مجلس شوراي اسلامي در بررسي خود نسبت به لايحه برنامه چهارم توسعه، جزء (b) ماده 107 لايحه را چنين اصلاح کرد: «انجام حمايتهاي لازم از اشخاص حقيقي و حقوقي که در چارچوب مقررات مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي در جهت توسعه فضاهاي مجازي فرهنگي، هنري و مطبوعاتي در محيطهاي رايانهاي و اينترنتي فعاليت ميکنند و به ويژه اعطاي تسهيلات لازم براي برپايي پايگاههاي رايانهاي و اطلاعرساني حاوي اطلاعات فرهنگي، ديني، تاريخي و علمي به زبان و خط فارسي توسط بخشهاي مختلف اجرايي کشور و همچنين فراهم کردن شرايط لازم براي دريافت برنامههاي صوتي و تصويري از طريق شبکههاي اطلاعرساني کابلي و کانالهاي ماهوارهاي براساس ضوابط سازمان صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران انجام ميشود.»
اين مصوبه با يک جمله ترکيبي طولاني، سعي کرده مشکل سايتهاي اينترنتي، کانالهاي ماهوارهاي و شبکههاي اطلاعرساني کابلي را يکجا حل کند. شايد بتوان گفت تنها نکات مشخص و عيني اين مصوبه، قيد نام«شوراي عالي انقلاب فرهنگي» و «سازمان صداوسيما» باشد. ضمن اينکه اعطاي تسهيلات براي پايگاههاي رايانهاي به زبان فارسي را مختص به بخشهاي اجرايي کشور کرده است.
اين در حالي است که طي سالهاي اخير عمدهترين توليدکنندگان محتواي فارسي در اينترنت، وبلاگنويسان و يا به عبارت ديگر اشخاص حقيقي بودهاند. همچنين موفقترين سايتهاي اينترنتي و اطلاعرساني مربوط به بخش خصوصي بوده و دستگاههاي دولتي عليرغم صرف هزينههاي هنگفت، عملکرد قابل قبولي در اين عرصه ارائه ندادهاند.
در واقع محيطهاي رايانهاي و اينترنتي، عرصهاي هستند که متخصصان کامپيوتر و علوم ارتباطات در ايران توانستهاند حتي در سطح جهان حرفي براي گفتن داشته باشند. راهاندازي بزرگترين سرويس ارائه خدمات وبلاگ فارسي توسط 3 دانشجوي دانشگاه صنعتي شريف، راهاندازي هزاران سايت اينترنتي توسط بخش خصوصي و حضور دهها متخصص ايراني در سايتهاي موفقي نظيرGoogle، Ebay و Amazon و حتي Microsoftنشاندهنده وجود پتانسيل قوي در اين بخش است. مجلس شوراي اسلامي ميتوانست طي مصوبهاي در قالب برنامه چهارم توسعه، دولت را ملزم به توليد نرمافزار ترجمه همزمان فارسي در اينترنت کند. اين کار انقلابي در علم و انتقال دانش و تکنولوژي به داخل کشور فراهم خواهد کرد، حتي هم اکنون نيز ميتوان اين طرح را به شوراي عالي انقلاب فرهنگي يا هيئت دولت تقديم کرد.
درخصوص معضل ماهواره و شبکههاي کابلي، مجلس سعي کرده صورت مسئله را پاک کند. در واقع چيزي که مصوب شده تکرار همان مصوبه قبلي مجلس پنجم در مورد ممنوعيت استفاده از ماهواره است چرا که همان مصوبه نيز صداوسيما را ملزم به راهاندازي شبکه ماهوارهاي ويژه کرده بود و اصولا" فلسفه واگذاري تجهيزات مصادره شده دريافت ماهواره به صداوسيما همين نکته بود.
شايد گفته شود که اگر غير از اين تصويب ميشد، شوراي نگهبان آنرا مغاير اصل 44 تشخيص ميداد و آن را رد ميکرد. ولي راههاي ديگري هم براي اين موضوع متصور بود. در هر حال بايد منتظر ماند و ديد دولت آينده که مجري برنامه چهارم است( و قطعا" دولت خاتمي نخواهد بود) با اين مصوبه چگونه برخورد خواهد کرد.
اما از انصاف نبايد گذشت که روح کلي اين مصوبه، جنبه حمايتآميز از توليد محتوا در محيط اينترنت دارد و مواجههاش با مسئله ماهواره نيز سلبي نيست.