مصريان باستان، در سالهاي 2000 قبل از ميلاد تا 44 ميلادي، خود را با نمايشهاي قتل خدايانشان، سرگرم ميكردند. روميان باستان هم، چنين ورزشهاي مرگباري انجام ميدادند و سنت آگوستين در سال 380 قبل از ميلاد از اين ميناليد كه جامعهاش به اين بازي هاي گلادياتوري، معتاد است و «شيفته ي جذابيت كشتار و آدمكشي» است.
خشونت، همواره در سرگرمي نقش داشته است. اما براساس اتفاقنظر عمومي در حال افزايش، درسالهاي اخير، تغييراتي در خشونت رسانهاي رخ داده است.
گاي پاكوئت و جاكوز گايس، استادان دانشگاه لاوال، شش شبكهي تلويزيوني مهم كانادا را در دورهاي 7 ساله مورد بررسي قرار دادهاند، از جمله فيلمها، سريالهاي كمدي، دراماتيك و برنامهسازي (تنظيم برنامه) كودكان (به جز كارتونها). نتايج اين تحقيق نشان ميدهد كه بين سال هاي 1993 تا 2001، خشونت فيزيكي تا 378 درصد افزايش داشته است. شوهاي تلويزيوني در سال 2001 به طور متوسط، 40 صحنهي خشن در ساعت نمايش ميدادند.
مخاطبان فرانسهزبان، بيشترين تماشاچي خشونتها بودهاند. با وجود آنكه خشونت فيزيكي در شبكههاي سهگانه انگليسي زبان مورد مطالعه، 183 در صد افزايش داشته، اين افزايش در شبكههاي فرانسوي زبان 540 درصد بوده است. شبكهي تي.كيو.اس (TQS)، در ميان شبكههاي بررسي شده، در ميزان نمايش صحنههاي خشن فيزيكي، ميزان 49 درصد را به خود اختصاص داد.
از سوي ديگر، كانادايي ها به شدت تحت تأثير برنامههاي آمريكايي هستند. پاكوئت و گايس دريافتند كه بيش از80 درصد خشونتهاي تلويزيوني كه در كانادا روي آنتن ميرود، از آمريكا نشأت ميگيرد. اين دو محقق حدس ميزنند كه شبكههاي فرانسوي زبان، بيش از ساير شبكهها حادي صحنههاي خشن هستند، زيرا اين شبكهها بيشتر از سايرين، فيلم پخش ميكنند و اين شايد در نتيجهي بودجهي كمتر براي توليد برنامه باشد.
در برنامههاي توليد كانادا، خشونت بيشتر در شبكههاي خصوصي وجود دارد؛ اين شبكهها، سه برابر شبكههاي دولتي صحنههاي خشن پخش ميكنند. به طور كلي، 9/87 درصد صحنههاي خشونتآميز قبل از ساعت 9 عصر پخش ميشود و 39 درصد آنها پيش از ساعت 8 عصر، يعني درست زماني كه انتظار ميرود كودكان مشغول تماشاي تلويزيون باشند.
هر چه گرافيكي تر، جنسي تر و ساديستيتر
تحقيق ديگري نشان ميدهد كه خشونت رسانهاي، نه تنها از نظر كمي افزايش داشته، بلكه گرافيكيتر، سكسيتر و ساديستيتر (آزارگرانهتر) شده است.
اكنون، نمايش حركت آهستهي گلولههايي كه در سينهي افراد و جسد مردگاني كه در درياي خون فرو رفتهاند، خوراكي عادي به شمار ميآيند. ميليونها تماشاچي در سطح جهان كه بسياري از آنها كودكان هستند، برنامهي سرگرمي كُشتي دنياي زنان را تماشا ميكنند. كُشتيگيراني را كه سعي ميكنند موهاي يكديگر را بكنند و لباس از تن يكديگر درآورند و يكي از پر فروشترين بازيهاي ويدئوي جهان، Auto، به گونهاي برنامهريزي شده كه كاربر پس از انجام رابطهي جنسي با يك خودفروش، او را تا حد مرگ، با چوب بيسبال مورد ضرب و شتم قرار ميدهند.
جهانيسازي رسانهها
از زمانيكه تلويزيون و سينما مورد توجه مخاطبان در سطح جهان بودهاند، نگراني دربارهي خشونت رسانهاي نيز بيشتر شده است. يونسكو در سال 1998، كودكان 23 كشور جهان را مورد مطالعه قرار داد و دريافت كه 91 درصد اين كودكان در منازلشان دستگاه تلويزيون دارند، نه تنها در ايالات متحده، كانادا و اروپا، بلكه در كشورهاي عربي، آمريكاي لاتين،آسيا و آفريقا. بيش از 50 درصد پسراني كه در مناطق جنگي و پرجرم و جنايات زندگي ميكنند، قهرمانان اكشن را بيش از ديگران به عنوان الگوي خود برميگزينند و 88 درصد كودكان، شخصيت آرنولد شوارتزنينگر را به سبب ايفاي نقش در فيلم ترميناتور ميشناسند. بنابر گزارش يونسكو، ترميناتور «ظاهراً تصويرگر ويژگيهايي است كه از نظر كودكان براي مقابله با مشكلات ضروري هستند.»
خشونت بيپيامد يا قضاوت بيطرفانه اخلاقي
سرگرميها، تصور راهگشا بودن خشونت را تقويت ميكنند. در سرگرميهاي تلويزيوني، چه قهرمان داستانها و چه تبهكاران، بيوقفه به خشونت متوسل ميشوند. مركز رسانهها و امور اجتماعي (CMPA)، كه مدت ده سال مسئلهي خشونت را در تلويزيون، سينما و نماآهنگها بررسي كرده است، گزارش ميدهد كه حدود نيمي از كل خشونتها توسط «آدمهاي خوب» انجام ميشود، كمتر از 10 درصد شوهاي تلويزيوني، فيلمها و نماآهنگهايي كه مورد بررسي قرار گرفتند، در بافت خود، حاوي خشونت بودند يا پيامدهاي انساني خشونت را لمس كردهاند. در برنامههاي تلويزيوني، خشونت راهي طبيعي، پيشگيري ناشدني و توجيه پذير، و آشكارترين راه براي حل مشكلات تصوير ميشوند.
PG: فيلمهايي كه بچهها براي ديدشان به راهنمايي والدين نياز دارند!
والدين پرمشغلهاي كه ميخواهند فرزندانشان را از تأثير خشونت رسانهاي درامان بدارند، وظيفهي سنگيني بر دوش دارند. طبق تحقيق CMPA، خشونت در تمام شبكههاي تلويزيوني مهم و ايستگاههاي كابلي وجود دارد، بنابراين بيندگان تلويزيونها، ناگزير از ديدن آن هستند.
پوشش خبري شباهنگي، نگراني ديگري است. با وجود آنكه نرخ جرايم خشونت آميز در آمريكاي شمالي، رو به كاهش است، اما تصاوير نارحت كننده از اينگونه جرايم همچنان بخش عمدهي گزارشهاي جزي را تشكيل ميدهند.
از آن جا كه برنامههاي خبري با ديگر رسانهها بر سر تعداد مخاطب رقابت دارند، بسياري از توليدكنندگان خبر معتقدند كه خشونت و مرگ، تعداد مخاطبان را افزايش ميدهد اما اخبار خوب چنين خاصيتي نداند.
به همين ترتيب، طبقهبندي فيلمها از اين نظر كه والدين را راهنمايي كنند تا دريابند چه شوها يا فيلمها براي فرزندانشان نامناسب هستند، مانند گذشته قابل اعتماد نيستند. فيلمهاي ردة PG - 13 (تماشاي اين فيلم براي بچههاي زير 13 سال ممنوع است مگر با حضور والدين) بيش از فيلمهاي ردة R (تماشاي اين فيلم براي نوجوانان زير 17 سال بدون حضور والدين ممنوع است) پولساز هستند و در نتيجه، صنعت توليد فيلم با «افزايش شمار بينندگان» مواجه شده است؛ فيلم و شوهايي كه اتحاديهي فيلمهاي متحرك آمريكا (Motion Picture AssoCiation) در گروه R قرارميداد، اكنون به عنوان PG - 13 طبقهبندي ميشوند تا گيشهها و مراكز اجارهي فيلم به سود بيشتري برسند.
در سالنهاي نمايش فيلم، اين كه چه كسي چه چيزي را تماشا ميكند، تحت كنترل است. اما در منازل كمتر پيش ميآيد كه كودكان را از تماشاي يك فيلم غيرمجاز از شبكهااي خصوصي از خيل شبكههاي تلويزيوني باز دارند. همچنين كودكان ممكن است به بازيهاي ويدئويي بزرگسالان نيز در فروشگاه بازيهاي ويدئويي محلي دسترسي پيدا كنند. كميسيون بازرگاني فدرال آمريكا در دسامبر 2001 اعلام كرد كه خردهفروشان، به 87 درصد نوجوانان 13 تا 16 سال بدون همراه، اجازهي خريد بازيهاي ويدئويي گروه «بالغ» را دادهاند.
از آنجا كه اغلب كودكان آمريكايي اسباب سرگرمي مخصوص به خود دارند، نظارت بر آنها كمي مشكل ساز ميشود. بر اساس اعلام مركز سياست اجتماعي/ عمومي آننبرگ (Annenberg)، 57 درصد كودكان 8 تا 16 سال در اتاق خود دستگاه تلويزيون دارند و 39 درصد آنها نيز وسايل بازي و سرگرمي در اختيار دارند.
خرده فرهنگ خشونت جوانان
در حالي كه بسياري از والدين، نگران خشونت گرافيكي (تصويري) و شوخيهاي تحقيرآميز در شوهاي كودكان هستند، خرده فرهنگي خشونتورز رو به رشد است كه رادارهاي والدين از رديابي آن ناتوانند.
موسيقي و نماآهنگها
موسيقي و نماآهنگها نيز به قلمرو جديد و روبه افزايش خشونت وارد ميشوند. هنگامي كه جوردن نايت، عضو سابق گروه نيوكيدز، آلبوم سولوي خود را در سال 199 منتشر كرد، فعالان كانادايي خواستار تحريم اين آلبوم شدند، زيرا حاوي آوازي بود كه از تجاوز طرفداري ميكرد.
هنگامي كه اِمينم، خوانندهي جنجالبرانگيزه رپ در سال 2000 وارد تورنتو شد، سياستمداران و فعالان از دولت خواستند از ورود او جلوگيري شود، (كه البته چنين نشد) به اين دليل كه اشعار او تنفر نسبت به زنان را ترويج ميكرد. براي نمونه، يكي از آوازهاي او به نام كيم (Kim)، در يك نماآهنگ او را نشان ميداد كه در حال به قتل رساندن همسرش بود، و آواز ديگرش به نام تو را ميكشم (Kill You)، چگونگي تجاوز و قتل مادرش را تشريح ميكرد.
عليرغم (يا شايد به دليل) ترويج خشونت از سوي او، اين خواننده همچنان موفقيت بازرگاني كسب ميكند. آلبوم مارشال مدرس (Marshal Mathers) او پس از انتشار، 679567 نسخه در كانادا، در سال 2000 فروش كرد و پرفروشترين آلبوم سال شد. و شوي امينم (Eminem Show) همين خواننده در سال 2000، ماهها پربينندهترين شوها بود و تقريباً 18000 نسخه در هفته فروش داشت.
موفقيت اِمينم استثنايي نيست. اشعار فوقالعاده خشن، راه خود را به صنعت موسيقي باز كردهاند. بزرگترين شركت توليد موسيقي دنيا، به نام گروه موسيقي جهاني (Universal Music Group) از سه خواننده به نامهاي امينم، دكتر دري (Dr Dre) و ليمپ بيزكيت (Limp Bizkit) به عنوان خوانندگاني نام ميبرد كه بيش از هر كس ديگري، به سبب اشعار زنستيز و خشنشان مورد انتقاد قرار گرفتهاند. نماآهنگ سال 2002 مدونا با نام «اين براي يك دختر چه احساسي دارد»(Feels Like For a Girl) آن قدر از نظر تصويري خشن بود كه حتي MTV از پخش مجدد آن خودداري كرد.
بازيهاي ويدئويي
به طور عام خشونت و به طور خاص خشونت جنسي، موضوع اصلي صنعت بازيهاي ويدئويي است. روند جاري به گونهاي است كه كاربران آدمهاي بدي هستند كه نقش جنايتكاران خيالي را بازي ميكنند و به دليل حمله و كشتن عابران بيگناه امتياز كسب ميكنند. با وجود آن كه اين بازيها در گروه M، يعني كاربران بالغ طبقهبندي ميشود، همه ميدانند كه اين بازيها مورد علاقهي پسران زير سن نوجواني و نوجوانان هستند.
براي مثال بازيكنان در بازي Grand Theft Auto (پرفروشترين بازي پلياستيشن 2) به دليل ماشينربايي و دزديدن مواد مخدر از مردم در خيابان و قاچاق فروشان امتياز به دست ميآورند. در بازي Carmageddon، بازيكنان براي قتل عام عابران جايزه ميگيرند و صداي شكستن استخوانها به جلوههاي رئاليستي اضافه ميشود. در بازي Duke Nukem، تيرانداز اول، براي دستگرمي و ارتقاي مهارتش، از تصاوير سكسي زنان به عنوان هدف استفاده ميكند و با تيراندازي به رقاصها و خودفروشان نالان و برهنهاي كه التماس ميكنند «مرا بكش» جايزهي فوقالعادهاي دريافت ميكنند. در بازي Postal، بازيكنان، نقش پستال دود (Postal Dude) را بازي ميكنند كه با تيراندازي تصادفي به هر كس كه در برابرش ظاهر ميشود، امتياز كسب ميكنند؛ از جملهي اين افراد، مردمي هستند كه از كليسا خارج ميشوند و اعضاي يك باند دبيرستاني. اين شخصيت به گونهاي برنامهريزي شده كه ميگويد «تنها تفنگم مرا درك ميكند.»
سطح خشونت در سرگرميهاي جوانان بسيار بالاست. مطالعهي ام.نت (MNet) در سال 2001 با نام «جوانان كانادايي در دنياي ناآرام» (كه دريافته بود 32 درصد اطفال 9 تا 17 سال، هر روز يا تقريباً هر روز، از بازيهاي ويدئويي استفاده ميكنند)، نشان ميدهد كه 60 درصد جوانان اعلام كردهاند كه ژانرهاي اكشن و نبرد تن به تن ژانرها، مورد علاقه آنها هستند. استفان كلاين از دانشگاه سيمو فراسر (Simon Fraser)، در تحقيق سال 1998، خود بر روي بيش از 600 نوجوان ايالت بريتيش كلمبيا نظير همين نتايج را گزارش داد. 25 درصد نوجواناني كه او مورد مطالعه قرار داده بود، هفتونيم ساعت در هفته از اين بازيها استفاده ميكردند و هنگامي كه از آنها دربارهي بازيهاي مورد علاقهشان سئوال شد، «اكثريت قريب به اتفاق» آنان ، ژانرهاي ماجراجويانه واكنش را انتخاب ميكردند.
وب سايتها
خشونت مجازي نيز هماكنون در شبكهي جهاني اينترنت (WWW) در دسترس است. بچهها و جوانان ميتوانند اشعار خشن (شامل آن دسته از اشعاري كه از نسخهي قابل فروش آوازها سانسور شدهاند) را دانلود (download) كرده و از سايتهايي ديدن كنند كه ويديوكليپ و تصاوير خشن را به نمايش ميگذارند. بيشتر اين خشونتها از نوع جنسي هستند.
براي نمونه، سايت «دوستداري چه كسي را بكشي؟» به شخص اجازه ميدهد كه ستارگان واقعي شوهاي تلويزيوني را برگزيند و سپس توضيح داده ميشود كه بازيكنان چگونه ميتوانند آنها را بكشند. و اين فهرست شامل اعمال عجيب و غريبي است از خشونتهاي جنسي و تنزل شأن انساني.
سايتهايي نيز وجود دارند كه تصاوير واقعي صحنه هاي تصادف، شكنجه، مثله كردن و آدمخواري را به نمايش ميگذارند.
بسياري از كودكان از اين سايتها به عنوان نمايش آن لاين فيلمهاي ترسناك و بيضرر استفاده ميكنند. اما بهرهگيري گسترده از تصاوير سكسي و خشونت در اين سايتها نگران كننده است. براي نمونه، در صفحهي نخست يك سايت، متني نوشته شده كه تصاوير اين سايت را «با گرايش جنسي و محرك» معرفي ميكند و به بينندگان هشدار ميدهد كه اين سايت حاوي صحنههايي از مرگ، مثله كردن و قطع اعضا است. صاحب اين سايت با بيان اين كه «علاقهمندي من به صحنههايي از مرگ، عكسهاي ترسناك و مسائل جنسي ـ كه هم سالم و هم طبيعي هستند ـ عموماً با بزرگسالان عضو گروهام مشترك است» سعي در طبيعي جلوه دادن فعاليتاش دارد.
شواهد نشان ميدهد كه سايتهاي اين چنيني نزد بچه مدرسهايهاي كانادايي به خوبي شناخته شدهاند و والدين و معلمها اغلب از وجود اين سايتها اطلاعي ندارند. در تحقيق سال 2001 ام.نت (MNet)، 70 درصد پسران دبيرستاني اعلام كرده بودند كه چنين سايتهايي را ديدهاند.
وجود خشونت، انحطاط و قساوت در گسترهي رسانهها به اين معني است كه كودكان در معرض سلسلهاي از خشونت هستند كه از طرز تفكر «درست از روبرو»ي شوهايي چون پاركجنوبي (South park) گرفته تا تصاوير اغراقآميزي از زنستيزي و ساديسم گسترش دارند. عموماً جوانان در دستيابي به رسانههاي جديد پيشقدم هستند و تحقيق ام.نت نشان ميدهد كه تنها 16 درصد كودكان اظهار داشتهاند كه والدينشان دربارهي آنچه كه آنها آنلاين انجام ميدهند، خيلي چيزها ميدانند. اين وضعيت آشكارا مشكلساز است، با توجه به نتايج تحقيق AOL در سال 1999 كه نشان ميدهد، فعاليتهاي آنلاين، بعد اصلي زندگي خانوادگي را تشكيل ميدهند و بيشتر والدين بر اين باورند كه آنلاين بودن فرزندانشان بهتر از تماشاي تلويزيون است.