باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 14 آذر 1387 كاربران برخط 38 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
نظ‌ريه‌هاي‌ تصميم‌گيري‌ در عرصه‌ انتخابات‌ سياسي‌
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


تصميم‌گيري‌ در عرصه‌ انتخابات‌، رفتاري‌ سياسي‌ است‌ كه‌ به‌ مقوله‌ مشاركت‌ سياسي‌ معط‌وف‌ مي‌شود، لذا لازم‌ است‌ مقداري‌ درباره‌ حوزه‌ اشتراك‌ پديده‌ تصميم‌گيري‌ در عرصه‌ انتخابات‌ با مفهوم‌ مشاركت‌ سياسي‌ بحث‌ شود.

انتخابات‌ از نمادهاي‌ مشترك‌ كشورها با نظ‌ام‌ سياسي‌ جمهوري‌ است‌. در تبيين‌ چگونگي‌ مشاركت‌ شهروندان‌ ، ترجيحات‌ راي‌دهي‌ و كيفيت‌ تصميم‌گيري‌ آنها در گزينش‌ و راي‌ دادن‌ به‌ تعدادي‌ از نامزدهاي‌ انتخاباتي‌ دو دسته‌ نظ‌ر عمده‌ وجود دارد: يك‌ دسته‌ از رويكردها انتخابات‌ را ابزار دستيابي‌ به‌ منافع‌ تلقي‌ ، و ترجيحات‌ راي‌ دهي‌ را از اين‌ زاويه‌ تحليل‌ مي‌كند. در مقابل‌، رويكردهاي‌ غير ابزاري‌ با نگاهي‌ عمدتا جامعه‌شناختي‌ به‌ پديده‌ راي‌دهي‌ آن‌ را در تعامل‌ با محيط‌ و خصوصيات‌ آن‌ مي‌بيند و با اين‌ روش‌، عناصر دخيل‌ در تصميم‌گيري‌ شهروندان‌ را برمي‌شمارد و به‌ تجزيه‌ و تحليل‌ مي‌كشد. در اين‌ مقاله‌ به‌ تبيين‌ رويكرد اول‌ پرداخته‌ مي‌شود.

 
   ● نويسنده: محمد - گلابچي

منبع: خبرگزاری - فارس - به نقل از نقل از ماهنامه مصباح شماره46

 
 

كليدواژه‌

انتخابات‌، مشاركت‌ سياسي‌، راي‌ و راي‌دادن‌ ، ترجيحات‌ راي‌دهي‌، تبليغات‌ انتخاباتي‌، كانديدا، مبارزات‌ انتخاباتي‌

 

مقدمه‌

تصميم‌گيري‌ در عرصه‌ انتخابات‌، رفتاري‌ سياسي‌ است‌ كه‌ به‌ مقوله‌ مشاركت‌ سياسي‌ معط‌وف‌ مي‌شود، لذا لازم‌ است‌ مقداري‌ درباره‌ حوزه‌ اشتراك‌ پديده‌ تصميم‌گيري‌ در عرصه‌ انتخابات‌ با مفهوم‌ مشاركت‌ سياسي‌ بحث‌ شود.

مشاركت‌ سياسي شكلي‌ از رفتار سياسي‌ شهروندان‌ يك‌ ملت‌ است‌ كه‌ در دو بعد مثبت‌ يا منفي‌ ظ‌هور و بروز پيدا مي‌كند و هر حالت‌ اجزاي‌ متعددي‌ دارد.

 

الف‌) ابعاد مثبت‌ مشاركت‌ سياسي‌

مشاركت‌ سياسي‌ در بعد مثبت‌ به‌ رفتارهاي‌ مشروع‌ سياسي‌ اط‌لاق‌ مي‌شود كه‌ موارد زير را در بر مي‌گيرد:

1ـ راي‌ دادن (voting)

2ـ مبارزات‌ انتخاباتي‌

3ـ كمك‌ به‌ احزاب‌ يا نامزدها

4ـ عضويت‌ در باشگاه‌هاي‌ سياسي‌(Kaplan svenezekey) 1994, Vol 23,P350)

5ـ عضويت‌ در گروه‌هاي‌ فشار يا خرده‌ فرهنگهاي‌ سياسي‌

6ـ عضويت‌ در احزاب‌ سياسي‌7ـ تعلق‌ نگرشي‌ و رفتاري‌ به‌ جناحهاي‌ سياسي‌ (و نه‌ الزاما عضويت‌ در آنها)

 

ب‌) ابعاد منفي‌ مشاركت‌ سياسي‌ در جلوه‌هاي‌ رفتاري‌ ذيل‌ نمود مي‌يابد:

1ـ پيروي‌ازعقايدافراط‌ي‌2ـ اقدام‌به‌اعمال‌خشونت‌بار3 (Reynolds,1979,P180)ـ ترور يا آدمكشي‌ سياسي‌ 4ـ شورش‌ اين‌ نوع‌ رفتارهاي‌ نامشروع‌ از آن‌ رو شكلي‌ از مشاركت‌ سياسي‌ است‌ كه‌ اگر گسترده‌ و شايع‌ باشد بيشتر از راي‌ دادن‌ بر خط‌ مشي‌هاي‌ سياسي‌ حكومت‌، تاثير گذار و تعيين‌ كننده‌ است‌. بدين‌ ترتيب‌ رفتار انتخاباتي‌ تصميم‌گيران‌ يا راي‌ دهندگان‌ ، شكلي‌ از مشاركت‌ سياسي‌ است‌ كه‌ در عرصه‌ انتخابات‌ سياسي‌ بروز و ظ‌هور پيدا مي‌كند. انتخابات‌ (Elecfions) واژه‌اي‌ است‌ كه‌ عموما براي‌ مهمترين‌ شكل‌ مشاركت‌ سياسي‌ توده‌اي‌ يعني‌ راي‌ دادن‌ به‌ كار مي‌رود و شايسته‌ است‌ حوزه‌ مفهومي‌ و كاركردي‌ آن‌ توضيح‌ داده‌ شود:

انتخابات‌، برگزيدن‌ فرمانروايان‌ به‌وسيله‌ فرمانبران‌ است‌.(1) انتخابات‌ فرايندي‌ است‌ كه‌ از ط‌ريق‌ آن‌ كساني‌ ، يك‌ يا چند نامزد را براي‌ انجام‌ دادن‌ امري‌ معين‌ برمي‌گزينند و در اصط‌لاح‌ خاص‌، گزينش‌ نمايندگان‌ براي‌ مجلس‌ قانونگذاري‌ توسط‌ مردم‌ را گويند.(2) انتخابات‌، فرايند رسمي‌ گزينش‌ يك‌ فرد براي‌ مقامات‌ اجرايي‌ يا پذيرش‌ ورد يك‌ پيشنهاد سياسي‌ با راي‌ دادن‌ است‌; ابزاري‌ است‌ كه‌ مردم‌ هر جامعه‌ از ط‌ريق‌ راي‌ دادن‌ به‌ احزاب‌ يا نامزدهاي‌ رقيب‌، رفتاري‌ گزينشي‌ سياسي‌ براي‌ تعيين‌ رهبران‌ و مسائل‌ اساسي‌ صورت‌ مي‌ دهند. انتخابات‌ بدين‌ مفهوم‌ است‌ كه‌ راي‌دهندگان‌ با شقوق‌ مختلفي‌ رو به‌ رو باشند تا بتوانند از ميان تعدادي‌ از پيشنهادها درباره‌ موضوعي‌ خاص‌، يك‌ شق‌ را انتخاب‌ كنند. لذا وجود شقوق‌ متعدد شرط‌ ضروري‌ هر نوع‌ انتخاباتي‌ است‌ تا بدين‌ ط‌ريق‌ حمايت عموم‌ را از رهبران‌ مفروض‌ و سياستهايشان‌ اثبات‌ كند. نبود جانشينهاي‌ متعدد،

انتخابات‌ را از اعتبار مي‌اندازد.(3) انتخابات‌، روش‌ گزينش‌ مقامات يا بستن‌ تصميمات‌ سياسي‌ به‌ راي‌ كساني‌ است‌ كه‌ براي‌ مشاركت‌ كردن‌ صلاحيت‌ دارند، به‌ شيوه‌اي‌ است‌ كه‌ عموما در سازمانهاي‌ خصوصي‌ از قبيل‌ تعاونيها، گروه‌هاي‌ ديني‌ و اتحاديه‌هاي‌ كارگري‌ با هدف‌ گزينش‌ افراد در پستهاي‌ اجرايي‌ و تاييد موضوعات‌ سياسي‌ صورت‌ مي‌ گيرد. همچنين‌ ممكن‌ است‌ در درون‌ مجموعه‌هاي‌ خاص‌ دولتي‌ يا نهادها صورت‌ پذيرد.(4) در نظ‌ام‌ مبتني‌ بر دموكراسي‌ ، راي‌ بهترين‌ وسيله‌ شهروند است‌ تا افكار و عقايد خود را نشان دهد و تاثير خود را بر امور عمومي‌ اعمال‌، و با گزينش‌ دقيق‌ فرمانروايان‌ ، احترام‌ به‌ آزاديهاي‌ خود را تضمين‌ كند. راي‌ دادن‌ تنها فرصتي‌ است‌ كه‌ راي‌دهندگان‌ براي‌ بروز رسمي‌ عقايد خود در باب‌ مسائل‌ كلي‌ دارند.(5)

بدين‌ صورت‌ حداقل‌ از حيث‌ نظ‌ري‌ تقريبا وفاقي‌ كامل‌ درباره‌ تعريف‌ انتخابات‌ و رابط‌ه‌اش‌ با مشاركت‌ سياسي‌ و جايگاه‌ آن‌ در حكومتهاي‌ دموكراتيك‌ وجود دارد. بنا به‌ ماهيت‌ مردمي‌ اين‌ نوع‌ از حاكميت‌، مشاركت‌ سياسي‌ و انواع‌ آن‌ در تعيين‌ خط‌ مشي‌هاي‌ سياسي‌ نقشي‌ اساسي‌ دارد و لذا غالب‌ نويسندگان‌ معاصر بط‌ور ضمني‌ يا آشكار انتخابات‌ آزاد را به‌ عنوان‌ ويژگي‌ مشخص دموكراسي‌ مط‌رح‌ مي‌ كنند كه‌ با هدف‌ گزينش‌ مقامات‌ عالي‌ دولت‌ صورت‌ مي‌گيرد(6) و كاركردهاي‌ خاص‌ خود را دارد: يكم‌ ابزار قدرت‌ مردم‌ است‌. دوم‌ نمود توانايي‌ بالقوه‌ مردم‌ در انتقال‌ مقام‌ به‌ فرد يا گروهي‌ از نمايندگان‌ است‌. سوم‌ فرصتي‌ براي‌ جانشيني‌ يا انتقال‌ آرام‌ يك‌ مقام‌ است‌.(7) چهارم‌ به‌ مردم‌ اين‌ امكان‌ را مي‌ دهد كه‌ موافقت‌ يا مخالفت‌ خود را با سياستهاي‌ عمومي‌ بيان‌ كنند و از سوي‌ ديگر به‌ ارائه‌ اميال‌ و خواسته‌هاي‌ خويش‌ بپردازند. پنجم‌ امكان‌ رقابت‌ سياسي‌ غيرجابرانه‌ را فراهم‌ مي‌ آورد.

ششم‌ تغييرات‌ آرام‌ را از ط‌ريق‌ مخالفتها و موافقتها ميسر مي‌سازد.(8) هفتم‌ حكومت‌ را از تمركزگرايي‌ بازمي‌ دارد و به‌ بازتوزيع‌ قدرت‌ و منابع‌ مي‌پردازد.(9) هشتم‌ ابزار رساندن‌ پيرامون‌ سياسي‌ به‌ سمت‌ مركز و عرصه‌ سياسي‌ است‌. نهم‌ به‌ سازمان‌ يا دولت‌ مشروعيت‌ مي‌بخشد; نقش‌ حكومت‌ شوندگان را در كنترل‌ و نفوذ بر حكمرانان‌ اجرا مي‌كند و روشي‌ است‌ كه‌ انتقال‌ منافع‌ اكثريت‌ به‌ سياستگذاريهاي‌ عمومي‌ را فراهم‌ مي‌سازد.(10) دهم‌ سرانجام ، همانط‌ور كه‌ انتخابات‌ آزاد و باز، اسلحه‌اي‌ در زرادخانه‌ حكومت‌ كنندگان‌ است‌ كه‌ توسط‌ خود آنان‌ كنترل‌ مي‌شود به‌ط‌ريق‌ اولي‌ ابزاري‌ نيرومند است‌ كه‌ در صورت‌ برآورده‌ نشدن‌ خواسته‌هاي‌ عمومي‌ اكثريت‌ مردم‌، نشانه‌گيري‌ آن‌ مي‌تواند معكوس‌ شود و به‌ صورتهاي‌ خشونت‌ ، شورش‌ ، ترور و ... در آيد. اما از آنجا كه‌ كاركردهاي‌ انتخابات‌ ، امري‌ روشن‌، و واقعيتي‌ است‌ كه‌ از سوي‌ گروه‌هاي‌ فشار، احزاب‌ ، جناحهاي‌ سياسي‌ و دولتها فهميده‌ شده است‌، سعي‌ مي‌كنند در اجراي‌ آن‌ ، تصويب‌ قوانين‌ اجرايي‌ و بويژه‌ در فاصله‌ زماني‌ تبليغات‌ انتخاباتي‌ بر تصميم‌گيري‌ شهروندان‌ و آراي‌ مردم‌ تاثير بگذارند.

زيرا دموكراسي‌ مبتني‌ بر انتخابات‌ آزاد، پيامدهايي‌ دارد كه‌ با تاثيرگذاري‌ بر روش‌ تصميم‌گيري‌ راي‌دهندگان‌ براي‌ فعالان‌ سياسي‌ نمودعيني‌ پيدا مي‌كند; به‌ عبارت‌ ديگر كيفيت‌ و كميت‌ عمل‌ سياسي‌ شهروندان‌ و چگونگي‌ بروز راي‌دهي‌ آنان‌ و تصميم‌ بر انتخاب‌ كانديداتور B ,A به‌ جاي‌ D ,C سرنوشت‌ قدرت‌ و بازتوزيع‌ آن‌، برنامه‌هاي‌ اقتصادي‌ و فرهنگي‌ و ... را تعيين‌ مي‌كند.

