باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز سه شنبه 12 آذر 1387 كاربران برخط 299 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
انقلابي ديگر در پرتو تفكر انقلابي
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: امير حسين - كشاورز

منبع: وبلاگ - گفتمان امروز

 
 

پير انقلاب، مرشد زندگي ما بود. اين كه، او كه بود و از كجا بود، نميدانيم اما ميدانيم كه ما را به راهي نو رهنمون ساخت. راهي كه غبار محافظه كاري، انحراف و التقاط، آن را از چشم انداز ما خارج ساخته بود. او غبار تحريف را از دين زدود و حقيقت دين را با صدايي رسا، فرياد كشيد.

 

دينداران بي سياست

آن روزها كه مسلماني در نماز و روزه، خمس و زكات و … خلاصه شده بود، آن روزها كه سلاطين، سلطنت خود را ميكردند و دينداران در انزواي خانه ها و مساجد مشغول خودسازي و تزكيه بودند، آن روزها كه حتي بزرگان ديني فارغ از جريانات و مسائل جهاني به رتق و فتق امور مسلمين مي پرداختند، پير ما فرياد ستيز عليه سلطه سرداد و پنجه در پنجه زرسالاران و زورمداران جهاني انداخت. او سلطنت را از آن خدا دانست و استكبار را مظهر شيطان و بلكه شيطان بزرگ معرفي نمود. او به ما آموخت دين بي سياست، دين بزدلان و ضعيفان است. دين بي سياست دين كساني است كه به علت جهل و عدم آگاهي از شرايط زمان و مسائل جهاني همواره فريب خوردگاني در عرصه سياست بوده اند و ضعف فكر و بينش خود را با نشستن در كنج انزوا پنهان ميكنند.

حركت او قبل از هر چيزي انقلابي در انديشه دينداران بود و اين انقلاب بود كه دين بي سياست را به حاشيه راند و تحولي عظيم در جامعة ما ايجاد كرد. تفكر امام تفكر انقلابي بود و از اين رو بود كه انقلاب را نيز در پي خود داشت و توانست كهنه ريشة استبداد را از خاك اين مرز و بوم بركند.

 

دينداران منتظر درمانده

با پيروزي انقلاب و تفكر انقلابي، تفكر انحرافي از دين در مقابل تفكر انقلابي، مورد حمايت شكست خوردگان انقلاب قرار گرفت. انجمن حجتيه چهره بارز اين تفکر بود. دين منتظر درمانده؛ ديني كه دست روي دست ميگذارد و فقط منتظر ميماند. نظاره گري بيش نيست؛ نظاره گري درمانده؛ درماندگي كه نه از سر ناچاري است بلكه از سر جهالت است. جهالتي كه گاهي در نوع مدرن خود با كينه و تنفر همراه است، آن هم نه در مقابل ظلم و ستم بلكه در جهتي كاملاً مخالف آن. تفكري كه خود را موظف ميبيند در مقابل امام بايستد و حركت او را متوقف نمايد.

اگر چه اين تفكر توانست با نفوذ در مراكز قدرت و سوءاستفاده از دينداران ساده لوح، نگراني هاي گسترده اي ايجاد نمايد اما عظمت رهبري انقلاب آن را به حاشيه راند و تفكر انقلابي همچنان پيشتاز ماند.

 

دينداران محافظ هكار

اگرچه عظمت رهبر كبير انقلاب اسلامي و فضاي حماسي كشور در زمان جنگ تحميلي توانست تفكر انقلابي را تا پايان دهة اول انقلاب پيشتاز نگه دارد، اما با پايان رسيدن جنگ و آغاز سياستهاي توسعه، بستر ظهور دو جريان در ميان دينداران مهيا گشت:

- دينداران محافظه كار

- دينداران متجدد

تثبيت اركان قدرت و آغاز سياستهاي توسعه اقتصادي همزمان با آغاز دهه دوم انقلاب، ترويج فرهنگ امنيت طلبي، رفاه طلبي و تجمل گرايي را به خصوص در ميان زمامداران دولتي در پي داشت.

فرهنگي كه كم كم تفكر انقلابي را به كنار زد و دلبستگي به ميز رياست و حفظ قدرت را به وجود آورد و منجر به ظهور تفكر محافظه كاري گشت. تفکري که در راستاي حفظ موقعيت صاحب منصبان در قدرت در پرتو توجيه ناکارآمدي ها و عدم نقد موثر گام بر ميداشت.

بروز تورم آزاردهندة، گسترش اختلاف طبقاتي و شكاف هاي اجتماعي، تجمل گرايي و رفاه طلبي زمامداران حكومتي در پي سياست هاي ناكارآمد توسعه موجب گسترش نارضايتي هاي مردمي گشت كه نتيجه آن سقوط دينداران محافظه كار از نردبان قدرت بود.

 

دينداران متجدد

دينداران متجدد دومين جرياني بودند كه همزمان با جريان دينداران محافظه كار به قدرت رسيدند و بر مسندهاي استراتژيك اقتصادي تكيه زدند. اينان كه بانيان اصلي سياست هاي توسعه در كشور بودند، سعي در الگوبرداري از كشورهايي چون كرة جنوبي، مالزي و سنگاپور در عرصة مديريتي كشور داشتند. دينداران متجدد كه با مكانيسم هاي مديريتي مدرن تا حدودي آشنا بودند و سعي در اعمال اين مكانيسم ها داشتند، به علت عدم شناخت بنيادهاي مدرنيسم و جامعة ديني دست به اقتباسي ناميمون زدند و نهال توسعه را در سرزميني كاشتند كه استعداد چنين نهالي را نداشت.

سياستهاي توسعه اقتصادي دينداران متجدد، اگر چه نتوانست به نتايج مورد نظر خود دست يابد اما بستري را فراهم نمود كه در آن دينداران شبه مدرن و دين ستيزان شبه مدرن مجال حضور يافتند.

 

دينداران شبه مدرن

دينداران شبه مدرن، دينداراني كه سعي در تفسير مدرنيستي از دين دارند، جرياني بودند كه توانستند با استفاده از بستر نارضايتي هاي مردمي و سياستهاي توسعه اقتصادي در يك ائتلاف تاكتيكي با دينداران متجدد بر مسندهاي قدرت تكيه زدند. اينان كه در عمل به فرامين مدرنيستي در لاية عميقتري از ديندارن متجدد سير ميكنند با شعار توسعه سياسي، اصلاحات تجددطلبانه را در سطوح عميقتري دنبال ميكنند.

دينداران شبه مدرن نيز همچون دينداران متجدد دست به تكرار اشتباه تاريخي جريان روشنفكري مي زنند و بيشك چنين تلاش بيهودهاي نتايج ناگوارتري از آنچه سياست هاي توسعه اقتصادي داشت به دنبال خواهد آورد.

 

تفكر انقلابي و وظيفة تاريخي نسل دوم

اين تفكر انقلابي بود كه انقلاب را به وجود آورد و آن را در سخت ترين شرايط به خوبي هدايت كرد. از زماني كه اين تفكر در حاشيه قرار گرفت و تفكرهاي محافظهكار و التقاطي بر مسند نشست روز به روز بر نارضايتي مردم افزوده شده و شاخصه هاي فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي كشور ما دستخوش تغييرات نگران كنندهاي شده است.

امروزه تفكر انقلابي نياز به بازسازي مجدد دارد. دينداران بايد در عرصة شناخت باطن مدرنيسم و حقيقت دين گام هاي مؤثر و عميقي بردارند تا در تلاقي اين دو تفكر دچار سردرگمي و التقاط نگردند. بايد غبار محافظه كاري و مصلحت سنجي از چهرة دين زدوده شود تا عافيت طلبي، رفاه طلبي و تجملگرايي از جامعة ما رخت بربندد.

امروز تفكر جدايي دين از سياست بار ديگر قوت گرفته است. لائيسم پنهان در اعماق افكار دينداران لانه كرده است. تفكر حجتيه بستر ظهور مجدد يافته است و حقيقت دين در حاشيه قرار گرفته است.

تفكر انقلابي نياز به بازسازي مجدد دارد. جامعة ما نياز به انقلابي ديگر در پرتو تفكر انقلابي دارد. امروز بايد نسل دوم انقلاب به وظيفة تاريخي خود در قبال انقلاب عمل نمايد و به پيروي از مرشد خود به اصلاح انحرافها و ناهنجاريها بپردازد.
 

    283 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   انقلاب اسلامي ايران (383)
●   تفكر انقلابي (1)
●   جریان شناسی سیاسی (6)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:13/02/1382

تاريخ شمسی نشر:13/02/1382
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب