باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز دوشنبه 18 شهريور 1387 كاربران برخط 168 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
پاسخي براي نهيليسيم
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
گزارشي از سخنراني مراد فرهادپور


 
   ● سخنران: مراد - فرهادپور

منبع: خبرگزاری - ايلنا

 
 

در آثار  داستايوفسكي ايمان مقوله  اي است كه هر روز از دست مي  رود و فردا براي بازيگر از لابه لاي زندگي به دست مي  آيد اما معلوم نيست تا روز ديگر هم چنان برجاي باشد. « داستايوفسكي، نهيليسم، نيچه» عنوان سخنراني مراد فرهادپور بود كه روز ۹ دي ماه در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار شد.

مراد فرهادپور در اين جلسه ايده نهيليسم و راه حل  داستايوفسكي در مقابله با آن و هم چنين رويكرد نيچه به اين مقوله را بررسي كرد. وي با بيان اين كه داستايوفسكي براي مقابله با نهيليسم دو راه حل ارائه مي  دهد به ساختن شخصيت مسيح  گونه اشاره كرد و افزود: اين راه حل در مسئله تقليد از مسيح ريشه دارد كه مبتني  است بر ساختن شخصيتي كه تجربه مسيح را تكرار مي  كند. اين شخصيت از طريق پذيرش رنج و شر در درون خود و فراتر رفتن از اين وضعيت با بخشيدن شرور تجربه  اي مسيح  گونه را آشكار مي  كند. وي به شخصيت   سونيا در «جنايت و مكافات» به عنوان نمونه  اي از شخصيت مسيح وار اشاره كرد و گفت: سونيا نمونه  اي از تيپ روسپي مقدس است كه به رنج  هاي اين زندگي براي كمك به ديگران تن مي  دهد و در نهايت ديگران را مي  بخشد و از آن  ها در مي  گذرد. فرهادپور، پرنس ميشكين رمان «ابله» را كاراكتر ديگري كه داراي ويژگي  هاي مسيح  گونه است معرفي كرد و افزود: البته ميشكين در رمان «ابله» حالت مبهمي ارائه مي  دهد كه چندان مقابله او با نهيليسم را مطرح نمي  كند. در واقع او به عنوان مسيح چندان موفق نيست و تاحد زيادي به يك «ابله» تبديل مي  شود. وي در تحليل بيشتر شخصيت ميشكين و فضاي رمان «ابله» تصريح كرد: «ابله» تحول ملت روس را به تصوير مي  كشد. تحولي كه ناشي از برخورد ملت روسيه با مدرنيته هدف داستايوفسكي در« ابله»بازيابي كودكي وفضايل كودكي براي ملتي است كه دچار بحران بلوغ شده است .

اين پژ وهشگر فلسفه افزد: ميشكين در مسيح  گونگي شكست مي  خورد و  داستايوفسكي براي ترميم اين شخصيت او را در قالب آليوشا در رمان «برادران كارامازوف» تكرار مي  كند. آليوشا داراي شخصيت پيچيده  تري نسبت به ميشكين است و از بلاهت ميشكين در او خبري نيست. علاوه بر اين معصوميت او در بيماري ريشه ندارد.

وي اضافه كرد: اگر رابطه ميشكين باكودكان در رمان «ابله» كه حاكي از بازيابي مجدد كودكي براي ملت روس بود به جايي نمي رسد  داستايوفسكي در «برادران كارامازوف» تلاش مي كند اين مسئله را در ارتباط كودكان با آليوشا بازسازي كند. او در اين رمان خواننده را با فضايل كودكي و بازيابي كودكي در ارتباط با فراگرفتن بحران بلوغ در روسيه روبه رو مي كند.

فرهادپورگفت: پاسخ او در مقابله با اين مسئله بازيابي ايمان فردي است و اين مسئله را به عنوان راه حل دوم مطرح مي كند. البته شكل از دست رفته  ايمان فردي در آثار  داستايوفسكي، شكل قرن نوزدهمي در جامعه  نيمه مدرنيزه شده است و با از دست رفتن ايمان قرن هجدهم فرانسه متفاوت است. اينجا ديگر با دوري از ايمان به خاطر خرافه و نزديكي به علم روبه رو نيستيم. اين نوع از دست رفتن ايمان نوعي نهيليسم اگزيستانسياليست وجودي است و مسئله اش معماهاي وجود بشري و معماي رنج بشري است.اماشكل دوم بروز نهيليسم ودومين راه حل داستايوفسكي بيش از آن كه استوار به از دست رفتن ايمان فردي در تجربه اگزيستانسيال باشد ناشي از بي ريشه شدن فرد و كنده شدن او از خاك است و ايده اصلي همان سرزمين مقدس روسيه است.مراد فرهادپور افزود: در اين راه حل مسيحيت به عنوان شكلي از زندگي است كه در قالب روسيه و مردم او تجسم پيدا مي كند.  داستايوفسكي در اينجا اروپاي غربي را كانون انحراف مي داند و به ستايش روسيه به عنوان حقيقت مسيحيت مي پردازد و حتي روسيه را سرمشق اروپا براي نجات از انحراف و راه رستگاري در نظر مي گيرد.

وي در ادامه به بررسي شخصيت هاي بي ريشه و افرادي كه به خاك روسيه تعلق دارند در رمان هاي  داستايوفسكي پرداخت و با اشاره به استاورگين در رمان «جن زدگان» به عنوان يكي از شخصيت هاي بي ريشه گفت: استاورگين چنان بي ريشه شده است كه حتي اشتياقي به شر هم ندارد. براي استاورگين همه چيز بي معناست و او به طور كامل نسبت به هر سنت و كل زندگي بي اعتنا شده و در پايان نيز دست به خودكشي مي زند و او نمونه فردي است كه از خاك مقدس روسيه كنده شده است.

فرهادپور سپس به ديمتري در رمان «برادران كارامازوف» و تعلق او به خاك روسيه اشاره كرد و افزود:  داستايوفسكي در ساختن اين شخصيت حتي در انتخاب نام او تعلق او به خاك را نشان مي دهد و عنوان ديمتري برگرفته از نام الهه طبيعت و رشد و باروري در يونان است. اين الهه با زندگي سنتي و پيوند انسان با خاك رابطه دارد بنابراين حتي نام ديمتري نشان گر نزديك بودن او به خاك و تعلق او به سرزمين روسيه است.

وي تصريح كرد: ديمتري نماد يك انسان رستگار شده است و مي توان گفت او اساساً از پيش رستگار بوده است. نزديكي او به اقشار پايين علي رغم تعلق به گروه افسران حاكي از هر نوعي خودخواهي است حتي خشم ديمتري اتفاقي است كه به او رخ مي دهد و از بيرون بر او تحميل مي شود و اين همان چيزي است كه او را به راه حل نهيليسم راهنمايي مي كند.

اين مترجم در تحليل بيشتر خود از راه حل  داستايوفسكي در مقابله با نهيليسم گفت: در راه حل اول شخصيت آليوشا به عنوان سمبل مسيح در زندگي جديد ارائه مي  شود. اين شخصيت به ظاهر موفق است ولي موفقيت  ها در آثار  داستايوفسكي تا اندازه  اي گمراه كننده است. در آثار او هميشه ايمان و بي  ايماني درگيرند. ايمان مقوله  اي است كه هر روز از دست مي  رود و فردا براي بار ديگر از لابه لاي زندگي به دست مي  آيد اما معلوم نيست تا روز ديگر همچنان برجاي باشد.وي افزود: در سرنوشت آليوشا بريدن او از صومعه به معني رفتن به ميان مردم عادي نيست. در واقع راه حل مسيح گونگي در شخصيت آليوشا به شكست مي  رسد و  داستايوفسكي اين شكست را با بيان راه حل ديگري در رمان «جنايت و مكافات» با بيان مضمون رجعت به مسيحيت و تعلق به خاك جبران مي  كند.

فرهادپور اضافه كرد: در «جنايت و مكافات» شرط رستگاري راسكولنيكوف اعتراف در مقابل همه مردم در ميدان شهر و سجده كردن و بوسيدن خاك است. اما آيا بازگشت او به اجتماع و خاك روسيه راه حل نجات در مقابل نهيليسم است؟

وي افزود: به گفته خود  داستايوفسكي داستان رستگاري راسكولنيكوف داستاني است كه بايد در كتاب ديگري نوشت. اما اين كتابي است كه  داستايوفسكي هرگز آن را ننوشت.

وي همچنين در توضيح راه حل دوم يعني بازگشت به خاك روسيه خاطرنشان كرد: اين راه حل تا حدي بعد از تجربه  تبعيد به سيبري براي داستايوفسكي مهم مي شود. او در آنجا با فقرا، محكومان و رده هاي پايين برخورد مي كند و نظرات سياسي اجتماعي او به سمت نوعي پوپوليسم مي رود و چهره  ارتجاعي داستايوفسكي ساخته مي شود كه البته  داستايوفسكي هيچگاه با ارتجاع ادغام نشد. او همواره شهري بود و نتوانست راه حل تولستوي براي رفتن به ده را بپذيرد.

به گفته فرهادپور، هر دو راه حل  داستايوفسكي چه در تقليد از مسيح و رسيدن به ايمان و چه در بازگشت به خاك و سرزمين مقدس به شكست مي  انجامد.  داستايوفسكي خود اين شكست را مطرح مي  كند و نسبت به آن آگاه است.

وي در ادامه اضافه كرد:  داستايوفسكي علي  رغم حركت ظاهري به سمت ارتجاع هرگز در اين حالت تمركز نيافت. او هرگز نتوانست تجربه شهري را از خود جدا كند. او محصول انتزاعي  ترين شهر دنيا يعني پترزبورگ است و تمام تناقضات اين شهر مدرن روسي را در خود و رمان  هايش نشان مي  دهد. برخورد  داستايوفسكي با زندگي مدرن كاملاً ديالكتيكي است. او راه حل  هايش را ارائه مي  دهد و خود آن ها را شكست خورده معرفي مي  كند.

مراد فرهادپور سپس به بررسي نقطه اتصال  داستايوفسكي و نيچه پرداخت و گفت: به بيان نيچه دنبال كردن ارزش  هاي غايي كه همه چيز بر آن استوار است ما را به نهيليسم مي  رساند. مسيحيت از ديد نيچه افلاطون گرايي عاميانه است و همين جست وجوي حقيقت غايي زير پاي مسيحيت را خالي مي  كند. نيچه ما را به اين نكته رهنمون مي  كند كه بايد ايمان ساده  دلانه خود را كنار بگذاريم و اگر ايمان هست بايد شك تاريخي را به همراه داشته باشد.

مراد فرهادپور گفت: نهيليسم آنطور كه نيچه مطرح مي كند، محصول پيروزي ارزش هاي مسيحي است و به خاطر اين است كه احياي آنها داستايوفسكي را از نهيليسم جدا نمي كند. از ديد نيچه، مسيحيت پايبند حقيقت است و جست و جوي حقيقت درست همان چيزي است كه زيرپاي مسيحيت مي زند و همين پايبندي به حقيقت باعث شد واقعيت تاريخي انجيل را زير سئوال ببرند.

اين مترجم اضافه كرد: آن چه نيچه مطرح مي  كند اين است كه ارزش  هاي متافيزيكي با بنيان  هاي غيرتاريخي خود از بين رفته  اند و بر اين اساس آن چه روي مي  دهد پذيرش زندگي كردن بر لبه مغاك است.مراد فرهادپور تصريح كرد: از منظر نيچه جست وجوي حقيقت خود زير پاي حقايق غايي را خالي مي  كند بنابراين راه حل پذيرش مثبت نهيليسم در لايه  هاي دروني فرد است و همين مسئله بشر را از اين كه قرباني منفعل نهيليسم باشد نجات مي  دهد و او را تبديل به كسي مي  كند كه با پذيرش ديالكتيكي نهيليسم از بند آن رها مي شود.

اين مطلب بااستفاده از گزارش هاي ايلنا و ايسناتنظيم شده است.

 

    478 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   نيهيليسم (33)

افراد مرتبط
●  داستايوفسكي   تئودور(6)
●  نيچه   فردريش(34)

دسته
●  متن / گزارش

رسته :3

تاريخ ارسال:13/09/1382

تاريخ شمسی نشر:13/09/1382
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب