آتن و آنكارا بى وقفه براى گفت وگوهاى دوجانبه ابراز علاقه مى كنند و اين در حالى است كه هنرمندان، روشنفكران و حتى توريست هاى ساده با هم به تبادل نظر مى پردازند. اما بايد اذعان داشت مردم اين دو جامعه مدنى كه مشتركات بسيارى دارند از دولت هايشان كه هميشه بدبين هستند، بسيار جلوترند.
يكى روسرى اسلامى، دامن و پيراهن بلند كه روى مچ ها را هم پوشانده بر تن دارد و ديگرى، پيراهنى كوتاه كه پاهايش را نمايان ساخته است. آنها زير آفتاب آتن، دست در دست هم از پله هاى آكروپوليس پايين مى روند. امينه اردوغان و ناتاشا كارامانليس، همسران نخست وزيران تركيه و يونان روز ۷ مه ۲۰۰۴ براى گرفتن عكس آشتى در همين حالت متوقف شده اند.
داستان خوشايند تابستان همچنان ادامه دارد. زير طلاهاى كاخ بسفور و همچنين روى سنگفرش هاى محله پلاكا، تجار، روشنفكران، توريست ها و... يونانى و ترك دوباره يكديگر را مى بينند، از شباهت هايشان به وجد مى آيند و قسم مى خورند كه اختلافات صد ساله شان را كنار بگذارند. اين طور كه در آتن و آنكارا مى گويند زمان آشتى فرا رسيده است. هيچ هفته اى نمى گذرد مگر اينكه نشانه اى از حسن نيت در آن به چشم بخورد. دولت دو كشور ظرف چند ماه، ۲۵ توافقنامه همكارى در همه زمينه ها به امضا رسانده اند.
رجب طيب اردوغان ماه مه راهى آتن شد. طى ۱۶ ماه گذشته اين اولين ديدار رسمى يك رئيس دولت ترك از يونان بود. ماه ژوئيه نوبت به همتاى يونانى اردوغان رسيد تا به مناسبت مراسم ازدواج باشكوه دخترش راهى تركيه شود، در مراسم ازدواج، كوستاس كارامانليس يكى از شاهدان دوشيزه اردوغان بود. در فينال جام ملت هاى اروپا، در ميدان تاكسيم استانبول هواداران يونانى و ترك كه در شادى هم سهيم بودند براى پيروزى تيم فوتبال جشنى پرهياهو برگزار كردند. پرچم هاى هر دو كشور همراه با آوازهايى به دو زبان مختلف بر فراز منطقه در رقص بودند.
تعداد طرح هاى همكارى سرسام آور است: خط انتقال گاز براى انتقال گاز باكو به يونان و ايتاليا، يك خط آهن براى انتقال مسافران بين استانبول و تسالونيك و... حتى دوستداران حيوانات هم به تفاهم رسيده و طرحى مشترك براى حفاظت از فوك هاى كمياب مديترانه ارائه دادند و حالا در سرآغاز گفت وگوهاى ضرورى براى الحاق تركيه به اتحاديه اروپا، اينگونه به نظر مى رسد كه جنگ سرد درياى اژه ديگر به گذشته ها پيوسته است.
• ديپلماسى زمين لرزه
گويى براى فروكش كردن احساسات خصمانه نياز بود كه طبيعت به خشم آيد. روز ۱۷ اوت سال ،۱۹۹۹ در شمال غربى تركيه زمين لرزه اى به وقوع پيوست كه ظرف ۴۵ ثانيه، ۱۵ هزار كشته بر جاى گذاشت. شبكه هاى يونانى برخلاف هميشه به پوشش خبرى مستقيم اين حادثه پرداختند و ترحم و دلسوزى و موجى از همبستگى بى سابقه را در برابر دشمن موروثى خود ايجاد كردند. نخستين بار بود كه يونانى ها، ترك ها را بدون فيلتر و همانند بشر زجر كشيده مى ديدند و بعد سيل كمك از سوى آتن سرازير شد. يك ماه بعد شمال پايتخت يونان شاهد لرزش بود و اين بار ناجيان ترك راهى اين كشور شدند.
