| «به دخترم درس بدهيد، به او بياموزيد که از باختن پند بگيرد و از پيروز شدن لذت ببرد، او را از حسادت برحذر داريد و به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد. اگر مي توانيد به او نقش موثر کتاب در زندگي را هم آموزش دهيد. به او بگوييد فکر کند و به پرندگان در حال پرواز در آسمان و به گلهاي درون باغچه و زنبورها که در هوا پرواز مي کنند، دقيق شود. ارزشهاي زندگي را به دخترم آموزش دهيد و اگر مي توانيد به دخترم ياد دهيد که در اوج غم و اندوه چگونه لبخند به لب داشته باشد. به او بياموزيد قيمت گذاري براي دل بي معناست. در کار آموزش دخترم نرمي به خرج دهيد؛ اما از او يک نازپرورده نسازيد، بگذاريد شجاع باشد. توقع زيادي است، ولي ببينيد چه مي توانيد بکنيد.»
زمزمه هاي آرام مادرم را يادم هست وقتي که دلبند 7 ساله خود را به ازدحام حياط مدرسه مي سپرد و اينها را در گوش تو که روح معطر گلهاي بهاري را با خود داشتي، نجوا مي کرد. من ايستاده بودم و تو را که هم اندازه قد افراشته مادرم بودي، نظاره مي کردم تا خانم معلم اول دبستانم را خوب ديده باشم.
حواسم بود به تو که چگونه در اوج آرامش، روح ناآرام مادر را از اضطراب اين جدايي آسوده کردي. مادر که مي رفت حواسم را پرت کرده بودي تا دل کوچکم نگيرد و بغض ناگهاني تنها شدنم، در آن حياط شلوغ صداي هق هق ندهد. مادرم گفته بود معلم ها خوبند و من آن روز که تو حس غريبي ام را در آغوش کشيدي، اين را خوب فهميدم. آن روزها حياط مدرسه بوي خاک باران خورده مي داد، نه بوي خون و باروت.
هنوز بمبها حياط را نشکافته بودند و سقف کلاسمان پايين نيامده بود. تو مانند هميشه ايستاده بودي و هنوز از مجاورت تخته سياه به ملکوت گل سرخ پرواز نکرده بودي. من آن روز مدرسه نيامده بودم، صبح بود که هواپيماها بمب ريختند روي سر بچه ها، سقف پايين آمد و همه تان....
مادرم گفته بود معلمها خوبند.
مشق خطر
معلم هاي خوب کم نيستند. جامعه شريف معلمان جدا از نقش کم نظيري که در تعليم و تربيت فرزندان اين مرز و بوم دارند در نقطه هاي عطف تاريخ معاصر نيز منشا حرکتها و بسترساز حماسه هاي ماندگار بوده است. در جريان نهضت انقلاب اسلامي و مبارزات ملت ايران با نظام طاغوت و سلطه استکبار معلمان پيشگام موج ميليوني دانش آموزان شدند و چه بسا معلماني که همپاي دانش آموزان خود به شهادت رسيده اند. با شروع جنگ تحميلي در 8 سال حماسه و دفاع مقدس، معلمان و دانش آموزان سنگر مدرسه را به سنگر جبهه پيوند زدند و در جبهه ها با حضور خود خاطرات به ياد ماندني بر جاي گذاشتند. فداکاري و از خودگذشتگي معلمان به همين جا ختم نشده و جامعه معلمان جانفشاني هاي بسياري را نيز در سالهاي گذشته بر دفتر سابق فداکاري هاي خود ثبت کرده اند.
همه ما به ياد داريم که چگونه معلمي در هنگام کمک به سيل زدگان روستاي امير علياي شهرستان سلسله بر اثر برق گرفتگي جان باخت و يا معلم مازندراني در شهرستان بابلسر در اقدامي ايثارگونه چگونه جان 37 دانش آموز خود را در حادثه آتش سوزي نجات داد.
اکبر جعفري، دبير باسابقه دبيرستاني است که شروع آموزگاري خود را در مناطق محروم و صعب العبور فريدون شهر گذرانيده است، روزهايي را به ياد دارد که سنگيني برف زمستان و سرماي شديد را به جان مي خريد تا دانش آموزان روستايي کلاسش از درس و تحصيل عقب نمانند. جعفري يادش هست، فرار از پارس سگهاي ولگرد را که در زمستاني سرد چگونه بر اثر گرسنگي به دنبال او دويده اند و او تنها ظرف غذايش را براي خلاص شدن از دست آنها رها کرده بود و ياد روزهايي که در کوهستان هاي سرد زاگرس بدون خوراک مانده بود.
او درباره اهميت کار معلم مي گويد: براي يک معلم عاشق، کلاس درس مسجد و تخته سياه محراب است و معلم معمار بزرگ وادي شرافت است نه بازرگان گمشده در بازار تجارت.
ارتقاي منزلت معلمان
نقوي، دبير ستاد مرکزي گراميداشت مقام معلم در وزارت آموزش و پرورش با تاکيد بر اين که در همه کشورهاي توسعه يافته، جايگاه معلم جايگاهي ويژه و خاص است، مي گويد: پايه و اساس پيشرفت و ترقي و همين طور جنبش هاي علمي، اختراع و اکتشاف، آموزش و پرورش است و ما کشور توسعه يافته اي را نداريم که پيش از توسعه يافتگي اش، ابتدا جايگاه معلم خود را ارتقا نداده باشد، از اين رو جايگاه معلم جايگاهي کليدي است.
بهترين ها را بهترين ها مي سازند
حرکت به سمت توسعه، نيازمند پيشرفت و تحول در مسير نوآوري، يادگيري و آموزش است. برتري در هر جامعه اي از معلمان شروع مي شود و مسووليت بزرگ اين مهم به عهده آنها گذاشته شده است. به گفته صاحبنظران موفقيت و سعادت ملتها به کيفيت تعليم و تربيت آنها بستگي دارد و در اين خصوص هيچ کشوري نمي تواند بدون توجه به نظام آموزشي خرد به اين امر دست پيدا کند. به همين دليل افزايش سطح توانايي معلمان همواره بايد مورد تاکيد و توجه خاص قرار گيرد تا به برکت توانمندي آنها مسير توسعه و پيشرفت انساني سريع تر و صحيح تر پيموده شود. بررسي علل رشد، ترقي ملتها و کشورهاي توسعه يافته نيز به عنوان الگو اين امنيت را اثبات مي کند که پيشرفت آنها از سطح آموزش و پرورش شروع شده و اين ترقي بسترساز براي فرصت ها و تجربيات فراواني بوده که در اختيار دانش آموزان قرار گرفته است.
منزلت يا پايگاه اجتماعي، شان مقام و موقعيتي است که مردم براي فرد در جامعه مي سازند، از اين رو وقتي مسائل اقتصادي، صنفي يا فرهنگي موجب مي شود اين موضوع در جامعه رو به ضعف بگذارد، ديگر نبايد در کلاس درس در پي نتايج مطلوب بود. به عبارت ديگر اگر باور عمومي بر اين باشد که بهترين ها را بهترين ها مي سازند، بايد به مقام معلم بيشتر توجه کرد. در تحقيقاتي که به منظور ارتقاي منزلت معلمان در کشورهاي مختلف انجام گرفت، مشخص شد اولين و بيشترين سرمايه گذاري بايد براي اصلاح شيوه هاي تامين و تربيت معلمان و جذب معلم شايسته به عمل آيد و بر اين اساس هر چه سختگيري بيشتر باشد، نتايج بهتري حاصل خواهد شد
در کشور ما يکي از اهداف ستاد بزرگداشت مقام معلم اين است که راههاي ارتقاي مقام معلم را جستجو کند.
وي مي افزايد: البته در اين باره بايد ميان ارتقاي سطح معيشت و ارتقاي سطح منزلت معلمان تفکيک قائل شويم. به عبارت ديگر ستاد در حوزه ارتقاي سطح معيشت معلمان هيچ نقشي ندارد، چون نه دستگاه اجرايي محسوب مي شود و نه مي تواند قانوني ايجاد کند و نه اين که مداخله مالي داشته باشد، بنابراين نوع فعاليت ستاد، ارتقاي سطح منزلتي معلم است. در واقع دولت، مجلس و ديگر دستگاه هاي اجرايي موظف به ارتقاي سطح معيشتي معلمان هستند.
دبير ستاد مرکزي بزرگداشت مقام معلم درباره ارتقاي سطح منزلت معلمان گفت: معتقدم ارتقاي سطح منزلت معلم را نبايد تنها از سوي وزارت آموزش و پرورش دنبال کرد، بلکه جامعه و دستگاه هاي ديگر نيز بايد قدردان معلمان باشند که متاسفانه گاهي سطح تقدير از معلمان با هداياي نقدي تنزل پيدا مي کند، در حالي که هداياي معنوي، قدرداني بهتري براي آنها به شمار مي آيد.
نقش معلمان در تربيت دانش آموز
امروزه سرعت تغيير و تحولات باعث شده است تا خانواده ها نسبت به تربيت فرزندان خود حساس تر باشند. در اين ميان نقش معلم به عنوان مربي و الگوي دانش آموز بيش از هر چيز ديگري نمود پيدا مي کند. معلم مي تواند به محصل خود کمک کند که بيش از هر چيز عاشق دانستن باشد و پس از آن خود و ضعفهاي دروني اش را بشناسد و بداند چگونه با مسائل و مشکلات کنار بيايد يا آنها را حل کند. معلمي که غرق در گرفتاري هاي روزمره اش است نه تنها قادر نخواهد بود معلومات خود را گسترش دهد، بلکه نمي تواند هيچ کمکي به دانش آموز خود در فراگيري علم کند. معلم خوب، معلمي است که مشکلات زندگي خود را پشت در مدرسه جا بگذارد و با رواني آرام و روحي مهربان با دانش آموزان خود مواجه شود.
در اين ميان معلمان زن که مايل هستند رفتار و شخصيت شان الگوي دانش آموزان قرار گيرد، بايد آرام، دلسوز و آگاه باشند و کنترل بر عادتهاي اجتماعي خود داشته باشد. بسياري معتقدند، معلمان زن در مدارس حکم مادر را در خانه دارند، بنابراين بايد بيش از معلمان مرد در انتقال تجارب خود به دانش آموز کوشا باشند.
|