جهان همچنان متأثر از برهم خوردن توازني است كه به واسطه جنگ عراق در مناسبات بين المللي ايجاد شده است. تمامي تحولات كنوني تحت تأثير اين جريان و شكاف ايجاد شده در پيكره جامعه جهاني قرار دارد تا جايي كه به جرأت مي توان گفت روابط بين الملل امروز به جاي تفاهم بر تناقض شكل مي گيرد. واقعيت آن است كه زخم هاي جنگ عراق آنچنان عميق است كه به اين زودي ها التيام نخواهد يافت. هرچند كه همين نيز تابعي از استراتژي نوين آمريكاست اما كوچك كردن چرخه تصميم گيري و منافع جمعي در چنين بحراني موجب شده است تا بزرگي عرصه بين الملل آسيب جدي ببيند. در ۲۹ آوريل به واسطه اجلاس چهارجانبه بين فرانسه، آلمان، بلژيك و لوكزامبورگ و همچنين ديدار توني بلر از مسكو اين مسئله بار ديگر اثبات گرديد كه تضاد در عرصه بين المللي عميق تر از آن است كه بتوان آن را لاپوشاني كرد.
۱ ـ اجلاس چهارجانبه بروكسل ـ پايتخت بلژيك در اين روز ميزبان ژاك شيراك، گرهارد شرودر، گاي ورهوفستات و ژان كلوديونكر رهبران فرانسه، آلمان، بلژيك و لوكزامبورگ بود. اين رهبران اروپايي كه از منتقدان اصلي جنگ عراق بودند گرد هم آمدند تا پايه گذار يك نيروي نظامي مشترك و ستاد فرماندهي و برنامه ريزي مشترك براي اروپا باشند. آنان كه طي بحران عراق با ناديده گرفته شدن و بي اعتنايي كامل از طرف محور آمريكا ـ بريتانيا روبه رو شده بودند چاره را در نزديكي بيشتر و تقويت مواضع اروپايي پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) ديده اند.
در خصوص اين اجلاس ژاك شيراك مي گويد، در نظر نيست كه پيمان ناتو را نفي كنند و گرهارد شرودر نيز اظهار داشت كه هدف تقويت جناح اروپايي ناتو است. آقاي ورهوفستات نخست وزير بلژيك نيز گفته است كه او خواهان تقويت نظام دفاعي اروپاست چرا كه به گفته او ناتو متشكل از آمريكا و ۱۸ كوتوله است. آنان در جواب انتقاد بعضي از رهبران اروپايي در خصوص اجلاس فوق تأكيد نمودند كه هدفشان تضعيف ناتو نيست بلكه پي ريزي يك نظام مستقل براي اتحاديه اروپاست كه قادر به عكس العمل فوري باشد.
اين يك امر بديهي است كه وقتي اهداف و منافع جمعي اعضا با تناقض اساسي مواجه شده باشد تعريف سنتي پيمان نيز با پارادوكس روبه رو شود.همچنين گسترش ناتو به لحاظ ورود اعضاي جديد كه عمدتاً از اروپاي شرقي هستند و تمايل آشكاري براي همسويي با آمريكا دارند اعضاي قديمي هوادار تقويت مواضع اروپا را نسبت به مشروعيت موجوديت آن دستخوش تناقض كرده است. بنابراين مخالفت بعضي از رهبران اروپا با اجلاس چهارجانبه كه معتقدند اگر اين روند متوقف نشود اروپا ممكن است شاهد آخرين سال هاي اتحاد ميان خود و آمريكا باشد در شرايط فعلي بي اهميت خواهد بود.
۲ ـ ديدار توني بلر از روسيه ـ در روز ۲۹ آوريل نخست وزير بريتانيا در مسكو با هدف جلب حمايت روسيه براي لغو تحريم هاي عراق و به عبارتي مشروعيت بخشيدن به جنگ عراق به ديدار ولاديمير پوتين شتافت. اما صراحت لهجه رئيس جمهور روسيه در رد تقاضاي همتاي انگليسي خود نشان داد كه او هنوز همان جودوكار عضو كاگ ب است كه پذيرش شكست از تحمل او خارج است. اظهارات توني بلر در خصوص اجلاس چهارجانبه كه آن را مضحك خوانده بود را بايد بدون شك براي خود او در ديدار با پوتين به كار برد. در حالي كه بريتانيا به همراه آمريكا مبادرت به جنگي نمودند كه يك وجه آن نقض آشكار قوانين بين المللي و وجه ديگر آن ناديده گرفتن منافع كلان كشورهايي چون روسيه بود تقاضا براي مشروعيت بخشيدن و رفع موانع حقوقي خاص آن بي معني خواهد بود.
پوتين در اين ديدار با اذعان به اينكه يك كشور نمي تواند همه تصميم ها را اتخاذ كند و ديگران صرفاً پيروي كنند مي افزايد تحريم هاي عراق نبايد لغو شود تا زماني كه اطمينان حاصل شود كه اين كشور داراي تسليحات كشتارجمعي نيست. رئيس جمهور روسيه مي گويد حال كه جنگ تمام شده كار مهم آن است كه روشن شود آيا چنين سلاح هايي در عراق هست يا نه و به همين دليل خواستار بازگشت بازرسان تسليحاتي سازمان ملل به عراق شده است. در حالي كه بلر با هشدار نسبت به رويارويي هاي قبلي در سازمان ملل گفت پرسش مهم آن است كه آيا همكاري استراتژيك با آمريكا و ديگر دول ممكن است يا جهان بار ديگر دچار تفرقه خواهد شد. خشم ولاديمير پوتين در كنفرانس مشترك مطبوعاتي كه از ديد خبرنگاران نيز پنهان نماند نشان دهنده ادامه اختلافات و تعميق بن بست هاي حقوقي در مقابل ائتلاف به رهبري آمريكا بود.
پوتين با اتخاذ چنين مواضعي كه كاملاً همسو با اظهارات دومينيك دوويلپن در خصوص نقش سازمان ملل در عراق كه در همان روز ابراز شد، بود سعي كرد ائتلاف جنگ را همچنان درگير تناقضات لاينحل نمايد.
اول - تاكيد بر نقش سازمان ملل متحد و پروسه بازرسي هاي تسليحاتي كه بايد توسط بازرسان اين سازمان ادامه يابد، اين مسئله مي تواند به واسطه نقش سازمان ملل منافع تمام بازيگران جهاني و مردم عراق را مد نظر قرار داده و يك تصوير واقعي از تسليحات ممنوعه عراق كه بهانه جنگ تلقي گرديد به دست بدهد.
دوم ـ آمريكا يا بايد بپذيرد كه عراق عاري از تسليحات كشتار جمعي است كه نقض دليل آنان براي جنگ خواهد بود. يا اين كه لغو تحريم ها تا زماني كه بازرسان رسماً تاييد نكرده اند كه بازرسي ها و انهدام تسليحات انجام گرفته توجيه قانوني نخواهد داشت. بنابراين آمريكا در اينجا بين پارادوكس مشروعيت و كسب منافع در خصوص بحران عراق قرار داده شده است.
سوم ـ به واسطه ادامه تحريم ها كه در چارچوب مكانيزم نفت در برابر غذا انجام مي گيرد آمريكا از بهره برداري از ثروت نفتي عراق براي هزينه جنگ و بازسازي اين كشور محروم مي شود. بن بست حقوقي لغو تحريم هاي عراق تا آنجا اهميت دارد كه ايالات متحده را ناچار سازد به يك مصالحه بين المللي در خصوص نقش سازمان ملل گردن نهاده يا اين كه همچنان اين برزخ را در مقابل خود گشوده ببيند.