هاليوود ديگر يك تافته جدا بافته ازسياست آمريكا نيست. امپراتورى هنر آمريكا با همه ستارگانش در امور واوضاع سياسى حضور ودخالت دارند واين تصميم به طور كامل مورد تأييد مخاطبان سينما است. از ۱۱سپتامبر كه گردونه سرنوشت جامعه آمريكايى را دگرگون كردتاكنون، خانواده هاليوود از هيچ صحنه سياسى غايب نبوده اند، از انتخابات گرفته تا ميتينگ هاى ضد جنگ مى توان حضور جمعيت پرشمارى از ستارگان عرصه كارگردانى وبازيگرى آمريكا را مشاهده كرد. اما تماشايى ترين بخش از واكنش هاى سياسى هاليوود زمانى است كه قهرمانان فيلم هاى آن نفوذ خود را درچالش با نامداران سياست كاخ سفيد به كارمى گيرند. دردوره شش ساله رياست نومحافظه كاران تندرو بر آمريكا اين رويارويى چند بار رخ داده است ودرهر بار يكى از بزرگان سينماى اين كشور پرچم مخالفت با سياست هاى بوش را برافراشته است. پس از انتخابات هفتم نوامبركه شهروندان آمريكا در رأى خود به سياست هاى تيم نومحافظه كاران نه گفتند آهنگ مبارزه خانواده هاليوود با ساكنان كاخ سفيد شكل آشكارترى پيدا كرده است.
در آخرين تظاهرات گسترده در واشنگتن كه دراعتراض به سياست دولت آمريكا درعراق برپا شد، چهره هاى هنرى آمريكا حضورچشمگيرى داشتند. آن ها نيز خواهان خروج سربازان آمريكايى از عراق شدند ودرست در روزى كه جورج بوش رئيس جمهور آمريكا با سوداى اجراى راهبرد تازه قصد دارد ۲۱/۵۰۰سرباز تازه به عراق اعزام كند، صداى مخالف خود را به صداى اعتراض ده ها سياستمداردرون وبيرون كنگره آمريكا آميخته اند.
نكته جالب اين بود كه جمعيت تظاهركننده تريبون سخنرانى را به دست يك هنرپيشه سرشناس هاليوود، جين فوندا سپردند. او كه در مبارزه با جنگ ويتنام فعال بود، خطاب به جمعيت گفت: «من ۳۴ سال است كه در تظاهرات ضدجنگ شركت نكرده ام، اما سكوت ثمرى ندارد.» وى درسخنانى شورانگيز گفت: «از اين كه باز هم ناگزيرم عليه جنگ فرياد بزنم، اندوهگين هستم كه چرا از جنگ ويتنام درس نگرفتيم.» البته درصف آن روزمعترضان در كنار خانم فوندا، چهره هاى ديگرى مانند شون پن و تيم رابينزنيزحضور داشتند. رابينز حتى سخنانى تند تراز فوندا برزبان آوردو گفت: «ما به افرادى شجاع و مصمم نياز داريم كه صداى مردم آمريكا را به گوش زمامداران برسانند و فرياد بزنند كه ما از اين جنگ به ستوه آمده ايم.»
نكته قابل تأمل ميتينگ سياسى هنرمندان اين بودكه آن ها با اشاره به تابوت ۳ هزار سرباز آمريكايى كشته شده در عراق، طرح مبارزات گسترده تر با سياست جنگى بوش را ريختند؛ چنان كه رسانه هاى آمريكاروايت كرده اند رابينز ودوستانش درپايان برنامه شان اعتراض كردندكه براى تغيير سياست جنگى آمريكا منتظر تصميمات كنگره رقيب بوش نخواهند ماند. اما ورود هاليوود به اين كارزار سياسى سيرى ۷ساله را پيمود ودلايل وريشه هاى اين اتفاق را درظرف زمانى اين ۷ سال بايد جست وجوكرد.
دو مرحله رويارويى
برخورد اصحاب سينماى آمريكا باسياست وسياستمداران دونيمه كاملاً متفاوت دارد. مرحله نخست اختصاص به سال۲۰۰۱دارد، يعنى زمانى كه بخشى از اصحاب هنر تحت تأثير فضاى احساسى ۱۱سپتامبر به نوعى روشى همدلانه با اهل سياست پيش مى گيرند. اين همراهى البته معنا ومقصودى فراتر ازائتلاف مرسوم سينما با سياست دارد. طايفه هنرمندان دراين حركت بيش ازآن كه تمنايى از جنس تبانى ودادوستد با قدرت داشته باشد، سوداى همراهى با شهروندانى را داردكه درشوك ناامنى وحمله اى ناگهانى غوطه ورند.
