موفقيت و شكست بازنگران
يك ارزيابي در سال 1998 به طور خلاصه نتايج حركت تهورآميز بازنگري را بررسي كرد. اين بررسي در دو جبهه موفقيت و شكست بازنگران را به تصوير كشيد.
اول جرقهاي موفق در جبهه علمي و تاريخي كه در سال 1996 باعث تسليم شدن رقباي بازنگران تاريخي شد. دوم شكستي كه در جبهه روابط عمومي براي بازنگران تاريخي روي داد. در اين جبهه رقبا و دشمنان بازنگري تاريخي با در دست داشتن امكانات و ظرفيتهاي رسانهها توانستند مانع از ارتباط مستمر و مؤثر بازنگران تاريخي با عموم مردم شوند و تمام راههاي رسانهاي را جز اينترنت بر آنها بستند.
در دهه 1980 و 1990، نويسندگان ضد بازنگري كوشيدند تا در ميدانهاي علمي- تاريخي با بازنگران برخورد كنند. پيير ويدال ناكوثت، نادين فرسكو،جرج ولرز، آدالبرت راكرل، هرمن لنگبين، اوژن كوگون و آرنو مير تلاش كردند تا رسانهها را براي پيدا كردن پاسخهايي براي استدلالات بازنگران ترغيب كنند.
مايكل برنبوم و موزه يادمان هولوكاست در امريكا در سالهاي 1993 و 1994 بازنگران را دعوت به مبارزه كردند. آنها كوشيدند با نشان دادن يك اتاق گاز به عنوان تنها دليل، نسلكشي يهوديان را ثابت كنند. شكست طرفداران هولوكاست در اين جبهه جدي بود با اين حال اين جنگ همچنان ادامه داشت.
در سال 1998 كتاب قطوري از مايكل برنبوم به همراه آبراهام جي. پك با موضوع تاريخ هولوكاست منتشر شد؛ كتابي كه به دور از روشهاي علمي تاريخي به بررسي هولوكاست ميپردازد. در عوض آنها ندانسته نشان دادند كه هولوكاست يك چيز است و تاريخ چيز ديگر. از طرف ديگر اين كار تقريبا شبه مجرد بود؛ بدون نشان دادن هيچ عكسي يا نقشهاي و بدون هيچگونه تلاشي در نشان دادن فيزيكي حقايق. تنها تودهاي از كفشها در اين كتاب به نمايش درآمده بود. ميتوان فرض كرد كه توده كفشها به ما چه ميگويند:‚ «ما همه كفش هستيم و آخرين شاهدان!» (11)
كتاب حاصل فعاليت 55 نفر از نويسندگان و تحت نظر كامل خاخام برانبائوم منتشر شد. در آن كتاب تلاشهاي واقعي براي تحقيقات علمي تاريخ كنار گذاشته شده بود. شرايط به گونهاي بود كه وقتي شخص چون آرتور ماير به دليل تحقيقاتش در سال 1988 كه سعي در كنار گذاشتن «هولوكاست» از قلمرو تاريخ داشت،تكفير شد. حركتهاي غير معقول بالاخره و تلاش براي عقلگرايي چربيد و مسلط شد. (12)
چند سال بعد، يعني در سپتامبر 1996 ناقوس عزا براي اميدهايي كه به مبارزه علمي با بازنگران بسته شده بود به صدا درآمد. دو مقاله بلندي كه در يك روزنامه سوئيسي به وسيله يك نويسنده ضد بازنگري يعني «بايناك» به چاپ رسيد يه صورت قطعي دفتر پاسخ دادن مستدل به نظريات بازنگران را بست.
در سالهاي مياني و پاياني دهه 1970 زماني كه رابرت فوريسون درباره اتاقهاي گاز تحقيق ميكرد، هيچگاه به اين نميانديشيد كه بيست سال بعد اين تلاشها پيشرفت بزرگي نصيب بازنگران تاريخي سازد.
بيست سال بعد برخي چون بايناك كه تا پيش از اين در پي اثبات اشتباهات فوريسون در انتقاد اتاقهاي گاز بودند، از مواضع خود عقبنشيني كردند؛ مقاله بايناك يكي از نمونههاي بارز اين اتفاق است. آري، مخالفان بازنگري در عرصه برخورد علمي با باز نگران تاريخي شكست خورده بودند، اما هنوز هولوكاست در جهان به عنوان يك واقعه شناخته ميشد. اشكال كار از كجا بود؟ براساس نظريه بازنگران، مبناي شكلگيري افسانه شوآه يا هولوكاست،تبليغات جنگي است و اين مسئله اساسا مبناي رسانهاي و تبليغاتي دارد. حركتهاي وسيع رسانهاي در جهت تبليغ هولوكاست كمكم اين ادعاي تاريخي را به يك باور عمومي تبديل ميكند.روزنامهها،راديو و تلويزيون و حتي سينما از روشهاي مختلف،هولوكاست را به عنوان يك واقعيت غيرقابل ترديد مطرح ميكنند. از طرفي گرفتن رنگ و بوي مذهبي نيز هولوكاست را در باقي ماندن ياري ميرساند.
سينماي جهان نيز كه در گذشته يد طولاني در به تصوير كشيدن افسانههاي عبري داشت،اين بار پرستيژي از مستندسازي نيز به خود گرفت و هولوكاست كليد خورد.
اگر بازنگران تاريخي توانستند ميدانهاي علمي را به روي خود بگشايند، ميدان رسانه همچنان به روي آنان بسته ماند و استدلالات آنها در ميان هياهوي بوقهاي تبليغاتي هيچگاه به گوش افكار عمومي نرسيد.
فعاليتهاي رسانهاي بازنگران تاريخي در انتشار كتاب و فصلنامه بازنگري تاريخي محدود ماند و تنها مجراي اطلاعرساني غير مكتوب آنها نيز در فضاي اينترنت شكل گرفت. بازنگران تاريخي با شكستي جدي در حوزه ارتباط با افكار عمومي روبهرو شدند، چرا كه ابزار رسانهاي همچنان در دستان كساني قرار دارد كه از صنعت هولوكاست منتفع ميشوند.
كتابشناسي بازنگري
نويسندگان بازنگري در سالهاي پس از شكلگيري و رشد انديشههاي اين مكتب، آثار بسيار متنوع و متعددي را در قالب كتاب منتشر و عرضه كردهاند؛ آثاري كه به زمينههايي چون تاريخ تحليلي جنگ جهاني دوم و بررسي وقايع آن دوران ميپردازد و در كنار آن آثار متعددي درباره بررسي هولوكاست ديده ميشود.
آنچه در ميآيد تنها نام، موضوع و نام نويسنده كتاب را در خود داراست. هرچند كه از نظر كتابشناسي اطلاعات ارائه شده ناكامل است اما چراغي را فراروي مطالعات بازنگري و هولوكاست قرار ميدهد.
نمونههايي درباره هولوكاست
1. “Did Six Million Really Die?”
Barbara Kulaszka
آيا واقعاً 6 ميليون يهودي مردهاند؟
گزارشي از شهادتها در اخبار غلط كانادايي، ادامهاي بر ]اثر[ ارنست زاندل 1988
نوشته: باربارا كولاسزكا
2. Lectures on the Holocaust
Germar Rudolf
سخنرانيهايي ]درسهايي[ در مورد هولوكاست
نوشته: گرمار رادولف
3. SPECIAL TREATMENT IN AUSCHWITZ
Carlo Mattogno
برخورد مخصوص در آشويتس
نوشته: كارلوماتوينو
4. The First Holocaust
Don Heddesheimer
اولين هولوكاست
تأمين و افزايش سرمايه يهوديان از طريق ا دعاي هولوكاست در جنگ جهاني اول
نوشته: دان هديشمير
5. THE HOZX OF THE TWENTIETH CENTURY
Arthur R.Butz
بزرگترين فريب قرن بيستم
نوشته: آرتور بوتز
6. BEST WITNESS
By Michael Collins Piper
بهترين شاهد
نوشته: ميشل كولينز پايپر
اردوگاه آشويتس
اردوگاه آشويتس معروفترين اردوگاهي است كه معتقدان و حاميان هولوكاست از آن به عنوان اردوگاه كورههاي آدمسوزي نام ميبرند. از اين رو اين اردوگاه در بررسيهاي بازنگران، اهميت بسزايي يافته است. آثار متنوعي در اين زمينه به رشته تحرير درآمده كه در زير تعدادي از آنها را به عنوان نمونه آوردهايم.
1. Auschwitz Lies
Germar Rudolf
Carlo Mattogno
دروغهاي آشويتس
نوشته: گرمار رادولف و كارلو ماتوينو
2. Auschwitz
Willhelm Staglich
نگاهي عادلانه به آشويتس
نوشته: ويلهلم استاگليچ
3. Auschwitz: Plain Facts
Herbert Verbeke
آشويتس: واقيعات آشكار
نوشته: هربرت و ربك
با همكاري: پروفسور رابرت فوريسون، كارلو ماتوينو، مانفرد كوهلر و ديگران
4. Auschwitz: Plain Facts
Germar Rudolf
آشويتس: واقعيات آشكار
نوشته: گرمار رادولف
5. Auschwitz Crematoriu1
Carlo Mattogno
آشوبتس: كوره آدم سوزي شماره 1
گازهاي كشنده
نوشته: كارلو ماتوينو
آثاري از ايروينگ
ديويد ايروينگ يكي از پركاريتن نويسندگان بازنگر بويژه در زمينه هولوكاست.
ايروينگ آثار متعددي در بازخواني هولوكاست دارد كه به برخي از آنها در اين مجال اشاره خواهيم كرد. انتخاب ديويد ايروينگ از جهت تنوع و تعدد آثار وي در زمينه هولوكاست بود، اگر نه بازنگران ديگري نيز هستند كه از نظر پركاري چون ايروينگ بوده، آثار فراواني را تهيه و تدوين كردهاند. اما همانطور كه پيش از اين هم گفته شد اين بخش تنها اشارهاي به برخي از عناوين آثار بازنگران كرده است، چرا كه كتابشناسي و بررسي آثار بازنگران تاريخي خود نيازمند مقالهاي بلند و مشروح است.
1. THE SECRET DIARIES OF
HITLER’ S DOCTOR
دفتر خاطرات سري دكتر هيتلر
2. THE WAR BETWEEN
THE GENERALS
جنگ ميان ژنرالها
3. Apocalypse 1945
The Destruction of Dresden
مكاشفات 1945
و آثاري بدون اشاره مستقيم به هولوكاست:
1. The West, War and Islam
Ernest Zundel
غرب، جنگ و اسلام
نوشته: ارنست زوندال
2. The great Zionist cover – up
Edwin M. Wright
سپر بزرگ صهيونيسم
نوشته: ادوين ام رايت
3. The Israel lobby and U.S Foreign Policy
John J. Mearxheimer
لابي اسرائيل و سياست خارجي امريكا
نوشته: جان ام. ميرشيمر
پانوشتها:
1- Dr. Carlos Huerta, Touro College, Jerusalem , Writing in Martydom and Resistance, Octob: r 1991.
2- Impact and Future of Holocaust Revisionism, Robert Faurisson, Journal of historical review.
3- همان
4- نيوز ورچه زيتونگ، 16 ژوئن 1999.
5- Impact and Future of Holocaust Revisionism, Robert Faurisson. Journal of histovdical teview.
6- The Jornal of Historical Review, A Look Back. By Greg Raven. Journal of histovdical review.
7- Impact and Future of Holocaust Revisionism, Robert Fourisson , Journal of histovdical review.
8- Why Holocaust Revisionism? Theodore J. O’Keefe
9- Impact and Future of Holocaust Revisionism, Robert Faurisson, Journal of historical review.
10-بازنگري تاريخ هولوكاست . نوشته جمعي از بازنگران تاريخي، ترجمه سيدمجتبي عزيزي.
11-Michael Berenbaum and Abraham J. Peck, eds., The Holocaust and History: The Known, the Unknoun , the Disputed and the Reexamined. Published in association With the Unterd States Holocaust Memorial Museum (Washington , DC). Bloomington: Indiana University Press , 1998. Xv+ 836 pages; 55 contributions. See the review by R. Faurisson of this book:” Much ‘ Holocaust’ But No History: The Failure of Rabbi Berenbaum, “The Journal of Historical Review, Sept. Oct, 1998, pp. 29-31.
12-M. Berenbaum and A. J. Peck, eds., The Holocaust and History (citee above), p.15.