باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 14 آذر 1387 كاربران برخط 30 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
هولوکاست و مكتب تاريخ حقيقي(3)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


مقاله حاضر به قلم مصطفی حریری برگرفته از فصلنامه مطالعات تاریخی، شماره 14، پاییز 1385 می باشد که بخش سوم آن تقدیم می گردد.

 
   ● نويسنده: مصطفي - حريري

ارسال كننده: سید امیر حسن دهقانی

منبع: فصل نامه - مطالعات تاریخی - 1385 - شماره 14، پاییز

 
 
همه مدافعان آزادي بيان يا بازنگري و دشمنان آن
از سال 1947 مجبور بودم تا در ميدانهاي جنگ قانوني زيادي بجنگم؛ جنگهايي كه من را از پيدا كردن زمان براي آماده كردن تفسيرهايي روشمند در حد پروفسوري كه سالهاي زيادي را صرف بررسي تاريخ جنگ جهاني دوم نموده عاجز مي‌ساخت؛ تفسيرهايي درباره «هولوكاست»يا «شوآه»
سالي كه پس از سالي مي‌رسيد و بهمن دادگاهها فرود مي‌آمدند،‌ پاسخگويي به آنها مرا از طرحهايي كه براي چاپ و انتظار داشتم باز مي‌داشت. غير از موضوع خودم،‌دفاع از ديگر بازنگران فرانسوي نيز، نياز به تلاش و صرف وقت داشت. در همين زمان كه اين كلمات را مي‌نويسم دو دعوا عليه من مطرح شده است؛ يكي در هلند و ديگري در فرانسه و اين در حالي است كه من بايد مستقيم يا غيرمستقيم درباره اتهاماتي دخالت كنم كه عليه ديگر بازنگران در سوئيس، كانادا و استراليا مطرح مي‌شود. به خاطر كمبود وقت محبورم تا از ميزان كمك كردنم به ديگران كم كنم. در تمام دنيا تاكتيكهاي دشمنانه ما تقريبا يكسان است. استفاده از دادگاهها براي فلج كردنه كار پيروان مكتب بازنگري؛ ]البته[ اگر حكم دوره‌هاي زندان و پرداخت خسارت و جريمه در ميان نباشد. براي اين مجرمان زنداني شدن به معناي يك ايست در مسير همه فعاليت‌هاي بازنگريشان است، در حالي كه اگر حكم براي پرداخت جرايم سنگين بريده شود آنها مجبور مي‌شوند تا بي‌قرار به دست آوردن پول باشند؛ در كار آن همه فشارهاي دادگاه از طريق «قرار ضبط اموال»،‌«بستن حسابهاي بانكي» و صورت مي‌گيرد. به خاطر همين يك دليل،‌زندگي من در يك چهارم قرن مشكل شده است،هنوز اين‌گونه است و احتمالا همين‌گونه نيز باقي خواهد ماند.(9)
اين يادداشتها متعلق به يك استاد حقوق دانشگاه نيست، اينها بخشي از نوشته‌هاي يكي ازپيروان بازنگري است. آنچه او در تشريح وضعيتش گفته است تقريبا با كمي شدت و ضعف براي ديگر پيروان مكتب بازنگري تاريخي،‌قابل تعميم است.
گروههاي بسيار قدرتمندي وجود دارند كه مانع هرگونه تصور انتقادي در مورد هولوكاست مي‌شوند. در سراسر جهان رسانه‌ها انبوهي از تهمتها را به كساني نسبت مي‌دهتد كه نسبت به تصور ارتدوكس در مورد هولوكاست شك كنند. در كشورهاي آلماني زبان،‌ابراز شك در مورد هولوكاست جنايتي سياسي محسوب مي‌شود و حكم زندان طولاني مدت را در پي خواهد داشت. (بخش 130 ، پاراگراف 3 از قانون مجازات عمومي آلمان،‌بخش سوم از قانون مجازات اتريش و بخش 216 از قانون مجازات سوئيس). همين مقدار كافي است تا به هر كس كه مي‌تواند تفكر انتقادي داشته باشد، مشكوك شوند. كسي بايد بپرسد كه با گذشت اين همه زمان از جنگ جهاني دوم،‌چه نيازي به چنين تبليغات و نفرت‌پراكني وجود دارد؟‌
در ايالات متحده اولين اصل قانون اساسي ابراز مي‌دارد كه هر سخن صلح‌آميز و عالمانه آزاد است و از اين منظر بيان، چاپ و نشر آراي بازنگران تاريخي آزاد خواهد بود. اما علي‌رغم اين در عمل اوضاع كاملا متفاوت است. البته در كانادا يا استراليا و بسياري از كشورهاي اروپايي اوضاع قانونا نيز اين چنين نيست.
در استراليا هر چيزي كه مخالف جامعه بهود گفته شود از سوي به اصطلاح «كميسسيون حقوق بشر» اين كشور مورد تعقيب قرار مي‌‌گيرد. اين كميسيونها كه سازمانهايي موازي با دستگاههاي قانوني اين كشورها مي‌باشند، مي‌توانند به خودي خود دستور توقف نشر كتاب، تعيين جريمه و يا اجبار به عذرخواهي را صادر كنند. با اينكه اين كميسيونها بخشي از نظام قانوني اين كشورها نيستند(و از اين طريق كنترل آنها بيشتر در دست يهوديان قرار مي‌گيرد) اما سرپيچي از دستور آنها خود جرم محسوب مي‌شود و مي‌تواند به پرونده‌اي قضايي در دادگاههاي استراليا و كانادا منجر شود. هر چند بازنگري تاريخي چيزي نيست كه ذاتا به يهوديان مربوط شود اما همه گروهها و جوامع يهودي به شدت از آن احساس خطر مي‌كند؛ چرا كه بازنگري تاريخي مستقيم يا غيرمستقيم به اين نتيجه مي‌رسد كه برخي از يهوديان در برخي از موارد راستگو نبوده‌اند و شهادتهاي صحيحي در مورد تجربيات خود از جنگ جهاني دوم ارائه نكرده‌اند. البته حيرت‌انگيز است اگر كسي برخلاف اين نظر مدعي شود كه يهوديان تنها گروهي هستند كه هرگز دروغ نمي‌گويند، تحريف و يا بزرگ‌نمايي نمي‌كنند؛ اما در حال حاضر رهبران جوامع يهودي مدعي‌اند كه هيچ‌كس حق ندارد نشان دهد يهودياني در مورد هولوكاست صادق نبوده‌اند.
در بسياري از كشورهاي اروپايي بازنگري در هولوكاست جرمي سنگين شناخته شده است. در فرانسه براي اين جرم تا يك سال زندان تعيين شده است،‌در سوئيس تا سه سال و در آلمان ( و سرزمينهاي اشغالي) تا پنج سال و در اتريش تا ده سال.
با اين حال، از منظر نظري، بازنگري بايد در همه اين كشورها كاملا قانوني باشد. چراكه همه اين كشورها بيانيه حقوق بشر سازمان ملل متحد را امضا كرده‌اند و از اين طريق همه آنها مجبور به رعايت حقوق بشر هستند. مطابق بياينه حقوق بشر، آزادي بيان فقط در مورد تجاوز به حقوق ديگران و يا تحريك بر يك جنايت، قابل محدود كردن است، اما آزادي تحقيقات علمي هيچ محدوديتي ندارد. شايد براساس همين‌نظر است كه يك پايان‌نامه دكتري در دانشگاههاي آلمان با عنوان «سركوب دروغهاي آشويتس» به اين نتيجه‌گيري مضحك رسيده كه بيان عقايد بازنگرانه نقض حقوق بشر است!‌
در عمل،‌اوضاع در اروپا به شدت بر ضد بازنگري است و بايد گفت: بله،‌بازنگري در اروپا غير قانوني است. از اواسط دهه 1980 در بسياري از كشورهاي اروپايي بازنگري غيرقانوني شده بويژه از سال 1995 عقايد بازنگرانه با جريمه‌هاي سنگين سركوب شده‌اند و صرفا به اين دليل كه تصور و تصور رسمي از هولوكاست زير سئوال رفته،‌دانشمندان به زندان فرستاده مي‌شوند. در اين زمينه دادگاههاي اروپا با رسانه‌هاي عمومي همكاري نزديكي دارند تا دانشمندان منتقد نظريه رسمي هولوكاست را «منكرين آشويتس»، «منكرين هولوكاست» و .. بنامند.
زير سئوال بردن كشتارهاي جمعي به وسيله ناسيونال سوسياليستها جرمي است كه تا پنج سال زندان به همراه دارد.
بنابراين مطابق اين ماده از قانون مجازات عمومي آلمان، موضوع هولوكاست امري اثبات شده و يقيني است و هر كسي كه برداشتي مخالف تصور و تصوير رسمي ارائه كند در واقع عامدانه و با نيت مجرمانه دروغ گفته است و بنابراين گناهكار و مقصر است، حتي وكلاي مدافعي نيز كه بخواهند از چنين فردي دفاع كنند مشمول اين قانون مي‌شوند وعمل آنها جرم محسوب مي‌شود، چرا كه آنها نيز مي‌خواهند شواهدي در رد برداشت رسمي از هولوكاست در دادگاه ارائه دهند.
در حقيقت، بازنگري تاريخي در هولوكاست غيرقانوني است، بلكه آيين دادرسي آلمان به دليل حمايت از هولوكاست، با اصول خود دچار رابطه‌اي پارادوكسيكال شده است، با اين همه متأسفانه قدرت در دست اين دادگاههاست. اوضاع در اتريش، سوئيس و تا حدي فرانسه نيز به همين منوال است.
در طول ده سال گذشته دولت آلمال بسياري از كتابها را به همين دليل سوزانده است،‌علاوه بر اين ساليانه بين ده تا ده هزار آلماني به علت چنين «جرايم فكري» محاكمه مي‌شوند.
عبارت جرايم فكري را اولين بار جرج‌اورول در كتاب معروف خود به نام 1984 به كار برد؛ اصطلاحي كه اورول براي توصيف جامعه‌اي كمونيستي تحت قيموميت «برادر بزرگ» به كار برده بود، اما امروز پس از گذشت بيش از يك دهه از فروپاشي شوروي مفهوم جرم فكري در كشورهاي مدعي آزادي بيان احيا مي‌شود؛ افكاري كه توسط تله اسكرينهاي رسانه‌هاي كنترل و در دادگاههاي تفتيش عقايد مورد بررسي قرار مي‌گيرند.
اوج عملكرد دادگاههاي آلمان بر ضد بازنگري- اگرچه مستقيما با اين مكتب مرتبط نبود- هنگامي اتفاق افتاد كه دادستان كل دادگاههاي آلمان با طرح دعواي يك فعال محافظه كار آلماني مخالفت كرد كه رسانه‌ها به او تهمت نازي بودن زده بودند. با جلوگيري از طرح اين دعوا همه طيفهاي سياسي راست‌گرا در آلمان، نازي محسوب مي‌شوند از قبيل محافظه‌كاران، وطن‌پرستان،‌راديكالها،‌تندروها،‌فاشيستها، نازيها و ديگر راست‌گرايان. و به اين ترتيب تهمت نازي بودن براي كسي كه به نحوي بتوان او را به راست‌گرايي نسبت داد در آلمان يك اتهام و انگ‌زني محسوب نمي‌شود، چرا كه مقامات آلماني او را يك نازي به حساب مي‌آورند.
به اين ترتيب ممكن است در آلمان همسايه‌اي فقط به علت خواندن سرودهاي ملي‌گرايانه و يا نصب پرچمهاي ملي‌گرايانه،‌توسط همسايه خود به عنوان نازي به دادگاه معرفي شود و ازاين طريق كساني كه احساسات صادق و سالم ميهن‌پرستانه دارند در آلمان در معرض اتهام نئونازي بودن قرار بگيرند.
روزگاري در ايتالياي قرون وسطي يك دانشمند به دليل بازنگري هيئت بطلميوسي مورد بازخواست و محاكمه قرار گرفت. وي معتقد بود كه شواهد موجود، هيئت بطلميوسي را تأييد نمي‌كند و اين مدل بيشتر مدلي افسانه‌اي است تا مدلي بر مبناي شواهد يقيني . دادگاه سرانجام او را محكوم كرد تا به اشتباه بودن نظرش اعتراف كند. به نظر مي‌رسد تاريخ در حال تكرار است.
 
بازنگران و طيفهاي متضاد
از مشهورترين اتهاماتي كه به بازنگران تاريخي وارد مي‌كنند اتهام ناسيونال سوسياليست بودن و يا به عبارت بهتر نازي بودن است. مدافعان هولوكاست با اين برهان كه از رد قضيه هولوكاست تنها نازيها منتفع مي‌شوند، همه منتقدان اين ادعاي تاريخي را نئونازي و منتسب به اين گرايش سياسي قلمداد مي‌كنند. بازنگران هولوكاست همه از يك گروه يكدست و همگن نيستند. در ابتداي شكل‌گيري اين مكتب مسئله مورد تاكيد اين بود كه هيچ‌گونه دسته‌بندي سياسي ديني و عقيدتي در ميان آنها نبايد وجود داشته باشد همين نوع نگاه باعث شد تا طيفهاي كاملا متضاد عقيدتي در كنار هم و در ذيل مكتب بازنگري گردآيند. در اين گروه حتي يهوديهاي منتقد هولوكاست نيز به طور فعال حضور دارند؛ بازنگراني چون ژوزف جي‌بورگ،‌روژه- گي دومريگو، ديويد كول و استفان هي‌وارد جزء يهودياني هستند كه كشتار جمعي و هدفمند هم‌كيشان خود را در دوره جنگ جهاني دوم زير سئوال مي‌برند. در اين ميان مسيحيان معتقد نيز در كنار يهوديان حضور دارند. رادولف،‌مايكل‌اي. هوفمان و رابرت كونتس همگي مسيحي‌اند. مسلمانان نيز به اين تنوع عقيدتي در اين مكتب تاريخي اضافه شده‌اند؛ ابراهيم آلوش و احمد رامي و در مقابل برخي نيز چون برادلي اسميت و رابرت فوريسون به طور كلي منكر دين و خدا هستند و عقايد ملحدانه دارند.
همين تنوع در حوزه ديني بازنگران به حوزه ايدئولوژي‌هاي سياسي نيز تعميم مي‌يابد. طيف بازنگران هولوكاست شامل برخي كمونيستها و سوسياليستها مي‌شود؛ پل راسينير و روژه گارودي كمونيست‌هاي مكتب بازنگري هستند. برخي ديگر مانند پي‌ير گولامه و سرج‌سيون چپ‌گراهاي معتل هستند. برخي ديگر مانند آندرو آلن، ديويد كول، برادلي اسميت و ريچارد ويدمان ليبرال هستند. برخي ديگر مثل گرمار رادولف،‌كارلو ماتوينو و ورنر رادماچر محافظه‌كارند. عده‌اي ديگر چون اودو والندي و مارك وبر راست گرايند و برخي ديگر مثل ارنست زاندل ناسيونال سوسياليست هستند. (10)
در ميان طيفهاي مختلف بازنگران،‌نه تنها اتهام نازي بودن در مورد برخي شان قابل تصور نيست بلكه خود از آسيب‌ديدگان مجازاتهاي رژيم نازي آلمان به حساب مي‌ايند و مدتي را در اردوگاههاي آلماني گذرانده‌اند. افرادي چون پل راسينير و ژوزف جي‌بورگ از اين دسته به حساب مي‌آيند.
گروهي ديگر از بازنگران تاريخي را سربازان جنگ جهاني دوم تشكيل مي‌دهند. اين سربازان قديمي كه چه براي آلمان و چه براي متفقين،‌از هر دو دسته در مجموعه بازنگران وجود دارند، افرادي چون ورنر رادماچر، ويلهلم استاگليچ و داگلاس كولينز از همين كهنه سربازان هستند.
اتهام جدي ديگر كه به بازنگران تاريخي وارد مي‌شود سطح سواد اين نظريه‌پردازان تاريخي را نشانه مي‌گيرد. زير سئوال بردن سطح علمي به معناي زير سئوال بردن استدلالات پيروان اين مكتب است و چنين برخوردي اين امتياز را دارد كه ديگر نيازي به چالش يا براهين و استدلالهاي طرف مقابل نخواهد بود. با اين حال نظري اجمالي به ميزان تحصيلات و جايگاه علمي پيروان مكتب بازنگري،‌اين ابهام و شبهه را نيز از درجه اعتبار ساقط مي‌سازد.
رابرت فوريسون، آرتور آر بوتز،‌كريستيان ليندتر و كوستاس زاوردينوس همگي پروفسور هستند و جايگاه بالاي آكادميك دارند. ويلهلم استالگيچ ، رابرت كونتس، استفان هي‌وارد و هربرت تيدمان نيز مدرك دكتري دارند. برخي از بازنگران داراي مدارك شيمي، فيزيك و مهندسي هستند مانند مايكل گارتنر، گرمار رادولف، آرنولف نيوماير و فرديريك برگ كه در ميان آنها مي‌توان متخصص اتاق گاز نيز پيدا كرد كه به واسطه ناهم‌خوانيهاي فني ميان ادعاي شاهدان هولوكاست با واقعيت به جمع منتقدين هولوكاست پيوسته‌اند. و برخي ديگر مانند مارك‌وبر،‌رابرت كونتس و كارلو ماتوينو مورخ هستند.
و سرانجام آخرين نقطه شبهه وارد بر بازنگران تاريخي اينكه آنان تعدادي آلماني ظلم‌ديده در جنگ دوم جهاني‌اند كه اكنون به مخالفت با تاريخ رسمي اين دوره برخاسته‌اند اما تنوع حاكم در حوزه‌هاي مختلف ياد شده به همين شدت در بحث مليت بازنگران نيز وجود دارد.
بازنگران برخي مانند رابرت فوريسون، پير گولامه، روژه گارودي، پل راسينير،‌وينستت رينوارد و جين پلانتين فرانسوي‌اند. برخي مانند برادلي اسميت، مارك وبر، آرتور بوتز، ريچارد ويدمان و فردريك لوختر امريكايي‌اند. برخي ديگر مانند گرمار رادولف، ورنر رادماچر ،‌مايكل گارتنر، آرنولف نيومير و ويلهلم استاگليچ آلماني هستند. برخي مانند يورگن گراف و آرتور ووگت سوئيسي هستند. برخي مانند كارلو ماتوينو ايتاليايي‌اند. برخي مالند انريكو آينت اسپانيايي‌اند. برخي مانند ابراهيم آلوش اردني‌اند و برخي مانند احمد رامي‌اهل موروكواند . در اين ميان انگليسي، سوئدي،‌دانماركي،‌لهستاني، روسي و نيز وجود دارد.
در عين حال دشمنان ديرينه نازيها در ميان بازنگران تاريخي حضور دارند؛‌افرادي چون پل راسينير كه پروفسور و استاد جغرافي و تاريخ است، يكي از مبارزان گروههاي مقاومت فرانسوي عليه آلمان نازي بوده است و سالها در اردوگاههاي آلماني به سر برده8 است. او به علت مخالفت با توصيفات و توضيحات ساختگي چند تن از هم‌بندانش از جمله‌ اي‌كوگون در مورد اردوگاههاي آلماني يكي از بنيان‌گذاران بازنگري در هولوكاست شناخته مي‌شود .
 
ادامه دارد ...
 

    318 بازديد     0 امتياز     0 نظر


دريافت فايلهاي پيوست
●   تصوير 

مطالعات موضوعي مرتبط :
●   تاريخ اروپا (25)
●   تاریخ نگاری (13)
●   هولوكاست (36)

عناوين مرتبط
●  هولوکاست و مكتب تاريخ حقيقي(2) 

دسته
●  

رسته :2

تاريخ ارسال:29/03/1386

تاريخ شمسی نشر:00/08/1385
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب