باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 1 فروردين 1389 كاربران برخط 92 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
از «مدرنيته سخت» تا «مدرنيته روان»
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 

منبع: روزنامه - همشهری - تاريخ شمسی نشر 27/08/1388

 
 
زيگـمونت باومن(1925) - جامعه‌شناس بزرگ معاصر - در لهستان زاده شد. به‌دليل اشغال لهستان توسط آلماني‌ها در جنگ دوم جهاني و سياست‌هاي نازي‌ها، خانواده وي ناچار به مهاجرت به انگلستان شد. اين وضعيت چنان بر ذهن و انديشه باومن تأثير گذاشت كه مسئله سياست نازي‌ها دغدغه خاطر وي را تا به امروز شكل داده است.
از اين حيث، تحليل‌هاي او از جهت پيوندي كه ميان مدرنيته، هولوكاست و مصرف‌گرايي پسامدرن برقرار ساخته، اهميت شاياني يافته است. او اكنون استاد بازنشسته دانشگاه ليدز است. وي تاكنون 57 كتاب و بيش از صدها مقاله درباره موضوعاتي چون جهاني‌شدن، مدرنيته، پسامدرنيته، مصرف‌گرايي و اخلاق به‌ چاپ رسانده است.
نخستين آثار «باومن» كاملاً رنگ ماركسيستي دارد. او در آغاز آثاري به زبان انگليسي نوشت كه در آنها به ارتباط ميان لايه‌هاي اجتماعي و جنبش‌هاي كارگري پرداخته بود. باومن تا سال1990 به نگارش آثاري درباره طبقات و مبارزه طبقاتي مشغول بود اما آثار اخير وي هيچ اشاره‌ مستقيمي به اين موضوعات ندارند؛ از اين رو او خود را امروزه يك سوسياليست مي‌داند؛ با اين‌حال، هيچ‌گاه ماركسيسم را تماماً رد نكرده است. «آنتونيو گرامشي» يكي از مهم‌ترين افراد تأثيرگذار بر باومن به‌شمار مي‌آيد.
از سال 1990 به بعد، باومن به موضوعات تازه‌تري كه حاصل جهان پس از فروپاشي كمونيسم بود، روي آورد. يكي از موضوعات مورد توجه وي در اين سال‌ها ارتباط ميان مدرنيته، بوروكراسي، فردگرايي و محروميت اجتماعي بود. به نظر وي، مدرنيته اروپايي، از آزادي‌ها چشم‌پوشي كرده تا بتواند هرچه بيشتر امنيت فردي را تأمين كند. به‌عبارت ديگر، او آزادي را قرباني امنيت در جامعه امروز غرب مي‌پندارد.
باومن با پيروي از فرويد معتقد است كه جامعه امروزي غرب، با افزودن قواعد، قانون‌ها، گسترش‌دادن بوروكراسي و اعمال كنترل روزافزون، جنبه‌هاي هرج‌ومرج‌طلبانه انسان را تقويت كرده است. به‌نظر وي، وقتي زندگي به مقوله‌هاي كنترل‌پذير كاسته شود، گروه‌هاي اجتماعي‌اي ظهور مي‌كنند كه قابل اداره‌كردن نيستند. او در كتاب «مدرنيته و دوسويگي» تلاش دارد تا روانشناسي افرادي را كه بر اثر اين وضعيت پديد آمده‌اند، به تحليل بگذارد.
او نام اين افراد را «بيگانه» مي‌گذارد و با بهره‌گيري از انديشه‌هاي «گئورگ زيمل» و «ژاك دريدا» بيگانه را فردي مي‌داند كه در جوامع كنوني حضور دارد اما ناآشنا و غريب است. به نظر باومن، اين غريبگي در جامعه مدرن، سويه‌هاي منفي و مخربي دارد. از آنجا كه بيگانه كنترل‌پذير نبوده و هيچ قانون و قاعده‌اي را برنمي‌تابد، لذا ابژه‌هراس بوده و همواره مستعد برآشوباندن نظم اجتماعي است. مهم‌ترين كتاب باومن يعني «مدرنيته و هولوكاست»‌ كوششي است در جهت تشريح هراس‌هاي ناشي از اين وضعيت در جوامع مدرن كنوني.
يكي از مفاهيمي كه باومن در تقابل با وضعيت يادشده جوامع مدرن- يا همان به تعبيري «مدرنيته سخت يا جامد»- ابداع كرد، مفهوم «مدرنيته روان» ‌بوده است. از ديد وي، مدرنيته روان، حاصل ناكارآمدي اشكال و نهادهاي اجتماعي‌اي است كه پيش‌تر مي‌كوشيدند تا رفتار انسان‌ها را در قالب‌هاي تنگ و محدود بگنجانند اما اكنون ديگر قادر به اين كار نيستند.
اين وضعيت به سطوح روانشناختي انسان‌ها نيز سرايت كرده و از آنها انسان‌هايي انعطاف‌پذير و انطباق‌پذير ساخته است. به نظر باومن در مدرنيته روان، افراد بايد تحت شرايط عدم اطميناني رفتار كنند و حساب سود و زيان كردارهاي خود را داشته باشند.


 

    38 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   مدرنيسم 

افراد و مشاهير
●  باومن   زيگمونت

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:24/10/1388
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب