تز پنجم: دومین نبرد داخلی آمریکایی
در مراسم بندگی پان- کاپیتالیسم، فرهنگ نه تنها در حکم بازتاب غیر ارادی موجود داراى صفات ارثى متشکل جديد نیست، بلکه علامت مشخصه موجود داراى صفات ارثى متشکل جديد( دلالت زیستی) زنجیره سیبرنتیک از نظارت مرتبه ای را هماهنگ می کند.
دیگر نه یک فرهنگ ماتریالیستی(که خیلی پیشترها با ظهور سیستم تفکر ناپدید شد) و نه فرهنگ بعنوان زنجیره ساده ای از دلالات معنایی(زبان هم اکنون تنها استعاره رو به زوالی برای یک تکنولوژی ساختارمند است که تاکنون نیاموخته که چگونه می تواند تکلم کند)که فرهنگ در نقش یک سیستم سیبرنیتیک یا سازگانی مطرح است.
موجود داراى صفات ارثى متشکل جديد، نیمه انگیخته و بی اندازه وابسته به زندگی است چرا که آن خیلی پیشترها از داشتن جسمی مادی و واقعی منع شده است.
در فرهنگ چنین موجودی، علایم سکون، انرژی مادی را مغلوب خویش می سازد چرا که چنین فرهنگی، فرهنگی از پدیده های نامرئی است که توسط اجسام تصویری تسخیر شده است.
و چرا که نه؟ علامت مشخصه تماماً درصدد مبارزه طلبی آمریکاییان برای برپایی دومین مبارزه داخلی بر پایه موازین فرهنگی جهانی است.
در خلال جنگ داخلی آغازین، گرانت و شرمن به سرعت خودشان را به عنوان ژنرال های برجسته و پیشتاز آمریکا به اثبات رسانیدند. برخلاف ژنرالهای سالخورده جنوبی مقید به شیوه های سنتی و محلی آمریکایی، لی و استون وال، گرانت و شرمن به این مطلب پی بردند که جنگ در حمایت از فضای مجازی بر پا شده است.
مبارزه ای با تراست هدایت شونده برای مواضع مستقر در سراسر یک فضای شناور.
جنگ مجازی، در قالب حرکات ارتباطی، گردشی و سیال و جناحی افراطی، به کمک فرهنگ (جنگ) تبلیغاتی و قربانی بدگمان نسبت به درستى و نيکوکارى بشر به پیش می رود. در این مبارزه اهالی جنوب از همان آغاز محکوم به فنا شدند چرا که پاسخ نادرستی به آزمون فیزیک داده و به انتخاب گزینه تملک ارضی(انرژی مکانیک کلاسیک) متوسل شده و بدین ترتیب پشت سنگری بتونی پناه گرفته و بدان مقید شدند و پیاپی فضایی بدون درجاتی از آزادی بنا کردند. اهالی شمال نیز که محتملاً پیشاپیش در اندیشه سعادتمندی(آتیه ای برتر از پسامدرنیته آمریکایی) بودند، خود را وارد فضایی مجازی ساخته و با نگرشی صنعتی به استعمار سرزمین های غربی روی آوردند.
در این میان، بروز جنگی تمام عیار بر فراز فیزیک کوانتوم (جنگی مجازی) دور از ذهن نبود که به وقوع پیوست و به ادغام شعائر اجدادی آمریکاییان با نسب نامه موجود داراى صفات ارثى متشکل جديد منتهی گردید.
حال که نخستین جنگ داخلی، برای هزاران نفر در غم غربت ناشی از دفعات تماس تلویزیونی تعیین نقش می کند، واپسین جنگ داخلی آمریکایی افرادی را به عضویت شبکه جهانی فرهنگ موجود داراى صفات ارثى متشکل جديد در می آورد.
مبارزین واپسین جنگ به مبارزه در دو صحنه می پردازند:
در یک صحنه در جنگ مجازی برنامه ریزی شده در قالب مجموعه سرگرم کننده نظامی و در صحنه ی دیگر در قالب فرهنگ مجازی با طبقه ای از رسانه جهانی، پیوندی مافوق تصور برقرار می کند.
رجحان برابری فضای مجازی که بر تفکر استراتژیک گرانت و شرمن حکمفرما شده همانا روحیه روح بخشی به شبکه ای از سرگرمی های نظامی جدید آمریکایی است.
زمانی که ارتش آمریکا، توجه خود را از آموزه های مربوط به واقعیت جنگ داخلی منحرف نموده و توجه خود را معطوف به کسب قدرت در ویتنام نمود، اعضای ارتش به فوریت در جنگ شکست خوردند.
در اینجا درعوض آموزه های واقعی جنگ ویتنام، به مطالعه گزارش بروس استرلینگ از جنگ مجازی و شبکه ای می پردازیم. او به توصیف جنگ های مجازی به وقوع پیوسته در خلیج فارس می پردازد.
گزارش وی شامل کلنل های مجازی شکست خورده در جنگ ویتنام می گردد که مشتاقانه به مطالعه مجموعه ای از داده های مرتبط با تحقیق عملیات چند رسانه ای کامپیوتری در خصوص جنگ واقع در ناحیه شرقی منطقه لنسینگ به عنوان یک منطقه با مختصات محوری در منطقه بیابانی عراق می پردازند.
به بیان وی جنگ مجازی خیلی پیشتر از این ها آغاز شده و پیروزی های آتی وابستگی کامل به توان موجود داراى صفات ارثى متشکل جديد خواهد داشت که آمایشهایی از ادراک پیمایشی و جهانی را با جنگ افزار فیبر نوری ادغام می کند.
نه تنها مجازی سازی فرهنگ نظامی در شرف وقوع است، بلکه استعمار بر این کره خاکی منتج از استقرار فرهنگ آمریکایی در روزنه های آبستن فضای اقلیمی بومی خواهد بود.
نه تنها طبقه تکنولوژیکی برخلاف جریان نیروی کارگری در حرکت است، بلکه طیفی از رسانه های جهانی در حال شکل گیری است که عملکردی خلاف اجتماعات محلی و بومی دارد. این طیف رسانه ای جهانی همچنین درگیر مبارزه ای مجازی با پوزیسیون فرهنگی است. برای این طیف، اندام جدید بدون بدن به منظور ایجاد جریانی بر خلاف عادات معمول و منسوخ است که همانا مجموعه ای از رسانه های مجازی جهانی است.
با وجودی که جسم می تواند بیش از حد ملتهب می شود( در نتیجه قرار داشتن طولانی مدت در معرض لامپ های پر نور عکاسی و فیلم برداری)، مغز تنها قادر است طی مدت معینی در حالت خبردار نزد سیستم نانو باشد و در این میان پای بند موقعیت سیاسی نمی ماند. درست مانند نیچه، احتمالاً با تفکر در خصوص جمجمه های پوچ انسان نماهای مکانیکی تماشاگران تلویزیون بتوان از آن ها با عنوان موجوداتی با ماهیت دوگانه محصور در یک مکان محجر یاد نمود. جایگاه آنان در مرکز میدان است. رفتار توام با پوزخند آنان این موضوع را برای ما آشکار می سازد. دانستن این مطلب که آمریکا در پس دید خود در حال زوال است دیگر خالی از اهمیت است.
آن تنها به فرآیند انتقال فرهنگی سرعت می بخشد و علامت مشخصه ای از آمریکای برخوردار از شیفتگی مهجور و مرده را به ما می نمایاند.
مرده گرایی به عنوان گرایش فرهنگی حاکم در جوامع ابزار همزاد همچنان به چشم می خورد.
نژاد مانه فرهنگی آمریکا مدتها پیش، از مسیر مارپیچی منتهی به رشته های عصبی منحرف شده و به مجموعه های ژنتیکی فرهنگی تشنه و چشم به راه سراسر جهان (نه تنها فرهنگهای جوامع ابزار همزاد، بلکه دو رگه های غول پیکر اروپایی- آمریکایی، اروپایی- ژاپنی و اروپایی- چینی) تغذیه می رساند.
نهایتاً آمریکا قادر خواهد بود تا ناپدید شود چرا که حافظه تاریخی آن در آرشیو رسانه جهانی بایگانی شده است. درست نظیر جسد ستاره انقلابی در حال مرگ، تنها ستاره چشمک زن خشونت در شریانهای خونی ایالات متحده به عنوان علامت مشخصه انفجار عظیم است که زمان ناپدیدی نهایی فرهنگ آمریکا را مشخص می کند.
قرن، قرن آمریکاست. پایان تمامی سده ها آنجا که رمز فرهنگی آمریکا مبدل به هولوگرامی جهانی می شود و فاصله میان ملت ها با هاله از استیلای آمریکا در پس پرده عملی می گردد، موضوعی نه چندان نا خوشایند رخ می نماید و آن چیزی نیست جز خشونت و اجبار در تحمیل.
تز ششم : تله های مجازی
تمامی کالاهای درخشان فرهنگ معاصر از تله های مجازی برای به دام انداختن صید و غلبه بر جسم الکترونیکی برخوردارند. جسم غرق شده در فضای سیم پیچی شده مجازی به ناپدیدی در قالب همانند سازی صرف تهدید می گردد.
از این رو، می باید آرام رفتار کرده و تحت زور و ارعاب، از علائم جسمانی مشتمل بر سکون خود دست کشیده و بسیار سریع از دفاتر ثبت ارتعاشات به وقوع پیوسته در دریچه های گفتار فرهنگی بگذرد. و اما این روزها تعداد کمی از این قبیل دریچه ها وجود دارند:
دریچه تلویزیون برای تسخیر فتون های جهان ناپدید چشم الکترونیکی، دریچه رادیو برای پویش ثبت رکوردهای دیجیتالی پرده گوش، کامپیوترها برای ثبت رکورد رمزهای پنهان و بی روح عددی حضور و عدم حضور نوترینوهای ناپدید هوش با تراست هدایت شونده.
از اینرو، رسانه با لحنی نیشدار توام با لبخند، گیرندگی عظیم فرهنگ الکترونیک را بازگو می کند. نقش بسته بر پیکره دیوار کوچه بی تصدی در تاریک و روشنای هوا.
تز هفتم : از لم یزرع دیجیتال تا کافه مجازی
موجود داراى صفات ارثى متشکل جديد به زبان سیستم های تصویری مجازی تکلم میکند. دکمه حذف را فشار دهید تا بدیعیات منسوخ مطالعات فرهنگی، نشانه شناسی(تحلیل استدلالی که قادر به رسوخ در پوشش الکترونیکی بیو افزار نمی باشد)، جامعه شناسی فرهنگی(جامعه، موضوع گم شده ای از واقعیت مجازی است) و ماتریالیسم دیالکتیک (برای فرهنگی که در استدلال سیبرنتیک خود قابل بازگشت و واقعی است) از صفحه محو شده و تنها در قالب تئوریک در مخزن اطلاعات فاسد و بدون استفاده ثبت شوند. عمل کپی برداری و نمایش ناگهانی عناصر تصویری با چگالی عالی، بواسطه تصاویر گرافیکی منتج از بدن موجود داراى صفات ارثى متشکل جديد پنجره دار میگردد.
بدنهای مافوق بشری بی اراده درطول منطقه مادون آفرینش در شبکه ای از عناصر آسمانی حرکت می کنند.
یک بدن سست و بی حال که بنظر می رسد کاری برای به انجام رسانیدن ندارد، و دایماً تصاویر مجازی از خود را در فراکتال های انعکاسی کامپیوتر منکسر می کند، به لحاظ دیجیتالی با هندسه خاصی از مختصات ریاضی رمز گذاری شده و به واسطه اعمال تغییر در عضلات مرتعش پوست، برجسته می گردد.
جسم الکترونیک موجود داراى صفات ارثى متشکل جديد در واقع فضای شگفت انگیزی از خیالات و خطاهای حسی با تصاویر فیلتر شده، اصوات تغییر یافته، چهره های پرداخته شده، چشمان عاریتی، سیستم عصبی انبساط یافته، و تمایلات جنسی کج دار و مریض است. در حقیقت جسم الکترونیک هماره از آمادگی کامل برای طی طریق به فضای لایتناهی ماورای واقعیت برخوردار است.
بدون داشتن رد پایی در خاطره آفرینش، جسم الکترونیک تصوری مادون آفرینشی از خود دارد- دنیایی مادون واقعیت که قوانین خاص جنبشی را در مسیری مجازی شکل می دهد.
با رویاهای شهوانی، جسم سیم پیچی شده در قصری از هوی و هوس، بدون برخورداری از آن، میل و آرزو را لمس می کند.
فضایی از سیگنال های لیزری شهوانی بدون برقراری کوچکترین تماس و وسوسه بدون مقاومت.
میل و خواهش تابیده به شبکه ارتباطی از عواطف الکترونیکی.
با برقراری حالت توازن در لبه پرتگاه فضای مجازی، جسم سیم پیچی شده قادر خواهد بود که نهایتاً خود را در نقش یک اقیانوس ساکن و آرام توام با فوران ها و امواج ناگهانی و خصمانه شناسایی کند. در جنبشی از سرخ به آبی در طیفهای رنگی و در جستجوی کمال(تکنولوژیکی) بی نهایت که هرگز بدان دست نخواهد یافت.
و اما سرنوشت تلماتیک جسم سیم پیچی شده؟
ناپدیدی در بی نهایت لاوصول یک تصویر با جذابیت مجازی مختص آن.
نه دیگر در لباس دیوی زشت و شریر که موجود داراى صفات ارثى متشکل جديد در قالب اراده معطوف به پاکی و خلوص رخ می نماید.
شمایل نابی که از ماتریالیسم نازیبای فرهنگ کوچه و بازار پوست انداخته و به ماتریس ترکیبی از علایم مرده و بی حس ورود می کند.
او با چشمان آبی افسرده الکترولیتی، گیسوان سبز رنگ پریشان، و احساسات جنسی با سازه های ژنتیکی- مهندسی، در کافه مجازی حضور دارد.
ادامه دارد ...