در دنيايي زندگي ميكنيم كه مشاهده مكرر بلاياي طبيعي و نيز مصايب و فجايع محصول دست بشر در رسانههاي تصويري، از ميزان حساسيتمان به اين گونه مقولهها روز به روز ميكاهد و اين در حالي است كه چنين فجايعي، حقيقتاً ماهيتي عجيب و خارقالعاده دارند و بايستي توجهمان را سخت به خود معطوف نمايند.
اخيراً با گزارشي تكان دهنده از آكادمي ملي علوم آمريكا يعني برجستهترين مجمع علمي اين كشور مواجه شدم. از آنجا كه اين گزارش فاقد هر گونه محتوا و پيام تصويري تحريككنندهاي بود، تنها در قالب گزارشهايي كوتاه و در روزنامههاي معدودي منتشر شد.
در بخشي از اين گزارش ميخوانيم: اين احتمال وجود دارد كه افزايش دماي زمين كه در يك صد سال اخير شاهد وقوع آن بودهايم، به نحوي ناگهاني و بدون هيچ گونه هشدار قبلي و تنها در عرض چند سال به نحو شگفتانگيزي تشديد شود، به نحوي كه شاهد تحميل الگوهاي جوي جديد كه به تحليل اكوسيستمها و نابودي سكونتگاههاي بشري ميانجامد، باشيم؛ واقعهاي كه فرصتي براي سازگاري آدميان، حيوانات و گياهان با چنين شرايط جديدي باقي نميگذارد.
چنين شرايط جوياي ميتواند به تغييري گسترده در محيط زيست كره زمين بينجامد، به طوري كه تأثيرات آن در هزاران سال گذشته بيسابقه بوده باشد. در صورتي كه برآورها و پيشبينيهاي اين مطالعه محقق شود، هيچ رويدادي در تمام طول تاريخ به فاجعهباري آن نخواهد بود، رويدادي كه پيامدهاي آن بر آينده، تمدن بشري و حيات كره خاكي بسيار فجيع و اسفبار خواهد بود.
در سال 2001، گروه ميان دولتي سازمان ملل متحد كه مسوول بررسي تغييرات جوي كره زمين ميباشد (IPCC)، در گزارشي مفصل پيشبيني نمود كه ميانگين دماي سطح زمين، احتمالاً تا سال 2100 با افزايش 4/1 تا 8/5 درجه سانتيگراد مواجه خواهد شد. در صورت تحقق چنين پيشبينياي، بيشك افزايش دما در ظرف اين يك صد سال، بيش از همهي تغييراتي خواهد بود كه در بيش از ده هزار سال گذشته شاهد آن بودهايم.
تأثيرات و پيامدهاي چنين تغييري بر زيست كره، صرفاً ماهيتي كمي نخواهد داشت. براي درك اهميت چنين افزايش دمايي، تنها كافي است بدين مسأله توجه نماييم كه افزايش پنج درجهاي دماي زمين در خلال آخرين دوران عصر يخبندان تا امروز، سبب شده كه در عمده بخشهاي نيمكره شمالي، شاهد ذوب شدن حجم عظيمي از يخها باشيم.
اين مطالعه پيشبيني ميكند كه افزايش 4/1 تا 8/5 درجهاي در قرن بيست و يكم، به ذوب شدن يخچالهاي طبيعي، توده يخهاي قطبي، افزايش سطح آب درياها، افزايش بارندگيها، طوفان، تغييرات شديد جوي، بيثباتي در وضعيت آب و هوا، نابودي سكونتگاههاي طبيعي، آلودگي آبهاي شيرين به آبهاي شور، خشك شدن وسيع جنگلها، انقراض گونههاي زيستي و بالاخره گسترش خشكسالي خواهد انجاميد.
در ادامه اين گزارش، به پيامدهاي نامطلوب چنين تغييراتي بر برخي مناطق مسكوني نيز اشاره شده است كه از آن جمله ميتوان به زير آب رفتن برخي كشورهاي جزيرهاي و نيز كشورهاي كم ارتفاع، كاهش بازده محصولات كشاورزي به ويژه در نيمكره جنوبي و شيوع بيماريهاي خاص مناطق حاره و گرمسيري در مناطق شمالي اشاره نمود.
در يكي ديگر از گزارشهاي آكادمي ملي علوم كه اخيراً منتشر شده، بدين نكته اشاره شده است كه برآوردها و پيشبينيهاي موجود درباره افزايش دماي زمين و پيامدهاي اقتصادي، اجتماعي و اكولوژيكي آن كه در گزارش سازمان ملل آمده است مبتني بر اين فرض ميباشد كه در قرن بيست و يكم، با افزايش تدريجي در دماي هوا روبهرو خواهيم بود، اين در حالي است كه چنين فرضي، احتمالاً نادرست ميباشد و اين احتمال قوت دارد كه تنها در عرض چند سال، شاهد افزايش ناگهاني دما و شكلگيري نظام اقليمي جديدي باشيم. اين آكادمي بر اين باور است كه چنين تغييراتي كه پيامدهاي آن نيز بلندمدت خواهد بود، در صد هزار سال اخير بارها تكرار شده است كه آخرين مورد آن به 11500 سال پيش مربوط ميشود كه شاهد نوعي تغيير ناگهاني در دماي زمين بودهايم.
بر طبق اين مطالعه، زماني شاهد تغييرات شديد در وضعيت آب و هوا هستيم كه عوامل كنترل كننده نظام جوي با تغييراتي همراه شوند. توجه به اين واقعيت كه به واسطه فعاليتهاي بشري و به ويژه استفاده از سوختهاي فسيلي، ميزان انتشار گاز دي اكسيد كربن در جو، در قرن حاضر به دو برابر افزايش يافته شرايط را براي دامن زدن به يك تغيير ناگهاني در آب و هواي زمين تنها در عرض چند سال، مهيا ساخته است.
بروز تغيير ناگهاني در وضعيت آب و هوا، ميتواند با پيامدهاي فاجعهباري بر روي اكوسيستم و گونههاي جاندار در سراسر زمين همراه شود، اما چنين ويرانياي تنها به نابودي گونههاي گياهي و جانوري خاص محدود نخواهد شد و نابودي جنگلها در مقياسهاي گسترده، خشك شدن چمنزارها و تبديل آنها به بيابانهاي بيآب و علف، از پيامدهاي نخستين آن خواهد بود. نابودي حيات وحش و شيوع و گسترش بيماريهايي هم چون وبا، مالاريا، تب دنگ، تب زرد و … از ديگر خطراتي است كه حيات بشري را مورد تهديد قرا خواهد داد.
افزايش دماي زمين، نشان دهندهي جنبهي شومي از دفتر حساب و كتاب عصر صنعتي است. در چند صد سال گذشته و به ويژه در قرن بيستم، آدمي حجم گستردهاي از انرژي ذخيره شده خورشيد را در قالب زغال سنگ، نفت و گاز طبيعي به مصرف رسانيده تا انرژي مورد نياز حيات صنعتي خود را تأمين نمايد. آزاد شدن انرژي حاصل از اين گونه سوختها و انتشار آن در جو، به تغييرات وسيعي در وضعيت آب و هوا و سازوكارهاي اكوسيستم موجود دامن زده است.
اگر بخواهيم دستاورهاي بشر در گستره اين كره خاكي را مورد سنجش قرار دهيم، يقيناً به نحو اسفباري اين گونه نتيجهگيري مينماييم كه افزايش دماي زمين، بزرگترين دستاورد بشري محسوب ميشود. ما در طول كمتر از يك قرن، شرايط زيستي و شيمايي كره زمين را با تغييراتي بس گسترده همراه ساختهايم و در صورتي كه در اين قرن جديد و در عرض كمتر از ده سال، آن گونه كه پيشتر هم زمين شاهد آن بوده، تغييري جدي را در وضعيت جوي زمين تجربه نكنيم، در حقيقت با دستان خود، سنگ نوشته مزار خود را حكاكي كردهايم.