باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 28 اسفند 1388 كاربران برخط 75 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
سفير ابلاغ حكمت و دعوت به ديانت
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


به مناسبت سالگرد پيام تاريخي حضرت امام خميني به گورباچف و ارسال آن توسط حضرت آيت الله جوادي آملي در سالگرد صدور فرمان تاريخي حضرت امام خميني به گورباچف قرار داريم. در اين روز رهبر محبوب امت با پيام خويش به گورباچف اوج درايت و بصيرت و آينده نگري خود را نمايان ساخت به گونه اي كه سال ها بعد گورباچف اعلام نمود كه امام خميني فراتر از زمان حركت مي كرد. حضرت آيت الله جوادي آملي كه مامور ابلاغ اين پيام بود پس از انجام ماموريتش سخناني پيرامون سفر هيات ايراني به شوروي بمنظور ابلاغ پيام حضرت امام به گورباچف در جمع فضلا و طلاب حوزه علميه قم ايراد گرديد. متن كامل آن را پيش روي داريد.
 

منبع: روزنامه - جمهوری اسلامی - تاريخ شمسی نشر 13/10/1388

 
 
بسم الله الرحمن الرحيم ـ طبق پيشنهاد يكي از آقايان بنا شد كه گزارش سفر به مسكو را به عرض برسانم. مقدمتا عنايت داريد كه انقلاب اسلامي بر محور كتاب و سنت معصومين (ع) پايه گذاري شده و يكي از سخنان رسول اكرم (ص) اين است كه العلما ورثه الانبيا. در اين بيان نوراني حضرت نفرمود العلما ورثه النبي و اين به معني آن است كه نه تنها عالمان هر عصري وارثان پيامبران عصرند بلكه عالمان آخرالزمان وارثان همه انبيا گذشته اند زيرا وارثان رسول اكرم هستند كه آن حضرت حرفهاي انبيا سلف را تصديق كرده است. بنابراين علما در هر عصري كار يكي از انبيا را به ارث مي برند و انجام مي دهند. گاهي چون موسي (ع) گاهي چون ابراهيم (ع)... مسئله دعوت به اسلام و فرستادن پيك و پيام نه تنها در اسلام ظهور كرد بلكه قرآن از سليمان پيامبر نيز نقل كرده و مضمون آن پيام نيز دعوت به حكومت اسلامي است اين سخن اول ثانيا چون انقلاب ما انقلاب اسلامي است از آغاز كارش با همين پيامها و نامه ها شروع شد يعني اولين نامه هاي مراجع عموما و رهبر عزيز و عظيم خصوصا بر همين اساس نوشته مي شد و موضوع آن دعوت به حكمت و موعظه بود. خواه به مسئولين آنروز و خواه به شخصي كه خود را مسئول نمي پنداشت.
مطلب سوم اينكه وقتي اين انقلاب اسلامي شد اسلام يك دين جهان شمول است منتها اصلاحات درون مرزي مقدم است بر اصلاحات برون مرزي. اگر اين كتاب ذكري براي بشر است و هدي للناس است و نذير للعالمين است بايد اين پيام مستدل به گوش عاليمان برسند كه محور اصلي صدور انقلاب همان انقلاب فرهنگي و اعتقادي است. چون به همان معيار كه انقلاب به ثمر رسيد همان ثمر را مي خواهد به جهان منتقل كند. اين انقلاب با زور و ستم پيروز نشد بلكه ستم را سوزاند و به وسيله نثار و ايثار و با همين وضع مي خواهد صادر بشود. مطلب بعدي اينكه همانطور كه رهبري انقلاب را امام به عهده دارد رهبري صدور انقلاب را هم بايد امام به عهده بگيرد.
مطلب بعدي اين است كه وقتي اين صدور فرهنگ انقلاب در سطح رهبران جهان طرح شد به امت ها هم قهرا مي رسد. اينها انگيزه هاي اصلي تنظيم اين پيام بود. وقتي اين دفاع مقدس 8 ساله سپري شد و جنگ فعلا جزو راس امور نيست و دوران بازسازي فرا رسيده بهترين بازسازي بازسازي فرهنگي و اعتقادي است و كسي كه احتمال تاثير در او هست مردمي است كه فهميدند اين آزمون 70 ساله ديكتاتوري كمونيزم به بن بست رسيده هم توانست بفهمد و هم توانست اعلام كند. اين زمينه احتمال اثر كردن را فراهم كرد. لذا وقتي كه از سفر مسكو برگشتيم و به حضور امام رسيديم امام را بسيار خوشحال ديديم. ايشان با لبخند فرمود: احتمال اثر داده ايد اين براي آن است كه وقتي يك زعيمي احتمال اثر بدهد خود را مسئول مي داند. اگر جزم به عدم تاثير داشته باشد پيام سودي ندارد اما وقتي در حد احتمال تاثير باشد پيام سودمند است. اين پيام را كه تنظيم فرمودند متن كامل آن در رسانه هاي گروهي به سمع شما عزيزان رسيد و از مضمون اين پيام كاملا مستحضر شديد. اما هياتي كه اعزام شد چندين كار كرد: كار اول اين بود كه كاملا اين مضمون مكتوم باشد واحدي پي به محتواي اين پيام نبرد تا حين ابلاغ. دستگاههاي آنها بسيار قوي است براي كشف اين اسرار ولي موفق نشدند كه بفهمند مضمون نامه چيست همه مسائل را احتمال داده بودند به استثناي دعوت به اسلام. مثلا مسائل قطعنامه جنگ و صلح و حالت نه جنگ و نه صلح را به استثنا آنچه كه مضمون اصيل و اصلي اين پيام بود. اين هيات هم كه اعزام شد تصميم گرفت در اين برخورد چند امر را رعايت كند. اولا ادب كه جزو برنامه هاي بين المللي اسلام است. اسلام به ما دستور داده شما در برخوردها مودب باشيد حتي اگر طرف شما يهودي باشد. در آن روز كه بدترين دشمن يهود بود معصوم (ع) در اين بيان آسماني فرمود كه حتي با يهودي هم ظرافت در گفتار رفتار و نوشتار را كه ادب نام دارد رعايت كنيد. دوم آنكه مبادا كاخ كرملين و رهبر اتحاد جماهير سوسياليستي شوروي بودن كسي را مرعوب كند چون اين مضمون بسيار بلند است و پيام فرستنده هم بسيار بزرگ است. بايد انسان خيلي با صلابت و فولادين برخورد كند مبادا كمترين احساس حقارت در اعضا هيات پيدا بشود زيرا اين قول ثقيل و اين گفتار جدي را نمي شود شوخي گرفت.
مسئله بعدي كه جزو مصورات هيات اعزامي بود اين بود كه پيام به خود گورباچف تسليم نشود بلكه جمله به جمله براي او خوانده شود و ترجمه شود و بعد از پايان قرائت و ترجمه پيام به او تسليم شود. نگويد در فرصت بعد پيام را مطالعه مي كنم. چون شايد احتياج به توضيح يا استدلال داشت و بايد همانجا توضيح داده مي شد. براي اينكه پيام كاملا به اتحاد شوروي ابلاغ شده باشد گذشته از متن فارسي كه مرقوم خود حضرت امام بود ترجمه انگليسي كه زبان رايج دنياست در كنارش تعبيه شد. چون اين پيام گرچه براي رهبر شوروي بود ولي پيام جهاني بود. چون مضمون پيام اين بود كه ما همه مسلمانان جهان را همانند خود مي دانيم و خود را در سرنوشت آنها سهيم و شريك و پيام جهان شمول بود و زبان انگليسي را دنيا بخوبي مي فهمد لذا در كنار متن فارسي ترجمه انگليسي هم در صفحات جداگانه تنظيم شد و در آن پوشه گذاشته شد كه بعد از قرائت پيام به ايشان تسليم شود اين هيات خود را براي هرگونه توضيح و استدلال آماده كرد. در ساعت 11 روز چهارشنبه 14 دي 67 اين هيات در كاخ كرملين با رهبري شوروي ديدار داشت. قبلا سوال كردند شما چند نفريد خواستند يك يا دو نفر را بپذيرند هيات گفت: 3 نفر از طرف حضرت امام آمده اند كه به هيچ وجه كم نمي شود سفير جمهوري اسلامي ايران در مسكو هم كه حتما بايد حضور داشته باشد بنابراين ما 4 نفر هستيم. آنها هم 4 نفر بودند: گورباچف رئيس و رابط سياسي حزب آنها معاون وزير خارجه و آن ترجماني كه (مطالب را) ترجمه مي كرد. و يك خبرنگاري هم دور از جلسه مي نشست كه براي حزب گزارش تهيه كند. وقتي هيات وارد شد آنها در كمال ادب و احترام استقبال كردند كل اين ديدار در حدود 2 ساعت و چند دقيقه طول كشيد. چند دقيقه اول به تعارفات معمولي گذشت و ايشان گفتند كه ما با داشتن تفكرات گوناگون مي توانيم زندگي مسالمت آميزي در كنار هم داشته باشيم. و چون شما براي ابلاغ پيام مهمي آمده ايد من وقت شما را نمي گيرم.
سخن ايشان (گورباچف) تمام شد و هيات ايراني شروع كرد به انجام ماموريت رسمي خود. اولين حرفي كه هيات زد اين بود كه ما سال نو ميلاد يكي از بزرگترين پيامبران را تبريك مي گوئيم و به همين مناسبت پيام يكي از رهبران الهي را براي شما قرائت مي كنيم. چون مضمون اين نامه بسيار بلند بود چاره اي نبود جز اينكه با تاني و جمله به جمله براي آنها خوانده شود تا آنها خوب تلقي كنند منتقل كنند.
در بعضي موارد آن ترجمان (مترجم) مي گفت كه تكرار كنيم كه خود بفهمد و تكرار كند در تمام اين مدت كه بيش از 3 ربع طول كشيد و با ترجمه به يكساعت بالغ شد گورباچف با كمال ادب گوش مي داد وقتي پيام تا آخر قرائت شد در خلال قرائت پيام هم بعضي مطالب را خودش يادداشت مي كرد و بعضي مطالب را معاونين و دستياران او. كل پيام دعوت به اسلام بود. اين همان سياستي بود كه عين ديانت است و ديانتي كه عين سياست است.
مسائل سياسي مصطلح در آن اصلا نبود يعني يك كلمه درباره قطعنامه و حالت نه جنگ و نه صلح و مانند آن نبود در پايان حضرت امام فقط درباره افغانستان اشاره فرمود كه اگر شما اسلام را درست بشناسيد ديگر در مورد افغانستان اينچنين نمي انديشيد و تجديدنظر مي كنيد. سياست مصطلح در آن اعمال نشد اگرچه سراسر سياست بود. در پايان نامه هم حضرت امام فرمود كه همچنان به زندگي مسالمت آميز و حسن همجواري معتقديم ثانيا آمادگي خودشان را براي جواب اعلام كردند. ثالثا گفتند كه برخي اشتباهات گذشته را ترميم مي كنيم كه دوباره مبتلا نشويم. رابعا گفتند ما الان قانون آزادي ايمان را در دست تصويب داريم خامسا گفتند كه من هم در طليعه سخن گفتم كه ما با داشتن افكار و مكاتب گوناگون مي توانيم زندگي مسالمت آميز و حسن همجواري داشته باشيم اين را هم افزودند كه ما هم داراي مكتبي و فلسفه اي و ايده اي هستيم. آنگاه يك مطلب را با لبخند گفتند و سپس 2 بار گفتند كه اين مطلب را بعنوان شوخي مي گويم و آن اين بود كه: معلوم مي شود حضرت امام از ايدئولوژي ما خوشش نمي آيد آيا مي شود ما هم ايشان را به مكتبمان دعوت كنيم و فورا گفتند كه اين فقط شوخي بود. ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا. يكي دعوت به اسلام مي كند و يكي مي گويد من شوخي كردم. اينها عصاره سخنان آن مرد بزرگ در بخش مكتبي پيام بود. بخش دوم سخنش كه مربوط به مسائل سياسي پيام بود اينچنين گفت: اما بخش سياسي پيام را بايد توجه داشت و آن اينكه اينگونه نامه ها احيانا دخالت در شئون داخلي كشور ديگر است. اينرا بعنوان مهمترين مطلبي كه گورباچف گفت مي توان ذكر كرد وقتي كه سخنان وي تمام شد نوبت به هيات رسيد جوابي كه ما داديم اين بود كه از همه حرفهاي ايشان تشكر كرديم. اولا از اينكه حدود يكساعت واندي با كمال ادب و حوصله اين پيام و ترجمه آنرا گوش داد تقدير شد. ثانيا از اينكه آمادگي خود را براي جواب اعلام كرد تقدير شد ثالثا از اينكه خوشحال شد رابطه دو كشور با مكتب و ايدئولوژي و فكر شروع شد از اين هم تقدير كرد. رابعا از اينكه اشتباهات گذشته را ترميم كرده اند تقدير شد خامسا از اينكه قانون آزادي ايمان را در دست تصويب دارند تقدير شد. اينها مطالبي بود كه جز اصول كلي سخنان ايشان بود. اما مهمترين حرف او را كه دخالت در شئون داخلي كشور هست اين طور پاسخ داديم كه «جناب گورباچف شما از اعماق خاك روسيه تا اوج كهكشان اين مرز وبوم هر كاري بكنيد آزاد هستيد چون در كشور خودتان هستيد اما اين رهبر الهي نه به عمق خاك شما كار دارد و نه به روسيه كار دارد. و نه به آسمان روسيه بلكه به جان شما كار دارد. جناب گورباچف ! وقتي شما مي ميريد آيا مثل يك درختي هستيد كه بعد از 60 يا 100 سال مي خشكيد يا مثل يك طائري هستيد كه بعد از چندي در قفس را باز مي كنند و براي هميشه آزاد مي شويد اين دو طرز فكر است. اين رهبر الهي شما مي گويد شما مثل يك درخت نيستيد. مي گويد شمائيد و ابديت انديشه تان ابدبت اوصاف و افعالتان. اين مشكل اساسي شماست شما خيال مي كنيد مرگ نابودي است رهبران الهي مي گويند مرگ حيات جديد است. اين سخني بود كه از طرف هيات جمهوري اسلامي ايران گفته شد و جلسه هم از 2 ساعت گذشت. برخاستيم در هنگام توديع گفتيم: خداحافظ و خدا توفيق بدهد او گفت مردم ما مي گويند: كار گفتيم مردم ما گفته اند خدايا به اميد تو قيام مي كنيم. قيام كردند و ابرقدرتها را سرجايشان نشاندند يكي از اعضاي هيات خواهر محترمه اي بود كه مبارزات سياسي داشت و ديپلمات عزيز ما هم ايشان را معرفي كردند كه اين خانم سابقه مبارزاتي داشته و زندان رفته و الان نماينده مجلس شوراي اسلامي است تا نگويند نظام اسلامي نيمي از مردم را از مزاياي اجتماعي محروم كرده است. تا نگويند زن در اسلام سمتي ندارد. رهبر شوروي وقتي اين صحنه را ديد با تعجب تلقي كرد و در هنگام خداحافظي در همان كاخ كرملين دست دراز كرد تا با اين خانم مصافحه كند. ديد اين خانم در كاخ كرملين كه عده اي مي بالند در آنجا حضور پيدا كنند حاضر نشد با او مصافحه كند اين يك اسلام ممثل است و صدور انقلاب كه زن مي تواند در مبارزات سياسي با حجاب شركت كند و با عفت و حجاب بهترين سمتها را در نظام جمهوري داشته باشد و با حجاب پيام رهبر الهي را به رهبر الحاد برساند و حرفها را بيان كند. ولي در هنگام معصيت خود را حفظ كند و اين شدني است كه كاخ كرملين كسي را نگيرد. اين گزارش جلسه 2 ساعت و اندي بود.
البته مشروح گزارش را وزارت امورخارجه به حضور حضرت امام تقديم كرد. كه احتمالا بعدها به مشروح گزارش دسترسي پيدا مي كنيد.

مطالب جنبي سفر
اين سفر تقريبا كمتر از 24 ساعت طول كشيد از ساعت 11 صبح 67 10 13 تا 2 بعدازظهر 67 10 14 كه از مسكو برگشتيم و فاصله راه هم كه 4 ساعت بود. اموري كه در جنب سفر بود عبارت از اين است: نه تنها ديدار با خود گورباچف خيلي محترمانه بود بلكه استقبال و بدرقه هم خيلي محترمانه بود و هيچ فرقي بين استقبال و بدرقه نبود.
وقتي هواپيماي جمهوري اسلامي ايران در فرودگاه مسكو كه پوشيده از برف بود و 40 كيلومتر تا شهر فاصله داشت هم نماينده شخص گورباچف به استقبال آمد و هم معاون وزير امورخارجه و هم امام جمعه مسكو. منتها امام حزبي. يك وقت امام مي فرمايد اسلام آمريكايي و يك وقت هم سخن از اسلام شوروي است. يك امامي كه حزب او را بپذيرد. اين متاسفانه هست. از پاي هواپيما تا پاويون كه فاصله هم كم نبود نماينده مستقيم گورباچف ما را همراهي مي كرد. از پاويون تا شهر هم معاون وزارت امورخارجه ما را همراهي كرد. بناي هيات اين نبود كه سئوال كند مسكو چند درجه زير صفر است و يا كي برف مي آمد و...
بناي هيات بر اين بود كه جز در مورد مكتب سخن نگويد. آنها تلاش مي كردند و مي گفتند فردا ملاقات بسيار مهمي داريد. رهبر ما كارها را كنار گذاشته و فردا كار حساسي داريد. خيلي استراحت كنيد و خود را خسته نكنيد و... ولي هيات كارش اين بود كه رسالت و سفارت خود را به گوش همه برساند. زلزله ارمنستان در آن فاصله مطرح شد و ما اظهار تاسف و همدردي كرديم. آنها هم از جمهوري اسلامي ايران تقدير كردند. كه در اين سانحه سنگين ايشان را ياري كرده بعد سئوال كرد آيا در ايران هم زلزله مي آيد گفتيم گاهي اما نه با اين شدت ولي ما زلزله جنگ تحميلي 8 ساله را تحمل كرديم. آن مترجم گفت: ايشان مي گويد 8 سال قبل در ايران زلزله آمد مجددا براي ايشان توضيح داده شد و ترجمه كردند. آنگاه گفتند كه 24 روز بعد از اين حادثه عده اي از خردسالان و غير خردسال زنده از زير آوار بيرون آمده اند. آنگاه براي اينكه مبادا مسئله ماورا طبيعت و جهان غيب مطرح شود بلافاصله گفت: سيلوي گندم كنار آنان بوده كه خراب شد و اين مصدومين از آنها تغذيه مي كردند. و برفها هم كه آب مي شد آنها را سيراب مي كرد. گفتيم: اگر سيلو ويران شود خاكش مهلت به گندم نمي دهد كه آماده بشود. برهايي هم كه آب مي شود خاك را گل مي كند و بالاخره اينها به خدايي معتقد بودند. چون در رفتن و برگشتن فراغت و فرصتي بود نوعي اين مسائل مطرح مي شد گاهي مسائل فلسفي و گاهي هم مسائل فطري گفتيم: آيا اين جهاني كه پر از نظم است يك ناظمي دارد يا خير گفت: ماده ازلي بوده و براي هميشه هم هست. گفتيم: اين نظم از ماده بي شعور برمي خيزد آيا ماده شعور دارد گفت: ماده در انسان هم روح دارد و هم شعور اما سخن اين بود كه ماده آغازين چكاره است. ديديم مسائل فلسفي در آن حد براي اينها قابل درك نيست از آن راههايي كه در روايات ائمه (ع) استفاده مي كردند و از راه فطرت و اضطرار شروع كرديم. در روايات هست كه وقتي از امام (ع) درباره خدا سئوال مي كردند حضرت مي فرمود آيا مسافرت دريايي كرده ايد آيا وقتي سوار كشتي شديد شده است كه كشتي بشكند و دريا طوفاني شود گفت: آري فرمود در حال غرق شدن به چه كسي تكيه مي كردي مي گفت به قدرت ازلي كه بتواند دريا را مهار كند گفت: اين همان خداي توست ما مشابه همين بيان را با اين شخص در فاصله فرودگاه و مسكو مطرح كرديم گفتيم اگر نيازمند باشيد به كجا تكيه مي كنيد و گفت به سازمان حزبي گفتيم اگر بين آسمان و زمين باشيد و دستتان به احدي نرسد مقداري فكر كرد و گفت: مردم اين منطقه مذهب ندارند انسان وقتي اينها را مي بيند كاملا احساس مي كند كه صم بكم عم فهم لايعقلون يعني در طي اين 70 سال همه مجاري ادراك بسته شده و در واقع فطرت در اينها دفن شده است. ما با مردم برخورد نكرديم. نه ماموريت ما اين بود و نه فرصت و امكان ما. اما يك ترجمان داشتيم كه بين ما و معاون وزير امورخارجه در اين اتومبيل حاضر بود ولي در كاخ مترجم ديگري بود ببينيد اينها در چه حد از فشار هستند حرفهايي كه بين ما و معاون وزير خارجه ردوبدل مي شد اين شخص ترجمه مي كرد وقتي كه حرفها تمام شد من از خود اين شخص سئوال كردم چند روز است كه برف مي آيد او همين مطلب را از معاون وزيرخارجه سئوال كرد. در برگشت نيز از او سئوال كردم شما فارسي را در كجا ياد گرفته ايد اين را هم از او سئوال كرد. اينها در اين حد هستند. امام فرمود كه اگر امر واقع شود كه ما نعمت آزادي را از دست بدهيم و مسائل رفاهي را بگيريم هرگز ملت ما راه اصلي را فراموش نخواهد كرد. اين از روي همين معيار است. اينكه ما خاك قبور علي (ع) و اولاد علي (ع) را مي بوسيم براي اين است كه اينها ما را هدايت كردند. الان اين كشورها با داشتن اين همه صنايع كه ابرقدرت شده اند چون مذهب نداشته اند به اين روز سياه مبتلا شده اند ما كه وارث مراسم گبري نياكانمان در اين سرزمين بوديم از نظر مذهب. از نظر صنعت هم نگذاشتند در هيچ قسمتي ترقي كنيم و فقط در معارف اسلامي به بلنداي توحيد رسيده ايم و اين هم به بركت اهل بيت است. اگر اينها نبودند ما چه مي شديم اگر اين فكر نبود ما به كجا سقوط مي كرديم انسان تا اين مسافرتها را از نزديك نگذراند پي به عزت عظمت و شكوه و آقايي و سعادت نظام جمهوري اسلامي پي نمي برد. ممكن است بخشهاي كوتاهي از اين سفرنامه از يادمان رفته باشد. ولي اينها خطوط كلي و اصلي پيام بود.
بايد پيام مستدل حضرت امام خميني به گوش جهانيان برسد كه محور اصلي صدور انقلاب اسلامي همين انقلاب فرهنگي و اعتقادي است
گورباچف اعلام كرد: اشتباهات گذشته ترميم مي شوند تا دوباره به آنها مبتلا نشويم.



 

    42 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   انقلاب 
●   كمونيسم 

افراد و مشاهير
●  خمینی   سید روح الله
●  گورباچف   ميخاييل

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:23/10/1388
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب