«اكنون كه در جنگ پيروز شدهايم، آيا ميتوانيم جسارتاً بگوييم كه امپراتور ما لباس براي پوشيدن ندارد؟ اشارة من به برنامه ريزي اسفناك او نيست؛ بلكه مقصودم برگ چناري است كه براي استتار عجز و ناتواني و شكستهاي فاحش سياست داخلي اش پوشيده دارد.
انگار بوش ميپنداشت با آلمان هيتلري ميخواهد بجنگد، در عوض اما افغانستان ديگري يافت. پس از مقايسة تهديد صدام حسين با تهديد رهبر نازيها، براي ما آمريكاييان عجيب بود كه با ورود به خاك عراق شاهد رژيمي شويم كه روي مردمي مأيوس چمباتمه زده است.
اكنون بوش سخت تحت فشار است كه هرچه زودتر آن سلاحهاي كشتار جمعي را كه ادعا ميكرد تهديدي جدي براي ايالات متحده آمريكاست پيدا كند، يا به مدارك ساختگي متوسل گردد. در غيراينصورت او چون شيادي قلدر و زورگو به جهانيان معرفي ميشود.
البته منابع اطلاعاتي ما از طريق پروازهاي غيرقانوني برفراز عراق و گزارشهاي بازرسان سازمان ملل بهخوبي آگاهي داشتند كه پس از دو دهه جنگ و تحريمهاي اقتصادي و بازرسيهاي تسليحاتي، عراق به يك ببر كاغذي تنزل كرده است، اما اينها حكومت بوش را باز نداشت كه بغداد را چنان قدرتمند و شرور جلوه دهد كه حتي قادر باشد جلوي درخشش نور خورشيد را نيز بگيرد!
زماني كه امپراتور بوش به لفاظيهاي پوك تبليغاتي اشتغال داشت، وزير دفاع او ليست بالابلندي از سلاح هاي ادعا شده را روشن و دقيق همچنانكه جعلي و غيرمستند بود، اعلام ميكرد.
سخنراني شرمآور كالينپاول، وزير خارجه آمريكا، در شوراي امنيت سازمان ملل گزارش از «اطلاعاتي» ميداد كه از روي پاياننامه يك محصل دانشگاه كپيبرداري شده بود و بر اسنادي اتكا داشت كه سپس جعلي از آب درآمدند و سرانجام بر گفتههاي پناهندهاي بنا داشت كه اعتراف كرده بود سلاحهاي شيميايي در عراق وجود داشتند اما كالين پاول هرگز نگفت كه همان پناهنده متعاقباً گفته است كه آن سلاحها معدوم گشتهاند.
با اشغال عراق، ما اكنون با اطمينان خاطر بيشتري ميدانيم كه اگر سلاحهاي شيميايي يا بيولوژيكي در آن كشور وجود داشت، ارتش عراق آنها را وارد جنگ نكرد تا ايالات متحده يا كشور ديگري را مورد تهديد قرار دهند.
همچنين سياست ارعاب بوش در باره برنامه سلاحهاي هستهاي عراق بياساس از آب درآمد. هيچگونه دليلي نيز براي خروج دستپاچهوار بازرسان سازمان ملل از عراق وجود نداشت.
حتي تنها متحد حقيقي بوش، يعني توني بلر نخست وزير بريتانيا، نگران اين است كه سلاحهاي كشتار جمعي در عراق پيدا نشوند و يا اينكه اگر بشوند جهانيان كه نسبت به دو قدرت آمريكا و بريتانيا بدبين و شكاك شدهاند، تصور كنند كه آنها سلاحهاي جعلي در عراق كاشتهاند. توني بلر هفته گذشته گفت كه «يك بررسي بيطرفانه» در مورد سلاحها «فكر خوبي است»!
اما مخالفت ايالات متحده با بازگشت هانس بليكس، بازرس تسليحاتي سازمان ملل، و گروه او به عراق براي ادامه كار نمودار اين ترس آمريكاست كه چنين سلاحهايي اصلاً وجود نداشته باشند، لااقل بهمنظور كاربرد در مقدار قابل ملاحظهاي.
اين سوءظن افكار عمومي موجب ميگردد كه دانشمندان عراقي كه در حال حاضر در حبس مجرد و ممنوعالملآقات در اسارت ايالات متحده هستند، آنچنان تحت فشار قرار خواهند گرفت تا هرآنچه ما ميخواهيم بشنويم را بگويند. پس آن درخواست پيش از جنگ كه اين دانشمندان بتوانند در فضاي آزادتر و امنتري حرفهايشان را بزنند چطور شد؟
شايد بوش از حقيقت خوف دارد. پيدا شدن و كشف سلاحهاي كشتار جمعي براي حكومت بوش حياتي است، چون در غيراينصورت اعتبار رياست جمهوري بهگونهاي جدي تضعيف ميشود و حقانيت جنگ زير سؤال رفته و انكار ميشود. اين نگراني در رسانههاي گروهي آمريكا جايي ندارد، زيرا با بهكارگيري واژه «آزادسازي» هر سؤال تحريككنندهاي از يك ابرقدرت مسيحي كه به قلب جهان مسلمان يورش برده است، پاسخ داده ميشود. جمله «برقراري دمكراسي» نيز شديداً باب روز است، پنداري دموكراسي راستين را ميتوانيم با يك نرمافزار كامپيوتر در عراق پياده كنيم.
در اين مقطع از زمان فقط ميتوانيم اميد داشته باشيم كه همه چيز پايان خوبي خواهد داشت و يك ژنرال بازنشستة آمريكايي براي پايان بخشيدن به فقر بداند چگونه از منابع طبيعي عراق استفاده كند، چگونه مدارس عالي بسازد و چگونه خيابانها را از جنايت پاك كند و يك سيستم انتخاباتي را در آنجا مستقر كند تا قدرت به بالاترين قيمت پيشنهادي واگذار نگردد. آنگاه اين ژنرال ميتواند به كشور خويش بازگردد و نبوغ خود را در ايالات متحده به نمايش و مرحلة اجرا بگذارد كه در آن جا خشونت به حد افراط همراه با فقر و سياستمداران فاسد بيداد ميكنند.
اما اگر به فرض محال اين رؤيا به حقيقت بپيوندد، آنهم لابد به قيمت پول كلاني كه به ما نخواهند گفت و به قيمت جان و عذاب ملت، هرگز نبايد فراموش كرد كه اين توجيهي نبود كه به مردم آمريكا براي جنگ داده شد.
هنوز لازم است كه اين سؤال اساسي و خجلتآور را مطرح كرد: آيا رئيس جمهور ما براي شتافتن به اين جنگ ما را آگاهانه گول زد؟
اگر چنين باشد، ما صادقانه براي دموكراسيمان نگرانيم و بايد اذعان كنيم كه چنين سوء استفادهاي از قدرت به حد جرمي قابل استيضاح ميرسد.
* «رابرت سكيير» از سردبيران هفتهنامة معتبر THE NATION چاپ آمريكاست. او همچنين از ستوننويسان مشهور روزنامة لسآنجلس تايمز نيز ميباشد. در مقالهاي كه در زير ميخوانيد و در هفته نامة THE NATION بهچاپ رسيده است، براي اولين بار در دوران بحران عراق واژة «استيضاح» بوش برده شده است.