باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 14 آذر 1387 كاربران برخط 31 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
فرهنگ عامه، سرزمين ناشناخته
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: سعيد - صابر

منبع: سایت های خبری - دریچه

 
 

فرهنگ دربردارنده ‌و در برگيرنده ميراث اجتماعي هر جامعه‌ي انساني است. افراد جامعه‌ي انساني در طول حيات خود براي پاسخ به نيازهاي خود راه‌هاي مناسبي يافته‌اند كه مورد بهره‌برداري افراد هم‌عصر خود و آيندگان قرار گرفته است. فرهنگ‌هاي بشري تاريخ مبارزه‌ي انسان‌ها با طبيعت و با گروه‌هاي خودي و غيرخودي است.

تاكنون از فرهنگ تعاريف گوناگون شده است. با آن‌كه ابن خلدون با تأكيد بر وجه معنوي غالب بر فرهنگ آن را مجموعه‌اي از عادات، ‌رسوم و شئون زندگي مردم دانسته بود، بيشترين تعاريف رايج از فرهنگ، به ويژه در غرب ـ از اواخر سده‌ي نوزده مطرح شد. در همين سال بود (1871 م ) كه نخستين تعريف نسبتاً كامل و ارزنده از فرهنگ را ادوارد تايلور انسان‌شناس معروف انگليسي و بنيانگذار انسان‌شناسي فرهنگي ارائه داد. او در كتاب معروفش به نام "فرهنگ ابتدايي" به تعريف روشن، رسمي و جامع از فرهنگ پرداخت و اين تعريف را در نخستين صفحات كتابش چنين بازگو كرد:

فرهنگ يا تمدن مجموعه‌ي پيچيده‌اي است كه در برگيرنده دانستني‌ها،‌اعتقادات، هنرها،‌اخلاقيات، قوانين، عادات و هرگونه توانايي ديگري است كه به وسيله انسان به عنوان عضو جامعه كسب شده است. وضع فرهنگ ميان جوامع گوناگون بشري تا جايي كه در اصول كلي قابل تحقق باشد موضوعي است مناسب براي بررسي قوانين انديشه و كنش انساني.

هرچند اين تعريف كامل نيست ولي سر‌آغاز تعريف‌هاي متنوع و بي‌شماري است كه بعد از وي ارائه شده است.

 

فرهنگ عامه

اما فرهنگ عامه كه در كنار فرهنگ هر جامعه مي‌توان به بررسي آن پرداخت چيست؟ قلمروش كجاست و چه ويژگي‌هايي دارد؟ فرهنگ مردم را بايد در درون زندگي مردم جست، اصولاً فرهنگ در متن زندگي جريان دارد ما زماني مي‌توانيم به حريم فرهنگ راه پيدا كنيم كه آن را به صورت جزيي از زندگي ببينيم، بايد فرهنگ در زندگي روزانه ما حضور داشته باشد. آن‌چه را كه به‌عنوان فرهنگ مردم مي‌شناسيم، دقيقاً بيانگر زندگي توده مردم است و بررسي و شناخت آن براي تدوين تاريخ و جامعه‌شناسي ما ضرورت كامل دارد.

ارزش‌بخشيدن به فرهنگ مردم، در واقع ارج نهادن به مردم است به اين خاطر كه مردم از فرهنگشان جدا نيستند و اين فرهنگ آنهاست كه آن‌ها را مي‌سازد و به آنان ارزش مي‌بخشد. فرهنگ مردم ترجمه‌ي كلمه‌ي فولكلور Folklore است. اين كلمه را نخستين بار ويليام جي تامس، باستان‌شناس انگليسي وضع كرد و آن را طي نامه‌اي با امضاي مستعار آجروز مرتون در نشريه انجمن ادبي لندن در سال 1846 به چاپ رساند. وي در توضيح اين اصطلاح تأكيد داشت كه مطالب و موضوعاتي از قبيل عادات، آداب، مشاهدات، خرافات، ترانه‌ها، اصطلاحات و غير اين‌ها ، بايد از ادوار قديم تدوين شود تا هم در آينده پژوهشگران بتوانند از اين طريق به اطلاعات موردعلاقه خود دست يابند و هم‌چنين بدين‌وسيله بتوان از زوال و فناي آ‌ثار و انديشه‌ها و ادبيات عامه جلوگيري كرد.

كلمه فولكلور مركب است از دو جزء فولك Folk و لُر lore كه جزء اول را در فارسي به مردم، ‌توده،‌عامه خلق و عوام ترجمه كرده‌اند و بخش دوم را به دانش،‌آگاهي، حكمت، معلومات دانستني و كلماتي از اين‌گونه برگردانده‌اند اما به‌طور كلي مترجمان فارسي زبان در برابر فولكلور اصطلاحات فرهنگ مردم، فرهنگ عامه، فرهنگ توده، حكمت عاميانه و ...را آورده‌اند.

 

قلمرو فرهنگ عامه

قلمرو فرهنگ عامه گسترده است. به‌طوري كه در اين مورد اتفاق نظري ميان علماي علوم اجتماعي وجود ندارد. بسياري از محققان، فرهنگ عامه را تمام موضوع‌هايي مي‌دانند كه به طور شفاهي و دهان به دهان نقل و نشر مي‌يابد و به‌طور سينه به سينه از گذشتگان به آيندگان مي‌رسد. اين تعريف، طرفداران زيادي بين مردم شناسان دارد . با اين همه تعريفي ناقص است. زيرا جوامعي كه از سواد نوشتن بي‌بهره‌اند، تمام موضوعات را به صورت شفاهي مي‌آ‌موزند. مثل يادگرفتن زبان، شيوه پيداكردن خوراك، روش مسواك‌زدن، اشتغال به كار، حرفه و...

جمعي ديگر از محققان فرهنگ عامه از جمله "وان ژنيب" فرانسوي معتقدات و اعمالي را كه بدون فلسفه و نظريه انجام مي‌شود فولكلور خوانده‌اند و معتقدند هرچيزي كه عادت آدمي است مي‌تواند جزو فرهنگ مردم به‌شمار آيد. آن‌ها براي نمونه از غذاخوردن، خوابيدن و عاداتي از اين‌گونه ياد كرده‌اند.

و گروهي نيز معتقدند كه ذهنيات هر فرد از باورها، پندارها، انديشه‌ها و سخن و ادب عامه انباشته است. بسياري از تدابير را كه انسان براي برآوردن نيازهاي اوليه خود از قبيل تهيه پوشاك و خوراك و ابزار كار و مسكن به كار مي‌گيرد و سهم عمده‌اي از آن‌چه را كه براي گذراندن اوقات فراغت در نظردارد و بخشي از رفتار اجتماعي، مثل آداب رفت و آمد، آداب سفر،‌ نشست و برخاست، ‌ديد و بازديد، تعارفات ،‌مراسم و آداب زندگي از زادن تا مردن. همه اين‌ها گوشه‌اي از فرهنگ عامه را تشكيل مي‌دهد.

براي دريافت زمينه و قلمرو فرهنگ مردم بجاست به نظريه سي اس برن اشاره كرد. وي معتقد است موضوعاتي كه به نام فولكلور بررسي مي‌شوند در سه مقوله‌ي اصلي و چندين مقوله فرعي قرار مي‌گيرند.

الف) باورها،‌عرف و عادات مربوط به زمين و آسمان، دنياي گياهان و روييدني‌ها، دنياي حيوانات، دنياي انساني، اشياي مخلوق و مصنوع بشر، روح و نفس دنياي ديگر، موجودات مافوق بشر، طب و طبابت و ...

ب) آداب و رسوم مربوط به نهادهاي سياسي، اجتماعي، شعائر و مناسك زندگي انسان، مشاغل، پيشه‌ها، گاه شماري و تقويم جشن‌ها، بازي‌ها و سرگرمي‌هاي اوقات فراغت.

ج) داستان‌ها، ترانه‌ها، ضرب‌المثل‌ها، داستان‌هاي حقيقي و سرگرم‌كننده، تصنيف‌ها، مثل‌ها، چيستان‌ها، و ...

 

ويژگي‌هاي فرهنگ عامه

فرهنگ عامه هر ملتي داراي ويژگي‌ها و مضاميني است كه باعث جدايي و تمايز جامعه‌اي از ديگر جوامع مي‌شود. در عين حال فرهنگ عامه همبستگي‌هاي انساني را نيز در نظر دارد. زيرا، پايه‌ آن بر نيازهاي اصلي و واقعي بشر نهاده شده است و تا حدزيادي به‌طور طبيعي در ميان اقوام و قبايل گوناگون اشتراك دارد. انسان‌ها به لحاظ روحي و رواني از وحدت برخوردارند و همين نكته باعث و باني وجود شباهت در داستان‌ها و موارد مربوط به فولكلور در نقاط مختلف جهان مي‌باشد. از طرفي نيز هر فرهنگي در طي قرون متمادي با فرهنگ‌هاي ديگر برخورد و ارتباط مي‌يابد و به تبادل مي‌پردازد و با جذب و ايثار، ميان آن‌ها همرنگي و آشنايي به وجود مي‌آيد و اين وجوه اشتراك، موجب احساس همبستگي‌هاي بشري و پيرايش روحيه مسالمت‌آميز بين ملت‌ها مي‌شود.

انديشه عامه در قيد و بند چارچوب‌ها و قالب‌ها محصور نمي‌ماند، رها و آزاد است، متحرك و پوياست،‌هميشه در حال تحول است و با شرايط تازه زندگي سازگاري دارد. فرهنگ رسمي در درون تارهايي كه خود تنيده است محصور مي‌ماند و به اين جهت گرفتار ركود و خمودگي مي‌شود ولي فرهنگ عامه با جامعه متحول شده و در جويبار زمان جريان دارد .

ويژگي‌هاي فرهنگ عامه كشورمان عبارت‌اند از:

1. از ويژگي‌هاي فرهنگ عامه پيوندي است كه اين فرهنگ با زندگي توليدي جامعه دارد. به همين منظور بايد به جستجوي اين ارتباط در تمام بخش‌ها و شاخه‌هاي آن پرداخت. ادبيات شفاهي به‌عنوان بخشي از فولكلور، محقق را با مسائل معيشتي و اقتصادي مردم رودررو مي‌كند در جوامعي كه معيشت آن‌ها مبتني بر كشاورزي است، ترانه‌ها و قصه‌هايشان حكايت از اين شيوه زندگي دارد. در جوامعي كه دامداري مبناي زندگي را تشكيل مي‌دهد آثار دامداري را در ادبيات شفاهي‌شان منعكس مي‌بينيم.

2. همچنان كه جنبه‌هاي زندگي توليدي جامعه و پديده‌هاي مادي برمفاهيم معنوي، اعتقادات و نحوه‌ي زيست مردم اثر مستقيمي دارد همانگونه هم اعتقادات و انديشه‌ها و اصول مذهبي، جهت و هدف زندگي مردم يك جامعه را مشخص و معين مي‌كند. مردم، تحت نفوذ مسائل اعتقادي، مذهبي، سياسي، باورها و انديشه‌هاي جامعه خود هستند.

3. در فولكلور فايده عملي مورد توجه است. همچنان‌كه بارها ديده شده است وقتي ذهن ساده‌انديش روستايي در مقابل اثر هنري پيچيده قرار مي‌گيرد نخستين سؤالش اين است كه فايده‌اش چيست؟ و به چه دردي مي‌خورد؟ اصولاً عامه، مفيدبودن را نشانه ارزش و اهميت يك اثر مي‌دانند. به واقعيات توجه دارند و به اين جهت گرايش به واقع‌گري، از ويژگي‌هاي فولكلور به‌شمارمي‌آيد.

4. فرهنگ عامه ازمنابع با ارزش ودست‌نخورده‌اي است كه در درون آن روح زندگي، فلسفه و حيات جاري و ساري است. احساس و بينش مردم را با ياري گرفتن از نمادها،‌استعاره‌ها، رمزها و علايم درقالب الفاظ و در كسوت اعمال و حركات جلوه‌گر مي‌سازد و بدين وسيله زندگي پر از رمز و راز، تمثيل، اشاره و كنايه مردم را بازگو مي‌كند.

5. در فولكلور اميد و خوش‌بيني موج مي‌زند. در داستان‌هاي عاميانه وقتي كه قهرمان داستان ،‌ دستش از همه جا كوتاه مي‌شود، نگاهش متوجه غيب، جادو و انجام كارهاي خارق‌العاده مي‌گردد و به اين ترتيب پيروزي را براي خود مسلم مي‌سازد. انديشه عامه در همه جا به چاره‌جويي مي‌پردازد.

6. در فرهنگ عامه با نوعي جامعه‌شناسي تعاون روبرو مي‌شويم. مشاركت، مساعدت و همكاري در همه امور زندگي‌شان در نان‌پختن، خانه‌ساختن، در عروسي، شيردوشي، ختنه سوران، دروكردن و حتي هنگام فوت و عزا ديده مي‌شود. اين عمل حاكي از يك همبستگي و هماهنگي كامل و نحوه جهان‌بيني مردم عادي است.

7. در باورها، انديشه‌ها ، مراسم، رفتار و كردار عامه، انجام امور خير، احترام به مردم، توجه به نظافت و پاكيزگي، قدر دانستن نعمت‌هاي خداوند، حرمت نان و نمك، ارج‌نهادن به هر نوع كمك و همكاري و خلاصه توجه به همه نكات خوب و مثبت زندگي، مورد تشويق قرار گرفته است. 

 

كلام آخر:

فرهنگ عامه ايران با اينكه از غنا و عظمت خاصي برخوردار است، متأسفانه كمتر مورد تحقيق و تحليل قرار گرفته است. كساني كه به فرهنگ مردم عنايتي داشته‌اند اغلب به گردآوري موردي آن پرداخته‌اند و از پژوهش در آن و به بررسي نقاط ضعف و مثبت آن نپرداخته‌اند.

براي گردآوري فرهنگ مردم،‌ زمينه‌هاي دست‌نخورده و بررسي نشده زياد داريم و وظيفه محققان و پژوهشگران ماست كه با تحقيق و مطالعه و كاوش پيگير گوشه‌هاي تاريك و ناشناخته فرهنگ عامه ايران را روشن كنند، بشناسند و بشناسانند و بدين‌وسيله غنا و عظمت فرهنگ اين سرزمين را آشكار سازند.

 

منابع:

1. بيهقي. حسينعلي، فرهنگ عامه ايران، آستان قدس، آبان 1365.

2. سقاري، جلال، زمينه فرهنگ مردم، نشرويراستار ،‌پاييز 1370.

3. دكتر سيف‌اللهي ، سيف‌اله، مباني جامعه‌شناسي ، نشر مرنديز، چاپ اول، 1373.

 

    322 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   فرهنگ ایران (40)
●   فرهنگ عمومي (12)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:03/06/1383

تاريخ شمسی نشر:03/06/1383
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب