● فضاي سينما و تلويزيون كشور يك فضاي به هم پيوسته اي است روي اين حساب مي خواهم به محتواي برنامه هاي تلويزيوني و ارتباطش با جو سينمايي كشور يك نگاهي بياندازيم. تلويزيوني كه تحت تأثير يك مديريت وابسته به انقلاب است و مردم بر اين باورند كه زير نظر نيروهاي انقلابي اداره مي شود و سينمايي كه به صورت خصوصي اداره مي شود، در هيچ يك از اينها شما خبري از دغدغه هاي واقعي مردم نمي بينيد. حالا ممكن است اين توقع از سينما برود ولي از تلويزيون چرا؟
صحبتي كه شما فرموديد صحبت ما هم هست . ما در اين سالها اين دغدغه را به رياست سازمان منتقل كرده ايم من شخصاً با ايشان صحبت نموده ام، شما مي توانيد با تلويزيون بسياري از ناهنجاري هاي و مشكلات جامعه را بر طرف كنيد. مي توانيد مردم را با انقلاب همراه نمائيد و اين نگاه مردد مردم را به شوق و اطمينان تبديل نمائيد. فقط و فقط با اين هدف كه دوربين شما امين مردم باشد، تحليلي كه از تلويزيون ساطع مي شود، تحليل مردم باشد. نگراني مردم، آرزوي مردم و انتظار مردم باشد. ولي اين اتفاق نمي افتد. چرا؟ برمي گردد به اين كه مسؤولين تلويزيون علاقه مند نيستند وارد تنش هايي بشوند كه خارج از حوزه مديريتي يا اصلاً فهم شان باشد.
يعني اينها برداشتهايي دارند كه فكر مي كنند برداشت درستي است و همان را اعمال مي نمايند و اين اعمال در سانسور فيلم ها، درون برنامه ريزي ها و نيز سفارشات شان براي برنامه ريزي مشاهده مي شود نگاهي كه عمدتاً به شكل خنثي به مسائل مي نگرد.
● اتفاقاً سئوال من همين جاست. ما نمي خواهيم تلويزيون را به عملكرد جناحي متهم نمائيد ولي مثلا زماني كه وارد جريان هاي سياسي مي شويم، تلويزيون با صلابت و محكم فلان فيلم مستند را نشان مي دهد و پرده از يك ماجرايي برمي دارد ولي در موضوعات ديگر سكوت اختيار مي كند.
اين بر مي گردد به همان سياست گذاري كلي كه در تلويزيون ما حاكم است و اين را من به مديريت ارجاع مي دهم. يعني يك مديريت ضعيف. يك سياست گذاري در تلويزيون نمي خواهد كه ناهنجاري، منعكس شود و اين بر مي گردد به مديريت تشكيلات صدا و سيما كه نمي تواند از اين بضاعت و توان بسيار بالا به شايستگي بهره برداري نمايد.
تلويزيون يك استعداد بزرگ است. يك رسانه بي نظير كه در منزل ما وجود دارد. بسياري از اوقاتِ فرزندان ما و امثال ما را به خودش صرف مي كند و مي تواند بهترين آموزگار و بهترين هشدار دهنده باشد ولي اين عدم مديريتي كه در تلويزيون است باعث شده كه در اين برنامه ها به اين صورت ارائه شود.
مثلاً سريال هايي ساخته مي شوند كه همه شبيه هم اند و همه به نوعي ادامه همديگر. اينها به يك تعبير، اهانت به مخاطب است يعني شما مخاطب را ، نياز او را، شأن او را در نظر نمي گيريد.
مثل اينكه مردم از يك چيز ديگري در سوز و گدازند و شما سر او را به يك چيز ديگري گرم كني. اين اتفاقي است كه بر اثر مديريت ضعيف و ناكارآمد در تلويزيون اتفاق افتاده بر اثر اين رويكرد آمد و شد لاضرر و لاضرار. سخني به شخصي بر نخورد و حال آنكه شأن رسانه، شأن يك ناقوس است يا ماذنه اي كه پيش از ظهور فاجعه، بايد همه دلها را به ارتعاش درآورد. همه شوق ها را بر انگيزد. فهم ها را جهت بدهد، همه كاستي ها و جهل ها را بر طرف سازد.اين دقيقاً نزديك به آن مضموني است كه حضرت امام (ره) در مورد آن فرمودند.
