باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 1 فروردين 1389 كاربران برخط 61 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
نظريه ولايت فقيه و عقلانيت
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 
   ● نويسنده: ابراهيم - فياض

منبع: هفته نامه - پنجره - 1388 - شماره 21  - تاريخ شمسی نشر 00/00/1388

 
 
اساس انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني(ره) برپايه ولايت فقيه بنا نهاده شده است. امام(ره) با هدف جايگزيني نظام ولايت فقيه به‎جاي نظـام شاهنشاهي، در سال 1357 انقلاب اسلامي را بنيان نهاد. امروزه عده‎اي مدعي مي‎شوند که مسئله ولايت فقيه، با عقلانيت جور در نمي‎آيد و بدون عقلانيت هم پيشرفت حاصل نمي‎شود. پس، ايران با ولايت فقيه به پيشرفت دست نمي‎يابد. اين در حالي است که از مشروطه به بعد عملا عقلانيت غربي در جامعه ما حاکم شد و سردمداران نظام، تمام تلاش خود را در جهت سوق دادن جامعه به‎سمت سکولاريزم به‎کار بردند تا اخلاق، سياست، اقتصاد و حتي دين سکولار داشته باشيم. با انقلاب اسلامي و حاکميت ولايت فقيه که يک نوع عقلانيت بنيادي در ذات خود دارد و به شدت برخلاف عقلانيت غر‎بي ‎است، جهت حرکت جامعه دگرگون شد. ولايت فقيه، شعبه‎اي از فقه اسلامي است که اين، امضايي به‎معناي ‎حافظ نظام اجتماعي بودن است. به اين معنا که اسلام در ابتداي ظهورش، زندگي اجتماعي مردم را منحل نکرد و منکر آداب و رسوم آن‎ها نشد. به‎طور مثال مسئله برده داري که در نظام قبيله‎اي اعراب، مسئله‎اي پذيرفته شده بود را نفي نکرد، بلكه با آن مخالف بود و به مرور زمان، به عناوين مختلف همچون کفاره و فديه و... به آرامي آن را از بين برد؛ چراکه حفظ نظام اجتماعي رکن مهم فقه اسلامي است و زندگي اجتماعي، مردم، بر همه چيز مقدم است. هيچ کس حق ندارد آبروي کسي را بريزد يا گناه اجتماعي را اثبات کند. حفظ جان ومال و آبرو سه رکن اصلي نظام اجتماعي اسلام است و همين مي‎شود که اسلام، باجنگ مخالف است. اين‎كه خون‎‎ها ريخته مي‎شود و مال‎‎ها از بين مي‎رود. در دوران دفاع مقدس، بعد از فتح خرمشهر، سرداران وکارشناسان تشخيص دادند که عراق در حال تجهيز لشکر است تا دوباره به ايران حمله کند. بنابراين امام دستور ادامه جنگ را صادر کردند و آن در حقيقت دفاع بود نه جنگ.
آن‎جا که امام فرمودند: «حفظ نظام از اوجب واجبات است»، اشاره براين نکته دارد که حکومت اسلامي هم در جهت حفظ نظام اجتماعي است. يعني حکومت، در عرض حفظ نظام اجتماعي است. حکومت عرضي است و اصل، حفظ نظام است. انقلاب هم تا آن‎جا پيش رفت که نظام اجتماعي به‎هم نخورد. انقلاب تا جايي پيش رفت که آبرو ومال و جان مردم حفظ شود و مبناي اصلي و بنيادي ولايت فقيه، همين حفظ نظام اجتماعي است.
معناي فقه اسلامي انقلاب، اصلاح است نه انقلاب در علوم اجتماعي. با پيروزي انقلاب، انقلابيون افراطي با تأسي از مارکسيت‎‎ها گفتند که «ارتش بايد منحل شود» اما امام(ره) مصرانه ايستادند و فرمودند: «ارتش بايد برقرار باشد» و همان ارتش، يک سال بعد وارد جنگ با عراق شد. انقلاب اسلامي از ابتدا يک انقلاب اصلاح‎گر بود. اول انقلاب، ازدواج‎‎ها ساده، اخلاق اسلامي حاکم و هم‎ياري مردم بسيار بالا بود که متأسفانه از اواسط جنگ از سال‎هاي 1366 - 1365، غرب‎گرايي رايج شد و ما نرم‎افزار اصلاح‎طلبي و بنيادي اسلام را از دست داديم. چارچوب انقلاب اسلامي براساس يک نوع عقلانيت زندگي محور استوار است؛ شوراي نگهبان مجلس خبرگان، تشخيص مصلحت، مجلس شوراي اسلامي و ساير ارکان نظام، همگي به اين معناست که زندگي مردم همواره با انتخاب همراه بوده و هست و پايه انتخاب مردم، عقلانيت است. انتخاب، هميشه با زندگي همراه است. پس حکومت، خود را برمردم تحميل نمي‎کند و مشارکت ميليوني مردم در انتخابات يک تجديد بيعت مجدد با آرمان‎هاي انقلابي‎ست که برپايه عقلانيت طراحي شده است.
هر انتخاب مردم مصادف است با يک‎سري خير و برکات براي انقلاب و اين بيع متقابل مردم و انقلاب است – بيعت از ماده بيع به‎معناي رد و بدل کردن است. – ما مي‎بينيم بعد از انتخابات دهم، ملت ايران از مرحله سخت‎افزاري به مرحله نرم‎افزاري رسيد و يک نهضت کلان را در تمام ابعاد داخلي و جهاني جهت باز توليد ايران آغاز کرد و اين تصميم مردم است براي زندگي خودشان كه حکومت براي مردم است.
برخلاف مدرنيسم چپ و راست که گرچه در ظاهر، حکومت را براي مردم مي‎خواهند، اما در حقيقت حکومت براي مردم نيست، بلکه براي پيشرفت است. در اسلام، چون نظام ولايت محور يک نظام به‎شدت مردمي است، انتخاب ولي هم، توسط مردم از طريق انتخاب اعضاي مجلس خبرگان صورت مي‎گيرد و خبرگان ملت با مد نظر قراردادن شاخصه‎‎هاي اسلامي مانند عقل و هوش و درايت و بصيرت ولي فقيه را انتخاب مي‎کند و اين حکومت مردم برمردم در اسلام با محوريت ولايت فقيه است. از آن طرف، اسلام يک نظام آنارشيسم هم نيست. – آنارشيسم: آن‎چه غريزه بشر مي‎طلبد - اگر غريزه به‎عنوان پايه و اساس نظام قرار گيرد، ممکن است بشر، چيزي بخواهد که با طبيعت او ناسازگار باشد. آن‎چنان‎که در جوامع غرب، مسئله هم‎جنس‎گرايي مطرح است و اين نيست مگر برخاسته از غريزه انسان‎‎ها. اسلام، به‎شدت با اين مسئله مخالف است.
چرا‎که خلاف طبعيت بشر و اخلاق بيولوژيک اوست و نظام خلقت را مختل مي‎سازد. پس، حکومت اسلامي اگر در جهات مثبت، همه اختيارات را به مردم واگذار کرده، در جهات منفي نيز جلوي خواسته‎‎هاي نابه‎جاي آن‎ها را گرفته است. حال، که دانستيم پيشرفت انقلاب يک پيشرفت اخلاقي - عقلاني است خواهيم دانست که عدالت، يکي از بنيان‎‎هاي آن است. عدالت يعني آن‎که هر چيز در جاي خود واقع شود و اين‎که جاي هر چيز کجاست، مستلزم دانش و اين‎که چگونه هر چيز در جاي خود قرار بگيرد، مستلزم داشتن حکمت است و اين يعني عقلانيت. پس اگر قاعده مثلث را دانش و حکمت بدانيم، راس آن عدالت خواهد بود.
پس عقلانيت و عدالت در کنار هم معنا مي‎يابند. اين همان پيشرفت ولايت محور است که درآن ويران‎گري معنايي ندارد و نظام خانواده، از اهميت بالايي برخوردار و در مقابل تمام فرهنگ‎‎ها احترام‎گزار است. دقيقا برخلاف آن‎چه در غرب ديده مي‎شود. در حکومتي که ماده محرکه پيشرفتش، جنگ است، نظام خانواده به شدت از هم پاشيده و تنوع فرهنگ‎ها را برنمي‎تابد. فرهنگ غربي مسلط بر ساير فرهنگ‎ها و همه چيز در خدمت جهاني شدن، نقطه مقابل اين فرهنگ، يعني فقه اسلامي مبتني بر آيات قرآن است که مي‎فرمايد: «ما شما را از يک زن و مرد آفريديم. بعد شما را در شعوب و قبايل مختلف قرار داديم تا از هم متمايز شويد.” يک فقه، ميان فرهنگي که پيشرفت را همراه با عدالت مي‎خواهد نه ظلم جهاني.
پس نظام ولايت محور چه در ابعاد داخلي – حفظ نظام اجتماعي، نظام خانواده، حفظ آبرو جان و مال مردم – و چه در ابعاد بين‎المللي – حفظ فرهنگ‎‎ها، صلح‎طلبي و... يک نظام عقلاني و عدالت‎محور است



 

    98 بازديد     0 امتياز     0 نظر


دريافت فايلهاي پيوست
●   تصوير 

مطالعات موضوعي :
●   عقلانيت مدرن 
●   ولايت فقيه 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :2

تاريخ ارسال:02/11/1388
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب