● به نام خدا - امروز ، پنجشنبه 18 شهريور 1389 - كاربران برخط: 1524   باشگاه را خانه خود بسازيد   در سایت عضو شوید   نام کاربری   کلمه عبور  


  
  
    
نقش تصویرسازی ذهنی
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ
مواجهه انسانی با نژادپرستی، نسل کشی و جنایت های جنگی


در این مقاله نویسنده به نقش تصویرسازی در شکل گیری نوع تفکر در افکار عمومی می پردازد و معتقد است که اربابان قدرت همان چیزی را انجام می دهند که در ذهنشان است. او معتقد است اربابان قدرت، رسانه ها و نهادها را در کنترل خود دارند و تصویرسازی مثبتی از خود ارائه می دهند. «دنیس رانکورت» به دو مثال در سطح افراد و در سطح دولت ملت اشاره می کند و معتقد است که نیت شخصی که آموزش تروریستی دیده و شخصی که یک حمله انتحاری انجام می دهد و یک رزمنده اساساً با یکدیگر تفاوت دارد. او به اعمال رژیم صهیونیستی و نیازش برای تصویرسازی مثبت از خود در مقابل اعمالی که انجام می دهد اشاره دارد.
 

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - تاريخ شمسی نشر 21/04/1389 - به نقل از globalresearch.ca

   ● نويسنده: دنیس - رانکورت

مترجم: سيد رضي - عمادي

  ● صفحه اينترنتي مرتبط: http://www.globalresearch.ca/index.php?context=va&aid=19709

 
 
اگر مراقبت کافی برای تضمین پوشش تصویرسازی ذهنی انجام نگیرد، به نظر می رسد اقدامات مخرب و جامعه ستیز اربابان، گریبان خود آن ها را هم می گیرد و حتی ممکن است آرامش از زندگی بچه های اربابان و همچنین شرکای آن ها نیز رخت بربندد.
در حقیقت این مساله در درون خانواده نخبه هسته ای با یک فرهنگ قوی خانوادگی از نخبه گرایی و نژادپرستی حل شده است. و در جوامع دوستان رئیس با یک فرهنگ اجتماعی قوی از طبقه گرایی، نخبه گرایی و نژادپرستی حل شده است. اما این جوامع سحرآمیز نیستند. طبقه نخبه تماس و مراوده هایی با جوامع دیگر دارند. اگر جامعه وسیع تر، اربابان را جامعه ستیز ببیند نسبت به این مساله واکنش نشان می دهد و چالش جدی ای نسبت به این تصویر بوجود می آید و مساله امنیتی مطرح می شود.
یک واکنش نسبت به چنین جامعه ای این است که بیشتر خودش را منزوی کند، نخبه گرایی، طبقه گرایی و نژاد پرستی اش عمیق تر شود و دیوارهای بلندتری اطراف جامعه خودش ایجاد کند؛ اما این استراتژی قابل تحمل نیست. اغلب، تنها پتانسیل جامعه وسیع تر، گسترش احساس منفی نسبت به اربابان نخبه است که جهت حفظ کنترل جامعه ستیزی نخبه تا حدی کافی است.
بنابراین میدان رزم اصلی محیط ذهنی، در جامعه، وسیع تر است. اربابان نخبه، مالک رسانه ها هستند و نهادها و مدارس را تحت کنترل دارند. آن ها سخت کار می کنند و مدام در حال مطرح کردن خود و مثبت جلوه دادن پروژه های اقتصادی – مالی شان هستند. غول های استخراج انرژی، سبز و در واقع سبزتر از هر چیزی هستند. غول های مالی برای جهان، توسعه می آورند. هر دروغی که اربابان را حفظ کند و کار کثیف آن ها را تمیز جلوه دهد مدام تکرار می شود.
بنابراین محیط ذهنی مکانی است که نیروهای نخبه تلاش می کنند قلوب و افکار را بدست آورند و جایی است که فعالان می توانند نفوذ خنثی کننده ای داشته باشند. مردم گفت و گو می کنند. اشتباهات تمام می شود. تفسیرهای غلط صورت می گیرد. جوامع جدید از دموکراسی موقتی رنج می برند.
یک ابزار مهم در زرادخانه فعالان، این است که دست بر نقطه ضعف حریف می گذارند. از کشتار و نسل کشی صحبت می کنند. وقتی که حریف اسم قاتلان و استخراج کنندگان را مطرح می کند خواستار جانشینی، براندازی و یک جنگ برای از بین بردن حریف می شوند.
یکبار دستشان را به خون آغشته می کنند و نشان می دهند که می خواهند از شلوغ کاری که خوشان ایجاد کرده اند رها یابند. آن ها بیش از گذشته، مصنوعی خواهند بود. همیشه در حال ایجاد استاندارد جدیدی هستند که محیط ذهنی باید انجام دهد... نمایش نمایش نمایش، آن ها نیاز خواهند داشت که منابع بیشتری را برای دفاع از تصویرشان هزینه کنند.
بنابراین کار ما این است که آن ها را صادقانه، با تاکید، سازنده، رادیکال حفظ کنیم و این تاکید را در مورد جرایمشان تکرار کنیم به این امید که شرکا و فرزندانشان آن ها را ترک کنند و به این امید که امیالشان مورد پذیرش جامعه وسیع تر قرار نگیرد.
این مدل قدرت از طریق تصویرسازی عمومی در هر سطحی که بر اساس سلسله مراتب باشد و در روابط میان افراد، نهادها، موسسه ها و ملت های حاکم پذیرفتنی تر است.

مثال افراد: تروریست در مقابل رزمنده آزاد
نظامیان این مطلب را می فهمند. یک گام حساس در ایجاد یک ماشین کشتار که از دستورات پیروی می کند این است که او را از خانواده هسته ای اش و از جامعه جدا کنیم و جامعه را با یک دسته مردم بی روح منزوی جایگزین نمائیم.
به دنبال این مساله، اگر افراد فرار یا سرکشی نکنند و از بی نظمی رنج نبرند، جامعه بیشتر به هم وصل شده و از نظر اخلاقی نیز افراد مقیدتر می شوند. جنگ به وسیله جامعه بزرگ تر، بیشتر مورد سئوال قرار می گیرد.
سربازانی که از دستورات در جنگ های ژئوپلتیکی پیروی می کنند همانند اربابان غارت گر و تسهیل کننده مالی، در زمره تروریست ها قرار دارند. به نحو مشابهی، یک گام حساس در به وجود آوردن یک بمب گذار انتحاری این است که خانواده اش کشته شوند و او از اجتماع اصلی اش جدا و هم از نظر فیزیکی و هم از نظر ایدئولوژیکی منزوی شود و همه ارزش های خود را با یک حرکت آزادی خواهانه که منجر به شهادت می شود، جایگزین سازد. تفاوت این است که بمب گذار انتحاری در حال جنگ با قاتلی است که خانواده او را کشته و جامعه او را تخریب کرده و در حال بازی در یک فیلمی نیست که در هواپیمایی از همه امکانات امنیتی برخوردار است.
از طرف دیگر رزمنده آزاد، رزمنده ای است که در قلمرو خودش از خود دفاع می کند و در طول نبرد نسبتا با جامعه خود ادغام شده است. رزمنده آزاد بیش از آن که به طور مصنوعی از جامعه جدا شود تحریک می شود که ارتباطاتش با جامعه را برقرار کند. نتیجه این که رزمنده های آزاد از جراحات مربوط به بی نظمی جامعه رنج نمی برند اما در عوض در جریان کشمکش برای حفظ جامعه، در جامعه ادغام می شوند. لذا این است دلیل این که چرا جبهه ملی آزاد سازی ویتنام جنوبی و ارتش مردم ویتنام شمالی شکست ناپذیر بودند.
این است دلیل این که چرا ایالات متحده نیروهای کنترا را برای کشتن اجتماع آموزش می دهد و حمایت می کند. این است دلیل این که چرا آن ها آموزش می بینند که همه سازمان دهندگان اجتماع و رهبران محسوس جامعه مدنی را ریشه کن کنند و رزمندگان آزاد را از جامعه منتقل کنند و انگیزه های مقاومت را از بین ببرند.
برعکس سربازان امپراتوری و قاتلان آموزش دیده، رزمندگان آزاد به آسانی از جنگ به جامعه مدنی و از دفاع به اجتماع منتقل می شوند بدون این که تنظیمات و مقررات را تضعیف کنند.

مثال دولت ملت: مورد اسرائیل
اسرائیل یک قدرت محلی در خاورمیانه و مسلما اشغالگر نظامی غزه و فلسطین است. تنها چیزی که مانع می شود اسرائیل مرتکب قتل عام فلسطینیان و نابودی هسته ای مسلمین در منطقه شود افکار عمومی به همراه تمایلات اسرائیل برای این که به عنوان بخشی از جامعه بزرگ تر ملل پذیرفته شود، است.
این که چرا اسرائیل نشانه خودش در جهان را اولویت نظامی می داند به خاطر این است که تصویرش گزینه های نظامی اش را محدود می سازد. این که چرا نابودی یک ناوگان کوچک برای اسرائیل یک ضرورت ملی بود به این دلیل است که افکار عمومی جهان می تواند در اختیار اسرائیل باشد. این که چرا حالا مربا و بیسکویت اجازه ورود به غزه دارند برای این است که افکار عمومی را نسبت به اسرائیل تعدیل کنند، همان طور که جامعه بین الملل نیز این تقاضا را از اسرائیل دارد.
این که چرا اسرائیل می خواهد رقص باله در جهان باشد و دانشمندانش به آزمایشگاه های بین المللی وارد شوند و عطر اسرائیلی در سراسر جهان فروخته شود به خاطر این است که داشتن یک تصویر مثبت لازمه اشغال و نسل کشی است. اسرائیل از آمریکا، کانادا، استرالیا و هر کشور جهان اول می خواهد که از نیروی کار مهاجر اسرائیلی استفاده کنند. اسرائیل حتی در سیاست های داخلی کشورهایی مثل آمریکا و کانادا دخیل است. اسرائیل در درون کشورهای جهان اول تلاش می کند تا چهره مثبتی از خود نشان دهد. امروز وجهه اسرائیل در جهان خیلی پائین است و این امر اعتبار متحدانش مثل آمریکا و کانادا را هم پائین می آورد. لابی اسرائیل در آمریکا و کانادا خیلی قوی است لذا این دو کشور هم تلاش می کنند تا افکار عمومی جهان را نسبت به اسرائیل مثبت سازند.
به طور کلی اعمال ما ناشی از آن چیزی است که در ذهن ما وجود دارد و تصویرسازی ذهنی در اعمال ما نقش زیادی دارند. در مورد اسرائیل تخلفات آشکار هستند.



 

    86 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   جنگ 
●   ذهن 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:21/04/1389
   
 ارسال پیام l ارسال خبر l ارسال م
     

تماس با ما  l ارسال مطلب l درباره سایت l آمار سایت l ارزش سایت