صدام در طول جنگ خود عليه ايران كه هشتسال به طول انجاميد دريافتكننده كمكهاي بيشماري از ايالات متحده و همچنين كشورهايي چون انگليس بود كه تلاش داشتند مانع از گسترش نفوذ ايران در خليج فارس شوند.آناني كه در هند با ديكتاتور سرنگون شدن عراق و مشاورانش در تماس بودند ميگويند اين اعتقاد در بين مقامات ارشد عراقي وجود داشت كه امريكا با توجه به اينكه صدام به هيچ عنوان قصد پيشروي به سوي عربستان سعودي و اشغال اين كشور را نداشت از مواجهه نظامي با اشغال كويت از سوي ارتش صدام خودداري خواهد كرد
صدام در طول جنگ خود عليه ايران كه هشتسال به طول انجاميد دريافتكننده كمكهاي بيشماري از ايالات متحده و همچنين كشورهايي چون انگليس بود كه تلاش داشتند مانع از گسترش نفوذ ايران در خليج فارس شوند.
آناني كه در هند با ديكتاتور سرنگون شده عراق و مشاورانش در تماس بودند ميگويند اين اعتقاد در بين مقامات ارشد عراقي وجود داشت كه امريكا با توجه به اينكه صدام به هيچ عنوان قصد پيشروي به سوي عربستان سعودي و اشغال اين كشور را نداشت از مواجهه نظامي با اشغال كويت از سوي ارتش صدام خودداري خواهد كرد.
پاسخ دو پهلوي آوريل گلاپس، سفير پيشين ايالات متحده در عراق به صدامحسين در آستانه اتخاذ تصميم وي براي تهاجم به كويت تنها يكي از پيامهاي دوگانه و مبهمي بود كه در آخرين روزهاي قبل از اشغال كويت به وي منتقل شد. تنها اندكي بعد كويت به اشغال ارتش عراق درآمد. ديري نپاييد كه صدام توسط ايالات متحده از كويت اخراج شد و اندكي بيش از يك دهه بعد حاكميت او در عراق با يورش ائتلاف تحت رهبري ايالات متحده ساقط شد.
در بين محافل مختلف حزب كمونيست چين مباحثات مشابهي در مورد تايوان در جريان است. اينكه آيا ايالات متحده واقعاص براي رفع اشغال تايوان وارد كارزار خواهد شد يا صرفا به تهديد و ارعاب چينيها از دور خواهد پرداخت و مستقيماص براي خروج ارتش چين از تايوان دست به عمليات نظامي نخواهد زد.
حزب كمونيست چين به جوامع به عنوان مجموعههاي متمركز مينگرد. به اعتقاد كمونيستهاي پكن جوامع به جاي آنكه متشكل از سطوح مختلف و ساختاري لايهيي باشند، هسته تصميمگيري متمركزي دارند و به همين دليل اظهارنظرهاي تجار و نخبگان دانشگاهي كه روابط نزديك شخصي با مقامات ارشد چيني دارند نمادي از باور حاكم و نمايههاي تصميمگيري واشنگتن در قبال تهاجم ارتش چين به تايوان تلقي ميشود.
برخلاف اظهارات شعارگونه ابتدايي دولت بوش كه در آن از چين به عنوان رقيبي استراتژيك و نه شريك براي واشنگتن ياد ميشد تعداد رو به تزايدي از مقامات ارشد،تجار و نخبگان آكادميك امريكا طي سه سال اخير به پكن عزيمت كرده و در ديدارهاي خود با مقامات چيني به آنان اطمينان ميدهند ايالات متحده در صورت تهاجم چين به تايوان خود را درگير جنگي تمام عيار براي دفاع از اين جزيره نخواهد كرد.در اين قسم اظهارنظرها تايوان به نسخه قرن بيست و يكمي چكسلواكي 1930 تبديل ميشود. كشوري كوچك، دورافتاده و بياهميت كه نويل چمبرلين، وزير امورخارجه وقت انگليس در موردش گفته بود: سرزميني مطرود كه از آن هيچ نميدانيم.
كساني كه احتمال مقابله ايالات متحده با تهاجم چين به تايوان را اندك توصيف ميكنند اظهارات غيرمسوولانه خود را اينگونه توجيه ميكنند كه پكن باتهاجم به تايوان مناسبات تجاري خود با امريكا و اتحاديه اروپايي را به مخاطره نخواهد افكند و اينكه سنگ بناي توافق نانوشته مردم چين و حاكميت كمونيست اين كشور براي خودداري از ساقط كردن كمونيستها، تداوم روند پيشرفت و توسعه چين مبتني بر مراودات تجاري آزاد و گسترده با ساير كشورهاي جهان است. اين توجيه اقتصادي از بسياري وجوه بيشباهت به استدلالهايي كه براي اعمال تحريمها عليه عراق پس از عمليات طوفان صحرا در سال 1991 به كار گرفته ميشد، نيست.طبقه حاكمان بر بغداد در دوران حاكميت صدام، كه او، پسرانش و بستگانش بودند اهميت چنداني براي عراقيها و وضعيتي كه در آن بسر ميبردند، قايل نبودند. در واقع آنان از مشكلاتي كه مردم به دليل اعمال تحريمها با آنها مواجه شده بودند به مثابه دستاويزي براي دامنزدن به خشم عراقيها از غرب بهرهبرداري ميكردند و براي خود به عنوان جنگجويان آزادي و كساني كه براي رهانيدن مردم عراق از مشكلاتشان تلاش ميكردند، مشروعيت كسب ميكردند.
صدام تاكيد داشت دشمن خارجي سعي دارد مردم عراق را با گرسنگي وادار به تسليم كند. به همين دليل خشم از صدام جاي خود را به انزجار از كشورهاي تحميلكننده تحريمها داد. مشكلات معيشتي موجب شد مردم با فراموشكردن نارضايتي و خشم خود از صدام نسبت به دشمن خارجي احساس تنفر كنند.
در حالي كه مردم عراق با گرسنگي، فقر و بيماري دست و پنجه نرم ميكردند، طبقه حاكمان عراق در ناز و نعمت به حيات خود ادامه ميدادند. در مورد چين هم شرايط متفاوت نخواهد بود و در صورت تهاجم به تايوان كه ميتواند تحريمهاي اقتصادي و اشاعه بيكاري گسترده در اين كشور را به دنبال داشته باشد، طبقه حاكمان چين به زندگي شاهانه خود ادامه خواهند داد.اگر از دست رفتن شغلها به دليل سياستهاي داخلي نباشد عواملي چون اعمال تحريمها عليه چين و يا ساير عواملي كه ممكن است كاهش شديد فرصتهاي شغلي را در چين رقم زند تاثير چنداني بر وضعيت حزب كمونيست نخواهد داشت. به همين دليل نبايد انتظار داشت حتي تهديد اعمال تحريمهاي اقتصادي مانعي بر سر راه حزب كمونيست چين براي تهاجم به تايوان و تلاش براي الحاق اين كشور به خاك چين از طريق اعمال زور باشد.
استفاده از ابزارهاي اقتصادي عليه چين براي جلوگيري از اقدام نظامي اين كشور عليه تايوان آنجا كماهميتتر و ناكارآمد به نظر ميرسد كه اين واقعيت كه در صورت اشغال تايوان كشورهايي چون كرهجنوبي، بلوك كشورهاي عضو سازمان اقتصادي جنوب شرق آسيا موسوم به آسهآن، اتحاديه اروپايي و كشورهاي خاورميانه احتمالاص به تحريمهاي اعمال شده از سوي ايالات متحده عليه چين نخواهند پيوست.علاوه بر اين حق وتوي چين به زمامداران پكن اطمينان ميدهد ايالات متحده موفق به جلب نظر ساير اعضاي شوراي امنيت در محكوميت اشغال تايوان نخواهد شد. چينيها به انتظار خواهند نشست تا مقامات واشنگتن چارهيي جز پذيرش واقعيت پيش روي خود نبينند. آنان با اين تصور كه ايالات متحده براي حمايت از تايوان خود را درگير نبردي تمام عيار با چين نخواهد كرد اعتقاد دارند امريكا خود را در مواجهه با چين تنها خواهد يافت و تنها راه باقيمانده آشتيجويي با پكن خواهد بود.
حتي در صورت وقوع جنگ، چين تمامي توان خود را به كار خواهد بست تا با ايالات متحدهيي تنها روبرو شود. در شرايط جاري تنها ژاپن تحت حاكميت كوايزومي ممكن است براي بازگرداندن استقلال عمل به تايوانيها و رفع اشغال اين كشور در كنار امريكا قرار گيرد و براي مقابله نظامي با چينيها نيرو اعزام كند.
كرهجنوبي عملا موضع بيطرفي در قبال تايوان اتخاذ كرده است و ساير اعضاي آسهآن هم مواضعي مشابه دارند. حتي استراليا هم كه زماني مخالف سرسخت اشغال تايوان توسط ارتش چين بود اكنون درگير مباحثه درون حاكميتي عميقي در مورد لزوم مداخله در روند اشغال تايوان از سوي چينيها است. چين در حال حاضر فعاليتهاي ديپلماتيك گستردهيي را براي حصول اطمينان از اينكه اتحاديه اروپايي نيز به سان هند و روسيه، دو همسايه بزرگ چين از مداخله در منازعه نظامي احتمالي پكن عليه تايپه خودداري خواهند كرد، آغاز كرده است.
طراحان نظامي چين اعتقاد دارند ايالات متحده پس از جنگ عراق و بحراني كه در چارچوبي كليتر در خاورميانه وجود دارد به تنهايي براي دفاع از تايوان وارد عمل نميشود و با توجه به بيرغبتي ساير كشورها ترجيح خواهد داد از رويارويي با دشمن دلهرهآوري چون چين اجتناب ورزد.يكي ديگر از واقعيتهايي كه به نفع چين عمل ميكند اين است كه ارتش ايالات متحده بايد در آبهايي كه هزاران كيلومتر با قلمرو امريكا فاصله دارند وارد عمل شوند و براي برقراري ارتباط به ماهوارههايي متكياند كه بشدت آسيبپذير هستند در حالي كه چينيها در خانه خود خواهند جنگيد و براي ارتباط خود به سيستمهاي زميني اتكا دارند.
به اعتقاد كارشناسان تنها اعلام استقلال تايوان نيست كه ميتواند جرقه تهاجم ارتش چين به اين جزيره باشد بلكه افزايش ناآرامي در چين ميتواند به عاملي براي تهاجم ارتش خلق چين به تايوان تبديل شود. دولت جديد چين به رهبري هوجيان تائو قصد دارد با گذر از اقتصاد سنتي مبتني بر توليد چين به سوي اقتصاد پيشرفته مبتني بر نوآوريهاي تكنولوژيك حركت كند. اين حركت به همراه مشكلات اجتماعي چين ميتواند به عنصر محركه شكلگيري ناآراميهاي مدني در چين تبديل شود.در چنين شرايطي حمله به تايوان ميتواند به عاملي براي حفظ وحدت ملي و سلاحي براي مبارزه با ناآراميهاي مدني تبديل شود.