● به نام خدا - امروز ، چهارشنبه 17 شهريور 1389 - كاربران برخط: 1614   باشگاه را خانه خود بسازيد   در سایت عضو شوید   نام کاربری   کلمه عبور  


  
  
    
شادى بى هدف دالايى لاما
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 
   ● نويسنده: حمید رضا - مظاهری سیف

منبع: هفته نامه - پگاه حوزه - 1388 - شماره 271، دی - تاريخ شمسی نشر 00/00/1388

 
 
سرور و شادماني و رضايت مندي از گرايش هاي بنيادين فطرت است1 كه در اثر حضور در محضر خداوند ادراك آن كمال مطلق و رحمت بي كران تمام روح را فراگرفته بود. انسان شادماني ناب و عميقي را تجربه كرده است كه پس از هجران از معشوق ازلي خويش و جدايي و دوري از آن عالم در جستجوي حيران و شيداي آن شادي و خواهان آن سرور ناب و بي كران مي باشد. بوديسم تمام تعاليم خود را براي رهايي از رنج و رسيدن به زندگي شادمان (آناندا) ترتيب داده است. و دالاي لاما رهبر در قيد حيات بودائيان شادي را هدف زندگي معرفي مي كند.
تعاليم بودايي بر چهار حقيقت شريف استوار است كه اساس اين آيين عرفاني را تشكيل مي دهد. 2
1. در هر جاي دنيا رنج وجود دارد.
2. رنج را مي توان به زنجيره علت هاي دوازده گانه باز گرداند.
3. توقف رنج امكان پذير است و زنجيره عليت را مي توان نابود ساخت (نيروانا)
4. راههاي هشتگانه ي مشخص براي از بين بردن رنج وجود دارد.
به نظر مي رسد كه سر آغاز رنج كه انسان را در مسير جهل (آويد يا : Avidya ) و در نتيجه رنج و زندگي مجدد قرار مي دهد، توهم خود است. اگر ما زندگي را پر از رنج تجربه مي كنيم براي اين است كه «آنچه را در زندگي عادي و روزمره مان حس و تجربه مي كنيم، توهمي بيش نيست.»3 در اثر توهم و دانستگي كاذب انسان خود را چيزي مستقل و جدا در كنار ساير اشياء و اشخاص قلمداد مي كند. در حقيقت با نفي، خود را اثبات كرده و يك خود محدود و هويت كاذب به دست مي آورد هويتي كه به موجب آن چيزي غير از هزاران چيز ديگر و شخصي در مقابل اشخاص ديگر است. بنيان وجود انسان با اين نفي و تحديد شكل مي گيرد و از اين فقدان و محدوديت نياز و سپس آرزو و سرانجام رنج پديد مي آيد.
«رنج از تشنگي و تمايل به چيزهايي پيدا مي شود كه از دسترس ما بيرون است... در مفهوم «تشنگي» پيشاپيش مفهوم «خود» يعني روان، مسلم گرفته مي شود. و اين خود يا «من» آفريننده جهان دويي است. هر «خود»ي خود را با نفي خويش آشكار مي كند، سپس با «نه- خود» روبه رو مي شود كه همان زدودن يا محو خود است. وقتي كه «خود» اين گونه محدود باشد در او تمايل به غلبه بر ضدش، يا درست تر گفته باشيم، تصاحب ضدش پيدا مي شود. اما اين تناقص با خويش است و به جايي جز ويراني خود نمي رسد. «خود» از نابود شدن بيزار است، اما بنياد نمي گيرد مگر آن كه دست به خود كشي بزند، كه او سخت از فرايند آن مي ترسد. پس رنج نتيجه اي است ناگزير» 4
هويت شخص يا خود از آنجا پديد مي آيد كه انسان چيزهاي عالم را غير خود بداند و در واقع بين خود ذهني و ساير پديده ها فرق گذارد، آنگاه به تمناي آنها مي افتد و رنج او آغاز مي شود. در حقيقت او خودي برتر دارد كه اگر به آن برسد تمنا و تشنگي اش پايان مي پذيرد و اين راه نجات است.
انسان بر سر يك دو راهي است: يكي جستجوي هويت ذهني از خود و در نتيجه تمايز گذاري ميان خود و غير خود و احساس فقدان نسبت به آنها و در صدد تصاحب برآمدن و غلبه بر همه ي چيزهايي كه از وجود «خود ساخته» و موهوم او بيرون و دور است. و ديگر شناخت خود به صورتي كه هيچ هويت متمايز و محدودي در عرض ساير پديده ها نيست. پس در اين زمان او هيچ نيست و همه چيز است. و هيچ نمي خواهد چون همه چيز است.
جهل از خود پنداري آغاز شده، موجب مي شود كه انسان حقيقت خويش را نبيند و درمه (نظام جهان) را نشناسد و در چرخ كثرت و زندگي گرفتار آمده، به تمنا و آرزو كه سبب تولد دوباره پس از مرگ و بازگشت به اين جهان است و رنج را در پي دارد، دچار شود.
«رنج نتيجه ي دوباره زاييده شدن است، كه ثمره ي كارمايي است كه بنابر قانون علت و معلول تاثير مي كند. كارما، جهان و انسان را به فرمان دارد و علت آن ناداني است كه سبب زنجيره ي توليدهاي پياپي مي شود. نظريه ناداني در دوازده حلقه ي زنجير علي اين گونه بيان شده است: 1- در آغاز ناداني است؛ 2- از ناداني، كرمه سازها برمي خيزد؛ 3- از كرمه سازها، دانستگي برمي خيزد؛ 4- از دانستگي، نام و شكل؛ 5- از نام و شكل، شش بنياد حس؛ 6- از شش بنياد حس، تماس؛ 7- از تماس، احساس؛ 8- از احساس، تشنگي؛ 9- از تشنگي، دلبستگي؛ 10- از دلبستگي، وجود يا شدن؛ 11- از وجود، تولد؛ 12 - و از تولد، رنج مي برد.»5
وسوبندو اين زنجير علي را چنين توضيح مي دهد كه: چون در زندگي پيشين درباره ي معناي عظيم وجودمان نادان بوديم تمايلات مان را آزاد مي گذاشتيم و از همين جا كرمه سازها دانستگي ذهني يا توهم را براي ما ذخيره كرده و به شكل ها و نام ها و حواس گرفتار شده و اسباب تولد دوباره را فراهم مي كرديم. 6
در عرفان بودايي شادي به معناي فقدان رنج و اندوه است و آرامش به معناي نبودن اضطراب و نگراني كه اين را شادي و آرامش منفي مي ناميم. دالايي لاما مي گويد: «وقتي در مورد شادي در مكتب بودا صحبت مي كنيم درك ما از آن محدود به يك وضعيت از احساس مي شود. يقيناً بازايستايي (بازايستايي كامل رنج) يك وضعيت حسي نيست. با اين وجود مي توانيم بگوييم اين پديده عالي ترين شكل شادي است.»7 اما ممكن است كه شادي و آرامش بر اثر تحقق عوامل حقيقي آنها روي دهد. در عرفان بوديسم كوشش بر اين است كه عوامل رنج آفرين و اضطراب زا و نگراني بخش و اندوه آور حذف شود و همه اين ها هم در مرحله اصلاح به يك علت يعني تصورات ذهني و در نتيجه ناتواني در مديريت احساسات باز گردانده مي شود. بنابراين آرامش و شادماني در بوديسم كه درخشان ترين نقطه اين سنت معنوي است، به يك نوع و آن هم از نوع منفي و سلبي محدود مي شود.
اما آيا به راستي عوامل ايجابي براي آرامش و شادي وجود ندارد؟ وجود يك حامي با نيروي مطلق و عشق نامحدود چقدر مي تواند آرامش بخش و شادي آفرين باشد؟ احساس پيوندي نزديك با سرچشمه هستي، با كسي كه غني و پاك و زيبا و مهربان است چه سرور پايدار و آرامش ژرفي را به روح و روان مي بخشد. خداوند علت ايجابي شادماني و آرامش و عميق و ابدي و نامحدودي است كه با ايمان و عمل براي او هر چه نزديك تر مي توان حضورش را احساس كرد. هستي او فراتر از همه نيستي ها و حقيقتي برتر از همه دروغ ها و سراب ها.
جان ما تشنه سرور است و سرور يكي از نام هاي خداست. سرور از ريشه لغوي سر گرفته شده و به معناي شادي نهفته در درون و عميقي است كه از نهانگاه جان آدمي سرمي كشد و فراتر از همه عوامل رنج و شادي روح انسان را به معدن سرور و شادي نامتناهي پيوند مي زند. فطرت ما شاهد پيوند ربوبي و سرور حضور خداوند بوده و در طلب و تمناي تجربه دوباره آن شادي بال و پر مي زند. اما شادي كه دالايي لاما مطرح مي كند بسيار حقيرتر از آن است كه قلب ما براي آن مي تپد. به همين علت او تمام عظمت هاي انسان را نديده و بزرگ ترين آرزوي خود را خوراكي خوب و خوابي راحت اعلام مي كند.

پي نوشت ها
1- رشحات البحار. كتاب الانسان و الفطره ص54.
2- دالايي لاما. كتاب خرد. ترجمه ميترا كيوان مهر. تهران نشر علم 1384. ص 16 غ 15.
3- دالايي لاما. كتاب كوچك ژرف انديش. ترجمه مهرداد انتظاري تهران نشر علم 1382. ص149.
4- ب.ل سوزوكي، راه بودا، ع. پادشاهي چاپ اول ويرايش دوم 1380 نشرنگاه معاصر ص 43
5- همان ص 585
6- همان ص 586
7- دالايي لاما. كتاب بيداري . ترجمه ميترا كيوان مهر. تهران نشر علم 1384 . ص59.


 

    213 بازديد     0 امتياز     0 نظر


دريافت فايلهاي پيوست
●   تصوير 

مطالعات موضوعي :
●   عرفان بودایی 

افراد و مشاهير
●  دالايي لاما   

دسته
●  متن / مقاله

رسته :2

تاريخ ارسال:04/11/1388
   
 ارسال پیام l ارسال خبر l ارسال م
     

تماس با ما  l ارسال مطلب l درباره سایت l آمار سایت l ارزش سایت