بعضي از صاحبنظران رسانه (Melody: 1995, Menon: 1995,…,Brotchie:1995) دورة جديدي در موقعيت رسانه تحت عنوان «عصرماهواره» مطرح نمودهاند. اين عده عموماً معتقدند جامعة جديدي در حال شكلگيري است كه خصوصيت عمدة آن حاكميت تكنولوژي ماهوارهاي است. جامعة جديد كه با تعبيري چون جامعة اطلاعاتي نيز تعريف گرديده است عمري بيش از يك دهه ندارد. منون معتقد است: «با وجود اينكه صنعت چاپ بيش از 500 سال و راديو بيش از 50 سال رشد كرده است ولي تكنولوژي ماهوارهاي تنها ده سال است كه در جريان توسعه است. اين تكنولوژي جديد خيلي سريعتر از انواع ديگر تكنولوژيها رو به توسعه است. او معتقد است كه در دهة پيش اگر رابطة رسانه و تكنولوژي جديد مورد بحث قرار ميگرفت، بحث از ويدئو، كامپيوتر، ماكرويو، انتقال كابلي و ماهواره ميشد. ولي هيچ بحثي از CD- ROM ، رسانه چند وجهي تكنولوژي ديجيتالي كه عناصر اصلي تكنولوژي ارتباطي ميباشند، نميشد. در حال حاضر دورة جديدي را شروع كردهايم كه با تعبير تكنولوژيهاي اطلاعاتي قابل طرح است و در جهت ساختدهي به تعليم ارتباطي، انتقادي، تعليم و تربيت و از همه با اهميتتر جامعة جديد اطلاعاتي است.
جامعة اطلاعاتي با چندين ويژگي قابل تعريف است كه صرفاً به 2 ويژگي عمدة آن اشاره ميشود:
1.اولين ويژگي جامعة اطلاعاتي، تلاش در جهت دستيابي به تصوري عام از تكنولوژي ارتباطي در تمام سطوح اجتماعي است. بر خلاف دوران گذشته كه اطلاعات تكنولوژيكي در اختيار متخصصين و صاحبان فن و صنايع قرار داشت و مشروعيت آن نيز به تأييد و تصديق آنان مرتبط بود، در جامعة جديد اطلاعات تكنولوژيستها، علماي اجتماعي و مردم معمولي نيز مرتبط با تكنولوژي اطلاعاتي قرار گرفته و بخشي از زندگي روزمرة آنان گرديده است. زيرا اطلاعات و اخبار از نيازهاي اساسي همه مردم گرديده و توليدات آن استفادة همه جانبه دارد. در حالي كه در دوران گذشته، استفاده از تكنولوژي مربوط به قشر خاص بود و فراگيري زيادي نيز نداشت (ملودي 1995).
2. ويژگي دوم جامعة اطلاعاتي از ويژگي اول با اهميتتر ميباشد. اطلاعات همچون كالايي مورد خريد و فروش قرار گرفته است. خريد و فروش اطلاعات در رابطه با بازار بينالمللي مطرح و مورد توجه قرار ميگيرد. آنچه عامل طرح، اهميتدهي و توسعه و تبليغ اطلاعات در سطح فرامليتي است، همان تكنولوژي جديد ماهواره است: تكنولوژيي كه در خدمت كشورهاي قدرتمند است و به طور وسيعي در اكثر نقاط جهان گسترش يافته است. گسترش و گستردگي تكنولوژي جديد در چارچوب ارائة خدمات مطلوب، چون خبر و دانش و اطلاعات، زمينهساز اختلال در ساختار فرهنگهاي ملي و ناحيهاي شده است. از اين رو براي بسياري اين سؤال مطرح است كه: تكنولوژي جديد اطلاعاتي و پيامد آن- عنصر ماهواره – چه نتايجي براي ملل و فرهنگها پيش آورده است؟ در نهايت، بررسي اين سؤال مورد نظر است كه در عصر ماهواره تبادل بين فرهنگها صورت ميگيرد و يا اينكه تقابل و برتري فرهنگي براي غرب بر ديگر فرهنگها امكان پذير گرديده است؟
براي پاسخگويي به اين سؤال لازم است چند مفهوم را مورد بررسي قرار داد:
1.منظور از عصر ماهواره چيست؟ 2. تقابل و تبادل فرهنگي چيست؟ 3. بررسي تقابل يا تبادل فرهنگي در چه چارچوبي امكان پذيراست؟
به نظر ميآيد، فرهنگها مانند ديگر پديدههاي اجتماعي داراي حيات بوده و در گذر زمان در اثر ارتباط با يكديگر و سهولت جذب و يا حذف عناصر يكديگر دچار رشد، توسعه، افول و حتي تغيير شكل و صورت گرديده و به عناصر جديد تبديل ميشوند.
فرهنگها اموري ثابت و بدون تغيير نيستند. با وجود اينكه اصول و مباني خود را حفظ ميكنند، در تغيير صوري و يا نحوة بروز عناصر خود نيز مؤثر ميباشند. از اين دريچه است كه يك فرهنگ در شرايط مختلف اجتماعي و تاريخي ميتواند كليت خويش را حفظ نموده و به عنوان يك امر تاريخي با ملاحظة شرايط و تحولات باقي بماند. لذا، به طور قطع طرح اين مطلب بياساس خواهد بود كه گفته شود: يك فرهنگ در طول ساليان همچنان بدون تغيير و تحول باقي ميماند. فرهنگها با وجود اينكه در جهت حفظ اصول و مبادي خويش عمل ميكنند، قدرت جذب و دفع عناصر مطلوب و نامطلوب فرهنگي را با تكيه بر اصل «انعطاف پذيري فرهنگي» در خود داشته و به حيات خود ادامه ميدهند.
از اين رو به طور مثال، موقعيت فرهنگي اروپايي و يا امريكايي در حال حاضر با گذشتة آن قابل مقايسه بوده و نقاط مشترك و اختلاف بين آنها قابل بيان و بررسي است. با وجود اينكه اين دو فرهنگ از گذشته تاكنون نسبت به سرمايهاندوزي، كار و تلاش تمايل خاصي را داشتهاند، ولي نحوة بروز و تجلي آن در زمانهاي متعدد متفاوت بوده است. سرمايهاندوزي و كار عنصر ساختي فرهنگي بوده كه در بعضي از زمانها امكان بروز يافته و در بعضي از شرايط به صورت كلي باقي مانده است.
با ملاحظة عنصر زمان ميتوان فرهنگها را با وجود مراحل گوناگونشان به دورههاي متفاوت تقسيم كرد. يك فرهنگ از عناصر و اجزاي متعددي تشكيل شده است. حضور همة اين عوامل در همة سرزمينها و كشورها و نزد ملل مختلف يكسان نميباشند. بعضي از عناصر حالت سلطه و برخي ديگر حالت سلطهپذيري داشتهاند. سنت، عقيده، آرمان، علم اندوزي، تكنولوژي، فن، و…، سازندگان يك فرهنگ ميباشند و همه به امر واحدي چون انديشه و يا تفكر تبديل ميگردند كه بيان خاص از فرهنگ است. و يا اينكه همه به پديدهاي چون تكنولوژي تبديل ميگردند.
اين امر، به اين دليل صورت ميگيرد كه تكنولوژي تنها از فن و سابقة تكنيكي موجود در فرهنگها حاصل نميشود، بلكه همة اين عوامل سازندة فرهنگ در آن مؤثر ميباشند. در صورت قبول تعريف ديگري از فرهنگ به معناي فكر و انديشه، تنها فلسفه و منطق و يا رياضيات نيست كه آن را ميسازد، بلكه همة عوامل در ايجاد و ساخت فرهنگ به معناي انديشه مؤثرند. نقش فن و تكنولوژي نميتواند خيلي كمتر از نقش فلسفه و هنر و ادبيات باشد. اينكه يك فرهنگ به تكنولوژي و ديگري به توليد يك عنصر خاص از فرهنگ چون ادبيات، شعر و يا فلسفه به جاي تكنولوژي ميانجامد، به ميزان و نحوة حضور عوامل فرهنگي بستگي دارد.
بحث ما تاكنون در مورد نحوة تغيير و تحول فرهنگها در چارچوب «تحول فرهنگي» بوده است. واقعيت، حكايت از اين دارد كه فرهنگها تنها تحت تأثير عوامل دروني خود تغيير نميپذيرند، بلكه عوامل خارجي نيز در اين تغيير پذيري مؤثر ميباشند. رابطة فرهنگها با يكديگر، اثرگذاري شرايط سياسي و اجتماعي و نقش تكنولوژيهاي جديد در تحول فرهنگ، با اهميت ميباشند. هر يك از عوامل، با توجه به شرايط محقق، اثر خاص بر ساخت فرهنگها دارند. سازگاري تغييري ناشي از عوامل خارجي با عوامل و عناصر داخلي در فرهنگها ميباشد و نيز در نوع تغيير و تحول فرهنگي مؤثر است.
در دورة جديد، كه مشخصاً با رشد تكنولوژيهاي ارتباطي مصادف است و عدهاي (Dahlan: 1995) از انقلاب تكنولوژيكي رسانهاي ياد نمودهاند، پديدة «ماهواره» به طور جديتر و همه جانبه مطرح گرديده و سياست، اقتصاد، فرهنگ، ايدئولوژي، علايق، روحيات و رفتار آدميان را در اقصا نقاط جهان تحت تأثير قرار داده است. ويژگي عمده اطلاعات ارائه شده به واسطة تكنولوژي ماهوارهاي عبارتند از:
1.غير ارادي بودن آن از طرف مخاطب و گيرنده، زيرا اجباراً و قهراً مطرح شده و بدون اينكه امكان جدي در توسعة آن براي ملتها مطرح شده باشد، رشد كرده است.
2.فراگيري آن.
3.جالب و جذاب بودن محتواي آن.
4.دعوت به يكساني فرهنگي و رفتاري.
طراحان و اشاعه دهندگان تكنولوژي ماهوارهاي در مقابل اين سؤال كه با گسترش و فراگيري ماهوارهاي جهان، در آينده از گوناگوني فرهنگي خبري نخواهد بود و فرهنگهاي ملي و بومي آسيبپذير خواهند شد، اشاره مينمايند كه اگر فرهنگ بومي و محلي توان حضور و مبادلة فرهنگي با فرهنگ ارائه شده به واسطة ماهواره را ندارد، بهتر است بميرد.(1) به طور روشن با اين نوع قضاوت و ارزيابي در مورد مقابلة فرهنگها در اثر ماهواره دو فرض متصور است:
1.اصل در مقابلة فرهنگهاست.
2.در نهايت، پيروزي با فرهنگ مهاجم است. به طور قطع موافقين جز مخالفين مطلق ماهواره اشارهاي به تبادل فرهنگي ننمودهاند. زيرا از نظر سازندگان و صاحبان تكنولوژي ماهوارهاي، جهان بايد به سوي يكساني برود و از سوي مخالفين، اصل بر عدم پذيرش و برخورد و مقابله است. در اين صورت، حداقل در فرض، هيچ ارتباطي فرهنگي سازگار صورت نخواهد گرفت و آسيبهاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي ماهوارهاي بر جوامع در حال توسعه قابل پيش بيني خواهد بود.
چگونگي بررسي رابطة فرهنگها
بررسي رابطة فرهنگها از راههاي گوناگون امكانپذير است كه دو راه بيشتر قابل تأمل و توجه است:
1.در چارچوب سياسي
2.در چارچوب روانشناسي و جامعهشناسي فرهنگي
رابطة فرهنگها از دريچة روانشناسي فرهنگي به طور دقيق صورت نگرفته است. منظور از روانشناسي فرهنگي، مطالعة روانشناختي و جامعهشناختي رابطة رويارويي فرهنگهاست. در اينجا در بحث روانشناسي فرهنگي، روحيات و حالات حاكم بر افراد، گروههاي سازندة فرهنگ، روانشناسي حاكم بر چگونگي حضور فرهنگها و پيشفرضهاي رويارويي فرهنگها مورد نظر است.
مشاركت و يا عدم مشاركت فرهنگها را به لحاظ ملاحظه عوامل رواني اجتماعي مؤثر در اين مسير ميتوان با وجود نمودار زير مورد بررسي قرار داد.
پيشفرضهايطرفين رابطة فرهنگي
شرايط و امكانات رويارويي براي طرفين
ميزان مشاركت
نوع رابطه (مقابله يا تبادل)
در اين نمودار به نقش و اثر روحيات و پيشفرضهاي افراد و كساني كه زمينهساز ارتباط فرهنگي بوده و از آن ميتوان به عنوان «حاملان فرهنگي» ياد نمود، توجه عمدهاي شده است. حاملان فرهنگي انساني در پذيرش تكنولوژي و يا عدم پذيرش و سپس پيامآور مؤثر ميباشند.
عمل هر فرد و يا گروهي كه قصد ارتباط بين فرهنگي داشته باشد، متأثر از پيشينههاي فكري، فرهنگي و تعلقات آنهاست. برخورد و رابطة فردخوشبين با بديين نسبت به يك فرهنگ يكسان نميباشد. ميزان مشاركت كسي كه نسبت به رابطة فرهنگ خود با فرهنگ يك مليت خاص، خوش بين بوده با كسي كه نسبت به اين رابطه بدبين ميباشد متفاوت است. فعالسازي امكانات و مساعد نمودن شرايط نيز در ميزان مشاركت و سپس در نوع رابطه مؤثر است. به عنوان مثال فرد خوشبين به رابطة فرهنگ خود با فرهنگ ديگر توجه دارد و در آمادهسازي محيط اجتماعي- فرهنگي و به كار بردن ابزار و امكانات لازم ميكوشد و سعي مينمايد تا حداكثر مشاركت مناسب در تحقق ارتباط فرهنگي صورت گيرد. در اين نوع عمل، تبادل فرهنگي با سهولت بيشتري صورت خواهد گرفت. در صورت عدم فعال شدن يكي از امكانات و ناسازگاري شرايط محيطي فرهنگي به واسطة عامل و يا حامل فرهنگي، تزاحم و تقابل فرهنگي تحقق خواهد يافت. مثلاً در جامعهاي كه افراد و يا گروهها به لحاظ ذهني و رواني علاقهمند به ارتباط كامل فرهنگي با ديگران نباشند، تلاش مناسبي در مساعد سازي نداشته و نتيجة عمل آنها به تزاحم فرهنگي ميانجامد.
پيشفرضهايي كه ناشي از پيشينههاي فرهنگي و تاريخي طرفين ارتباط فرهنگي است، ميتواند همسو و يا در حال تعارض باشد. همسويي پيشفرضهاي طرفين موجب سهولت در تبادل فرهنگي خواهد شد. در صورت عدم همسويي پيشفرضها، تقابل فرهنگي تحقق خواهد يافت.
مشاركت كامل و يا كافي عناصر فرهنگي در يك تبادل فرهنگي، موجب اعتدال در مسير تحولپذيري فرهنگي ميشود كه در نهايت به توليدكنندگي و يا مصرفكنندگي عناصر فرهنگي ميانجامد. از اين روست كه فرهنگها را ميتوان به فرهنگ مصرفي و فرهنگ توليدي تقسيم نمود.
جدول فوق نشان دهندة چهار نوع رابطة فرهنگي بين دو فرهنگ (خودي و بيگانه) با ملاحظة ميزان مشاركت عناصر فرهنگي (همه عناصر و يا بعضي از عناصر) ميباشد. تبادل و سلطه و يا تقابل، در دو صورت تحقق مييابد. در صورتي كه همة عناصر فرهنگي دو فرهنگ در ارتباط فرهنگي مشاركت كنند، نوعي برخورد و در نهايت تبادل صورت خواهد گرفت. در صورت مشاركت بعضي از عناصر هر دو فرهنگ، تبادل توأم با تقابل و درگيري خواهد بود و در صورت عدم حضور همه جانبة عناصر يك فرهنگ و حضور همه جانبة عناصر فرهنگي ديگر، تعارض و تقابل وجود خواهد داشت. به نظر ميآيد در حالت حضور همة عناصر دو فرهنگ و يا حضور بعضي از عناصر تبادل فرهنگي صورت خواهد گرفت، در غير اين صورت تعارض و تقابل فرهنگي اتفاق خواهد افتاد.
يكي از عوامل و عناصر اصلي مؤثر در عدم تعادل در رابطة فرهنگها و عدم مشاركت همه جانبة فرهنگها، نقش سازندگان و ادارهكنندگان توليد فرهنگ است. در بارة بحث ماهواره و تبادل و تقابل فرهنگي، سازندگان پيامهاي فرهنگي، صاحبان، ادارهكنندگان و توليدكنندگان پيامهاي ماهوارهاي ميباشند. از اين رو طرح اين سؤال ضروي است: چه كساني ادارهكنندة رسانهها ميباشند؟
در مباحث مطرح در مورد رسانة چند وجهي، بين مباحثي چون «شيوة ساختن پيام» و «نحوة ساختن توسعة رسانة چند وجهي» ، «نقش دولتها و مردم در توسعة آن» و «شرايط بينالمللي» رابطهاي مطرح نميشود. در مجموع، تصوري كه وجود دارد حاكي از اين امر است كه شرط ضروري براي توسعة رسانة چند وجهي – از بين رفتن بندها و محدوديتهاي جغرافيايي، سياسي و فرهنگي و ملي است. ولي به نظر ميآيد طرح اين گونه رسانههاي چند وجهي به منزلة سلطة بيشتر شركتهاي چند مليتي در كل جهان و خصوصاً كشورهاي در حال توسعه است.
در اين نوشتار، سؤال اصلي اين است كه چه كسي سازندة رسانه و توليد كنندة پيامهاي ماهوارهاي است؟ آيا نياز و درخواست مصرفكنندگان تعيين كننده است؟ آيا القائات و نيازها و ضرورتهاي شركتهاي چند مليتي تعيين كننده است؟ آيا نياز بخش خصوصي در نوع و ماهيت پيامها نقش دارد؟ و يا اينكه همة عوامل در كنار يكديگر در جهت ساختن، توسعه و اشاعة رسانة چند وجهي دخالت دارند.
به نظر ميآيد وضعيت رسانهها در كشورهاي اروپايي با آنچه در كشورهاي آسيايي و آمريكايلاتين ميگذرد، متفاوت است. در اين كشورها عوامل مؤثر در ساختن و توسعه و تغيير اجتماعي فرهنگي نيز متفاوت است. در اين صورت اگر هر يك از رسانهها نقش متفاوتي در اين جوامع دارند، چرا بايستي حضور رسانهها را در غرب مانند حضور آنها در كشورهاي در حال توسعه قلمداد نمود يا عدم حضور يكسان آنها را نشانة عدم توسعهيافتگي كشورهاي جهان سوم دانست. براي دستيابي به پاسخ روشن به سؤالات فوق لازم است به سازندگان اصلي رسانهها و با توجه به شرايط جديد كه از آن به عنوان انقلاب همگرايي ياد ميشود، به بيان وضعيت سازندگان رسانههاي چند وجهي پرداخت.
صاحبان رسانههاي چند وجهي، شركتهاي چند مليتي هستند كه در قالبهاي جديد فرهنگي مطرح شدهاند. اين افراد حقوقي و حقيقي از فعالترين مشاركتكنندگان در سمينارها بوده و مقالات دقيق و علمي نيز ارائه ميدهند. آنها مباحث خود را با چندين پيشفرض دنبال ميكنند:
1.تكنولوژي رسانهاي در حال تغيير است و قبول آن براي همه كشورها اجتنابناپذير است.
2.مصرفكنندگان و توليدكنندگان تكنولوژي رسانهاي از يكديگر جدا ميباشند و هر يك وظايف و اهداف خاصي را دنبال ميكنند.
3.حد فاصل بين اين دو گروه، كارشناساني هستند كه صرفاً در جهت دريافت تكنولوژي و انطباق آن در شرايط متعدد ميكوشند. براي انطباق مناسب، اين افراد بايستي آموزشهاي لازم ببينند. از اين رو مؤسسات متعدد آموزشي- تخصصي براي آنها تأسيس شده است.
4.كشورهاي جهان سوم و خريداران بايستي در جهت اين تحول تكنولوژيكي رسانه قرار گيرند. تأخير در مشاركت در جريان جديد رسانهاي- توسعه سيستم ماهوارهاي- به عقب ماندگي آنان سرعت ميبخشد.
5.دولتها، فرهنگها و قوميتها و فرهنگهاي ناحيهاي- محلي چارهاي جز پذيرش نظام پخش ماهوارهاي بينالمللي را نداشته و مقاومت آنها معنيدار نيست. از اين رو براي قبول درست ماهواره بايستي به سياستگذاري جديد، تغيير قانون، كنار گذاشتن قانونهاي معارض محلي و تعيين روشهاي جديد استفاده از آن اقدام كنند.
6.شواهد و واقعيات نشاندهندة تمايل همه جانبة بين كشورها در خريد وسايل الكترونيكي، خصوصاً تكنولوژي ماهوارهاي ميباشد. در كل، بازار براي فروش وسايل و ابزار الكترونيكي در سي سال گذشته در آمريكا، ژاپن و آسيا نشان از افزايش اين امر دارد و در سال 1990، 3% و 1991، 6% رشد يافته است. اين رشد، در سال 1992 به 1/3% كاهش و در سال بعد به 5/4% رسيده است.
روند مصرف وسايل الكترونيكي در كشورهاي آمريكا، اروپا، ژاپن و آسيا و ديگر قسمتهاي دنيا به طور يكسان رشد نموده است، ولي مصرف اصلي در آمريكا، اروپا و سپس ژاپن ميباشد.
حدود 80% از وسايل الكترونيكي مصرف شده، Video- Audio و ديگر وسايل مرتبط با آن ميباشد و از كشورهاي آسيايي خريد و مصرف وسايل الكترونيكي در كشور اندونزي، مالزي و تايلند در سال 1995، 20% و در آينده 10% پيشبيني شده است. مصرف وسايل الكترونيكي در هندوستان در دهة 80 رشد يافته و از 1993 به 10% رسيده است.
حال با وجود پيشفرضهاي فوق در چارچوب رابطة فرهنگها، ميتوان سؤال اصلي مطرح در مقاله را پاسخ داد. در آغاز اشاره گرديد در عصر ماهواره، رابطة فرهنگها چگونه است؟ آيا فرهنگها با يكديگر به تبادل خواهند پرداخت و يا اينكه در جهت تقابل عمل خواهند كرد؟ به نظر ميآيد با توجه به سلطة شركتهاي چند مليتي بر توليد تكنولوژي ماهوارهاي و سياستگذاري در توسعة آن، فرهنگها در حالت اعتدالي و برابر، به مشاركت نخواهند پرداخت. در اثر عدم حضور همة عناصر فرهنگي خودي و در مقابل حضور همه جانبة عناصر فرهنگ بيگانه كه در جهت برآورده ساختن نيازهاي صاحبان تكنولوژي ماهواره و اشاعهدهندگان فرهنگ غربي است، نوعي تقابل فرهنگي صورت خواهد گرفت. تقابل فرهنگي ناشي از رابطة نابرابر فرهنگها دو نتيجة احتمالي در برخواهد داشت:
1.سلطة همه جانبة فرهنگ تبليغ شده به واسطة ماهواره كه به جذب و هضم عناصر فرهنگهاي محلي و ناحيهاي خواهد انجاميد.
