باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 29 اسفند 1388 كاربران برخط 96 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
ملاك خوب يا بد بودن نفس
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 

منبع: روزنامه - کیهان - تاريخ شمسی نشر 13/10/1388

 
 
نفس انسان با چه شاخص و ميزاني گاهي بد و نامطلوب و گاهي خوب و مطمئنه مي گردد، و ضابط كلي در پيروي از هواي نفس چيست؟

علت خوب يا بد بودن نفس
پرسشي كه در اين جا بايد پاسخ داد آن است كه اگر نفس يك معنا بيشتر ندارد و نفس هر كس يعني خود آن شخص، چرا اين نفس گاهي اماره بالسوء است كه به بدي ها فرمان مي دهد و گاهي لوامه است كه در برابر انجام كار بد آدمي را سرزنش مي كند و گاهي مطمئنه است كه گويا به مطلوب خود بار يافته و آرميده است.
پاسخ اين پرسش آن است كه: خداوند گرايش هاي گوناگوني در نفس انسان نهاده و جان او را با آنها عجين ساخته است: گرايش به امور معنوي و ارزش هاي متعالي و تمايل به امور مادي. نفس انسان براين اساس تنوع مي يابد. اماره بالسوء بودن نفس بدين معنا نيست كه نيروي ديگري در وجود ما هست كه ما را مثلاً به شهوت راني فرا مي خواند. بلكه خودمان دوست داريم در پي شهوت رويم و اگر چنين بوديم، خودمان اماره بالسوء هستيم. اين گرايش هاي غريزي است كه در وجود ما ريشه داشته ما را به ارضاي خود مي خواند و ارضاي آنها، هم از راه درست ممكن است و هم از راه نادرست. ميل غريزي، كور است و خوب و بد را باز نمي شناسد. بلكه تنها خواهان ارضاي خود است. اگر نفس براي ارضاي اميال خود راه نادرست و غير مشروع را اختيار كند، اماره بالسوء خواهد بود.
در كنار اين اميال، ميل به كمال و گرايش به سعادت نيز در انسان هست كه او را به سوي كمال مي راند. پس در وجود آدمي هم اميال مادي است و هم اميال معنوي. تفاوت در آن است كه ميل هاي مادي و غريزي معمولاً فعليت دارند و خود به خود شكوفا مي شوند؛ مانند ميل به خوردن، خوابيدن و غريزه جنسي. اما ميل هاي ديگر در انسان هاي عادي بالقوه اند و شكوفا كردن آنها نياز به تربيت و راهنمايي دارد.
اگر ميل هاي معنوي بيدار شوند و انسان را به حركت به سوي كمال وادارند، همان نفسي كه اماره بالسوء بود، لوامه مي گردد و آنگاه كه انسان به خواست هاي معنوي خود پاسخ گفته، راه حق را بپيمايد، همان نفس به كمال و آرامش مي رسد و مطمئنه مي گردد.
حاصل آن كه نفس در مراحل مختلف، يك حقيقت است نه چند حقيقت گوناگون، كه يكي اماره و ديگري لوامه و سومي مطمئنه باشد.

ضابطه كلي در پيروي از هواي نفس
به عنوان يك ضابطه كلي مي توان گفت: آدمي اگر از ميل هاي غريزي و كشش هاي كوري كه تنها ارضاي خود را مي خواهند- پيروي نموده به فرجام آنها نينديشد و هدفش تنها بهره مندي از لذت هاي زودگذر باشد، هواي نفس بر او حاكم شده او را تابع خواست هاي خود مي كند. اما اگر تأثير هر كار در روح و سرنوشت خود و رابطه با خدا را مورد توجه قرار دهد، آنگاه تصميم بگيرد و كاري انجام دهد، چنين انساني ديگر پيرو هواي نفس خويش نيست، هر چند عمل او همانند عمل فرد نخستين، مثلاً غذا خوردن يا آميزش جنسي باشد. در اين صورت كالبد يكسان، اما روح آن، يعني نيت و انگيزه كار بسيار متفاوت است و پيش از اين دانستيم كه روح ارزش اخلاقي نيت است.
در سخني كوتاه تر، ملاك هواي نفس آن است كه غريزه كور ارضا شود و نقطه مقابلش آن است كه هنگام ارضاي غريزه، عقل به كار گرفته شود. عقل يك نيروي حساب گر است كه ميزان تأثيرگذاري هر كاري را در سرنوشت نهايي انسان مي سنجد؛ برخلاف غريزه كه يك كشش كور است و هيچ محاسبه اي در آن نيست.
حاصل آن كه دو گونه گرايش در وجود آدمي در حال ستيز با يكديگرند: عقل حكم مي كند كه عمل براساس گرايش هاي متعالي، به سود سعادت آدمي است؛ اما نهايتاً همان جوهر نفس است كه تصميم مي گيرد. زيرا اراده تجلي جوهر نفس است و از باطن نفس مي جوشد.


 

    32 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   نفس 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:10/11/1388
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب