باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 14 آذر 1387 كاربران برخط 37 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
قرائت جديدي از «دوتوكويل» و دموكراسي
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: حمید - مولانا

ارسال كننده: مدير سايت

منبع: روزنامه - کیهان

 
 

عده محدودي از نخبگان و تحصيل كرده هاي آمريكا به زبان فرانسه تاريخ و هنر و سياست فرانسوي ها آشنايي دارند. نقاشي هاي دوران رومانتيك و جديد فرانسه مشتريان خوبي در آمريكا دارد و پاريس و برج ايفل هنوز محل مناسبي براي جذب جهانگردان ايالات متحده به شمار مي رود ولي ترجمه آثار فرانسوي و توسعه و ترويج ادبيات و فلسفه و انديشه هاي متفكران آن كشور در بازار آمريكا طرفداري ندارد. در اوائل تأسيس جمهوري ايالات متحده و پس از آنكه مهاجران و نسل هاي اوليه، استقلال خود را از امپراتوري انگلستان به دست آوردند تمايل به فرهنگ فرانسه در بين طبقه ثروتمند و اشرافي شرق آمريكا رونق پيدا كرد زيرا شورش آمريكايي ها عليه استعمار انگليس، و قيام فرانسوي ها عليه پادشاهي هر دو در يك دهه در اواخر قرن هيجدهم صورت گرفت. ولي با گذشت زمان و شكست امپراتوري ناپلئون بناپارت و افول قدرت فرانسه، مردم آمريكا كه از نقاط مختلف اروپاي شمالي به آن قاره كوچ كرده بودند گرايش تاريخي و اوليه خود را به فرهنگ و سنت انگلوساكسون و زبان انگليسي حفظ كردند.

امروز تنها اثر ادبي، اجتماعي و سياسي كه از روابط آمريكا و فرانسه اوائل اين دوره باقي مانده و نخبگان و دولتمردان آمريكا اغلب به آن اشاره مي كنند كتاب «دموكراسي در آمريكا» تأليف نويسنده فرانسوي «الكس دوتوكويل» است زيرا اين رساله به دموكراسي آمريكا نظر مثبت داشته وحتي آن را ستايش مي كند و آمريكائي ها تعريف و تمجيد از خود را بيش از ملل ديگر دوست داشته و به همين خاطر آن را تبليغ مي كنند. اكثر قريب به اتفاق آمريكايي ها نه با اسم «الكس دوتوكويل» آشنايي دارند و نه سطري از كتاب او را مطالعه كرده اند. فارغ التحصيلان دانشگاه هاي آمريكا حتي در رشته هاي علوم انساني و اجتماعي با اين نام و عنوان كتاب «دوتوكويل» آشنائي ندارند مگر اينكه در رشته علوم سياسي بوده و بررسي اين رساله بخشي از تكاليف درسي آنها باشد. ولي نظام آمريكا سال هاست كوشش كرده است كه نخبگان و دولتمردان ساير كشورها و به ويژه دنياي سوم، اين رساله را به عنوان مانيفست دموكراسي و تاريخ آمريكا ياد گرفته و آن را بهترين منبع مردم سالاري آمريكا بشناسند و در سخنراني ها، نوشته ها و خطابه هاي خود بدان اشاره كنند.

اولين دفعه اي كه «دموكراسي در آمريكا» اثر «دوتوكويل» را مطالعه كردم 46 سال قبل در سال تحصيلي 1958- 1959 ميلادي در سمينار «عقايد عمومي» در دانشگاه نورث وسترن (شيكاگو) در زمان دانشجويي بود. شركت كنندگان در اين سمينار مكلف بودند كه يك اثر تاريخي، سياسي و جامعه شناسي را انتخاب كرده، پس از مطالعه و بررسي به كلاس ارائه كنند. من «دموكراسي در آمريكا» را انتخاب كردم. آن موقع پنج سال از كودتاي 28 مرداد 1332 شمسي كه آمريكا در ايران انجام داده بود مي گذشت و من كه اين واقعه را به چشم خود ديده بودم درمورد ارزيابي اين نويسنده فرانسوي از دموكراسي و آمريكا كنجكاو بودم. آثار و نوشته هاي «دوتوكويل» درباره دموكراسي در آمريكا با آنچه كه من در امريكا شخصاً مشاهده مي كردم چندان مطابقتي نداشت ولي جهان بيني و افكار امپرياليستي و توسعه طلبي او با هيئت حاكمه آمريكا اغلب در يك خط بود.

در اين سال ها چندين بار «دموكراسي در آمريكا» را مجدداً مطالعه كرده ام نه براي اينكه اين رساله «دوتوكويل» يك اثر كلاسيك شده است بلكه براي آنكه در اين چهار دهه مي بايست به عنوان يك استاد اين كتاب را در كلاس براي دانشجويان نقد كنم. اين اثر 900 صفحه اي «دوتوكويل» اطلاعات مفيدي از آمريكاي قرن نوزدهم ارائه مي كند ولي نثر آن بسيار خسته كننده و طولاني بوده و به همين جهت بيشتر خوانندگان آن هيچ وقت اين كتاب را به پايان نمي رسانند. امروز اغلب كساني كه از «دوتوكويل» صحبت كرده و يا به او اشاره مي كنند سطرهايي را درباره او و دموكراسي و جامعه مدني خوانده اند و نه متون كامل و اصلي، اثر اين ناظر فرانسوي و ساير نوشته هاي او را.

كتاب «دموكراسي در آمريكا» برپايه مسافرت و مشاهدات 9ماهه «دوتوكويل» كه بين سال هاي 1831 و 1832 ميلادي در آمريكا صورت گرفت نوشته شده است. آمريكا در آغاز دهه چهارم قرن نوزدهم، يعني زماني كه «دوتوكويل» از آن سرزمين بازديد مي كرد، يك كشور و نظام جديد با جمعيتي بالغ بر 13ميليون نفر بود كه اغلب آنها در شرق و جنوب مركزي آن قاره زندگي كرده و 90درصد ساكنان آمريكا را كشاورزان و روستائيان و دامداران تشكيل مي دادند. در آمريكاي غيرصنعتي آن روز رفت و آمد در داخل آمريكا مشكل بود و «دوتوكويل» در مدت اقامت خود نتوانست ازهمه ايالات آمريكا ديدن كند. مشاهدات او در آمريكا مقارن با زماني است كه «اندروجكسون» يكي از ژنرال هاي آن كشور به رياست جمهوري رسيده و براي نخستين بار انتخابات رياست جمهوري كه توسط مجلس نمايندگان هر ايالت انجام مي شد به آراي عمومي آن ايالت تغيير پيدا كرده و براي نخستين بار اين مقام از خانواده هاي اشرافي شرق آمريكا به مركز و جنوب آمريكا منتقل مي شود. دموكراسي عامه آمريكا با عهد جكسون آغاز مي شود، ژنرال نظامي و سرداري كه در سركوب بوميان سرخپوست آمريكا تبحر پيدا كرد و در زمان رياست جمهوري «جيمز مانرو» ايالت فلوريدا كه اسپانيا زبان بود تسخير كرده و به ايالات متحده امريكا ملحق كرد. «جيمز مونروئه» كه دكترين معروف «مونروئه» به نام او است از امپرياليست ها و توسعه طلبان اوليه آمريكا بوده است كه نيمكره غربي را منطقه نفوذ ايالات متحده اعلام كرد.

«دوتوكويل» كه ازطرف دولت فرانسه مأمور مطالعه سيستم سياسي آمريكا شده بود خود از يك خانواده مرفه فرانسوي بود و با انقلاب فرانسه و خونريزي فراوان آن كه به ديكتاتوري و امپراتوري ناپلئون منتهي شد، كاملاً آشنا بوده است.اطلاعات و سطح معلومات «دوتوكويل» از دنياي آن روز محدود بود ودرحقيقت او دموكراسي وطن خود فرانسه را با ينگه دنيائي كه هنوز اروپائي ها چندان اطلاعات كاملي از آن نداشتند مقايسه مي كرد.

اگر «دوتوكويل» در سن جواني دگرگوني سياسي وطن خود فرانسه را مشاهده كرده بود، من از صدمات جنگ جهاني دوم تجاوز اروپائي ها و اشغال نيروهاي خارجي تجربه داشته و در محيط يكي از نهضت هاي بزرگ ضداستعماري رشد كرده و كاربرد دموكراسي غرب و نقاب آن را در كودتاي 28مرداد سال 1332 كه مشتركاً توسط آمريكا و انگليس انجام شد شخصاً مشاهده مي كردم. «دوتوكويل» هرگز به آمريكا برنگشت ولي خفقان حاصله از كودتاي آمريكا در ايران من را مجبور كرد كه در آمريكا اقامت كنم. سفر من به آمريكا در سال 1958 ميلادي با سفر «الكس دوتوكويل» به آن كشور 127 سال فاصله داشت و در اين مدت آمريكا به يك ابرقدرت 200ميليون نفري و صنعتي تبديل شده بود. پس از خاتمه جنگ جهاني دوم كه در آن يكصد ميليون نفر كشته شده و اولين بار آمريكائي ها با استفاده از بمب اتمي صدها هزار بيگناه را در هيروشيما و ناكازاكي نابود كرده بودند ايالات متحده اين بار نفوذ و قدرت امپراتوري خود را به اروپا و دنياي اسلام توسعه مي داد.

قبل از اينكه تحصيلات خود را در آمريكا ادامه دهم، به مدت شش ماه در آن كشور اقامت كردم و در تمام طول اين مدت از مؤسسات فرهنگي، اقتصادي، سياسي و اجتماعي بازديد كردم. شش ماه مسافرت و بازديد از آمريكا در اواسط قرن بيستم خيلي بيشتر و طولاني تر از زمان «دوتوكويل» در قرن نوزدهم به نظر مي رسيد. مردم آمريكا آن معصوميت مهاجران اوليه را از دست داده بودند ولي هيئت حاكمه و گردانندگان نظام آن توسعه طلبي اوليه فرامرزي را نه تنها حفظ كرده بلكه تشديد كرده بودند. من اين مدت شش ماه را در بين مردم عادي آمريكا زندگي كرده، در خانواده آمريكائي ها به سر برده و مدتي نيز بين طوايف سرخپوست بومي و روستائيان و دامداران كابوئي شب و روز گذراندم. به مدت كوتاهي در دو روزنامه در غرب و جنوب آمريكا مشغول كار شدم و بارها در جلسات قانونگذاري كنگره و دولت هاي ايالتي و محلي شركت كرده و با سيستم قضائي و اجرائي ايالات متحده آشنا شدم. در مدارس و دانشگاه ها براي دانشجويان و دانش آموزان سخنراني داشتم و از زندانيان گرفته تا فرماندار كاليفرنيا و شهردار شيكاگو با شهروندان و دولتمردان آمريكا گفت وگو كردم. برعكس «دوتوكويل» من مأموريت دولتي و سياسي نداشتم ولي فكر مي كنم مانند او درباره جريان مردم سالاري كنجكاو بودم.

«دموكراسي در آمريكا» اثر جالبي است درباره بردگي، سرنوشت سرخپوستان آمريكا و زندگي اوليه مردم آن كشور و به ويژه در ايالات شمال شرقي اين قاره بين ماساچوست و ويرجينيا. ولي نواقص اين اثر «دوتوكويل» بقدري زياد است كه فقط متعصبان ايدئولوژي آمريكا مي توانند از آن چشم پوشي كنند. «دوتوكويل» در كتاب خود گزارش مي دهد كه بردگي در آمريكا روبه تقليل است و اين بردگي در جنوب آمريكا بتدريج از بين خواهد رفت در حالي كه بردگي سياهپوستان در موقع بازديد «دوتوكويل» از آمريكا روبه ازدياد بود و نه تنها ايالات جنوبي داوطلبانه آن را لغو نكردند بلكه سه دهه پس از مسافرت «دوتوكويل» به آمريكا، اين نابرابري و بردگي و سلطه گرائي اقتصادي و سياسي به جنگ هاي داخلي آمريكا منجر شد كه به مدت چهار سال ادامه پيدا كرد (1861 تا 1865) و بيش از 600 هزار كشته به جاي گذاشت.

دموكراسي در اروپاي اواخر قرن هيجدهم كه انقلاب فرانسه را به وجود آورد يك نهضت و حركت به تمام معنا راديكال بود و «دوتوكويل» به خوبي مشاهده كرده بود كه چگونه اين مردم سالاري به اسم دموكراسي زير تيغ گيوتين به ديكتاتوري ناپلئون منتهي شد و آريستوكراسي را مجدداً احيا مي كرد. به همين جهت دموكراسي در جامعه محدود و كوچك آن روز آمريكا براي او يك پديده معتدل، محافظه كارانه، آرام و حتي ضدانقلابي به نظر مي رسيد و اين باعث شد كه «دوتوكويل» به اين نتيجه برسد كه «امتياز بزرگ آمريكائي ها در وصول به دموكراسي اين است كه اين مردم سالاري را بدون انقلاب به دست آورده اند و بدين ترتيب مساوي به دنيا آمده اند بدون اينكه خود را مساوي كنند. او به سادگي زندگي روستائي آمريكا و به سازمان هاي محلي و مدني آن زمان ايالات متحده بسيار خوشبين بوده و به همين جهت ستايش او در مورد مشاركت مردم آمريكا به حدي است كه در حقيقت دموكراسي در رساله «دوتوكويل» به يك كالاي منحصر بفرد آمريكا مبدل مي شود، كالائي كه محصول فعاليت طبقه متوسط آمريكا بوده و در نهايت جامعه متوسط ايالات متحده را توليد مي كند. شگفت آور است كه اثر «دوتوكويل» در زماني تحرير شده است كه اروپا در آستانه انقلاب صنعتي قرار گرفته و آمريكا در حال توسعه طلبي به مرزهاي غربي و جنوبي خود است ولي اين ناظر فرانسوي نمي تواند عواقب مردم سالاري را در آينده اروپا و آمريكا به درستي تحليل و پيش بيني كند

كار چاق كني، بند و بست سياسي، تخلفات انتخاباتي منحصر به دوران رياست جمهوري ريچارد نيكسون و جرج بوش پسر نيست، اينگونه حوادث تاريخ طولاني تري در آمريكا دارد و متأسفانه «دوتو كويل» در اين مورد كمتر به آنها مي پردازد. مثلاً علاقه مندان به تاريخ سياسي آمريكا مي دانند كه در انتخابات رياست جمهوري سال 4281 ميلادي كه اندرو جكسون براي اولين بار نامزد رياست جمهوري بود هيچ كدام از كانديداها نتوانستند رأي لازم «كالج انتخاباتي» را كه سهميه هريك از ايالات را تعيين مي كند كسب كنند. گرچه آراء عمومي و سرتاسري آمريكا اكثريت را به جكسون داده بود (جكسون 339251رأي و رقيب اصلي او آدامز 696511 رأي). در آن زمان تعيين نهائي رياست جمهوري به كنگره آمريكا محول شد و آدامز با زد و بند به رياست جمهوري انتخاب شد! جكسون بايد چهار سال منتظر مي ماند تا دوباره نامزدي خود را تكرار كند. پارتي بازي حزبي درحقيقت بين دموكرات ها و جمهوريخواهان و انحصار آنها بر دموكراسي آمريكا از آن زمان و عهد جكسون شروع شد ولي «دوتو كويل» نتوانست آينده و عواقب آن را پيش بيني كند.

موضوع حاكميت عمومي هميشه يك معماي حل ناشدني است و مطالعه «دموكراسي در آمريكا» نشان مي دهد كه برعكس تصورات عامه، حاكميت مردم، قدرت مردم را همراه ندارد. حاكميت عالي و بدون دخالت در دموكراسي پاسخگوي سؤال هاي مردم نيست بلكه پاسخگوي خود است و بدين ترتيب از فشار خارجي تا حدودي مصون مي ماند. «دوتو كويل» مي خواهد دموكراسي انقلابي را جابجا كند و دموكراسي ملايم را جايگزين آن كند.

در سال 5381 ميلادي پس از انتشار «دموكراسي در آمريكا» «دوتو كويل» در وطن خود فرانسه به نمايندگي مجلس ملي فرانسه انتخاب مي شود و از آن تاريخ به بعد توجه او بيشتر معطوف به حفظ منافع استعماري كشوري و سياستگذاري پاريس در رقابت با امپرياليست هاي اروپا جهت تصرف منابع آفريقا و آسياست. در مجموعه ديگر از آثار او كه تحت عنوان «نوشته ها درباره امپراتوري و بردگي» در سال 1481 ميلادي منتشر شد، «دوتو كويل» معتقد است كه هر كشور و قدرتي كه سياست استعماري خود را رها كند درحقيقت سياست افول امپراتوري خود را ديكته كرده است. به عقيده او، افول امپراتوري ها، با شورش مردم بومي رابطه دارد و صنعتي شدن اقتصاد خطر بزرگي در اين مورد به وجود آورده است. مدتي قبل از اينكه كارل ماركس تز مانيفست كمونيست خود را بنويسد، «دوتو كويل» در سال 3481 اظهار داشت كه طبقه كارگر در اروپا دردسر بزرگي براي آينده كشورهاي اين قاره به وجود خواهد آورد. او به عنوان يك امپرياليست و توسعه طلب مدرن ادعا كرد كه سياستگذاري استعمار بايد خردگرائي جديدي را اختراع كند كه از جنبه مديريت و توليدات موفق باشد ولي از جنبه فرو نشاندن نارضايتي هائي كه بوميان تحت استعمار به وجود آورده اند اعمال زور و قدرت اشكالي ندارد! من وقتي كه اين مطالب را مي خواندم از جنايات و ستمگري هاي استعماري انگليس در هند، از صدمات وارد شده به اهالي كنگو توسط بلژيكي ها، از وحشي گري هاي اسپانيائي ها و ايتاليائي ها و هلندي ها و پرتغالي ها و از تاخت و تاز فرانسوي ها در مغرب كه همه تحت دموكراسي صورت مي گرفت فكر مي كردم.

در دهه 0381 ميلادي كه فرانسه جهت اشغال الجزيره و الحاق آن به مستعمرات خود بدان كشور لشكركشي و مردم مسلمان آن كشور را سركوب كرد «دوتو كويل» به دولت فرانسه و ارتش توصيه كرد كه سربازان فرانسوي مزارع و محصولات كشاورزان الجزيره را آتش زده و استان هاي آن كشور را جهت اشغال دائمي آماده سازند. او در سال 7381 پيش بيني كرد كه مردم مسلمان الجزاير و مهاجران و اشغالگران فرانسوي در آينده يك كشور واحد تشكيل خواهند داد. او نوشت «خدا جلوي ما را نخواهد گرفت، مشكل ما نواقص مديريت است.» «دوتو كويل» حتي پيشنهاد كرد كه ژنرال لوئي داله مورسيه كه به بيرحمي و بي احترامي به جان و مال مردم معروف بود در تصدي و فرماندهي قواي فرانسه در الجزاير قرار گيرد و ليبرال هاي فرانسوي ترديدهاي خود را كنار بگذارند تا اهداف استعماري به نتيجه رسد.

«دوتو كويل» در كشور خود فرانسه يك «روشنفكر» ليبرال درجه دوم و يك متفكر رديف آخر محسوب مي شود. از ديدگاه او ليبرال هائي كه مايل هستند با تهديدهاي اجتماعي مقابله كنند بايد خود را با عوامل نيروي قدرت گرائي شركت دهند.

«دوتو كويل» پيشقدم ليبراليسم اغفال كننده بود. او مانند همفكران و همقطاران زمان خود از «آزادي، برادري و مساوات» صحبت كرد ولي عقيده داشت كه اين مأموريت فرانسه است كه كشورهائي مانند الجزاير را با سياست هاي استعماري خود «متمدن» كنند. امروز آمريكاست كه مي خواهد تحت شعار دموكراسي اين مأموريت را در دنياي اسلام اجرا كند. جالب اينكه در 7481 ميلادي «دوتو كويل» به عنوان نماينده مجلس ملي فرانسه و يكي از حاميان دموكراسي عليه توسعه آزادي هاي مدني در فرانسه مبارزه مي كرد زيرا عقيده داشت كه اينگونه آزادي ها ريشه نارضايتي و شورش هاي بعدي را آبياري خواهد كرد. او خطاب به نمايندگان مجلس ملي فرانسه و همكاران خود فرياد كشيد: «آيا نمي بينيد كه زمين به لرزه افتاده است»! اين افكار و سياست هائي مانند «دوتو كويل» بود كه در قرن نوزدهم استعمار فرانسه را به مغرب و هندوچين و ويتنام كشاند و مقدمات افول امپراتوري و قدرت فرانسه را در قرن بيستم آماده كرد.

«دوتو كويل» حاكميت مردم را در دموكراسي اين طور خلاصه مي كند: «مردم در دموكراسي با جابجا كردن، تغيير دادن و عوض كردن چيزهائي سر و كار دارند كه در درجه دوم اهميت روز قرار دارد، ولي فوق العاده مواظب هستند به مسائل اصلي كاري نداشته باشند. آنها تغيير را مي پسندند ولي از انقلاب پرهيز دارند.» اين پيامي است كه به گوش توسعه طلبان و سلطه گرايان داخلي و خارجي امروزي آشناست. تعجب نيست كه اخيراً «دموكراسي در آمريكا» تجديد چاپ شده است و همراه با آن كتاب هاي جديدي با عناويني مانند «دوتو كويل درمورد شخصيت آمريكا: چرا كاوش درخشان دوتو كويل از روحيه آمريكائي همانقدر امروز حياتي و مهم است كه دو قرن پيش بود» به قلم كساني مانند مايكل لدين از بنگاه محافظه كاران تندرو «امريكن انتر پرايزانستيتو» كه خواهان براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران است، منتشر و به بازار عرضه شده است. «هاروي منسفيلد» از دانشگاه هاروارد كه از طرف «بنياد اولين» حمايت مي شود، «دموكراسي در آمريكا» را هنوز بهترين كتاب درباره آمريكا مي داند!

 

    170 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   تاريخ آمريكا (18)
●   دموكراسي (341)
●   ليبراليسم (135)

افراد مرتبط
●  دوتوكويل   الكس(8)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:22/05/1383

تاريخ شمسی نشر:22/05/1383
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب