ثباتي اوضاع ازبكستان قرقيزستان و تاجيكستان آسيب پذير باقي مانده اند. ظاهرا روسيه فهميده است كه نمي تواند همسايگان خود را در خزر به عدم ايجاد نيروي دريايي خود متقاعد كند. به همين دليل مسكو همين راه را انتخاب كرده و به تقويت ناوگان خزر خود پرداخت.