در مسير اتحاد اسلامي و همبستگي مسلمانان جهان همواره مشكلات و موانع گوناگون چهره ظاهر مي كنند. اين موانع هم از «درون» است و هم از «برون». موانع دروني را خود مسلمين به وجود مي آورند و مولود تفكرات يكسويه و تنگ نظري ها و نگرش هاي سطحي و تحركات و عملكردهاي خطرناك ناشي از آن مي باشد. موانع بروني زائيده اغواگري ها و نيرنگ افكني ها و توطئه هاي پيدا و پنهان قدرت هاي استعماري جهان است كه اتحاد و همبستگي مسلمين را براي خود دردناك و تحمل ناپذير مي دانند و سعي دارند با ايجاد تفرقه و اختلاف و منازعه در ميان ملل مسلمان جهان مانع تشكيل جبهه توحيد و امت واحد اسلامي شوند.
موانع بروني اتحاد و اقتدار جهان اسلام در جاي خود خطرناك و برانگيزاننده چاره انديشي و به تجربه گذاشتن شيوه هاي مقابله عملي مي باشد و اين يك ضرورت بزرگ و حياتي و انكارناپذير است و هرگونه غفلت و تسامح را نفي مي كند. لكن در مقايسه موانع بروني با موانع دروني بدون هيچ شبهه و ترديدي خطر و آفات و آسيب ها و زيان هاي موانع دروني فزون تر و فاجعه آفرين تر مي باشد. زيرا هر ملت و جمعيتي كه از درون به اختلاف و تنازع وتشتت مي رسد مي پوسد و مضمحل مي شود و از بين مي رود و به همين دليل قدرت هاي استكباري مركب از نظام ها و سران و رهبران كفر وشرك و نفاق در هر عصر باوجود موانع دروني وحدت در جهان اسلام به هر شكل و جلوه و مشاهده تنش ها و جنگ و درگيري هاي فرساينده و منهدم كننده اساس و بنيان اتحاد مسلمين نيازي به صرف بودجه هاي سنگين و استخدام امكانات و نيرو براي ايجاد اختلاف در بين آنان احساس نمي كنند و به اين نتيجه قطعي مي رسند كه شتاب گيرنده به سوي هلاكت و نابودي را چه نيازي به تحريك و وسوسه!
براي تحقق هدف مقدس تقريب و وحدت مذاهب اسلامي و تشكيل جبهه متحد و مقتدر مسلمين جهان بايد موانع دروني وحدت و همبستگي شناسايي و به طور دقيق بررسي و با تلاش هاي مستمر و روش هاي كارآمد مرتفع شوند.
در انديشه هاي جامع و زلال متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري تعميق و تحقيق و بررسي موانع دروني وحدت و اتحاد مسلمين در اولويت نخست قرار دارد.
استاد مطهري اين موانع را به خوبي كالبد شكافي مي كند و از سر راه اتحاد اسلامي كنار مي زند و همگان را به تامل و تعمق در اين كار ترغيب مي نمايد و براي به ظهور و بروز در آوردن و به عمل و عينيت رساندن اين تلاش ها و نكته يابي ها و راهگشايي هاي فكري و علمي به فعاليت فرا مي خواند.
در نگاه استاد مطهري «سوتفاهم» يكي از موانعي است كه بر سر راه تقريب ووحدت مذاهب قرار گرفته و مانع رسيدن به حقايق و واقعيت هايي است كه به اتحاد و هميشگي فرا مي خوانند.
استاد براي اين كه به وضوح مقصود خود را تبيين كند و خطر بزرگ سوتفاهم هاي موجود بين مسلمانان را نمايان سازد ابتدا به تعريف مجمل و موجز حسن تفاهم و سوتفاهم مي پردازد و در اين باره چنين مي نگارد:
«حسن تفاهم يعني يكديگر را خوب فهميدن و سوتفاهم يعني يكديگر را بد فهميدن. بديهي است كه خوب فهميدن به اين است كه افراد يكديگر را آن طور كه هستند بفهمند و بد فهميدن به اين است كه يكديگر را آن طور كه هستند نفهمند بلكه درباره يكديگر دچار يك نوع توهماتي بوده باشند... سوتفاهم در هر موردي و نسبت به هر شخصي بد است. زيرا موجب گمراهي و ضلالت است.» (1)
متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري سپس درباره سو تفاهم بين مسلمين و نقش مخرب آن در ايجاد تنش و تفرقه و جلوگيري از تقريب و همبستگي اينگونه مي نويسد:
«يكي از ابتلائات مسلمين اين است كه گذشته از اين كه از لحاظ پاره اي معتقدات تفرق و تشتت پيدا كرده اند ومذهب ها و فرقه ها در ميان آنها پيدا شده است دچار سوتفاهمات زيادي نسبت به يكديگر مي باشند. يعني گذشته از پاره اي اختلافات عقيده اي دچار توهمات بي جاي بسياري درباره يكديگر مي باشند. در گذشته و حاضر آتش افروزاني بوده و هستند كه كوشش شان بر اين بوده و هست كه بر بدبيني هاي مسلمين نسبت به يكديگر بيفزايند. تهديدي كه از ناحيه سو تفاهمات بي جا و خوب درك نكردن يكديگر متوجه مسلمين است بيش از آن است كه از ناحيه خود اختلافات مذهبي متوجه آنها است.» (2)
استاد مطهري در اين عبارات سه موضوع مهم را مورد مداقه و نظر خاص قرار داده است:
1 ـ سو تفاهم و خوب درك نكردن تفكر وديدگاه و سخنان و همواره برداشت هاي نابجا و ناصحيح از يكديگر كردن يك «ابتلا» در ميان مسلمين به شمار مي رود.
ابتلا امر كوچكي نيست كه گرفتاري در دام هاي بلايا و رنج و سختي ها و مشكلاتي است كه طاقت ها و توان ها را فرسايش مي دهد و آفات فراوان مي آفريند و زيان هاي بسيار متوجه جوامع و سرزمين هاي اسلامي مي كند و آثار اندوهباري به وجود مي آورد كه عامل جدايي و نفرت وكينه و نزاع بين مسلمانان و به هدر دادن نيرو و امكانات و انرژي هاي سرشار آنان در امور بيهوده وباطل مي گردد.
2 ـ در همه درگيري ها و تشتت و اختلاف ها رد پايي از عناصر فاسد و فتنه انگيز مشاهده مي شود. اين عناصر از اين كه آتش تفرقه و تنازع شعله ورتر گردد و به همه جا سرايت كند و همه چيز را در خود فرو برد و نابود سازد بسيار اصرار مي ورزند و از هيچ كوششي براي اوج گيري تنش ها و اختلاف ها دريغ نمي ورزند.
اين افراد و گروه ها در نقش تهيه هيزم براي افروختن و گداختن و تشديد حرارت و فزوني آسيب هاي آن در جمع طرف هاي مقابل نفوذ مي كنند و پي در پي با خبربري ها و سخن چيني ها و فريبكاري ها و دروغ بافي هايشان نزاع و اختلافات را تشديد مي نمايند.
اين تحركات زيانبار بدبيني ها و سو تفاهم هايي را كه بين مسلمانان پيرو مذاهب اسلامي وجود دارد به اوج خود مي رساند و همه راه هاي حسن تفاهم و رسيدن به مودت ووحدت و همبستگي را مسدود مي سازد.
3 ـ سو تفاهم هايي كه بين مسلمانان از هر دو مذهب وجود دارد در مقايسه با اختلافات مذهبي كه بين آنان حاكم است بسيار خطرناك تر مي باشد و از همين رو بايد اولا سوتفاهمات را ناچيز و بي اهميت ندانست و از كنار آنها به سادگي عبور نكرد. ثانيا به همان ترتيب كه براي رفع اختلافات مذهبي كه در عقايد وجود دارد تلاش و فعاليت يك ضرورت و مسئوليت مشترك بين مذاهب اسلامي است مقابله با سو تفاهم ها و برداشت هاي نادرست و خوب درك نكردن يكديگر بايد با مراقبت و حساسيت بيشتري به مرحله عمل دقيق در آيد.
متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري پس از بيان اين نكته كه تهديد ناشي از سو تفاهم هاي بيجا به مراتب بيشتر از تهديد ناشي از اختلافات عقيدتي و مذهبي مي باشد دليل اين ديدگاه خاص را اينگونه مطرح مي نمايد:
«مسلمانان از نظر اختلافات مذهبي طوري نيستند كه نتوانند وحدت داشته باشند نتوانند با يكديگر برادر ومصداق «انما المومنون اخوه» (3) بوده باشند زيرا خدايي كه همه پرستش مي كنند يكي است و همه مي گويند «لااله الاالله». همه به رسالت محمد صلي الله عليه و آله ايمان دارند و نبوت را به او پايان يافته مي دانند و دين او را خاتم اديان مي شناسند. همه قرآن را كتاب مقدس آسماني خود مي دانند و آن را تلاوت مي كنند و قانون اساسي همه مسلمين مي شناسند. همه سوي يك قبله نماز مي خوانند و يك بانگ به نام اذان بر مي آورند. همه در يك ماه معين از سال كه ماه رمضان است روزه مي گيرند. همه روز فطر و اضحي را عيد خود مي شمارند. همه مراسم حج را مانند هم انجام مي دهند و با هم در حرم خدا جمع مي شوند و حتي همه خاندان نبوت را دوست مي دارند و به آنها احترام مي گذارند. اين ها كافي است كه دل هاي آنها را به يكديگر پيوند دهد و احساسات برادري و اخوت اسلامي رادر آنها برانگيزد. ولي... ولي امان از سوتفاهمات امان از توهمات و تصورات غلطي كه فرق مختلف درباره يكديگر دارند. و امان از عواملي كه كاري جز تيره كردن روابط مسلمانان ندارند. (4)
يكي از دلايلي كه براي تهديد بيشتر توهمات و تصورات غلطي كه در ميان مذاهب اسلامي در مقايسه با تهديدي كه از جانب اختلافات عقيدتي اصل وحدت و همبستگي مسلمين را به خطر مي اندازد مي توان اقامه كرد اين است كه نوع اختلافات مذهبي و عقيدتي ثابت است و همواره در هر زمان محتوا و موضوعات آن نيز يكسان مي باشد لكن سو تفاهم ها و خوب درك نكردن يكديگر همواره رو به تغيير وفزوني و تنوع است و به همين دليل آتش تنازع و تفرقه و چنددستگي نيز شعله ورتر مي گردد و آسيب و زيان هاي آن بيشتر و خطرناك تر مي شود. عوامل و عناصري كه درصدد شدت بخشيدن به تشتت ها و جدايي ها مي باشند نيز دريافته اند كه براي نيل به هدف خويش به اختلافات عقيدتي درباره اصل امامت و خلافت كه همواره ثابت است و بوده و خواهد بود و هرگز مانع تقريب و وحدت مذاهب نيست كاري نداشته باشند بلكه سو تفاهم هاي موجود را شدت و گسترش دهند و سعي كنند سوتفاهم هاي جديد و تازه اي نيز به وجود بياورند. بنابر اين بايد براي رفع موانع اتحاد اسلامي سو تفاهم ها و تصورات غلطي را كه پيروان مذاهب اسلامي نسبت به يكديگر دارند يك مانع بزرگ دانست و براي رفع آن چاره انديشي نمود.
استاد مطهري ضمن تاكيد بر اين نكته كه همه اختلافات و موانع موجود در مسير وحدت و همبستگي مسلمين از نوع سوتفاهم نيست و بايد در جاي خود مورد بررسي قرار گيرد معتقد است كه تفاهمات ناصحيح و تصورات غلط از يكديگر از موانع و مشكلات بزرگ مي باشد كه بر آن دامن زده مي شود و توسط عوامل و عناصر ناسالم فزوني مي يابد و به همين دليل با اصرار فراوان اعلام مي كند: شكاف هايي كه ناشي از خوب درك نكردن يكديگر است بايد از ميان برود و مذاهب اسلامي بايد يكديگر را آن طور كه هستند بشناسند و تصور كنند و تصورات دروغ و موهوم را از خود نسبت به برادران خود دور كنند. (5)
متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري براي تحقق اين هدف مقدس و بزرگ محورهاي سه گانه ذيل را به صورت راه حل ارائه مي دهد:
1 ـ بررسي انواع توهمات و سو تفاهماتي كه ديگران درباره ما شيعيان و بالاخص ايرانيان دارند.
2 ـ بررسي انواع توهمات و سوتفاهماتي كه از اين طرف نسبت به برادران غير شيعي وجود دارد.
3 ـ راه هاي عملي براي كاستن و از ميان بردن سوتفاهم ها(6)
اين راه حل ها كه داراي دوجنبه «فكري و علمي» و «عيني و عملي» مي باشد و بايد به صورت تلاش و مجاهدت هاي خالصانه و مبتني بر آزادانديشي و تهي از هرگونه تعصب ورزي هاي فاقد مباني شرعي و عقلي و با در نظر گرفتن مصالح «جهان اسلام» و توطئه هايي كه قدرت هاي جهاني و اقمار و عوامل پيدا و پنهان آنان عليه اتحاد و همبستگي مسلمين تدارك مي بينند و روز به روز بر شدت آنها افزوده مي شود و همه موجوديت اسلام و ملل وسرزمين هاي اسلامي را در معرض خطر اضمحلال قرار مي دهد توسط عالمان انديشمند و دلسوخته و دردآشنا از هر طرف و ساير نيروهاي آگاه و بصير و مسئول در همه ابعاد تحقق يابد.
پاورقي:
1 ـ يادداشت هاي استاد مطهري انتشارات صدرا ج 2 ص 203
2 ـ همان منبع ص 204
3 ـ قرآن كريم سوره حجرات آيه 10
خداوند متعال در اين آيه شريفه پس از آن كه اعلام مي فرمايد: «انما المومنون اخوه» (مومنان برادران يكديگر مي باشند) بلافاصله به همه مسلمانان فرمان مي دهد: «فاصلحوا بين اخويكم» (بين برادران ديني خوددر صورت تنش و نزاع) صلح و وحدت ايجاد نمائيد)