● بله و اين اتفاق نمي افتد.
علتش اين است كه مثلا دوستان ما در تلويزيون گفتهاند كه ما وارد سياست نمي شويم تا به دوستي بر نخورد، فلان كس ناراحت نشود. مثلاً به عنوان نمونه بنده سال 69 مجموعه اي مستند ساختم به اسم «روي خط مرز». من روي خط مرزي سيستان و بلوچستان اين فيلم را ساختم. آنجا يك مدرسه اي بود كه كلاسهايش درون طويله تشكيل مي شد و درست مقابلِ يك مدرسه شيك و زيبا بود كه توسط آموزش و پروش ساخته شده بود و 6 ماه بود كه به خاطر يك لوله پوليكا ـ كه پيمانكار مي گفت اصلاحش به عهده آموزش و پرورش است و آموزش و پرورش مي گفت به عهده پيمانكار ـ اين بچه ها توي طويله درس مي خواندند و مدرسه افتتاح نميشد و ما هم براي پخش چنين برنامهاي مشكل داشتيم، كه اگر شما مي خواهيد از رئيس آموزش و پرورش زايل انتقاد نمائيد به نظام بر مي خورد، تضعيف نظام است.
اين اتفاقي بود كه توي اين سالها افتاد كه مثلاً ما نيامديم بخشدار از فلان جا را تهديد كنيم. از او انتقاد كنيم. گفتيم تضعيف نظام است. يعني نظام را از يك بخشدار آويختيم نه اينكه يك بخشدار را به نظام بياويزيم و قيچي كنيم. نظام را از آدمها و دزدها و ناهنجاريها آويختيم و گفتيم كه آقا سراغ اين ناهنجاري ها و دزدي ها و ناشايستگي ها نرويد. مبادا نظام تضعيف شود. اين عصاره فهمي بود كه سالهاي سال بر تلويزيون و سينماي ما سايه افكنده و متاسفانه همچنان هم هست.
اما فقط با مقوله خبر مي شود بسياري از مشكلات جامعه را برطرف ساخت. خبرنگاري برود جلوي يك وزارتخانه كه يك چنين ضايعه اي را ايجاد كرده و نظر مخالفين و موافقين را بيان نمايد. فردا اين وزارتخانه تنش مي لرزد كه اگر يك چنين گزارشي مجدد از تلويزيون پخش شود...
تا كي مي شود بي تفاوت بود، تا كي مي شود آدمهاي نابسامان را در يك جايگاه حفظ نمود. به همين دليل متأسفانه دوستان ما از ورود به عرصه هايي كه به قول خودشان داراي تنش است پرهيز كرده و يك برنامه خنثي و بي اثر كه حالا يك دعوت به دروغ نگفتن و پاكي از اين جور چيزها هم توش هست مي سازند. آن وقت كه جريان سياسي هم پيش مي آيد تلويزيون فراخوان مي زند بعد بايد توقع داشت كه مردم اعتباري هم قائل شوند؟
● بعضي از برنامه ريزان تلويزيون ميگويند كه نظامِ تهيه كنندگان در تلويزيون وجود ندارد و اين مشكل زا است.
نظام تهيه كنندگان يك نظام تربيت شده اي است. مثلا فرض بفرمائيد ما 400 صفحه راجع به يك مفهومي روي يك موضوعي در مركز پژوهشكده دانشگاه شما تهيه نموديم و اين به يك تهيهكننده داده مي شود و مي گوئيم «برنامه ساز، اين هم پول و بودجه». خوب اين 400 صفحه را يك ورق مي زند ولي مي رود چيزي كه خودش مي خواهد و در اندازه بضاعت خودش هست مي سازد و تحويل مي دهد و بعد ديده مي شود بودجه رفته، زمان رفته و آنتن نياز به برنامه داد. پس پخش مي نمايند يعني تهيه كنندگان تربيت نشده و به اختيار خودشان وانهاده شده اند.
از تهيه كننده اي كه به هر حال استعداد و توان برنامه سازي دارد خواسته نشده كه شما بايد با دقت و ظرافت نظر، اين برنامه ها را براي ما بسازي يعني سياست گذاري و اعمال نظر وجود ندارد. تهيه كننده احساس آرامش كرده كه آقا هر چه خودش خواست پخش مي شود و اين اتفاق متأسفانه در تلويزيون افتاده.
● اگر قرار باشد تلويزيون، تلويزيون انقلاب باشد، تلويزيون ديني بايد باشد، بايد اين ديني كه درونش به نمايش در مي آيد يك دين انقلابي باشد ولي متأسفانه مشاهده مي شود كه دين تلويزيون، ديني كه در سريال ها ديده مي شود، آن دين مورد نظر اسلام نيست. مثلاً آقا يا خانم نشسته اند كنار استخر توي آپارتمان خانه اي كه به ذهن مي آيد احتمالا از خط قرمز ميدان تجريش بالاتر باشد بعد «چهل حديث» حضرت امام (ره) را باز كرده و مي خواند، ديني كه با رفاه طلبي جمع مي شود.
اينها بر مي گردد به همن مديريت ناشايستي كه متأسفانه بر سفارش و تهيه و توليد اين آثار نظارتي ندارد. شما بيائيد دين خدا را با نشاط، سرزنده، پويا و نافذ به مردم نشان دهيد آنطور كه هست.
چرا يك چنين اتفاقي نمي افتد. يعني تلويزيون را فقط در اين محدوده قرار ندهيد كه آقا چرا به اين مقوله نمي پردازد. شما وزارت خانه ها، اداره ها را ببينيد. بيائيد داخل زندگي مسئولين، چقدر اينها از چنين نگرشي مطلع هستند. به خاطر نبودن همان نگرش، در حوزه مديريت، مديريتِ دانشمند، فهيم، كارآمد، سامان دهنده، نافذ و حساس وجود ندارد.
همين كه آقا اشرافيت را رواج ندهيد. ببينيد شما يك مهمانسرا مي سازيد هيچ ايرادي ندارد كه يك مقدار ظرافت و هنر و تميزي و زرق و برق داخل مهمانسرا بكار بريد ولي اينكه مسؤول را در فلان زرق و برق و اشرافيت فرو ببريد، فاجعه است. مسئولين ما هستند كه به عنوان بزرگان جامعه و تربيت كنندگان شناخته مي شوند وقتي اينها خودشان تربيت نايافته اند، نمي توانند تربيت كنند. يعني شما از مديري كه خودش تربيت نيافته است نمي توانيد انتظار داشته باشيد كه خصلت تربيت كنندگي داشته باشد. از يك تهيه كننده و برنامه ساز هم همين طور.
● مگر اين نهادها زير نظر رهبري نيستند. چرا گوش نمي دهند؟ مگر رهبري اين همه توصيه نمي كنند؟
خوب اين بحث دامنه گسترده تري دارد كه بايد وارد آن حوزه بشويم، به عنوان مثال ايشان مي فرمايند كه از اشرافيت بپرهيزيد. چرا اين حرف اطاعت نمي شود؟ چرا؟ يا مثلاً از اختلاف ـ آنجا كه امنيت ملي به مخاطره مي افتد ـ پرهيز نمائيد. چرا اطاعت نمي شود؟ اين اطاعت نكردن از رهبري فقط به حوزه سياست مربوط نيست، بلكه اصلا جمعيتي كه متصل به حمايت و جانب داري از رهبري هستند، مقام و جايگاه ولايت را آرزو و آمال خود مي دانند، و شأن سربازي براي خود قائلند، وظيفه سربازي را به شايستگي انجام نمي دهند. ياد تنهايي حضرت امير عليهالسلام مي افتم كه در كوفه با زبان معصوم خود با كوفيان سخن مي گفت و آنها نمي پذيرفتند و اطاعت نمي كردند.
به اصطلاح اين وسط دنيا آمده و خانه كرده. بين بايستگي ها و شايستگي هاي ايماني وقتي دنيا خانه كرد از جدايي ها از همين جا شروع مي شود. حال براي هر كسي به نوعي، برخي شهرت يا پست و برخي پول و يا حتي يك اسم بزرگ يا تيتر درشت. اينها باعث ريزش آدمهاي درست و حسابي مي شود و شما مي بينيد كه يك دفعه دور و برتان خلوت شده است.