2.حضور توأم با سلطة فرهنگ ماهوارهاي و مقاومت منفي فرهنگهاي محلي و بومي نتيجه دوم خواهد بود.
با تحقق نتيجة آغازين، يكساني فرهنگي ايجاد خواهد گرديد و در آيندة بسيار نزديك بحرانهاي اخلاقي، فرهنگي و اجتماعي در سطح ملي و بينالمللي تحقق خواهد پذيرفت؛ زيرا افراد و گروههاي اجتماعي با فرض مقبوليت و كفايت فرهنگ مسلط، خواستار گوناگوني و تنو ع فرهنگي (تنوع زباني، نژادي، قومي، ناحيهاي و آداب و سنن و …) ميباشند. اين افراد و گروهها در مقابل يكساني فرهنگي، كه امري ناخواسته بوده است، مقاومت خواهند نمود و زمينهساز تعارضات محلي و بينالمللي خواهند گرديد.
به عنوان شاهد ميتوان تجربة كمونيسم در دنيا را به ياد آورد. كساني كه در كشورهاي سوسياليستي به نقد كمونيسم و ماركسيسم پرداختند، متوجه ضعفهاي فلسفي اين مكتب فكري نبودند، بيشتر آنها، خصوصاً مردم عادي جامعه، يكنواختي ناشي از سلطة همه جانبة كمونيسم را مورد سؤال قرار ميدادند. آنها در پي كسب تنوع و گوناگوني اجتماعي و فرهنگي بودند. اين نوع عكسالعمل همگاني در مقابل فرهنگ سلطة اشاعه داده شده به واسطة ماهواره ميتواند مورد توجه قرار گيرد.
در صورت وقوع نتيجة احتمالي دوم، مقاومت منفي فرهنگها، تبادل فرهنگي ممكن خواهد گرديد و در مقابل، ناسازگاري و تقابل همه جانبه تحقق خواهد يافت.
صاحبان فرهنگهاي مورد تهاجم قرار گرفته، سعي در حفظ عناصر فرهنگي خود بر اساس مطلقانگاري خواهند كرد. آنها به طور مطلق به نفي فرهنگ بيگانه و به طور مطلق به تقديس فرهنگ خود خواهند پرداخت. در اين نوع رابطه، تعارض و بحران نيز به عمل خواهد پيوست. اگر در شرايط فعلي هيچ يك از دو نوع عكسالعمل فوقالذكر را در رابطه بين فرهنگهاي قومي و فرهنگ ناشي از ماهواره به طور جدي مشاهده نمي كنيم، به چندين مطلب برميگردد:
1.ماهواره تاكنون نتوانسته است در جهان به طور همهجانبه حضور يابد. حتي در كشورهاي آمريكايي و اروپايي اشاعة تام و تمام نيافته و از طرف مخاطبين نيز مورد استفادة جدي قرار نگرفته است.
2.حضور ماهواره در بين ملل و فرهنگها به عنوان يك پديدة جديد تكنولوژيك تلقي گرديده است. روشنفكران ملي و بومي به طور جدي به نقد آن پرداختهاند. آنها در مرحلة آغاز آشنايي با تكنولوژي ماهوارهاي ميباشند.
3.از طرف ديگر، صاحبان سيستمهاي ماهوارهاي نيز به طور جدي سعي در ايجاد ارتباط با فرهنگهاي بومي و محلي ننمودهاند. در صورت اقدام به اين امر، نوعي نارسايي در طرح مسائل فرهنگها به وجود خواهند آورد. در حال حاضر ارائة اطلاعات و اخبار وظيفة اصلي برنامههاي ماهوارهاي تلقي گرديده است، در گذشت زمان كه توأم با كاهش حساسيت مخاطبين نسبت به خبر خواهد بود، ورود به مباحث جدي فرهنگي ضروري خواهد شد. در اين صورت است كه تعارضات فرهنگي تحقق خواهد يافت.
4.حضور ماهواره در كشورهاي توسعه نيافته با دو مشكل اقتصادي و فرهنگي نيز روبروست. از لحاظ حضور غيرارادي و غير داوطلبانة ماهواره نوعي تأخر تكنولوژي و فرهنگي را براي اين كشورها در برخواهد داشت كه ميتواند به عدم پذيرش محتواي برنامههاي ماهوارهاي از طرف مخاطبين ناآشنا روبهرو گردد. از طرف ديگر، ناسازگاري محتواي برنامهها با سيستم ارزشي جامعه نيز مشكلزا خواهد بود.
در صورتي كه غرب و صاحبان تكنولوژي ماهوارهاي، قبل از طرح ماهواره در نظام ارزشي جوامع ديگر اختلال ايجاد نموده بودند و به شكلي همسويي فرهنگي ايجاد كرده بود، تعارض دو سيستم ارزشي تحقق نمييافت. ولي واقعيت اين گونه نيست و به جز بعضي از گروههاي اجتماعي كه در جهت پذيرش فرهنگ غرب عمل نمودهاند، تعارض اخلاقي- فرهنگي امكانپذير است.
در پايان ميتوان به نظريه هارولد در اين زمينه اشاره كرد:
هارولد در مطلب خود با عنوان «چگونه تكنولوژي جديد ميتواند به سازمان راديو و تلويزيون كمك كند تا پيامگيران راديو را به دست آورد؟» با توجه به جايگاه و موقعيت انحصاري توليدكنندگان رسانة چند وجهي و تكنولوژي ماهوارهاي و تسلط روزافزون آنها بر اين تكنولوژي، عدم تعادل در رابطة فرهنگها ايجاد شده و در نهايت تقابل فرهنگي تحقق مييابد. عصر ماهواره با وجود عدم مشاركت همه جانبة عناصر فرهنگهاي جهان سوم و وجود نگاه منفي به آن، تقابل فرهنگي و در نهايت اضمحلال فرهنگي را در پي دارد.
پينوشت:
1- اشاره به بحث حاشية سمينار در كشور مالزي در سال 1995 تحت عنوان «اثر تكنولوژي جديد اطلاعاتي بر راديو و تلويزيونها، ساخت اقتصادي و اجتماعي ملتهاي جهان سوم» است، زيرا صاحبان و سازندگان تكنولوژي جديد در مقابل اين سؤال كه تكليف فرهنگهاي جهان سوم با وجود محتواي ناسالم ماهوارهاي چه ميشود، به ضعف فرهنگهاي بومي و اشتباهات خود اشاره ميكردند.
منابع
1.Brotchie, K. B. financing. Of new Technologies “presented” AMIC conference, Malasia 1995.
2.Dahlan, M. Alwi. “Bridging the Socio- Economic Gap through new Information Technolohy” presented in AMIC conference, Malasia, 1995.
3.Harold, J8 Gordon. “How new Technology can help Broad casters to reach Radio Audiences. “presented” AMIC, Malasia. 1995.
4.Melody, H. william. “Information Infrastructure of the future” in AMIC conference.in Malaysia 1995.
5.Menon, vijay. Welcome Address. Conference on “The impact of new information technology on Broadcasting, National Economic and social structures” kuala umpur, february 22- 24 /1995.