باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز دوشنبه 2 فروردين 1389 كاربران برخط 98 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
هزينه هاى يك جنگ بى سرانجام
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ
نقد و چالش با برنامه نظامى كاخ سفيد در شوراى روابط خارجى آمريكا


استيون سيمون كارشناس مسائل خاورميانه و نويسنده گزارش جديد مركز مطالعاتى شوراى روابط خارجى آمريكا، درباره عراق مى گويد: آمريكا صرفنظر از اين كه سياست افزايش نيروها در عراق كه از سوى جورج بوش رئيس جمهورى آمريكا اعلام شده موفق بشود يا خير، بايد تا پايان سال ۲۰۰۸ نيروهايش را از اين كشور خاورميانه خارج كند.
سيمون كه در شوراى امنيت ملى بيل كلينتون، رئيس جمهورى پيشين آمريكا فعاليت كرده مى گويد: اگر سياست افزايش نيروها موفق مى شد، پس هدف حضور بلندمدت آمريكا در عراق چيست؟ اگر اين سياست موفق مى شد، اين موفقيت به جنگ داخلى پايان مى داد و پس از آن زمينه ايجاد يك ارتش چندقومى جديد و واقعى عراقى فراهم مى شد و اطمينان حاصل مى شد كه ارتش عراق در مسيرى قرار گرفته كه به بهترين نحو براى عراق و امنيت منطقه اى مثمرثمر خواهد شد.
به هرحال سؤال بزرگ اين است كه نيروهاى آمريكايى در خدمت چه هدفى خواهند بود؟ نظرات استيون سيمون و پاسخ هاى او به اين سؤال جالب توجه است:
 

منبع: روزنامه - ایران - تاريخ شمسی نشر 07/12/1385

   ● نام گفت و گو شونده: استيون - سيمون

مترجم: حامد - شهبازى

 
 
* شوراى روابط خارجى اخيراً گزارش ويژه اى منتشر كرده است با عنوان «پس از افزايش نيرو» اين گزارش شرايطى براى خروج ارتش آمريكا از عراق منظور كرده است. خلاصه اى از ديدگاه خود را درباره علت و ضرورت خروج آمريكا از عراق بيان كنيد؟
آمريكا هر آنچه را كه احتمالاً به دنبال تكميل سياست خود در عراق بود انجام داده است. آمريكا صدام حسين را سرنگون كرد، اين هدفى بود كه محقق شد. اين امر براى يك مدت زمان مديدى بر اوضاع عراق تأثير مى گذاشت. عراق ديگر به دنبال دست يافتن به سلاح كشتار جمعى نبود و عراقى ها تشكيل يك دولت جمع گرا و دموكراتيك را نشانه رفتند. دستاوردهاى آمريكا در عراق اينهاست. چيز ديگرى عايد آمريكا نمى شود و هر روزى كه آمريكا در عراق بماند، بهاى بيشترى براى آنچه كه تاكنون دست يافته بايد بپردازد.
بنابر يك دليل ديگر هم من معتقدم كه خروج آمريكا معقول است. مشكلات عراق به طور اساسى سياسى هستند و حضور آمريكا به حل اين مشكلات كمكى نمى كند. در حقيقت سطح نيروهاى آمريكا بين ۱۳۰ هزار و ۱۸۰ هزار در سه سال و نيم گذشته، به نسبت شدت و حجم خشونت ها افزايش يافته است. اما خود عراقى ها هنوز به يك گشايش سياسى دست نيافته اند. روشن است كه مشكلات جدى وجود دارد و راه حل اين مشكلات جدى در دستان آمريكا نيست.
هنگامى كه به اين امر توجه كنيد كه آمريكا هر ماه حدود يك صد نيرو از دست مى دهد ـ البته شمار پيمانكاران كشته شده محسوب نشده ـ اين بهاى سنگينى براى اهدافى است كه در مقطع كنونى قابل دسترسى نيستند. فكر مى كنم بهتر است كه آمريكا در حالى عراق را ترك كند، كه احترامش حفظ شده است. به عبارتى واشنگتن بايد در اقدامى سازماندهى شده، معقول و در هماهنگى مناسب با دولت عراق و دولت ها و كشورهاى همسايه دست به اين كار بزند. آمريكا هر چه زودتر نيروهايش را از عراق خارج كند، زودتر نيز مى تواند از خسارت هايى كه تاكنون متحمل شده است، جلوگيرى كند و براى اوضاع پس از جنگ خود را آماده كند.

* گزارش شما در حالى منتشر مى شود كه سياست جديد جورج بوش قرار است اجرايى شود كه به موجب آن همكارى نظامى تشديد شده، نيروهاى آمريكايى و عراقى به سركوب شورش ها در بغداد و بيرون آن بويژه استان انبار مى پردازند. فكر نمى كنيد بهتر باشد قبل از آن كه آمريكا به پيشنهادهاى گزارش شما توجه كند، به بوش فرصت داده شود تا سياست جديد خود را اجرا كند؟
درك اين مطلب مهم است كه گزارش ما درباره خروج كامل از عراق صحبت نمى كند. منافع آمريكا بشدت در عراق دخيل خواهد بود. ما صرفاً درباره خروج نظامى آمريكا از عراق صحبت مى كنيم. در هر حال، گزارش بيان مى كندكه اين روند تا زمانى كه نتايج افزايش نيروها در عراق مشهود نشود، آغاز نخواهد شد. افزايش نيرو در اين مقطع، انجام كارى ناتمام است. بنابراين، در واقع بى معنى خواهد بود كه خروج از عراق را تأييد كنيم كه با اوضاع كنونى كاملاً غيرقابل درك است. بنابراين افزايش نيروها صورت مى گيرد. ژنرال ديويد پترائوس فرمانده جديد نيروهاى آمريكايى در عراق اعلام كرده است كه نتايج افزايش نيرو در عراق بزودى مشخص خواهد شد.

* اگر سياست جديد آمريكا در عراق موفقيت آميز باشد، آن وقت چه؟
منظور شما بايد اين باشد كه كاهش سطح خشونت ها در بغداد، روند تعامل سياسى را در ميان رهبران عراقى ميسر خواهد كرد كه به اجراى برنامه آشتى ملى واقعى در اين كشور منجر خواهد شد. اگر اين امر روى دهد، آنگاه فرض را بر اين مى گذاريم كه مى توانيم به خروج نظامى نيز فكر كنيم. در واقع، خود دولت بوش اين چنين گفته است. اگر سياست افزايش نيروها موفق باشد، آمريكا مى تواند به خروج نيروهايش از عراق طبق تقويم امسال بينديشد. من به طور قطع در اين صورت از دولت بوش حمايت مى كنم.

* شما به سياست خروج آمريكا از عراق اعتقاد داريد. حال ما در عراق پيروز شويم يا نشويم.
دقيقاً. آمريكا به نقطه اى رسيده است كه از سرمايه گذاران نظامى در عراق نتايج قابل توجهى را كسب نمى كند.

* و شما به خروج آمريكا از عراق در ۱۲ تا ۱۸ ماه آينده فكر مى كنيد؟
خروج از عراق برابر جدول زمانى ۱۲ تا ۱۸ ماه معقول به نظر مى رسد. نمى توان از اين سريع تر از عراق خارج شد. از آنجايى كه براى تحقق هدف مداخله آمريكا در عراق نيز بايد صورتى معقول يابد، خروج آمريكا از عراق بايد برنامه ريزى شده و به روشى معقولانه انجام شود و آمريكا نبايد سربازانش را در فرودگاه ها براى خروج به صف كند يا آنها را سوار هواپيماهاى بارى كرده و در كوتاه ترين زمان ممكن راهى آمريكا كند. آمريكا تجهيزات زرهى و توپخانه خود را از عراق بيرون نمى برد. آمريكا تمامى تجهيزاتش را در عراق رها نمى كند. آمريكا بايد براى دوستان و دشمنان خود روشن كند كه اين مسيرى نيست كه مى خواهد طى كند، بلكه مى خواهد عراق را طبق يك سياست معقول و روشى سازماندهى شده ترك كند. بنابراين با توجه به محدوديت ها در ظرفيت فرودگاه ها و بنادر، ظرفيت كشتى ها، واقعيت هاى لجستيكى خروج ۱۳۰ هزار نيرو از عراق كه در تضاد با اهداف مطرح شده در عراق است، آمريكا نمى تواند در ۵ ماه آينده نيروهايش را از عراق خارج كند.
در هر حالت اين امر (خروج ارتش آمريكا) زمان بيشترى را مى طلبد. اگر بگوييم كه ۳ يا ۴ ماه هم فرصت داده شده تا نتايج سياست جديد آمريكا در عراق مشخص شود، آنگاه به طور واقع گرايانه اى مى توان به خروج از عراق در پايان سال ۲۰۰۸ توجه كرد.

* درست در زمانى كه انتخابات رياست جمهورى در آمريكا برگزارمى شود.
البته.

* درحال حاضر، مسأله حضور نيروهاى آمريكايى در عراق يك موضوع سياسى داغ است و به يقين اين امر در جريان مبارزات انتخاباتى بيشتر خودنمايى خواهدكرد، زيرا شاهد حضور نامزدهاى جديد از هردو حزب هستيم. اين مسأله به پيچيدگى موضوع خواهدافزود. آيا شما باتوجه به مبارزات انتخاباتى توصيه اى به يكى از نامزدها نداريد؟
خير.

* شما فكر مى كنيد مردم آمريكا بايد تا انتخابات صبر كنند و آنگاه آنچه را كه شما درباره خروج نيروها صحبت كرديد، روى دهد؟
شما بايد به مسأله تلفات نيروها هم توجه كنيد. من نيز مانند بسيارى از مردم آمريكا از هزينه يا خونى كه براى جنگى داده مى شود كه هيچ اميد موفقيتى به آن وجودندارد، ناراحت هستم، موفقيت در روشى كه من تشريح كردم قابل دستيابى است.

* اما هنگامى كه از شما پرسيده شد كه آيا شما به افزايش نيروها در عراق فرصتى مى دهيد شما از ژنرال پترائوس نقل كرديد كه گفته است: ما طى چندماه خواهيم دانست كه آيا اين افزايش موفق خواهدبود يا نه. و از شما پرسيده شد در صورتى كه افزايش نيروها موفق شود آن وقت چه؟ كه شما گفتيد به هرحال آمريكا بايد از عراق خارج شود. به عبارت ديگر، شما مى گوييد سياست جديد بوش در عراق هيچ شانس موفقيتى ندارد. اما بازهم مى پرسم اگر اين سياست موفق شد، آن وقت چه؟
اگر اين سياست موفق شود، هدف حضور طولانى آمريكا درعراق چيست؟ اگر اين سياست موفق شود، موفقيت يعنى پايان دادن به يك جنگ داخلى، موفقيت يعنى ايجاد يك ارتش جديد، واقعاً ملى و چندقومى در عراق، در آن صورت دلايل حضور نيروهاى آمريكايى در عراق صرف آموزش نيروها و اطمينان يافتن از اين كه ارتش عراق به نحوى ايفاى نقش كند كه بهترين نتيجه را براى عراق و امنيت منطقه داشته باشد، خواهدبود. اما صرفنظر از اين مسائل، نيروهاى آمريكايى واقعاً در خدمت چه هدفى خواهندبود؟
به عبارت ديگر، برد يا باخت، موفقيت يا شكست، هيچ دليلى براى چنين حضور گسترده آمريكا در عراق وجودندارد و آمريكا بايد نيروهايش را درمدت ۱۲ تا ۱۸ ماه از عراق خارج كند.
بله، همينطور است. لطمه اى كه به وجهه آمريكا و اعتبار ديپلماتيك و جهانى آن وارد مى شود، يك ضربه جدى است آن هم به خاطر جنگى كه در آن موفقيتى در قبال آنچه كه مترصد كسب آن هستيم، وجودندارد و اين خود تبعات ديگرى درپى دارد. از يك سو، ما مجموعه اى از نيروهاى زمينى خود را در عراق زمين گير كرده ايم كه توان و كارايى آنها را از بين مى برد تا نتوانند در مأموريتى ديگر مورداستفاده قرارگيرند. اين پيامدى است كه ما بايد آن را جدى بگيريم.
تا زمانى كه آمريكا در عراق حضور دارد، كاخ سفيد نيز با دلمشغولى هاى اين بحران گريبانگير است و قادر نيست به چالش ها و مناقشات ديگر رسيدگى كند.
بحثها عمدتاً به هزينه هاى خروج و عقب نشينى متمركز بوده است تا هزينه هاى ماندن و البته نمى توان گفت كه خروج هم هزينه اى ندارد. خروج هم هزينه هاى سنگينى دارد كه ريشه در مداخله بى برنامه دارد. امروز آمريكا بايد گام هايى را براى بهبود اعتبارش بردارد. خروج از عراق هزينه هاى جدى دارد و نبايد آن را انكاركرد. اما هزينه ماندن در حال افزايش است و اين هزينه ها فراتر از تصور خواهدرفت.


 

    21 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   سیاست خارجی آمریکا 

مطالعات منطقه ای:
●   عراق 

دسته
●  متن / گفت و گو

رسته :3

تاريخ ارسال:07/12/1385
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب