● به نام خدا - امروز ، پنجشنبه 18 شهريور 1389 - كاربران برخط: 1444   باشگاه را خانه خود بسازيد   در سایت عضو شوید   نام کاربری   کلمه عبور  


  
  
    
ساقیا جامی بده
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - تاريخ شمسی نشر 4/5/1389

 
 
حال من امشب خراب است ساقیا جامی بده
این دل تنگم کباب است ساقیا جامی بده
هرچه می خوانم نمی آید جوابی ای دریغ
شیشه ی عمرم حباب است ساقیا جامی بده
عمر من اندر پی دیروز و فردا می رود
جرعه ای ما را، ثواب است ساقیا جامی بده
خاطر معشوق خود را من مکدر کرده ام
رنج و سختی ها، جواب است ساقیا جامی بده
من «نبوت» را نمی خواهم! که آزارم دهی
پادشاهی کامیاب است ساقیا جامی بده
در میان ارتش عاشق پرستان من «تک»م
همچو آن افراسیاب است ساقیا جامی بده
نیک اندیشان عالم دُرد نوشان توأند
غیر این خود یک سراب است ساقیا جامی بده
مسلخ عشق تو اینک از چه خالی مانده است؟
باده ی ما پر ز آب است ساقیا جامی بده
او که خود هر دم برای آمدن تعجیل کند
یعنی باده بی شراب است ساقیا جامی بده
این قلم را تیز کردم همچو شمشیر علی (ع)
خنجرم چون ماهتاب است ساقیا جامی بده
چهره های زردِ افسرده زده آتش به جان
زندگی ها پرعذاب است ساقیا جامی بده
اینهمه ظلم زمان بینی چرا وا می نهی؟
یاد ما از «بوتراب» است ساقیا جامی بده
«مسلم» دلخسته گوید با دوصد آزادگی
حال من امشب خراب است ساقیا جامی بده
29 فروردین 1389
 

    13 بازديد     0 امتياز     0 نظر


دسته
●  شعر

رسته :3

تاريخ ارسال:04/05/1389
   
 ارسال پیام l ارسال خبر l ارسال م
     

تماس با ما  l ارسال مطلب l درباره سایت l آمار سایت l ارزش سایت