مرحله دوم آغاز كنش هاى انتقادى هاليوود نسبت به سياستمداران است، دوره اى كه فضايى درجهت مخالف روزهاى ۱۱سپتامبر برجامعه هنرى آمريكاحاكم مى شود. اين حركت ازنقطه اى آغازمى شود كه اميدهادر جامعه آمريكا براى بازگشت امنيت رخت مى بندد. از اين پس، سينما زبان مؤاخذه را دربرخورد با متوليان وكارگزاران سياست به كار مى بندد. ستارگان هاليوود دراين مرحله در بحث هايى مشاركت مى كنند كه محور آن سياست گذارى هاى نادرست وافول عقلانيت درميان مديران حوزه ديپلماسى است.
نخستين پرده از پروژه تغيير
بافروريختن برج هاى دوقلو، عرصه هنر آمريكا ونماد مجسم آن، هاليوود، دورانى تازه از حيات خويش را آغاز مى كند؛ دورانى كه كشمكش هاى سياسى دولت آمريكا بازتابى پرطنين در مركز امپراتورى سينماپيدا مى كند و دومقوله جنگ وصلح به طور بى سابقه ذهن كارگردانان اين كشور رابه خود مشغول مى دارد. استوديوهاى هاليوود در خدمت ساخت فيلم هايى با نگاه اغلب سياسى قرار مى گيرد و براى نخستين بار مخاطبان پروپا قرص فيلم هاى اكشن و اجتماعى در آمريكا به سناريوهايى با مضامين سياسى علاقه نشان مى دهند.
سينمايى كه درنگاه اهل فن به دليل پا ى بندى به سنت هاى محافظه كارانه نهادى دور ازسياست شناخته مى شد و وجه غالب توليدات آن درفضاى جهان مادى سيرمى كرد، يكباره سر از سياست درمى آورد.
اما موج تغييرى كه ۱۱سپتامبر براى هاليوود ارمغان آورد، تغييرى همه جانبه وبنيادين بود. اما پيش ازآن كه اين تغيير درسطح نگرش ها وبينش ها نمايان شود، نخستين تركش اين تغيير به دامن سازندگان فيلم هاى جنگى واكشن اصابت كرد. تاجايى كه دولتمردان آمريكا در جست وجوى مقصران حادثه ۱۱سپتامبر انگشت اتهام را به سوى آنان نشانه رفتند. محافل سياسى آمريكا زبان به سرزنش هاليوود گشودند كه هواپيماربايان انديشه اصلى نقشه خود را از فيلم هاى هاليوود گرفته اند. بنابراين، همه درانتظار تأثيرات آنى ۱۱سپتامبر بر مركزيت سينماى جهان نشستند.
۱۱سپتامبر ازهمه زوايا هاليوود را با خود درگير كرد. براى هر دو گروه سازندگان ومخاطبان فيلم هاى هاليوود يك جنبه اندوهناك داشت كه برج هاى مركز تجارت جهانى عامل جذابيت بسيارى از فيلم هاى مورد علاقه آنان بود. آن ها مشابه اين تصاوير را قبلاً در سالن امن و تاريك سينماها ديده بودندهرچنددر فيلم آسمان خراش جهنمى يا روز استقلال هيچ كس عملاً كشته نشده بود. به اين صورت ۱۱ سپتامبر اين احساس گناه را به همراه آورد كه هاليوود نبايددرسناريوهاى شبيه سازى چنين حوادث دردناكى را به عنوان چاشنى فيلم و وسيله اى براى تفريح عرضه كند و چنان كه وودى آلن تحولاتى را در عالم سينما پيش بينى كرده بودماجراى فروريختن برج هاى نيويورك هاليوود را براى هميشه تغيير خواهد داد.
تأثيرات آنى ۱۱سپتامبرآنجا نمايان شدكه چرخه توليدات هنرى با مضمون خشونت وهراس رادست كم براى مدتى متوقف كرد. براين اساس، درنخستين اقدام، تصاوير مركز تجارت جهانى به سرعت از فيلم هايى مثل مرد عنكبوتى و سرندى پيتى (Serendipity) كه قرار بود بعد از ۱۱ سپتامبر اكران شوند، حذف شد.
اكران «خسارت جانبى» به تأخير افتاد، خسارت جانبى فيلمى با درخشش آرنولد شوارتزنگر در نقش آتش نشانى بود كه خانواده او در حمله تروريست ها به يك آسمان خراش كشته مى شوند. درميان آثار هاليوود درآن روزها «خسارت جانبى» براى برخى يادآور حملات ۱۱سپتامبر بود. درهمان حال خبررسيدكه استوديوهاى فيلمسازى پروژه چندين فيلم با موضوعات حساس را متوقف كردند، هرچند همه اين فيلم ها در ۹ ماه پس از فاجعه به بازار آمدند.
«مرد عنكبوتى» پس از حوادث، دوباره فيلمبردارى شد. فيلم دردسرساز ديگرى به نام خلاصه همه ترس ها پس از آن وقايع روى پرده سينماها رفت كه حول انفجار يك بمب اتمى در شهر بالتيمور توسط تروريست ها دور مى زد. اما توليدكنندگان اين فيلم، خشن ترين صحنه هاى آن را حذف كرده، با اشتياق اعلام كردند پنتاگون وزارت دفاع آمريكا، از آن حمايت كرده است.
به نظرچنين مى رسيدكه هاليوود در تلاش است مزاج و ظرفيت تماشاگران را پس از وقايع محك بزند. اين درحالى بودكه برخى از اصحاب هاليوود بر اين اتفاق نام توفان سانسورنهاده ودربرابرآن اعتقاد اين عده براين بودكه دراثر اين نوع رفتارها مردم به جاى دورى گزيدن از اين چنين موضوعاتى، مى خواهند بيش از پيش شاهد آن باشند تا به درك آن ها از حوادث كمك كند. آن هابه گزارش هاوآمارهايى اشاره مى كردندكه حكايت از آن داشت كه شمار كسانى كه به دنبال حوادث ۱۱ سپتامبر فيلم هاى ماجراجويانه كرايه مى كنند افزايش يافته است.
پس از اين كش وقوس ها بر سر حذف و گزينش فيلم ها، حركتى تازه دراستوديوهاى فيلم سازى آمريكا براى ساخت نوع تازه اى از آثار هنرى براساس داستان هايى آغازشد كه مستقيماً به حوادث ۱۱ سپتامبر مربوط مى شدند.
درهمان فضاى رعب واندوه طرح ساخت فيلمى تلويزيونى به نام تبلور شهامت توسط شركت فيلمسازى «گلدى هان» كليد خوردكه به روايت پرواز شماره، ۹۳ هواپيماى ربوده شده اى كه در پنسيلوانيا سقوط كرد، مى پرداخت.
اما نخستين فيلمى كه درباره روز حادثه وارد سينماها شد بچه ها (The Guys) نام داشت كه براساس سرگذشت يك فرمانده آتش نشانى در شهر نيويورك كه ۸ نفر از خدمه اش را در حملات از دست داد و خبرنگارى كه به نوشتن مرثيه هايى براى آن ها كمك كرد، ساخته شد.
به هر حال، ستارگان هاليوود در اين مرحله سعى درهمراهى با مردم وپاسخگويى به انتظارات آن ها رادارند. به عبارتى، دغدغه آنان كمك به مردم آمريكا براى تمركز و بازگشت به زندگى روزمره پس از وقايع ۱۱ سپتامبر است. لذاهنرپيشه هاى معروف در برنامه هاى جمع آورى كمك هاى مالى شركت مى كردند.
مل گيبسون در توصيف آن روزهامى گويد: «آن حادثه جو محيط كار را سنگين كرد. كارگردان كمك كرد پيش از آغاز فيلمبردارى شمع روشن كنيم و در سكوت، خاطره قربانيان را زنده كنيم.»
