بسيارى از آمريكايى ها معتقدند بزرگترين رسانه هاى آمريكا با اين كه دائم از ميهن پرستى دم مى زنند در عمل به مهمترين دلبستگى آمريكايى ها يعنى آزادى حمله و هويت آمريكايى را خدشه دار كرده اند. حالا آنها تصميم گرفته اند از حقوق آمريكايى ها در برابر حمله اين رسانه ها دفاع كنند. هدف اين است كه يك شبكه رسانه اى ليبرال در مقابل شبكه اصلى كنونى كه عمدتاً محافظه كار است، ايجاد شود و به نظر مى رسد آنها گام هاى بزرگى برداشته اند. «مايكل مور» در اين كار استاد است. ارزيابى كرده اند تا ماه نوامبر كه انتخابات آمريكا فرا مى رسد، ۱۰ ميليون نفر در آمريكا فيلم «فارنهايت»او را ببينند. مهم نيست كه در دور و بر او، صداهاى مختلفى به انتقاد بلند شده است. مهم اين است كه او، بينندگان فيلمهايش را از حقايقى مطلع مى كند كه رسانه هاى محافظه كار، آنها را وارونه جلوه مى دهند.
حال، يك ضدحمله جدى ديگر در راه است: OUTFAX كه درست قلب اين نوع رسانه ها، يعنى فاكس نيوز را هدف گرفته است. فاكس نيوز براساس نظرسنجى ها و آمار، سى.ان.ان را عقب زده است و گفته مى شود حتى شبكه هايى مثل اى.بى.سى و سى.ان.ان را ناچار كرده است كه بيش از پيش به طرف محافظه كاران متمايل شوند. به طورى كه فضاى ژورناليسم آمريكايى به كلى دچار تحول شده است و رسانه هاى عمده به سخنگويان رسمى دولت و تبليغات چى هاى حزبى تبديل شده اند؛ امرى كه در ديكتاتورى هاى جهان سومى به ضرب قانون و دستگيرى روزنامه نگاران منتقد معمول است، اما در فرهنگ آمريكايى ها، حداقل به طور نظرى پذيرفته نيست و توهين به آزادى به شمار مى آيد.
خود گروههاى منتقد معتقدند مبارزه شان به ويژه در دوره اوج گيرى مبارزه عليه جنگ تأثيرات خود را به جا گذاشته است. از جمله گفته اند شايد تصادفى باشد، اما جالب است بدانيم كه مثلاً «نيويورك تايمز» اخيراً نويسنده معروف خود «توماس فريدمان» را با «بارابارا ارنريخ» كه آمريكايى هاى پيشرو او را يكى از بهترين مقاله نويسان چپ آمريكا مى دانند، عوض كرده است. «وانيتى فيريكى» از نشريات داراى پرستيژ آمريكا، بيش از پيش به طرف پيشروها گرايش پيدا كرده و سردبير آن «گريدون كارتر» در حال انتشار كتابى از مقالات خود، عمدتاً عليه دستگاه محافظه كار بوش و جنگ است.
در هر حال، ضدحمله جديد توسط جنبش «حركت» كه ۲/۲ ميليون عضو دارد، سازمان داده شده و از ۱۸ جولاى شروع شده است. دردل اين كارزار، فيلم مستند «OUTFAX: اعلام جنگ روپرت مردوخ به روزنامه نگارى» قراردارد. اين فيلم توسط كارگردان برجسته هاليوود «رابرت گرينوالد» كارگردانى شده است. گرينوالد كه از يهوديان دموكرات و آزاديخواه آمريكاست، پيش از اين نيز فيلم هاى متعددى ساخته كه به سرى «UN» معروف شده است. از ديگرفيلم هاى اين سرى «بدون پوشش» در مورد تدارك جنگ عراق است كه فقط صدهزار «دى وى دى» آن در اينترنت به فروش رفت. فيلم ديگر به نام «بى سابقه» در مورد دزدى رأى در انتخابات ۲۰۰۰ بود و فيلم ديگرى كه در آينده پخش خواهد شد مغاير با قانون اساسى نام دارد كه در دفاع از حقوق مدنى آمريكا در مقابل يورش هاى اخير است.
گرينوالد براى اين كه فيلم خود را به اسناد معتبرى مجهز كند، ريسك بزرگى را متقبل شده و دست به كارى زده است كه مى تواند براى او و گروه تهيه كنندگان عواقب قانونى دامنه دارى داشته باشد. فيلم او پر است از متن ها و تصاويرى كه بدون اجازه صاحبان آن مورد استفاده قرار گرفته و به عنوان سند در اين فيلم ارائه مى شود. او لشكرى از تهيه كنندگان، نويسندگان، گزارشگران و كاركنان سابق فاكس نيوز را براى اين فيلم به كار گرفته است. شيوه كار فاكس نيوز در همان حدى هم كه تاكنون از فيلم فاش شده است، بيدار كننده است.
نيويورك تايمز در مورد استفاده بدون اجازه اين قطعات در فيلم OUT FAX نوشته است: تاكنون و قبل از گرينوالد هيچ كس يك فيلم مستند نساخته است كه اين همه قطعات بدون اجازه در آن به كار رفته باشد. موارد قبلى شكايت هاى قانونى براساس ماده، استفاده مناسب، اگرچه از نظر تئوريك كاملاً محكم بوده اند، اما در قانون هنوز تثبيت نشده اند و به عبارت ديگر، اگرچه از نظر قانونى استفاده غيرمجاز از اين قطعات در فيلم غيرقانونى است اما در عمل، معلوم نيست كه شكايات به جايى برسد. البته اگر كسى كه از او شكايت مى شود، وكلاى قوى داشته باشد.
روشن است كه فاكس نيوز ماشين عظيم و قدرتمند خود را براى تعقيب گرينوالد به كار خواهد انداخت اما گرينوالد هم تنها نيست. تيم قانونى كه در مقابل شكايت احتمالى فاكس خود را آماده كرده است، از جمله شامل متخصصان برجسته حقوقى «لارنس لسيگ» و «كريس اسپريگمن» عضو مركز اينترنت و جامعه مدرسه حقوق «استانفورد» هستند. علاوه بر جنبش حركت در پشتيبانى از گرينوالد براى تهيه و توزيع فيلم و مقابله با عواقب احتمالى آن «مركز براى پيشرفت آمريكا» نيز با گروه همكارى كرده و جزو تهيه كنندگان فيلم محسوب مى شود. «مارتين شين» هنرپيشه معروف آمريكايى «بازيگر سريال محبوب كاخ سفيد» كه از همكاران گرينوالد در تهيه فيلم هاى قبلى او هم هست و با شبكه جنبش حركت همكارى نزديك دارد، با گروه همكارى مى كند.
جنبش حركت از ۱۸ جولاى توزيع فراگير «دى وى دى» فيلم براى خانواده هاى آمريكايى را در سطح شهرها آغاز كرده است و البته دى وى دى از طريق اينترنت نيز توزيع خواهد شد.
گرينوالد براى ساختن فيلم خود يك تيم داوطلب را از طريق «جنبش حركت» گردآورى كرد. اين گروه ماهها هر روز ۲۴ ساعت تمامى برنامه هاى فاكس را تعقيب و الگوى پخش تبليغات آن راثبت كردند. سپس يك بخش ويژه «پشت صحنه» چگونگى كارگردانى اين تبليغات توسط شبكه فاكس نيوز را فاش مى كند. با اين روش، گرينوالد موفق شده است نشان بدهد چگونه فاكس با استفاده از زبان و تصوير، فكر و احساس بينندگانش را دستكارى كرده و احساس ناامنى، ترس، بى اعتنايى به مرگ سربازان، ترس از غيرخودى، بيگانه ستيزى و غيره را در بيننده ايجاد مى كند.
فيلم، ساختار ارائه موضوعات داغ فاكس نيوز را باز و پياده مى كند و به بيننده نشان مى دهد چگونه مسائلى مثل تشويق جنگ افروزى به صورت يك جريان به طور دائم و لاينقطع در مغز بيننده تزريق مى شود.