وزراى خارجه سوسيال دموكرات دو كشور يعنى جورج پاپاندرو و اسماعيل جم تصميم گرفتند از اين موقعيت استفاده كرده و به دشنام ها پايان دهند. (تئودور پانگالوس، وزير خارجه قبلى يونان، ترك ها را «دزد و متجاوز» مى خواند و بولنت اجويت، نخست وزير سابق تركيه قول داده بود كه اگر قبرس به اتحاديه اروپا بپيوندد بى هيچ مراعاتى آنكارا واكنش نشان خواهد داد.) خاطره درگيرى روى صخره ايما (كارداك تركى) در سال ۱۹۹۶ كه با نصب پرچمى با صليب شكسته توسط يك روزنامه نگار ترك آغاز شد و داشت به جنگ مى كشيد بايد پاك مى شد. حمايت آتن از اوجالان، رئيس تروريست هاى كرد نيز بايد به فراموشى سپرده مى شد.
و اين «ديپلماسى زمين لرزه» بود. دسامبر سال ،۱۹۹۹ يونان وتوى خود براى نامزدى تركيه در اتحاديه اروپا را پس گرفت. ماه بعد فضاى هوايى آنكارا براى پرواز هواپيماى پاپاندرو باز شد. در روى زمين نيز ايستگاه هاى گمركى به صورت ۲۴ ساعته گشايش يافت. اما در آتن نسل جديد حاكمان قصد دارند به ناسيوناليسم سال هاى ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ پايان دهند. اين مسئله تنش ميان شركاى اروپايى را افزايش مى داد و بهانه اى براى خريدهاى تسليحاتى بود كه از نظر اقتصادى روز به روز غيرقابل تحمل تر مى شد (۳/۴ درصد توليد ناخالص ملى). اما طى ۵ سال گذشته تجارت ميان دو كشور چهار برابر افزايش يافته است. تئودور كولومبيس، مديركل سرمايه گذارى يونان در سياست اروپايى و خارجى كشور مى گويد: «احزاب سياسى يونان تصميم گرفته اند استراتژى خود در قبال تركيه را تغيير دهند. آتن مى داند كه منافع يونان با ورود تركيه به اتحاديه تامين مى شود.» احمد داوت اوغلو، مشاور ديپلماتيك نخست وزير تركيه نيز معتقد است: «دو كشور ما، يكى در شرق اروپا واقع شده و ديگرى در غرب آسيا، اما نبايد به مرزهاى آنها نگاه كنيم، بلكه بايد فرهنگ مشتركشان را ببينيم. آشتى ما درست عكس چيزى است كه طرفداران درگيرى تمدن ها مى خواهند.»
نيلوفر تاريكاهيا روشنفكرى اهل استانبول است كه دو فستيوال براى دوستى يونان و تركيه ترتيب داده است. او مى گويد: «مى دانيد كه ما ۵ هزار واژه مشترك داريم. DNA، آشپزى و موسيقى ما ديگر با هم آميخته شده است.» از اين دست فرهنگيان در هر دو كشور بسيار است. يانگوس آندرئاديس، استاد دانشگاه پانتئوس در آتن مى گويد: «تركيه و يونان برادرند و من از بابت همين نگرانم. مى ترسم آنچه بر سر رموس و رومولوس آمد بر سر ما هم بيايد.» او مدام با دانشجويانش از اهميت برادرى حرف مى زند. اين روزها روزنامه نگاران از چنين كليشه هايى به كرات استفاده مى كنند. سفرهاى توريستى افزايش چشمگيرى يافته و خواننده ها مدام در هر دو كشور كنسرت صلح ترتيب مى دهند.