اما ساموئل جكسون مى گويد جنب و جوش اوليه هاليوود در توجه نشان دادن به موضوعات حساس گذرا بود. وى مى گويد: «به خوبى تسكين پيدا كرده ايم. سال گذشته قرار بود در فيلمى بازى كنم كه به خاطر وقايع ۱۱ سپتامبر ساخته نشد، چون درباره يك بمب گذار بود.» سخن جكسون درست بود، با آن كه در هفته هاى پس از حملات، خيلى از بحث هايى كه در جلسات رؤساى هاليوود انجام مى شد، حول مسأله لحن و حساسيت فيلم ها دور مى زد. در شش سال گذشته، چندين فيلم با صحنه هاى بسيار خشن و براساس داستان هاى تروريستى به سينماها راه يافته اند. مخاطبان آمريكايى نيز با هجوم براى تماشاى فيلم هايى مثل خلاصه همه ترس ها با بازيگرى بن افلك بدان واكنش نشان داده اند واين برخلاف تصور سياستمداران كاخ سفيد بودكه مى گفتندمردم آمريكا ديگر به استقبال از اين فيلم ها تمايل ندارند.
البته درهمان فضاى احساسى آن روز بخشى از اصحاب هاليوود به نقد واعتراض از آثار همكاران خود پرداختندتا جايى كه شمارى از فيلم هاى كوتاه درباره واكنش جهان به حملات ۱۱ سپتامبر، توسط كارگردان هايى مثل ميرا نعير، شون پن، يوسف شاهين و شوهى امامورا، به خاطر آنچه «شديداً ضدآمريكايى» توصيف شد، مورد انتقاد قرار گرفتند.
اصحاب سينما رودرروى طايفه سياستمداران
زمان چندانى نكشيدكه فضاى هاليوود ونگاه اصحاب سينما به سياست وسياستمداران تغيير كرد ومجموعه بزرگ هنرى اين كشور كه براى نخستين بار آماده يارى دولتمردان درعبور ازفاجعه۱۱سپتامبرديگر بار درجبهه مقابله قرارگرفت. پرچم مبارزه سياسى با بوش وكاخ سفيد راابتدا معدودى از نامبرداران سينما برافراشتند. عده وشمارآن ها دردورنخست دولت بوش چندان قابل توجه نبود، اما اكنون اين فهرست بسيارگسترده شده است.
دراين فهرست گروهى خط شكن بودند. آنها منتظرپايان مأموريت جنگى بوش در افغانستان وعراق نماندند زيرا از روز نخست نسبت به بنياد تصميم بوش و همكاران او بى اعتقاد بودند. دراين راستا آن ها به مصداق تا ثريا مى رود ديواركج، ازنوعى انحراف در جهان بينى نومحافظه كاران فغان سردادند.
برهمين اساس آنها در آستانه دور دوم كار دولت بوش به تشكيل ائتلاف براى شكست نومحافظه كاران مبادرت كردند.
لذا آن ها درانتخابات رياست جمهورى در خانه بورلى هيلز- خانه اى قديمى كه در ۱۹۲۷ براى هنرپيشه فيلم هاى صامت، هارولد لويد- ساخته شده جمع شدند تا براى جان كرى، نامزد حزب دموكرات، كمك هاى مالى براى انتخابات جمع كنند. درميان آن ها تعداد زيادى از محبوب ترين هنرمندان هاليوود حضورداشتند، از جمله كوين كاستنر، داستين هافمن، شارون استون، باربارا استريسند، لئو ناردو دكاپريو، دانى دو ويتو، اوليور استون، جنيفر آنيستون، براد پيت، كوئنسى جونز...
اكنون پس از حدود ۶ سال از واقعه ۱۱ سپتامبر، درفضايى كه يأس از پيروزى درجنگ بر جامعه آمريكا سايه افكنده نه تنها شمارتازه به اين فهرست افزوده شده است، درآخرين گزارش رسانه هاى آمريكا اين فهرست به عنوان شخصيت هاى سينمايى مخالف با بوش صف آراسته اند: اليور استون، جين فوندا، داستين هافمن، سوزان ساراندون، شون پن، مايكل مور، رابين ويليامز، ريچارد دريفوس، پيتر فالك، تيم رابينز، مريل استريپ، جورج كلونى، اسپايك لى، تيم برتون، ونسارد گريو، جيمز لانگلى و دنزل واشنگتن.
شون پن از منتقدان دولت جورج بوش و مخالف جنگ عراق است. او، بازيگر و كارگردان سرشناس آمريكايى است كه در سال ۲۰۰۴ براى بازى در فيلم رود مرموز به جايزه اسكار دست يافت.
پن اكنون از منتقدان دولت جورج بوش و مخالف حضور نيروهاى ائتلاف به فرماندهى آمريكا در عراق است. او در ماه نوامبر سال ۲۰۰۴ نيز به عراق رفته بود كه پس از سفرش گزارش مفصلى را درباره زندگى در بغداد در روزنامه سن فرانسيسكو كرانيكل منتشر كرد. البته پيش ازاين شون پن، بازيگر فيلم هايى بود چون تلفات جنگ (Casualties of War) با موضوع مناقشه ويتنام كه در آن خشونت سربازان آمريكايى به تصوير كشيده مى شود، با اين پيشينه او وضعيت عراق را به يك «جعبه باروت» تشبيه كرده بود. وى در گزارشش سرقت، قتل، آدم ربايى و تجاوز را از «رويدادهاى روزمره» عراق توصيف كرد. شون پن در زمينه مخالفت با بوش پا را فراتر گذاشته و در جلسه مطبوعاتى فيلم «همه مردان شاه» بوش را شيطان بزرگ ناميد. او و چند هنرمند ديگر آمريكايى چندى پيش در مقابل كاخ سفيد در اعتراض به سياست هاى بوش دست به اعتصاب غذا زدند.
كلينت ايستوود، كارگردان و بازيگر مطرح هاليوود نيز بارها تصميم آمريكا براى حمله به عراق را بسيار اشتباه دانسته است.
ايستوود كه براى فيلمنامه اى از ايووجيما نامزد اسكار بهترين كارگردانى شد، در گفت وگو با شبكه خبرى فاكس نيوز تأكيد كرد كه مخالف تصميم آمريكا براى حمله به عراق بوده است.
هافمن بازيگر هاليوودى فيلم «مرد بارانى» متنفر از بوش و سياست هاى او در سطح بين الملل آرزو مى كند كه اى كاش مى شد به جايى برود كه اثرى از بوش نباشد. او حتى در مصاحبه اخير خود از اين كه يك آمريكايى است اظهار شرمندگى مى كندو مى گويد: بوش ما را در جنگ عراق فريفت. او خود حادثه تروريستى۱۱سپتامبر را ترتيب داد تا بتواند زمينه حمله به عراق و اشغال اين كشور را فراهم كند. او باعث شده تا امروز جهانيان از ما متنفر باشند.
لانگلى نيز با ساخت فيلم هاى مستندى چون «عراق قطعه قطعه شده» و «نوار غزه» به شرح واقعياتى مى پردازد كه در دو كشور عراق و فلسطين در حال وقوع است.
امروز درميان خيل منتقدان برنامه جنگى آمريكا سينما گران زبانى انتقادى ولحنى پرخاشگرانه تر يافته اند. به نحوى كه در ميز محكمه اى كه هم اكنون براى محاسبه كارنامه فرماندهان جنگ هاى ترور برپاشده است، هنرمندان حضورى چشمگير دارند. صداى انتقاد آن ها بيش از حتى طيف وكلا ونمايندگان در گوش ها طنين دارد. جملات افرادى چون اوليور استون، بارهازينت بخش تيتر اصلى روزنامه هاى پرتيراژ شده است. دراين حلقه منتقدان كسانى مانند مايكل مورحتى ابايى ازاين ندارند كه در ائتلاف ها و جنبش هاى ضد جنگى كه عليه دولت نومحافظه كاران شكل گرفته، مشاركت كنند. دراين حلقه كسانى مانندتيم رابينز را مى توان ديد كه حتى كمر همت به بى اعتبار كردن شخص رئيس جمهور بسته اندوهيچ پروايى ازاين ندارند كه هيأت حاكمه امروز آمريكا را با رهبران بدنام تاريخ وديكتاتورها شبيه سازى كنند.
تضاد وتقابل درساحت انديشه وافكار
مشكل اين گروه از منتقدان هنرپيشه با كاخ سفيد و بوش مشكل فلسفى وانديشگى است. به اين صورت كه آنها به تعريف وتفسيرهايى كه نومحافظه كاران ازجهان پس از ۱۱سپتامبر ارائه كردند، ايراد وارد آوردند. بنابراين ادبيات بوش درنظر آنان تداعى يك ايدئولوژى جبرگرايانه مى كردودركانون نگاه آنان جنس وجوهره اى از بنيادگرايى را دارد.
