روسها هنوز هم روياي احياي اتحاد جماهير شوروي را در سر ميپرورانند و مليگرايي افراطي در يك دهه گذشته به شكلي آشكار در فدراسيون روسيه رشد كرده و حتي در بين گروههاي سياسي متفاوت اين كشور هواداراني پيدا كرده است. در گذشته اين گرايش در قالب طرح درخواستهايي براي احياي اتحاد جماهير شوروي نمود مييافت اما اخيرا ديدگاهها و نظراتي شفافتر و تحريككنندهتر در اين زمينه مطرح ميشود.
روسها هنوز هم روياي احياي اتحاد جماهير شوروي را در سر ميپرورانند و مليگرايي افراطي در يك دهه گذشته به شكلي آشكار در فدراسيون روسيه رشد كرده و حتي در بين گروههاي سياسي متفاوت اين كشور هواداراني پيدا كرده است. در گذشته اين گرايش در قالب طرح درخواستهايي براي احياي اتحاد جماهير شوروي نمود مييافت اما اخيرا ديدگاهها و نظراتي شفافتر و تحريككنندهتر در اين زمينه مطرح ميشود.
ماكسيم كلاشنيكف نامي است كه اين روزها در بين روسها آوازه يافته است. او نويسنده مجموعه كتابهايي است كه حس ناسيوناليستي به عروق مردم فدراسيون روسيه تزريق ميكند. او در سال 1998 اولين كتاب خود تحت عنوان «شمشير شكسته امپراتور» را منتشر كرد. دو سال بعد كتاب «منازعه براي فردوس» را به رشته تحرير درآورد كه چون كتاب اول مملو از احساسات مليگرايانه بود در اين دو كتاب از نظاميگري اتحاد جماهير شوروي بشدت تمجيد شده بود و زمينهساز نگارش آخرين كتاب او با عنوان به سوي اتحاد جماهير شوروي 2 شد كه اكنون بر روي گيشه كتابفروشيها قرار گرفته است.
نام واقعي كلاشنيكف، ولاديمير كوچونكو است. او معاون سردبير سابق روزنامه اينترنتي گظعقغگلح و از روزنامهنگاراني است كه تا مدتي قبل در يكي از هفته نامههاي پرتيراژ روسيه مشغول به كار بود. كتاب اخير او از 18 ماه پيش تاكنون كه اولين بار به خوانندگان عرضه شد بارها تجديدچاپ شده و شهرتي درخور توجه براي خود كسب كرده است.
ديدگاه كلاشنيكف نسبت به اتحاد جماهير شوروي2 منطبق بر سناريوي اجرا نشده براي انجام اصلاحات در شوروي سرخ بود كه قدمت آن به اوايل دهه 80 ميلادي باز ميگردد. اين پروژه را نتيجه پيشنهاد يوري آندروپف، رييس وقت سرويس اطلاعات خارجي اتحاد جماهير شوروي موسوم به إپت ميدانند.
بعدها الكساندر پروخانف از مليگرايان برجسته روس اين طرح را احيا كرد. او معتقد است در ابتداي دهه 80 ميلادي بزرگترين كابوس زمامداران امريكا تبديل اتحاد جماهير شوروي، كه دچار رخوت و سكون شده بود به كشوري فعال، پيشرو و با اقتصادي كارآمد بود. در مقدمه كتاب اخير كلاشنيكف با حسرتي عميق از اين طرح ياد ميشود. تحقق طرحهاي اصلاحات ميتوانست اتحاد جماهير شوروي را به ستارهيي سرخ تبديل كند كه تاريخ هيچگاه پيش از آن برخود نديده بود.
به اعتقاد كساني كه به اين طرح ايمان دارند تلفيق دانش نظامي اتحاد جماهير شوروي با قدرت مالي ناشي از بهبود عملكرد بخشهاي اقتصادي و توان غيرقابل باور سرويس مخفي شوروي ميتوانست تحولي عميق در بلوك شرق ايجاد كند. مليگرايان روسيه اعتقاد دارند ايالات متحده امريكا تمامي توان خود را به كار گرفت تا مانع از عملي شدن اين سناريو و انجام اصلاحات در اتحاد جماهير شوروي شود و اصرار دارند زمان آن رسيده كه اين طرح اكنون به مرحله اجرا در آيد.
كلاشنيكف در كتاب خود با تاكيد بر اينكه مدلهاي اقتصادي غربي در روسيه به كار نميآيد اصرار دارد ميتوان برنامه اصلاحات اقتصادي انجام نشده دهه 80 اتحاد جماهير شوروي را حالا به مرحله اجرا درآورد. او در كتاب خود مينويسد آناني كه از اقتصاد ليبرال غربي حمايت ميكنند و به كارگيري آن را در روسيه تجويز ميكنند چشمان خود را به روي واقعيات بستهاند. به اعتقاد او با توجه به روند جهانيسازي اساسا جايي براي اجراي طرحهاي مورد نظر حاميان تئوريهاي اقتصادي غربي باقي نمانده است تا منطبق بر ديدگاه آنان با گذشت چند دهه روسها به استانداردهاي زندگي غربي دست پيدا كنند.
به رغم احساسات تند مليگرايانه، كلاشنيكف با ايده كمونيستها براي احياي اتحاد جماهير شوري سابق با همان وسعت و تركيب مخالف است. او حتي با احياي سيستم شوروي سابق نيز مخالف است. در كتاب اخير او اتحاد جماهير شوروي باشگاه اختصاصي كمونيستها توصيف شده و از طرحهاي كمونيستها براي احياي اتحاد جماهير شوروي با همان سيستم اقتصادي و اجتماعي پيشين بشدت انتقاد شده است.
به اين سياق او و ساير مليگرايان نوظهور روسيه روي آوردن به مدلهاي اقتصادي چين، هند، ويتنام، مالزي، برزيل و مكزيك را رد ميكنند و اعتقاد دارند روسيه نبايد به توليدكننده كالاهاي پست و ارزان تبديل شود چرا كه اين كشور نيروي كار و منابع طبيعي ارزان در اختيار ندارد تا بتواند از اين مدل اقتصادي تبعيت كند.
به اعتقاد پيروان مكتب اقتصادي جديد، كارگران روسيه با توجه به وضعيت آب و هوايي نامساعد روسيه استحقاق آن را دارند كه درآمد يكساله كارگران كشورهاي پيش گفته را در يك ماه كسب كنند اما به چگونگي تحقق اين هدف اشاره نميكنند ولي به اين واقعيت كه شرايط روسيه اجازه نميدهد در آن كالاهاي ارزان توليد شود و به همين دليل توليدات صنعتي اين كشور در بازارهاي جهاني غيررقابتي هستند، اذعان دارند.
كلاشنيكف در كتاب خود با حرارت هر چه تمام از اتكاي مسكو بر صدور مواد خام معدني به عنوان يكي از راههاي تامين نقدينگي بشدت انتقاد ميكند و اين ديدگاه را كوتهبينانه توصيف ميكند. او همان نظرياتي را تكرار ميكند كه آندره پازف، اقتصاددان نظامي روسيه بر آن پاي ميفشرد. او ميگويد از آنجا كه زيرساختهاي اقتصادي و سيستم حمل و نقل ايجاد شده در دوران حاكميت سرخها كهنه و قديمي است بهرهبرداري از منابع طبيعي روسيه به شكلي اجتنابناپذير هزينهبر و گران است.
با توجه به همين واقعيتهاست كه كلاشنيكف چون ساير هواداران پر و پا قرص احياي قدرت اتحاد جماهير شوروي ميگويد تنها راه تحقق اين آرزوها به كارگيري استراتژيهاي ضربتي است كه خود آنان نيز نتيجه بخش بودن اين استراتژيها را مستلزم رخداد معجزه ميدانند.
ناسيوناليستها ميگويند اينكه سعي ميشود از درآمدهاي نفتي براي ايجاد ثبات و تامين نقدينگي براي پرداخت بدهيهاي ايجاد شده در دوران حاكميت ميخاييل گورباچف و بوريس يلتسين استفاده شود اشتباه است. در مقابل روسيه بايد عليه بانكهاي غربي اعمال جرم كند و آنها را وادار به پس دادن طلاهايي كند كه سزار روسيه در ضمن جنگ جهاني اول به خارج از روسيه منتقل كرده و در اين بانكها سپردهگذاري كرد.
دومين معجزه پس از حيطه اقتصادي بايد در عرصه ايدئولوژيك به وقوع بپيوندد. به اعتقاد او حاكميت جديد را نميتوان با ذهنيت كنوني روسها تشكيل داد چرا كه به اعتقاد او نسل كنوني روسها نه تنها نسبت به آرمانهاي مليگرايانه حتي نسبت به منافع خود بيتوجه است. پس به اعتقاد او بايد كشور جديد را با بقاياي شوروي سرخ شكل داد.
هسته مركزي ديدگاههاي كلاشنيكف و ساير مليگرايان روسيه را ايجاد تحول ساختاري در اركان حاكميت تشكيل ميدهد. آنان ميگويند ساختار حكومتي امروز روسيهأ بيمار و محكوم به فنا است. آنان ايجاد ساختاري پشت پرده از نهادهاي پرقدرت و مخفي دولتي را پيشنهاد ميكنند كه حاكميت واقعي را در دست داشته باشد و حتي از اينكه آن را ساختار مخوف و بيرحم به تصوير بكشند، ابايي ندارند.
اين ايده به منزله تشكيل دولتي در دولت است كه به اعتقاد كلاشنيكف آنجا كه دولت رسمي نميتواند وارد عمل شود و اقدامي انجام دهد دست به كار ميشود و منافع روسها را تامين ميكند. اين شكل زيرزميني ميتواند هر جا روسها حضور دارند فعال شود. اين بدان معناست كه روسها در كشورهايي چون اوكراين، بلاروس و جمهوريهاي آسياي مركزي نيز وارد عمل شده و براي شكلگيري اتحاد جماهير شوروي همكاري خواهند كرد اما معلوم نيست آيا آنان علاقهيي به همكاري در اين زمينه و ايفاي نقش در اين بازي دارند يا نه؟
هيچ يك از حاميان اين طرح توضيح نميدهد منابع مالي اجراي آن از كجا تامين ميشود و چطور قرار است روسها براي تحقق اين هدف زير بيرق اتحاد جماهير شوروي جديد گرد آيند يا اساسا روسها كه اين روزها علاقه وافري به فرهنگ غربي و سبك زندگي غربيها نشان ميدهند اشتياقي به كنار گذاشتن اين علايق خود دارند؟