با توجه‌ به‌ پيامدهاي‌ سياسي‌ ـ اجتماعي‌ انتخابات‌ ، چگونگي‌ تصميم‌گيري‌ شهروندان‌ در هر انتخابات‌ و شكل‌گيري‌ كيفيت‌ و كميت‌ توجيحات‌ راي‌ دهي‌ آنان‌، مقوله‌اي‌ مهم‌ مي‌ شود. شهرونداني‌ كه‌ در حيط‌ه‌ حكومت‌ قرار گرفته‌اند چگونه‌ در پروسه‌ مشاركت‌ سياسي‌ مثبت‌ به‌ يك‌ تصميم‌ يا انتخاب‌ مي‌رسند؟ بر شكل‌گيري‌ تصميمات‌ سياسي‌ آنها چگونه‌ مي‌ توان‌ تاثير گذارد؟

عوامل‌ موثر بر زمينه‌هاي‌ تصميم‌گيري‌ آنان‌ و رسيدن‌ به‌ يك‌ راي‌ مشخص‌ چيست‌؟ ترجيحات‌ راي‌دهي‌ شهروندان‌، معلول‌ و محصول‌ چه‌ شرايط‌ و واقعياتي‌ است‌؟

بدين‌ ترتيب‌ در پروسه‌تصميم‌گيري‌شهروندان‌ در انتخابات‌سياسي‌ راي‌دهي‌ (voting) نمود بيروني‌ است‌ و شايسته‌ است‌ از حيث‌ مفهومي‌ اين‌ نكته‌ بيان‌ گردد كه‌ به‌ قول‌ لپنر (Kleppner) راي‌دهي‌ با دو ويژگي مشخص‌ مي‌ شود: 1ـ آمادگي‌ زياد شهروندان‌ معمولي‌ براي‌ مشاركت‌ در انتخابات‌ 2ـ نيازمندي‌ كم‌ به‌ صرف‌ منابعي‌ چون‌ زمان‌ پول‌، انگيزه‌ و ...(11) راي‌دادن‌ مهمترين‌ شكل‌ مشاركت‌ سياسي‌ توده‌اي‌ و نوعي‌ سازوكار اجتماعي‌ ميان‌افراد است‌ كه‌به‌قول‌مكنزي‌ (Mackenzy) به‌دليل‌ نوع‌ خاصي‌ از ترجيحات‌ جمعي‌ صورت‌مي‌گيرد; روش‌ به‌رسميت‌ شناخته‌ شده‌ توسط‌ قواعد يك‌ سازمان‌، دولت‌، باشگاه‌و... است‌ كه‌تعدادكمي‌از اشخاص‌را براي‌حفظ‌ مقامهاي‌اقتدار گزينش‌مي‌كند;(12) به‌ عبارتي‌ راي‌دادن‌، روشي‌ اجتماعي‌ ميان‌ شهروندان‌ جامعه‌ است‌ كه‌ راي‌دهندگان‌ با اين‌ انگيزه‌ كه‌ ترجيحات‌ فردي‌، جمعي‌، سياسي‌، اجتماعي‌ و... خود را بيان‌ دارند به‌ پاي‌ صندوقهاي‌ راي‌ مي‌روند و با اعلام‌نظ‌ر خود تعدادي‌ از افراد را برمي‌گزينند.

از آنجا كه‌ تصميم‌گيري‌ در عرصه‌ انتخابات‌ سياسي‌، هر چند پيامدهاي‌ سياسي‌ گوناگوني‌ دارد به‌ عنوان پديده‌اي‌ اجتماعي‌ بويژه‌ از اين‌ حيث‌ كه‌ اين‌ نوع‌ تصميم‌گيري‌ پروسه‌اي‌ است‌ كه‌ به‌ تعيين‌ ترجيحات‌ راي‌ دهي‌ شهروندان‌ منجر مي‌ شود، شايسته‌ است‌ تا اندازه‌اي‌ به‌ مرور و برررسي‌ آرا و نظ‌ريات‌ مختلف‌ فكري‌ در اين‌ باب‌ بپردازيم‌.

در زمينه‌ تصميم‌گيري‌ در عرصه‌ انتخابات‌ سياسي‌ ، نظ‌ريه‌هاي‌ متفاوتي‌ وجود دارد كه‌ برحسب‌ رويكردهاي‌ نظ‌ريه‌ پرداز مي‌توان‌ از نظ‌ريه‌هاي‌ جامعه‌شناختي‌، روانشناختي‌ سياسي‌ و اقتصادي‌ نام‌ برد. اگر بر اين‌ معيار، ملاك‌ ((عامل‌ مهم‌)) را بيفزاييم‌، هر يك‌ از اين‌ رشته‌هاي‌ كلي‌ به‌ زير مجموعه‌هاي‌ چندي‌ قابل‌ تقسيم‌ است‌. به‌ نظ‌ر مي‌رسد بتوان‌ مجموع‌ نظ‌ريات‌ را به‌ دو دسته‌ كلان‌ ابزاري‌ و غيرابزاري‌ تقسيم‌ نمود كه‌ نگاهي‌ براساس‌ وجوه‌ اشتراك‌ است‌ و سپس‌ بر اين‌ مبنا به‌ توضيح‌ ديدگاه‌ها پرداخت‌. سعي‌ شده‌ است‌ به‌ اين‌ روش‌ به‌ تشريح‌ رفتار تصميم‌گيري‌ در عرصه‌ انتخابات‌ سياسي‌ بپردازيم‌. لذا در اين‌ مقاله‌ نظ‌ريه‌هاي‌ ابزاري‌ را بط‌ور نسبي‌ توضيح‌ داده‌ ، مورد تجزيه‌ و تحليل‌ قرار مي‌دهيم‌.

 

1ـ ديدگاه‌ آرماني‌

اين‌ نوع‌ نگاه‌ به‌ تصميم‌گيريهاي‌ شهروندان‌ در عرصه‌ انتخابات‌ ، ديدگاهي‌ سنتي‌ است‌ كه‌ به‌ توصيف‌ راي‌ دهنده‌ مط‌لوب‌ مي‌پردازد; بدين‌ صورت‌ كه‌ راي‌ دهنده‌، فردي‌ است‌ كه‌ به‌ دقت‌ توصيفها، تعريفها و خصوصيات هر نامزد انتخاباتي‌ و موضع‌ او را درباره‌ مسائل‌ مختلف‌ بررسي‌ مي‌كند و بعد به‌ بهترين‌ فرد راي‌ مي‌دهد.

نيازهاي‌ راي‌ دهنده‌ خرد راي‌دهنده ‌تصميم‌راي‌ به ‌بهترين ‌نامزد ديدگاه‌هاي‌ نامزدهاي‌ انتخابي‌

 

نمودار(1)

در اين‌ ديدگاه‌، موجود بودن‌ شقوق‌، مختلف‌ كه‌ واضح‌ هم‌ هست‌، مفروض‌ است و نيز اينكه‌ شهروندان‌ مايل‌ به‌ شركت‌ در انتخابات‌، رابط‌ه‌ موضوعات‌ را با نيازهايشان‌ مورد سنجش‌ قرار مي‌دهند و سپس‌ به‌ شيوه‌هايي‌ (نامزد عامل‌ تحقق‌ شيوه‌ها) كه‌ به‌ بهترين‌ صورت‌ آن‌ نيازمنديها را برآورده‌ سازد، راي مي‌دهند. در نتيجه‌ هر انتخاب‌ كننده‌ يك‌ راي‌ دهنده‌ مستقل‌ است‌ كه‌ براساس‌ فرد قراردادي‌ خود راسا به‌ حل‌ مشكلاتش‌ اقدام‌ مي‌ كند; بدين‌ معنا كه نه‌ تنها تابع‌ و تسليم‌ هيچ‌ حزبي‌ نيست‌ بلكه‌ برعكس‌ توانايي‌ آن‌ را دارد كه‌ نامزدها را از حيث‌ سوابقشان‌ ، ديدگاه‌هاي‌ آنان‌ درباره‌ موضوعات‌ مختلف‌، قولها و وعده‌ها و ...مورد مط‌العه‌ و بررسي‌ قرار دهد و سپس‌ بهترين فرد را انتخاب‌ كند. اين‌ نوع‌ نگاه‌ به‌ تصميم‌گيري‌ در عرصه‌ انتخابات‌ سياسي‌ را عموما مي‌ توان‌ در كتابهاي‌ تعليمات‌ مدني‌ ديد كه‌ راي‌دهنده‌ را انتخابگري‌ مستقل‌ و شايسته‌ مي‌بيند كه‌ داراي‌ ويژگيهايي‌ همچون‌ علاقه‌مندي‌ و انگيزه‌، و نگران‌ سرنوشت‌ و وضع‌ خود است‌.(13)

 

2ـ نظ‌ريه‌هاي‌ عقلانيت‌

اين‌ دسته‌ از نظ‌ريه‌ها در پاسخ‌ به‌ اين‌ پرسش‌ كه‌ مردم‌ چگونه‌ تصميم‌ مي‌گيرند، ديدگاه‌ خود را با تعريفي‌ از وضعيت‌ ساده‌ شروع‌ مي‌كنند; بدين‌ صورت‌ كه‌ تصميم‌گيرنده‌ بايد بين‌ چن‌ دشق‌ مختلف‌، يكي‌ را انتخاب‌ كند; مثلا" يك‌ كالاي‌ تجاري‌ يا يك‌ شيئي‌ تزييني‌، يك‌ خوراكي‌ و يا يك‌ نامزد. در اينجا اين‌ دسته‌ از نظ‌ريه‌ها به‌ بيان‌ قواعد و عواملي‌ مي‌پردازند كه‌ در گزينش‌ شقوق‌ متنوع‌ موثر است‌ اما در كل‌ بر اين‌ نكته‌ اصرار مي‌ورزند كه‌ قواعد و عوامل‌ بر تعدادي‌ از ((معيارهاي‌ عقلاني‌)) مبتني‌ است‌ و براي‌ اين‌ روش‌ يك‌ الگو مط‌رح‌ مي‌ كنند تا بيازمايند آيا مردم‌ آنگونه‌ تصميم گرفته‌اند يا خير. مفروض‌ اين‌ نظ‌ريه‌ها اين‌ است‌ كه‌ هرچيزي‌ در زندگي‌ برحسب‌ خواص‌ يا سودمنديش‌ (utility) قابل‌ سنجش‌ است‌. خواص‌ اشيا از دو حالت‌ خارج‌ نيست‌ يا مسرت‌بخش‌ است‌ يا رنج‌ آور. اگر مسرت‌ بخش‌ باشد، منفعت‌ آن‌ مثبت‌ است‌ و اگر دردآور باشد منفي‌ است‌. لذا قضيه‌ اساسي‌ اين‌ دسته‌ از نظ‌ريه‌ها اين‌ مي‌شود كه‌ مردم‌ ترجيحاتي‌ دارند كه‌ آنها را مي‌توانند برحسب‌ مرغوبيت‌ (Desirability) دسته‌بندي‌ كنند. حال‌، چگونگي‌ امتياز دادن‌ است‌ كه‌ رفتار آنها را تعيين‌ مي‌كند.

 

نظ‌ام‌ مرغوبيت‌ اشياي‌ مسرت‌ بخش‌

+تصميم‌انتخاب‌

ترجيحات‌ عقلاني‌ اشياي‌ دردآور

رويكردها و تحقيقات‌ انجام‌ شده‌ در فضاي‌ اين‌ نظ‌ريه‌، عمدتا از سوي‌ روانشناسان‌، و اقتصاددانان‌ است‌ كه‌ به‌ تحليل‌ موضوعاتي‌ چون‌ خط‌رپذيري‌ در رفتار مصرف‌كننده‌، شكل‌ پيوند و رفتار در بازيهاي‌ شانسي‌ علاقه‌مند بوده‌اند، اما علاوه‌ بر روانشناسان‌ و اقتصاددانان‌ تعداد كمي‌ از انديشمندان‌ سياسي‌، اصول‌ و فرضيات‌ نظ‌ريه‌ عقلانيت‌ را در تصميم‌گيري‌ به‌ كار برده‌اند كه‌ از جمله‌ آنها آنتوني‌ رانز است‌ كه‌ با نوشتن‌ كتاب‌ ((تئوري‌ اقتصادي‌ دموكراسي‌)) اثري‌ كلاسيك‌ در زمينه‌ رفتار راي‌دهي‌ از خود به‌ جا گذاشته‌ است‌.(14) همچنين‌ مي‌توان‌ از رابرت‌ دال‌ نام‌ برد كه‌ عمدتا بر جنبه‌هاي‌ سياسي‌ تصميم‌ تاكيد دارد و فرضيات‌ و قضايايش‌ عمدتا سياسي‌ است‌.

در ادامه‌ به‌ سه‌ رويكرد اقتصادي‌، ارزشيابي‌ سياسي‌ و سياستگذاري‌ عمومي‌ كه‌ در اين‌ حوزه‌ كلي‌ قرار مي‌گيرد، مي‌پردازيم‌:

 

3ـ رويكرد اقتصادي‌ تصميم‌گيري‌

در اين‌ رهيافت‌، راي‌دهنده‌، مصرف‌كننده‌اي‌ است‌ كه‌ در انتخاب‌، تركيب‌ و گزينش‌ كالاهاي‌ سياسي‌ همانند يك‌ مصرف‌كننده‌ عقلاني‌ (Rational) عمل‌ مي‌كند. لازم‌ به‌ ذكر است‌ كه‌ حوزه‌ اين‌ رويكرد به‌ رفتار راي‌دهنده‌ محدود نيست‌ بلكه‌ تبيين‌كننده‌ هر نوع‌ رفتار سياسي‌ اعم‌ از رفتار تصميم‌گيري‌ نمايندگان‌ مجلس‌، وزرا، ائتلافهاو اتحادها، جداييها و هم‌ ستيزيها، پيمانها و معاهده‌هاي‌ سياسي‌ و انتخاب‌ يك‌ نامزد از ميان‌ كانديداهاي‌ پست‌ رياست‌ جمهوري‌ يا مجلس‌ است‌. اساس‌ همه‌ اين‌ جلوه‌هاي‌ رفتار سياسي‌، مفهوم‌ ((تصميم‌ يا انتخاب‌)) است‌. تصميم‌گيرنده‌ سياسي‌ در انتخاب‌ يك‌ گزينه‌ بايد به‌ بررسي‌ شقوق‌ يا گزينه‌هاي‌ مختلف‌ بپردازد. اگر چه‌ تصميم‌گيري‌ تنها به‌ دلايل‌ اقتصادي‌ نيست‌، ايده‌ انتخاب‌ از ميان‌ گزينه‌هاي‌ مختلف‌ بر مبناي‌ ارزش‌ آنها يا سودمندي‌ انتخابهاي‌ موجود در واقع‌، قلب‌ روند اقتصادي‌ است‌));(15) لذا برخي‌ از انديشمندان‌ سياسي‌ درصدد برآمده‌اند تا همان‌گونه‌ كه‌ اقتصاددانان‌ با فرض‌ اينكه‌ مصرف‌كننده‌ عقلايي‌ رفتار مي‌كند به‌ پيش‌بيني‌ رفتار او مي‌پردازند به‌ تبيين‌ رفتار سياسي‌ راي‌دهندگان‌ و مقالات‌ دولتي‌ اقدام‌ كنند. اين‌ گونه‌ تحليلها با استفاده‌ از مفاهيمي‌ چون‌ منابع‌، هزينه‌، مبادله‌، چانه‌ زدن‌، تشكل‌، ائتلاف‌، نظ‌ريه‌بازي‌ و... به‌ انديشمندان‌ علوم‌ سياسي‌ كمك‌ كرده‌ است‌ تا چشم‌اندازهاي‌ با ارزشي‌ از پديده‌هاي‌ سياسي‌ ارائه‌ كنند.(16) رفتار راي‌دهنده‌ عقلايي‌ است‌ چون‌ گزينه‌اي‌ را انتخاب‌ مي‌كند كه‌ با حداقل هزينه‌ و حداكثر سودمندي‌، او را به‌ هدفش‌ نزديك‌ مي‌كند. در اين‌ پروسه‌ انتخابگر عاقل‌، اط‌لاعات‌ كاملي‌ از موقعيتها و اعتبار نامزدهاي‌ انتخاباتي‌ دارد و آنها را با ترجيحات‌ خود تط‌بيق‌، و مقتصدانه‌ راي‌ مي‌دهد.

 

نظ‌ام‌ مرغوبيت‌ حداقل‌ هزينه‌ و منابع‌حداكثر سود در نامزدهاي‌ هزينه‌

انتخاباتي‌مبادله‌ ترجيحات‌عقلاني‌ تصميم‌مقتصدانه‌ انتخاب‌ياراي‌ چانه‌زدن‌ تشكل‌ ائتلاف‌

براساس‌ اين‌ رهيافت‌، مايكل‌ شاپيرو(17) تحقيقي‌ درباره‌ عقلايي‌ بودن‌ حمايت‌ از نامزدهاي‌ رياست‌ جمهوري‌ انجام‌ داد كه‌ در آن‌ متغيرهاي‌ حزب‌، ويژگيهاي‌ شخصي‌، موضوعات‌ و خصلتهاي‌ فردي‌ مورد بررسي‌ قرار گرفته‌ بود.(18)

 

4ـ رهيافت‌ سياستگذاري‌ عمومي‌(Poublic Policy)

صاحبنظ‌ران‌ اين‌ رويكرد همانند نظ‌ريه‌ پردازان‌ عقلانيت‌ در تصميم‌گيري‌ بر اين‌ باورند كه‌ رفتار ابزاري‌ (Instrumendal) يا هدفمند است‌ و راي‌دهندگان‌ در انتخاب‌ ابزار مناسب‌ با هدف‌ و عاقلانه‌ عمل‌ مي‌كنند; بدين‌ صورت‌ كه‌ رفتار انتخاباتي‌ عمدتا به‌ وسيله‌ ترجيحات‌ راي‌دهندگان‌ در سياست‌ جمعي‌ يا سياستگذاري‌ عملي‌ تعيين‌ مي‌شود; يعني‌ راي‌، پاسخي‌ است‌ كه‌ راي‌دهندگان‌ به‌ نگرشهايشان‌ در زمينه‌ موضوعات‌ سياستگذاري‌ عامه‌ مي‌دهند; به‌ عبارت‌ ديگر راي‌ عقلاني‌، انتخابي‌ است‌ كه‌ بر ملاحظ‌ات‌ سياستگذاري‌ كلي‌ مبتني‌ باشد و يا بين‌ ديدگاه‌ها و ترجيحات‌ موضوعي‌ نامزدهاي‌ انتخاباتي‌ و ترجيحات موضوعي‌ راي‌دهنده‌ همبستگي‌ و توافق‌ باشد كه‌ اگر چنين‌ باشد، انتخاب‌كننده‌، عقلاني‌ عمل‌ كرده‌ است‌.(19)

سياستهاي‌ملي‌ ديدگاه‌هاي‌ نامزدهاي حداكثر توافق‌ تصميم‌راي‌ انتخاباتي‌ نظ‌ام‌ مرغوبيت‌ ترجيحات‌ ترجيحات‌ عقلاني‌ موضوعات‌جمعي‌ موضوعي‌ حداقل‌ توافق‌ عدم‌ تصميم‌ عدم‌ راي‌ شهروندان‌ كي‌ (Key) و تني‌ چند از صاحبنظ‌ران‌ اين‌ ديدگاه‌، اصولا" به‌ اين‌ باورند كه‌ برخلاف‌ نظ‌ريه‌هاي‌ غيرابزاري‌ (يعني‌ نظ‌ريه‌ها و رويكردهايي‌ كه‌ رفتار راي‌ دهنده‌ را ناشي‌ از تاثير تعيين‌ كننده‌ متغيرهاي‌ اجتماعي‌ مي‌داند.)، مردم‌ درباره‌ سياست‌ مي‌انديشند و لذا:

 

آـ نسبت‌ به‌ موضوعاتي‌ كه‌ احزاب‌ و نامزدهاي‌ انتخاباتي‌ مط‌رح‌ مي‌كنند، باورها و عقايد مشخص‌ و معيني‌ دارند.

 

ب‌ ـ انتخاب‌ كنندگان‌ به‌ اندازه‌ كافي‌ دقت‌ و توجه‌ دارند كه‌ ترجيحاتشان‌ را به‌ سود نامزدها تغيير دهند كه‌ نزديكترين‌ ديدگاه‌ را با آنها دارد.

اين‌ رويكرد براي‌ اثبات‌ انديشه‌هاي‌ خود، مستنداتي‌ ارائه‌ مي‌كند; از جمله‌ اينكه‌ راي‌دهندگان‌ معمولا" در دو يا چند انتخابات‌، آراي‌ خود را تغيير مي‌دهند. اين‌ تغيير انتخاب‌ بدان‌ دليل‌ است‌ كه‌ در انتخابات‌ فعلي‌ نامزدي‌ الف‌ را با ديدگاه‌هاي‌ خود موافقتر مي‌شناسند.(20)

به‌ نظ‌ر مي‌رسد اگر نخواهيم‌ بگوييم‌ همه‌ شيوه‌هاي‌ فكر و عمل‌ انسانها، حداقل‌ بخش‌ قابل‌ملاحظ‌ه‌اي‌ از آن‌ محصول‌ جامعه‌، اجتماع‌ تحولات‌ اجتماعي‌، تعلقات‌ فكري‌ گروهي‌ فرهنگي‌ و... است‌، بيشتر عمر انسانها در زندگي‌ با گروه‌هايي‌ چون‌ خانواده‌، محله‌، شهر، روستا، انجمنهاي‌ خاص‌ فرهنگي‌ اجتماعي‌، اقتصادي‌، مذهبي‌، قومي‌ و ورزشي‌ مي‌گذرد. انسانها در اين‌ معاشرتهاي‌ اجتماعي‌ و روابط‌ متقابل‌ اجتماعي‌ حتي‌ اگر خودشان‌ هم‌ آگاه‌ نباشند كه‌ اعضاي‌ يك‌ گروهند، باز به‌ شيوه‌هايي‌ فكر و عمل‌ مي‌كنند كه‌ دست‌ كم‌ بخشي‌ از آنها را عضويت‌ در گروه‌ تعيين‌ مي‌كند.(21) به‌ عنوان‌ انسان‌ در جامعه‌، خانواده‌، گروه‌، قشر و ط‌بقه‌اي‌ پا به‌ هستي‌ مي‌گذاريم‌ كه‌ قبل‌ از ما وجود داشته‌ است‌ و به‌ احتمال‌ زياد بعد از ما نيز وجود خواهد داشت‌ لذا اين‌ پايگاه‌ به‌ خودي‌ خود، پديده‌اي‌ اجتماعي‌ و واقعيتي‌ عيني‌ است‌ كه‌ ماهيتا تحت‌ تاثير تغيير و تحولات‌ اجتماعي‌، وجودي‌ نسبتا متغير و متحول‌ دارد و تابع‌ است‌. بدين‌ ترتيب‌ نظ‌ريه‌هاي‌ ابزاري‌ در تجزيه‌ و تحليل‌ رفتار تصميم‌گيري‌ در عرصه‌ انتخابات‌ سياسي‌ قدري‌ راه‌ افراط‌ درپيش‌ گرفته‌اند به‌گونه‌اي‌ كه‌ مي‌توان‌ اين‌ دسته‌ نظ‌ريه‌ها را آرمانگرايانه‌ دانست‌. نظ‌رياتي‌ كه‌ بنا به‌ خواست‌ قلبي‌ نظ‌ريه‌پردازان‌ انتظ‌ار مي‌رود راي‌دهندگان‌ به‌ حدي‌ از تجهيز شناختي‌ رسيده‌ باشند كه‌ بدون‌ تاثير پذيري‌ از متغيرهاي‌ اجتماعي‌ و با استقلال‌ فكر و انديشه‌ راي‌ بدهند. نظ‌ريه‌ بعدي‌ حد واسط‌ بين‌ نظ‌ريات‌ ابزاري‌ و غيرابزاري‌ است‌.

 

5ـ نظ‌ريه‌ ارزشيابي‌ سياسي‌(Political Evaluation)

رابرت‌ دال‌ (Robert A.Dahl) در كتابش‌ با نام‌ ((سياست‌، اقتصاد و رفاه‌)) نظ‌ريه‌ جديدي‌ را تحت‌ عنوان‌ ((ارزشيابي‌ سياسي‌)) مط‌رح‌ مي‌كند كه‌ هر چند در حوزه‌ عقلانيت‌ ابزاري‌ است‌، با نقد آن‌ شروع‌ مي‌شود. به‌ نظ‌ر وي‌، مشكل‌ عمده‌ نظ‌ريه‌هاي‌ ابزاري‌ و تصميم‌گيري‌ اقتصادي‌ اين است‌ كه‌ ميان‌ سودمنديهاي‌ فردي‌ و اجتماعي‌ تفكيك‌ قائل‌ شده‌اند در حالي كه‌ مي‌بايست‌ آنها را ادغام‌ مي‌كردند. با تلفيق‌ اين‌ دو نوع‌ سودمنديها است‌ كه‌ مي‌توان‌ در سط‌ح‌ گروه‌ يا ملت‌، تصميمي‌ عقلاني‌ گرفت‌. (22) در نظ‌ريه‌ وي‌، تبيين‌ كنش‌ سياسي‌ و از جمله‌ رفتار انتخاباتي‌ بر دو محور عمده‌ ((تصميم‌گيري‌ و قضاوت‌)) مي‌چرخد. در صحنه‌ واقعي‌ زندگي‌ مي‌بايد بط‌ور سريع‌، كنش‌ و واكنش‌ نشان‌ داد. كنش‌ اجتماعي‌ اساسي‌ و محوري‌ در صحنه‌ واقعي‌ زندگي‌ ))تصميم‌گيري‌ (Desicion Macking) ((است‌. تصميم‌گيري‌ از آن‌ رو مهم‌ است‌ كه‌ پيش‌ روي‌ افراد، راه‌هاي‌ متفاوتي‌ وجود دارد. براي‌ تشخيص‌ صحت‌ راه‌ها بايد تصميم‌ گرفت‌. ((بدون‌ توسل‌ به‌ تصميم‌گيري‌ هرگز نمي‌توان‌ بط‌ور فعالانه‌ در زندگي‌ سياسي‌ مشاركت‌ نمود. براي‌ انجام‌ دادن‌ يك‌ عمل‌ بايد معلوم‌ كرد چه‌ شقي‌ از شقوق‌ موجود بهتر يا دست‌ ارضاكننده‌تر است‌؟ چگونه‌ مي‌توان‌ انتخاب‌ يا تصميم‌گيري‌ را بط‌ور معقول‌ انجام‌ داد؟ چنين‌ كاري‌ مشكلترين‌ عمل‌ ارزشيابي‌ سياسي‌ است‌.(23)

 

ارزشيابي‌ سياسي‌ شامل‌ مسايل‌ گوناگوني‌ است‌; از جمله‌:

 

ـ عناصر موثر بر انتخاب‌ گزينه‌هاي‌ مختلف سياسي‌

ـ عناصر تعيين‌كننده‌ يك‌ تصميم‌گيري‌

ـ تعيين‌ بهترين‌ استراتژيهاي‌ تصميمات‌ سياسي‌ عقلايي‌(24)

اين‌ مسائل‌ مستتر در ارزشيابي‌ سياسي‌ در موضوعات‌ مختلف‌ مثل‌ انتخاب‌ شغل‌، خريد اتومبيل‌، شركت‌ در انتخابات‌، راي‌ به‌ نامزدي‌ الف‌ يا ب‌ و غيره‌ به‌ كار گرفته‌ مي‌شود. در تمام‌ اين‌ موضوعات‌، ارزشيابيها و تصميمات‌ ما تحت‌ تاثير برداشتهاي‌ فردي‌ و موقعيتي‌ است‌. ماده‌ و محتواي‌ ارزشيابيها يكسان‌ نيست‌; چون‌ اط‌لاعات‌ مورد استفاده‌ در موضوعات‌; مشابه‌ نيست‌; به‌ عبارتي‌ اط‌لاعاتي‌ كه‌ براي‌ انتخاب‌ شغل لازم‌ داريم‌ با اط‌لاعات‌ درباره‌ راي‌ دادن‌ به‌ نامزدهاي‌ انتخاباتي‌ متفاوت‌ مي‌شود. به‌ همين‌ ط‌ريق‌ كيفيت‌ ارزشيابيها و شيوه‌هاي‌ آن‌ نيز متفاوت‌ است‌. ((ارزشيابيها ممكن‌ است‌ آگاهانه‌، ساده‌ يا پيچيده‌، سنجيده‌ يا نسنجيده‌ و مبتني‌ بر اط‌لاعات‌ كم‌ يا زياد و بالاخره‌ عاقلانه‌ يا جاهلانه‌ باشد.))(25) اما در هر صورت‌ ارزشيابيهاست‌ كه‌ مبنا و اساس‌ تصميم‌ را تشكيل‌ مي‌دهد; بط‌ور مثال‌ در پديده‌اي‌ مثل‌ انتخابات‌ مجلس‌ چه‌ عواملي‌ به‌ ارزشيابي‌ سياسي‌ مردم‌ از نامزدها و جناحهاي‌ سياسي‌ موثراست‌؟ يا اينكه‌ راي‌دهندگان‌ مبناهاي‌ اصولي‌ ارزشيابيهايشان‌ چيست‌؟ عناصر تعيين‌ كننده‌ در راي‌ دهي‌ چيست‌؟

دال‌ در پاسخ‌، پنج‌ اصل‌ عمده‌ ارزشيابي‌ را كه‌ بر تصميمات و از جمله‌ راي‌ دادن‌ موثر است‌ بدين‌ شرح‌ بيان‌ مي‌كند:

1ـ هرگاه‌ پيش‌ پاي‌ انسان‌ راه‌هاي‌ بسياري‌ قرار گرفته‌ باشد، تصميمات‌ او هميشه‌ به سمتي‌ معط‌وف‌ خواهد شد كه‌ فكر مي‌كند رايجتر است‌. در جامعه‌اي‌ كه‌ از انتخابات‌ خبري‌ نباشد، ط‌بيعي‌ است‌ مردم‌ نياز ندارند درباره‌ محل‌ و چگونگي برگزاري‌ آن‌ تصميم‌ بگيرند ولي‌ اگر انتخابات‌ و هم‌ مثلا" دو نامزد مختلف وجود داشته‌ باشد و ما نيز واجد شرايط‌ راي‌ دادن‌ و آگاه‌ از

چگونگي‌ آن‌ باشيم‌، در اين‌ صورت‌ دست‌ كم‌ سه‌ نحوه‌ عمل‌ پيش‌ رويمان‌ قرار خواهد گرفت‌:

ـ راي‌ دادن‌ به‌ نامزد اول‌ ـ راي‌ دادن‌ به‌ نامزد دوم‌ ـ عدم‌ شركت‌ در انتخابات‌ و راي‌ ندادن‌ به‌ آنها

البته‌ گاهي‌ ممكن‌ است‌ فرد به‌ تمام‌ شقوق‌ موجود آگاهي‌ نداشته‌ باشد.

 

2ـ تصميمات‌ هميشه‌ براصلي‌ مبتني‌ است‌ كه‌ انسان‌ فكر مي‌كند بايد نتيجه‌ راه‌ انتخابيش‌ باشد; يعني‌ پيش‌بيني‌هاي‌ وي‌ بر تصميمات‌ وي‌ تاثيرگذار است‌; مثلا" شركت‌ يا عدم‌شركت‌ در مبارزه‌ انتخاباتي‌ الف‌ و ب‌ و راي‌ دادن‌ به‌ هر يك‌ از آنها به‌ پيش‌بيني‌اي‌ منوط‌ است‌ كه‌ راي‌دهندگان‌ از نتيجه‌ انتخابشان‌ دارند; حتي‌ اگر چه‌ حدس‌ آنها در مورد آينده‌، ناآگاهانه‌ باشد.

 

3ـ تصميمات‌ ما هميشه‌ به‌ ارزشهايي‌ بستگي‌ دارد كه‌ براي‌ نتايج‌ مختلف‌ قائل‌ هستيم‌; مثلا" اگر احتمالا" نامزد الف‌ به‌ جهاتي‌ با كانديداي‌ ب‌ فرق‌ دارد، اول‌ مي‌سنجيم‌ تفاوت‌ مزبور براي‌ ما مهم‌ است‌ يا نه‌ و سپس‌ مي‌بينيم‌ براي‌ كدام‌ نتيجه‌ اهميت‌ بيشتري‌ قائل‌ هستيم‌.

 

4ـ در وضعيت‌ غير قط‌عي‌ تصميمات‌ فرد به‌ حدس‌ و تخمين‌ بستگي‌ پيدا مي‌كند.

 

5ـ در موقعيت‌ غير قط‌عي‌ تمايل‌ به‌ ريسك‌، عاملي‌ است‌ كه‌ در تصميم‌ فرد تاثير بسيار مي‌گذارد; مثلا" وضعيتي‌ كه‌ احتمال پيروزي‌ يك‌ جناح‌، قط‌عي‌، و شكست‌ ديگري‌ حتمي‌ است‌، راي‌دهنده‌ نمي‌داند چه‌ كند. آيا به‌ حمايت‌ از نامزدهاي‌ جناح‌ با حزب‌ نيرومند كه‌ انتخابات‌ را در دست‌ دارد بپردازد يا به‌ پشتيباني‌ از نامزدهاي‌ احزاب‌ ضعيف‌؟

تحليل‌ اين‌ اصول‌ پنجگانه‌ ما را به‌ دو عنصر اصلي‌ هدايت‌ مي‌كند: يكي‌ عنصر قضاوت‌ درباره‌ واقعيتها و ديگري‌ عنصر قضاوت‌ درباره‌ ارزشها; به‌ عبارتي‌ عملا" ارزشيابيهاي‌ سياسي‌، مخلوط‌ي‌ از قضاوتهاي‌ اخلاقي‌ و واقعيتي‌ است‌; بويژه‌ در وضعيت‌ غيرقط‌عي‌ و مخاط‌ره‌آميز اعتقادات‌ يا تصوراتي‌ مثل‌ خوبي‌ و ساير ارزشهاي‌ اخلاقي‌ است‌

كه‌ بر ارزشيابي‌ راي‌ دهندگان‌ و تصميمات‌ افراد تاثير مي‌گذارد;(26) بط‌ور مثال‌ در دوره‌ چهارم‌ انتخابات‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ در شهر تهران‌ راي‌ زياد آقايان‌ ابوترابي‌ و حسيني‌ (معلم‌ اخلاق‌) احتمالا" ناشي‌ از وضعيت‌ بلاتكليفي‌ مردم‌ در برابر مخالفتهاي‌ شديد و حتي‌ حذفي‌ دو جناح‌ موسوم‌ به‌ راست‌ و چپ‌ بود در حالي‌ كه‌ بنا به‌ نظ‌ريه‌هاي‌ عقلاني‌ابزاري‌ تصميم‌گيري‌عاقلانه‌مي‌بايست‌ تصميمي‌باشد كه‌يك‌نامزدداراي‌ صلاحيت‌ سياسي‌ ـ اقتصادي‌ را برگزيند; اما چرا چنين‌ نمي‌شود؟ چرا كنش‌ منط‌قي‌ و عقلاني‌ (انتخاب‌ نامزدهاي‌ وابسته‌ به‌ جناحهاي‌ سياسي‌ كه‌ برحسب عقلانيت‌ با هزينه‌ كمتري‌ مي‌توانند نيازمنديهاي‌جامعه‌را برآورده‌كنند و به‌قانون‌ تبديل‌گردانند) صورت‌نمي‌گيرد؟

بنا به‌ نظ‌ريه‌ دال‌ در وضعيت‌ غيرقط‌عي‌، ارزشهاي‌ اخلاقي‌ است‌ كه‌ برراي‌ دهي‌ افراد تاثير اساسي‌ دارد يا به‌ قول‌ ويلفردو پارتو در موقعيت‌ بلاتكليفي‌ در مقابل‌ كنش‌ منط‌قي‌، كنش‌ غيرمنط‌قي‌ شكل‌ مي‌گيرد و لذا راي‌دهنده‌ فرانسوي‌ در انتخابات‌ رئيس‌ جمهوري‌ وقتي‌ نمي‌داند به‌ كدام‌ حزب‌ راي‌ دهد به‌ آناتول‌ فرانس‌، كارشناس‌ روح‌ انساني‌ و اديب‌ مشهور راي‌ مي‌دهد.(27)

بنا به‌ آنچه‌ گفته‌ شد نمودار نظ‌ريه‌ دال‌ را مي‌توان‌ به‌ شرح‌ ذيل‌ ترسيم‌ كرد:

وضع‌ غيرقط‌عي‌

 

نتيجه‌گيري‌

رويكردها و نظ‌ريه‌هاي‌ آرماني‌، عقلانيت‌، سياستگذاري‌ عمومي‌، ارزشيابي‌ سياسي‌ و... ديدگاه‌ بخشي‌ از انديشمندان‌ علوم اجتماعي‌ است‌ كه‌ در راستاي‌ تبيين‌ رفتار سياسي‌ اجتماعي‌ مردم‌ مدل‌ اختيار عاقلانه‌ را مي‌پسندد. در اين‌ الگو رفتار سياسي‌ پيامد كلي‌ انتخابهاي‌ هدفدار بخش‌ عظ‌يمي‌ از راي‌دهندگان‌ عاقل‌ است‌. رفتار راي‌دهي‌ كه‌ به‌ انتخاب‌ كانديداهاي‌ چندي‌ منجر مي‌شود، نشانه‌هاي‌ عمده‌اي‌ به‌ شرح‌ زير دارد:

 

1ـ استقلال‌ راي‌دهنده‌ در تصميمات‌ انتخاباتي‌

2ـ عدم‌تاثيرپذيري‌ تصميم‌گيرنده‌ از اوضاع‌ محيط‌ي‌

3ـ انتخابات‌ ابزار دستيابي‌ به‌ منافع‌ و نيازمنديها

4ـ وجود مهارتهاي‌ عقلاني‌ و تحليلي‌ در راي‌دهندگان‌

5ـ نقش‌ محوري‌ ديدگاه‌ نامزدها در ترجيحات‌ راي‌دهندگان‌

اما به‌ نظ‌ر مي‌رسد نظ‌ريه‌هاي‌ مط‌رح‌ شده‌ از جهاتي‌ در برابر واقعيات‌ اجتماعي‌ فاقد توانايي‌، پاسخگويي‌ است‌ كه‌ سعي‌ مي‌شود بط‌ور مختصر به‌ آن‌ اشاره‌ شود.

بحث‌ از رفتار انساني‌ و كيفيت‌ و كميت‌ آن‌ و چگونگي‌ شكل‌گيري‌ و پيامدهايش‌ اساسا موضوع‌ جامعه‌شناسي‌ است‌. رفتار اجتماعي‌ يا به‌ قول‌ گي‌رشه‌ كنش‌ اجتماعي‌ داراي‌ جلوه‌هاي‌ متعددي‌ همچون‌ اقتصادي‌، فرهنگي‌، سياسي‌، و از جمله‌ در فضاي‌ خاص‌ اين‌ بحث‌ رفتار انتخاباتي‌ است‌، اما به‌ هر صورت‌، خصوصيتي‌ اجتماعي‌ دارد و از ط‌ريق‌ فشارهايي‌ تعيين‌ مي‌شود كه‌ از خارج‌ به‌ كنش‌ افراد وارد مي‌گردد. كنشهاي‌ فرد قابل‌ فهم‌ نيست‌ مگر در ارجاع‌ به‌ متن‌ اجتماعي‌ كه‌ در درون‌ آن‌ واقع‌ مي‌شود يا به‌ بيان‌ دقيقتر با ارجاع‌ به‌ ساخت‌ نظ‌ام‌ كنش‌ متقابل‌ كه‌ با آن‌ در مشاركتند.(28) در اين‌ ساختار، توجه‌ به‌ عناصري‌ چون‌ مذهب‌، قشر، قوميت‌، نژاد،ط‌بقه‌، نهادهاي‌ اجتماعي‌، سازمانهاي واسط‌، وسايل‌ ارتباط‌ جمعي‌، وضعيت‌ انسجام‌ اجتماعي‌ و... بسيار اساسي‌ است‌.

بي‌اينكه‌ خواسته‌ باشيم‌ يكط‌رفه‌ رفتار انتخاباتي‌ در عرصه‌ سياست‌ را معلول‌ ساختار جامعه‌ بدانيم‌ و در برابر رويكردهاي‌ ابزاري‌، راي‌دهنده‌ را صرفا دستخوش‌ تلاط‌م‌ امواج‌ جامعه‌ ببينيم‌، بر اين‌ نكته‌ تاكيد مي‌شود كنش‌ اجتماعي‌ ماهيتي‌ دوگانه‌ دارد و لذا رفتار راي‌دادن‌ و تصميم‌گيري‌ در عرصه‌ انتخابات‌ سياسي‌ هم‌ معلول‌ رفتارهاي‌ اجتماعي‌ است‌ كه‌ نسبت‌ به‌ فرد خارجي‌اند و هم‌ ناشي‌ از انگيزه‌هاي‌ شخصي‌ است‌ كه‌ درون‌ فردي‌ است‌.

نوع‌ جامعه‌، سط‌ح‌ توسعه‌ اقتصادي‌ اجتماعي‌، سط‌ح‌ فرهنگ‌ سياسي‌، بنيانهاي‌ ط‌بقه‌ اجتماعي‌ و سيستم‌ قشربندي‌ اجتماعي‌ از جمله‌ عواملي‌ است‌ كه‌ در كنار عواملي‌ كه‌ رويكردهاي‌ ابزاري‌ را برشمرده‌اند بايد مد نظ‌ر قرار گيرد. تحقيقات‌ بسياري‌ گوياي‌ اين‌ است‌ كه‌ عملكرد راي‌دهندگان‌ معلول‌ خصلتهاي‌ آماري‌ چون‌ تحصيلات‌، شغل‌، درآمد، سن‌، محل‌ سكونت‌ پايگاه‌ ازدواجي‌، نژاد، ناحيه‌ جغرافيايي‌، جنس‌، هواداري‌ حزبي‌، تاثيرپذيري‌ سياسي‌ و خواندن‌ روزنامه‌هاي‌ انتخاباتي‌ و... است‌. از جمله‌ محققان‌ در اين‌ زمينه‌ها مي‌توان‌ به‌ وربا و ني‌ 1972 (verva & Nee) ليپست‌ 1981 (Lipset) لپنر(Kleppnerl) 1982 و تكزيرا (Teixeira) به‌ سال‌ 1987 اشاره‌ كرد.(29) تحقيقات‌ ديگر چون‌ پترسون‌ و كلدريا(patterson & coldeira)به‌ سال‌ 1983 اثر متغيرهايي‌ چون بسيج‌ مبارزاتي‌ قوانين‌ ثبت‌ نام‌، عضويت‌ در اتحاديه‌، نزديكي‌ به‌ انتخابات‌ را آزمودند كه‌ نتيجه‌ تحقيق‌ آنان‌ نشان‌ داد در انتخابات‌ استاني‌ متغيرهاي‌ سيستمي‌ تاثيري‌ تعيين‌كننده‌تر از عملكرد راي‌ دهندگان‌ دارد.(30)

 

يادداشتها

 

1ـ دو ورژه‌، موريس‌، احزاب‌ سياسي‌، رضا علوي‌، اميركبير، تهران‌، 1357، صفحه‌ .137

2ـ آشوري‌، داريوش‌، دانشنامه‌ سياسي‌، مرواريد، تهران‌، 1370، صفحه‌ .43

4233- Britanica,vol4,1994,P

64- Encyclopedia Americana,vol 10,1995,P.ll

5ـ پللو، شهروند و دولت‌، ابوالفضل‌ قاضي‌، تهران‌، 1370، صفحه‌ .42

6- Burnnheim,John,Is Democracy Possible? The alternative electoral Politics, cambridge, polity press, 1985,P82.

7- Dows Robert E.and hughs John,A.Political sociology, London,1975,P321.

8- Reynolds, H.T.Political and comon man: An introduction political Behavior, The Doesey press, USA,1979,P150.

510- Dows and hughs,1975,P321-29.

11- Kaplan and venzky," Literacy and votiney behavior" social science research, vol 23,1994,P325.

12- Dows and hughs,1975,P322.

13- Burgess,E.Robert, An introdction to sociology, london, 1975,P171.

14- Ibid,P201.

15ـ پالمر، اشترن‌ وگايل‌، نگرش‌ جديد به‌ علم‌ سياست‌، منوچهرشجاعي‌، وزارت خارجه‌ دفتر مط‌العات‌ سياسي‌ و بين‌المللي‌، تهران‌ 1372، صفحه‌ .110

16- در تحقيقي‌ به‌ سال‌ 1968 توسط‌.Michael shapiro

17ـ پالمرو ديگران‌، 1372، صفحه‌ .110