اين رشته از نظرات مردان هاليوودبا برداشت هاى گروهى از نخبگان پيوندمى خوردكه درسيماو سلوك ساكنان كاخ سفيد حالات ونشانه هاى جنگ طلبان عصرهاى پيشين را مى ديدند. سينماگران منتقد اين رشته از اعتراض هاى خود رابه ريسمان نظريات انديشمندان جامعه شناسى آويخته اندكه سرچشمه خيره سرى وماجراجويى دولتمردان را مماشات و اهمال مردم مى دانند بى آنكه تقسيم كارى درميان باشد. هركدام از مخالفان هاليوودى يكى از وجوه خط مشى كاخ سفيد را كانون نقد قرار دادند.
چنانكه ازميان طايفه ستارگان سينما اوليور استون بر پاشنه آشيل بوش انگشت نهاد. او به نقد مشى وآئين جنگ ورزى دولتمردان پرداخت. به باور استون برنامه آمريكا براى برقرارى دموكراسى در عراق به شكست انجاميده است. او مى گويد دموكراسى چيزى نيست كه بتوان يكشبه آن را به دست آورد و من فكر نمى كنم آمريكا توانسته باشد به آن برسد.
كارگردان ۷۶ ساله سينماى آمريكا، درباره رئيس جمهورى آمريكا هم عنوان مى كند، «بوش» فردى است كه بدون اعتنا به عقايد و آراى ديگران، آنچه را كه اعتقاد دارد، انجام مى دهد.
همراه استون، تيم رابينز به شباهت هاى ميان سياست هاى جارى آمريكا در برابر تروريسم با جامعه ديكتاتورمنشى كه در رمان اورول توصيف شده مى پردازد: «متأسفانه كتاب و نمايش ۱۹۸۴ بيش ازهر زمان ديگرى يادآور فضاى امروزى جامعه ما است.»
او مى گويد: در اين رمان از جنگ دائمى به مثابه ابزارى براى كنترل اقتصاد غرب ياد مى شود و در آن توضيح داده شده كه چگونه از ايجادرعب و وحشت دائمى براى كنترل عناصر شورش استفاده مى كنند.
پيشگام ديگر اين مبارزه مايكل موراست كه با ساخت فيلم «فارنهايت ۹/۱۱»علاوه بربوش، كاندوليزا رايس، وزير خارجه كنونى آمريكا و دونالد رامسفلد، وزير دفاع وقت آمريكا را به سخره مى گيرد. مايكل مور كه فيلم هاى ضد بوشى چون «بولينگ براى كلمباين» را ساخته، تنها به حوزه سينما اكتفا نكرده و با انتشار كتاب «آيا دوباره به ما اعتماد خواهند كرد؟» وساختن كولاژ سعى كرده تا اين بار با استفاده از ادبيات، چهره واقعى بوش را آشكار كند.
اليور استون كه آثارى نظير پرل هاربر را فيلم هايى «در ستايش ماشين جنگ» معرفى كرده است، جلسه نقد سياست جنگى رادر محل نمايش فيلم تازه اش در مركز تجارت جهانى مى گسترد.
به اين صورت، در اتفاقى تاريخى، رسانه سينما و هاليوود امروز دركنارمطبوعات و تلويزيون ايستاده وبه رصد سياست سرگرم است. دوربين هاليوود علاوه بر روايت اوضاع سياسى آمريكا درنقشى روشنفكرانه براى حفظ دستاوردهاى جهان ليبراليسم تقلا مى كند. تصويرى كه افكار عمومى از زبان گروه منتقدان سينما دريافت مى كندتصوير دولتمردان هنجارشكن است كه ارزش هاى والاى دموكراسى را پاى منافع و امنيت خويش ضايع كرده اند. كمترين توصيفى كه براى كردار گردانندگان كاخ سفيد به كار مى برند، خيانت، فريب وخودخواهى است.
در بساط نقدى كه سينماگران آمريكا گسترده اند، فقط كابينه جنگى بوش به نقد كشيده نمى شود. آنها به شماتت كل جامعه و به ويژه مؤاخذه از گروه نخبگانى پرداخته اندكه يا با رأى خود يا با سكوت آن ها اسباب قدرت گرفتن نومحافظه كاران را فراهم ساخته اند.