در مورد شيوه هاى فرمايشى و تبليغاتى اداره برنامه هاى فاكس نيوز، گرينوالد در فيلم، شواهد جالبى را به نمايش مى گذارد. از جمله اين كه «جان مودى » مسؤول دوم بخش خبر فاكس نيوز روزانه يك يادداشت تحت عنوان «موضوع روز» براى كاركنان ارسال مى دارد. اين يادداشت ها چارجوبى را نشان مى دهند كه براساس آن، ماشين خبررسانى كار خود را آغاز مى كند. يكى از اين يادداشتها كه در فيلم نشان داده شده است چنين هشدار مى داد: «در اين دام نيفتيد كه براى زندگى آمريكايى هاى از دست رفته سوگوارى كنيد» كه اشاره دارد به مرگ سربازان آمريكايى در عراق و اينكه آمريكاييها نبايد براى از دست رفتن زندگى آنها تأسف بخورند. يك يادداشت ديگر كه در فيلم نشان داده مى شود، در رابطه با تسخير «فلوجه» است، از اين قرار: «چندان طول نخواهد كشيد كه بعضى ها شروع خواهند كرد به تقبيح اعمال خشن زور. ما نبايد جزو اين گروه باشيم.»
سپس فيلم با تعقيب برنامه فاكس نيوز نشان مى دهد كه چگونه اين يادداشتها توسط مجريان برنامه در روز صدها بار به واقع طوطى وار و لاينقطع به صورت حقيقت مسلم تكرار و تكرار مى شود و آنها را به صورت پيام غيرقابل ترديد به بيننده القا مى كند. هيچكس مضمون اين يادداشتها را مورد سؤال قرار نمى دهد. در فاكس نيوز، تفكر انتقادى به طور كامل قطع شده است.
گرينوالد مى گويد: اميد من اين است كه روزنامه نگاران پيش بيايند و سكوت را بشكنند. همه روزنامه نگاران بدون استثنا مى دانند فاكس نيوز لكه شرمى بر روزنامه نگارى است. مارك تجارى كه فاكس نيوز استفاده مى كند يعنى «درست و متوازن» يك دروغ است. به علاوه، فاكس نيوز خبر را دچار خفقان مى كند و هر روز مقدار كمترى سرمايه صرف خبر كرده و براى به دست آوردن آخرين دلار ممكن، جان خبر را گرفته است. علاوه بر اينها، فيلم از يك منظر بزرگ ديگر هم به مسأله نگاه مى كند: كنترل انحصارات بر رسانه ها و عواقبى كه اين امر در پى دارد.
فاكس نيوز متعلق به «مردوخ » مولتى ميلياردى است كه در اصل، استراليايى است. با توافق دو حزب اصلى آمريكا، او به شهروندى آمريكا پذيرفته شد و فعاليت خود را براى تسلط بر شبكه رسانه اى آمريكا به اوج رساند. البته او نمى توانست در شبكه رسانه اى آمريكا كودتا كند. بدون سرمايه گذارى چندين ميلياردى محافظه كاران طى دو دهه، او نمى توانست تا به اين حد در كار خود جسورانه، پيش رود. در حقيقت، بسيارى معتقدند كار او به ضرر شبكه تبليغات محافظه كاران بوده است. به نظر بسيارى، اين شيوه جانبدارانه تبليغاتى فاكس نيوز براى آمريكاييها يك شوك بود و به بيدارى مردم كمك بسيارى كرد. اين عده مى گويند برخلاف انگليسيها كه به شبكه رسانه اى جانبدار و غيرنقاد مردوخ عادت كرده بودند، بسيارى از آمريكاييها اين شيوه را منزجر كننده يافتند و اين امر موجب شده است ميليونها نفر از جوانان به شبكه هاى خبرى مستقل و اخبار نت روى بياورند. آنها معتقدند در حقيقت، كارى را كه سازمانهاى غيردولتى سالهاى سالها تلاش مى كردند انجام دهند، يعنى ايجاد بى اعتمادى به شبكه هاى خبرى محافظه كاران، فاكس نيوز به تنهايى كرده است.
اما على رغم اين، مبارزه با فاكس نيوز و شبكه هاى خبرى محافظه كار در آمريكا ادامه دارد و حتى برخى از سازمانهاى غيردولتى در فكر آن هستند كه براساس قوانين اساسى آمريكا در دفاع از آزادى بيان، فاكس نيوز را به دادگاه بكشند.