پتروس موليوياتيس، رئيس ديپلماسى يونان، ماه پيش براى اولين بار سردبيران دو روزنامه بزرگ ترك را براى ناهار دعوت كرد و برايشان تعريف كرد كه چطور يك سرباز ترك در سال ۱۹۲۲ به مادرش كمك كرده بود تا برادرش را كه در اغتشاش مهاجرت يونانى هاى آسياى صغير پس از ماجراى شكست ارتش يونان موسوم به «فاجعه بزرگ» گم شده بود پيدا كند. سرباز به مادرش گفته بود او را نجات داده چون به خواهرش كه توسط يونانى ها كشته شده شبيه است.
البته اختلافات تاريخى اين دو كشور را نبايد دست كم گرفت. مدت ها بود كه در كافه هاى آتن، به جاى قهوه ترك، قهوه يونانى و بيزانسى مصرف مى شد. البته آنقدر فرهنگ ها با هم آميخته بود كه هيچ يك به درستى نمى دانستند موسيقى يا شيرينى مورد علاقه شان از كشور ديگر آمده است. مثلاً باقلوا واقعاً ترك است يا يونانى؟ نادر غولو در پاسخ مى گويد: «اين شيرينى در اصل عثمانى است كه از اتريش تا مصر را نيز فرا گرفته است.» اين پاشاى باقلوافروش، دو مغازه بزرگ در آتن و ستالونيك دارد و مدام توليداتش را با هواپيما به يونان مى برد. وقتى بچه بود ملوانان يونانى مى آمدند و از دكه پدرى اش باقلوا مى خريدند تا آنها را در آتن بفروشند. او نيز خود را «هنرمند و آشتى ساز» مى داند كه به نوعى ديپلماسى ذائقه را اختيار كرده است.
براى پايان دادن به تراژدى خونريزى، هيچ چيز بهتر از آشنايى بيشتر با تاريخ نيست. طبق معاهده لوزان كه در سال ۱۹۲۳ به امضا رسيد ۲ ميليون يونانى آسيايى و ترك اروپايى (به ترتيب ۵/۱ و ۵/۰ ميليون) بايد خانه هايى را كه نسل ها در آن ساكن بودند ترك مى كردند. صفر گونچ ۵۸ ساله بايد تا سال ۲۰۰۰ منتظر مى ماند تا بتواند به روستايى كه اجدادش و يونانيان آسياى صغير در آن زندگى مى كردند بازگردد. صفر به همراه گروهى از دوستانش مجمعى به نام «مبادله شدگان معاهده لوزان» تشكيل داده و معتقد است بايد از اين تراژدى ۸۰ ساله زمينه اى براى آشتى فراهم كرد، مساجد ويران شده جزاير يونانى و كليساهاى آسياى صغير را دوباره ترميم كرد و در مجموع ميراث مشترك مردم را نجات داد.
يكى ديگر از اختلافات موجود مسئله امپراتورى عثمانى است. بعضى ها مى گويند اين دوره «دوره زيستن در صلح» بوده است و براى برخى ديگر «خاطره زير يوغ بيگانه رفتن» است. براى بسيارى از يونانى ها پذيرش اينكه سلطان عثمانى پا در كليساهاى بيزانسى گذاشته كار راحتى نيست. براى خيلى از ترك ها هم مشروعيت ناسيوناليسم بالكان قرن نوزدهم و جنگ هاى استقلال طلبانه عليه حضور ترك ها غيرقابل قبول است. اما مگر نه اينكه آتاتورك «پدر ترك ها» خودش در تسالونيك متولد شده است؟
بحث بر سر سرنوشت اقليت هاى باقى مانده پس از معاهده لوزان (۳ هزار يونانى هم اكنون در استانبول به سر مى برند و ۲۰۰ هزار مسلمان در تريس)، مسئله قبرس و درياى اژه عمده ترين مسائل فعلى يونان و تركيه هستند و هرگونه آشتى بايد در پس اين موارد صورت گيرد، چرا كه تاريخ نشان داده كه آشتى از سر احساسات هرگز پايدار نخواهد بود.