باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 14 آذر 1387 كاربران برخط 48 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
تمدن سازي و ارزشهاي عام ديني
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: نعمت الله - مظفرپور

ارسال كننده: مدير سايت

منبع: سایت های خبری - شبکه خبر دانشجو

 
 

مقوله اي كه امروزه در كوي و برزن اشاعه داشته و عارف و عامي از آن ياد مي كنند، تمدن سازي، توسعه و تمدن ديني و جامعه اسلامي است. همگان از اصطلاحات فوق بعنوان مجموعه اي سازنده و مفيد نام ميبرند اما آنهايي كه قلق كاررا دانسته و راه را از چاه بازشناسند، زياد نيستند. عده اي فقط تعارف و مجيز گويي تحويل مي دهند و خودشان حتي تمدن ستيز هستند.

انديشمندان بر اين باورند كه موقعي يك «عقلانيت » ، منجر به مدنيت مي گردد كه عمومي شده و به رمز گانهاي رفتاري و فرهنگ عمومي تبديل گردد. اين كار نيازمند پذيرش عامه است كه به اجماع ملي نيل كند.

چيزي كه مشخص است اينكه پروسه مزبور، پروسه اي بلند مدت است و احيانا گاه عواملي مرموز و مستور ما را تحت تاثير قرار مي دهند و گاه ابهامات عديده اي در اين راه تمدن راآزار مي دهند. باز هم به يك نكته كليدي اشاره كنم و آن اينكه حصول تمدن لزوما بدين معنا نيست كه از لحاظ فكري و عملي همه ابهامات رفع شده باشند بلكه عوامل سري زياد هستند. با اين حال پيچيدگيهاي كار بايد درك شده و حتي الامكان شناسايي شوند.

اما برگرديم به عمومي شدن عقلانيت. عقلانيت از نحوه پاسخگويي به سه پرسش بنيادين پديدار مي گردد:

1. انسان چيست و چه ارتباطي با هستي دارد؟ هستي چه معنا و ماهيتي دارد؟

2. وضعيت مطلوب انسان در اين هستي كدام است؟

3. راههاي رسيدن به هدف و وضعيت مطلوب چيست؟

 

در عقلانيت ديني و آن چيزي كه در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران تبلور دارد، انسان موجودي است كه هدفمند خلق شده و رو به سوي خدا دارد. همه افكار و كردار فرد بايد براي رضايت خدا صورت گيرد. هستي هم مخلوق خداست . خدا هستي را مسخر انسان كرده است تا وي بتواند به تقرب الي الله نيل كند. لذا وضعيت مطلوب در قرب الي الله است. ابزار رسيدن به درگاه الهي يعني نظم مدني، نظام سياسي و حكومت و شيوه زيست مدني هم بايد طوري طراحي گردد كه در خدمت هدف مذكور قرار گيرد. بنابراين نظم مدني هم لزوما بايد ديني باشد . درست است كه دين خاصتا شكل حكومت و آرايش نهادهاي سياسي را مشخص نكرده است اما اصول كلي و جزئي و حتي كليات ساختار سياسي را تعريف نموده است. بعنوان مثال نهاد ولايت فقيه از عناصر مقوم و جوهري نظام سياسي اسلام است كه در قانون اساسي هم قيد شده است.

عقلانيت مزبور داراي سه حوزه است:

1. حوزه ارتباط شخصي با خدا

2. حوزه ارتباط فرد و جامعه با حكومت: در اين رابطه، مساله ولايت نقش محوري دارد. ولايت، علت سالبه سكولاريسم است.

3. حوزه ارتباط فرد با جامعه: در اين حوزه هم مقوله امر به معروف و نهي از منكر نشان مي دهد كه جامعه اسلامي، ليبرال نيست.

 

حال در پردازش تمدن حول مفاهيم و خرده مفاهيم مذكور بايد اجماع حاصل گردد و گرنه در صورت عدم اجماع اساسا طي طريق متصور نيست. مختصات جنبش نرم افزاري و توليد دانش هم در چارچوب اين ضوابط طراحي و عرضه مي گردد.

فرهنگ ايراني تركيبي است از عناصر ملي ، ديني و غربي . گرچه ديانت تعيين كنندگي ويژه اي دارد. گسست هاي فرهنگي مرادف با گسيختهاي اجتماعي است. وضع بهينه آن است كه عناصر ملي و غربي را با اسلام سازگار كنيم تا اجماع ملي حاصل شود. يعني قيف فقه و آسياب دين، سكويي براي تنظيف ساير عناصر است. اما وضعيتي كه اكنون در جامعه فرهنگ و سياست مشاهده مي شود، مغشوش و فرهنگ عمومي مشوش است. بيماري غرب زدگي، عميق است. توجه به ايران باستان حتي بصورت نوستالوژيك مبرهن مي باشد. كساني هستند كه گرايشات سكولاريستي دارند و در حركت قافله انقلاب اگر مشكل نيافرينند، همراه هم نيستند. پس چه بايد كرد؟ اجماع ملي چگونه حاصل مي شود؟

نبايد فراموش كرد كه كارهاي بزرگ در زماني بلند مي تواند جامه عمل بپوشد. قاعده «وسع و تدرج» ، «مصلحت شناسي» و «لاضرر و لا ضرار» بايد نصب العين ما باشد.

طي فرايندهاي مذكور نياز به طول زمان دارد. نبايد يكباره وارد حوزه هاي جنجالي و واكنش برانگيز شد. توجه داشته باشيم كه پيامبر اكرم(ص) هم دعوت خويش را با طي سه سال دعوت مخفيانه شروع كرد تا زمينه را براي كارهاي بزرگتر آماده نمايد. مفهوم تقيه در اسلام بسيار معنادار و سازنده است.

بدينصورت است كه مقام معظم رهبري بعد از مواجهه با فتنه هاي دشمنان خارجي به موضوعات داخلي توجه دارند و با توجه به شناخت دقيق از سازو كار نظام سازي و مدنيت پردازي و با لحاظ قواعد فقهي مذكور و درك متفكرانه از تقيه، اول از «ارزشهاي عام» بصورتي اساسي شروع مي كنند تا راه بر حاكميت «ارزشهاي خاص» فراهم آيد. اينك ايشان بر ارزشهايي همچون علم، جنبش نرم افزاري، عدالت، آزادي و … تاكيد مي كنند و كمتر از ارزشهايي مانند حجاب و امثالهم سخن مي گويند. درست است كه حجاب، ارزشي محوري است اما ممكن است به غلط دغدغه همگاني نباشد. ايشان اول از دغدغه هاي عمومي شروع كرده و سپس بعد از پروسه اي ميان مدت به ارزشهاي خاص هم توجهي ويژه خواهند كرد. در ثاني ارزشهاي عام، ارزشهايي هستند كه حقير از آنها به «ارزشهاي مادر » تعبير مي كنم. بدين معنا كه ا عدالت و عدالتمداري و دانش و فضيلت مداري به رعايت حجاب منجر مي گردد و عدم رعايت آنها به بي حجابي و سرخوردگيهاي اجتماعي .

اكنون پرسش اين است كه چطور عده اي عليرغم تاكيدات مقام معظم رهبري بر عدالت، يكباره مساله حجاب را بصورتي عريان پيش مي كشند؟ جدا جاي پرسش دارد. آيا سخنراني هاي مقام معظم رهبري در همدان به حجاب توجه داشتند؟ مبادا عده اي ذهنها را از عدالت و فساد اقتصادي منحرف سازند؟

 

    260 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   تمدن اسلامي (68)
●   عقلانيت ديني (33)
●   فرهنگ ایران (40)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:24/05/1383

تاريخ شمسی نشر:24/05/1383
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب