به باور استاد دانشگاه قم، عرفان اصيل بر دو نوع وحی استوار است؛ وحی قرآنی و وحی غير قرآنی كه هر دو بر پيامبر(ص) نازل شده است؛ منتهی اين وحی در موارد مختلفی كه پيامبر عالیقدر(ص) با افراد تماس میگيرند و مطالب وحيانی را برای مردم میفرمايند، متجلی میشود.
حجتالاسلام و المسلمين محمد مردانی، از جمله فرهيختگان و فضلای بهنام حوزه علميه قم و استاد دانشگاه قم در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، به تبيين ويژگیهای عرفان اصيل اسلامی پرداخت و تصريح كرد: عرفان به اين معناست كه انسان نسبت به خدا، قيامت و نسبت به افرادی كه از جانب خداوند مأموريت دارند، شناسايی كامل داشته باشند. برای اينكه اين مسئله مستند باشد، با برخی از مراجع بزرگوار تقليد سؤالاتی كردهام تا اينان برای ما مطالب را روشنتر بيان كنند.
نويسنده كتاب مناظرات و مكاتبات بيان كرد: چون مراجع آگاهی و درك جامعتری نسبت به ما دارند، نظر آنان متكی به اين ديد بالاتر و كلیتر نسبت به دين است، به حقيقت دين نزديكتر است. برخی از مراجع در اين زمينه گفتهاند: «عرفان همان شناخت است كه خداوند و صفات جمال و جلال او را بشناسند و هر كس به مقدار خودش و صفای قلبش میتواند از آن بهرهای داشته باشد».
اين استاد دانشگاه قم بيان كرد: برخی ديگر نظير اين كلام را بيان كرده، نوشتهاند: «معرفةالله و عرفان در وجود انسانی ريشه فطری دارد» كه حتی آن حديث «كل مولود يولد علی الفطرة» را دليل میآورند و بعد هم میگويند: «مراتب عرفان را بر حسب درك و استعدادها و عمل كردن و نكردنها متفاوت است».
نويسنده كتاب «مرام اهل حق» همچنين اظهار كرد: برخی ديگر از مراجع نيز در پاسخ به سؤال ما نوشتهاند: «عرفان و عارف بر حسب اخبار اهل بيت(ع) اختصاص به شيعيان كامل اهل بيت(ع) دارد و هر كس كه ولايت اهل بيت(ع) را داشته باشد، عارف و دارای عرفان حقيقی است، اگرچه بايد در نظر داشت كه معرفت مراتب مختلفی را دارد».
نويسنده كتاب «عرفان عارفان» خاطرنشان كرد: سؤالی از مرحوم آيتاللهالعظمی بهجت داشتيم كه راجع به عرفان برای ما مطالبی را بفرمايند و ايشان مینويسند: «برای شما توصيه میكنم عمل به دستورات آسمانی عرفان واقعی را بر انسان مینماياند و به جايی میرسد كه میگويد «ما اعبد عبدا لم اره»، عرفان حقيقی از التزام كامل به تمام دستورات شرع مقدس كه اهم دستورات آن ترك معصيت در اعتقاد و عمل است، حاصل میشود و منحصر به شخص مخصوصی نيست، بلكه برای هم هست و اين التزام به عقيده و عمل بايد در التزام همه باشد و آن هم در مراتب».
وی تصريح كرد: درباره عرفان مطالب مختلفی گفته شده است، ولی آنچه بزرگان ما تعريف كردهاند كه مورد تأييد امام زمان(عج) هستند، كه «اما الحوادث واقعة فارجعوا فيها الی رواه احاديثنا فانهم حجتی عليكم و انا حجةالله عليهم» ما در مرحله اول تعريف عرفان را از مراجعی كه به عنوان نائب عام امام زمان(عج) هستند، اخذ كرديم كه هر كدام فرمايشاتی دارند كه البته تمامی اين فرمايشات هم افق هستند.
استاد حوزه علميه قم با بيان اينكه از ديدگاه تشيع عرفان خداشناسی، پيامبرشناسی و دينشناسی است، افزود: غير از اين اگر عرفانی مطرح باشد، ما اسم ديگری بر روی آن میگذاريم. عرفان مورد تأييد اسلام بايد منبع داشته باشد. البته اين منابع و مدارك عرفان بايد مستند و تكيهگاه وحيانی داشته باشد. منبع وحيانی يا قرآن است و يا نهجالبلاغه و ساير اخبار و احاديث پيامبر(ص) و اهل بيت عصمت(ع) است.
نويسنده كتاب «راه نجات و دور» تصريح كرد: طبق آيه 43 سوره نحل «وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالًا نُّوحِی إِلَیْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ؛ پيش از تو [هم] جز مردانى كه بديشان وحى مىكرديم گسيل نداشتيم پس اگر نمىدانيد از پژوهندگان كتابهاى آسمانى جويا شويد» و آيه 64 «وَمَا أَنزَلْنَا عَلَیْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ؛ و ما اين كتاب را بر تو نازل نكرديم مگر براى اينكه آنچه را در آن اختلاف كردهاند براى آنان توضيح دهى و آن براى مردمى كه ايمان مىآورند رهنمود و رحمتى است»، پيامبر(ص) مبين وحی است.
وی در بيان مراد الهی از اين آيات اظهار كرد: خداوند در آيات سوره نحل به پيامبر(ص) میفرمايد كه اين قرآنی كه بر تو نازل كردهايم، تبيين و تفسيرش را به تو واگذار كرديم؛ يعنی خداوند پيامبر(ص) را معصوم میداند و اين معصوم است كه قرآن معصوم را تبيين و تفسير میكند؛ لذا نقش اين دو آيه بسيار مهم است، اگرچه آيات ديگری نيز در اينباره وجود دارد.
نويسنده كتاب «نيم نگاهی به وهابيت» با بيان اينكه منبع صدور اخبار و روايات اهل بيت(ع) نيز از پيامبر(ص) است، بيان كرد: جدا از آيات قرآن، اخبار فراوانی داريم كه اهل بيت(ع) هرگز مطالبی را كه راجع به دين میگويند، از خود نمیگويند و تمام اين مطالب را از پيامبر(ص) نقل میكنند. قرآن هم اهل بيت عصمت و طهارت(ع) را تأييد كرده است، منتها با وحی غير قرآنی.
وی با بيان اينكه ما دو نوع وحی داريم، افزود: يك وحی، وحی قرآنی است كه از اول باء بسمالله تا آخر قرآن است. وحی ديگری نيز داريم كه غير قرآنی است و بر پيامبر(ص) نازل شده است؛ منتهی اين وحی در موارد مختلفی كه پيامبر عالیقدر(ص) با افراد تماس میگيرند، مطالب وحيانی را برای مردم میفرمايند. من نمونههايی از اين مسئله دارم و شايد در حدود 13 روايت نظير اين مطلب را پيدا كردم و در برخی از نوشتهها آوردهام.
اين استاد دانشگاه قم در بيان يكی از اين نمونهها گفت: در حديثی جابر بن عبدالله انصاری به خدمت پيامبر(ص) میرسد و عرض میكند: «يا رسولالله آيه «یَا أَیُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنكُمْ»(59 سوره نساء) را برای من معنا كن؟ پيامبر(ص) به جابر میفرمايند: كجای آيه را نمیفهمی؟ جابر عرب است و لذا مفهوم عربی آيه را میداند؛ لذا در محضر پيامبر اكرم(ص) پاسخ میگويد: خدا و روسولش را میشناسم، اما اين «اولیالامر» كيانند؟» پيامبر(ص) در اين حديث مراد از اولیالامر را معين میفرمايند.
نويسنده كتاب «سؤالاتی از ملل و نحل» خاطرنشان كرد: اين روايت از شيعه و سنی نقل شده است و تمام فرق و نحل اسلامی اين روايت را قبول دارند. پيامبر(ص) در ادامه حديث میفرمايند: «اين اولیالامر 12 نفرند و نام تمامی امامان(ع) را ذكر میكند تا به امام پنجم محمد بن علی(ع) میرسند، میفرمايند: تو عمرت طولانی میشود و او را میبينی، هر زمان كه او را ديدی سلام من را به او برسان، تا به امام دوازدهم(عج) میرسند و میفرمايند: اين امام(ع) نيز از نظر غايب میشود».
اين مدرس حوزه علميه قم در ادامه بيان كرد: جابر سؤالی پرسيد كه بسياری از فرق به خاطر همين نكته به طرف حديث جاير كشيده میشوند؛ جاير پرسيد: «آن امام(ع) كه غائب است به چه درد میخورد؟ پيامبر(ص) فرمود: به آن معنا كه تو خيال كردهای نيست، اين غائب همچون خورشيد پشت ابر میماند. خورشيدی كه لكه ابری جلوی او را گرفته است و مردم آن را نمیبينند، ولی از تمام فيوضات خورشيد استفاده میكنند».
نويسنده كتاب «اسلام و دراويش» بيان كرد: استفاده از اين مسئله جايی برای من پيش آمد و هنگامی كه يك نفر از فرقه اسماعيليه (شش امامیها) همين اشكال را به من كرد كه امام غائب به چه درد میخورد؟ گفتم: اگر اين سؤال از پيامبر(ص) شده باشد و ايشان جواب داده باشد، قبول میكنی؟ او پذيرفت و من سؤال جابر از پيامبر(ص) را برای او خواندم. اين پاسخ پيامبر(ص) را وحی غير قرآنی میگويند؛ لذا مطالب پيامبر(ص) برای ما وحی است و مطالب ائمه اطهار(ع) نيز به همين ترتيب وحی محسوب میشود. اين است كه ما منبع و مدرك عرفان را قرآن، نهجالبلاغه، صحيفه سجاديه، اخبار و احاديث صحيحيه و دعای مكارم الاخلاق میدانيم.
نويسنده كتاب «مرام صوفیگری» با بيان اينكه در مرامهای ديگر نيز عرفان وجود دارد، اظهار كرد: ما در حالی كه اصل آن مكاتب را درست میدانيم، عرفان آنان را قبول نداريم. به عنوان نمونه در مسيحيت هم عرفان هست، ولی ما عرفان مسيحيت فعلی را قبول نداريم. در دوران حضرت مسيح(ع) تا قبل از اسلام اگر عرفانی داشتند، قابل قبول است، اما اكنون ديگر پذيرفتنی نيست، به دليل اينكه مسحيت ديگر كتاب وحيانی ندارد.
نويسنده كتاب «سيری گذرا در اديان» افزود: اگر آنان ادعا كنند و بگويند كه ما انجيل داريم، آنگاه بايد از آنان در مورد وجود چند انجيل و زمان به وجود آمدن آنها بپرسيم. آنگاه خواهيم فهميد كه در زمان كنستانتين اول در شهر «نيسه» و در قرن چهارم ميلادی از ميان اناجيل مختلفهای كه وجود داشت اين چهار انجيل؛ يوحنا، لوقا، متی، مرقس را انتخاب شد.