جنگ عراق شايد بر عناوين خبري سايه افكنده باشد، اما اين رخداد تنها رخداد ژئوپليتيك مهم ۲۰۰۳ نبود. مويزس نعيم سردبير مجله فارين پاليسي به ياد ما مي آورد با وجودي كه در سال ۲۰۰۴ به پيش مي رويم، نمي توانيم دگرگوني هاي بنيادي را كه در سال ۲۰۰۳ در اتحاديه اروپا، نظام تجارت جهاني، اقتصاد آمريكا و چين و روسيه رخ داد، ناديده بگيريم.
با آغاز سال جديد ميلادي، آثار ماندگار برخي از اين تغييرات چه بسا در عرصه جهاني حكمفرما شود. نعيم توضيح مي دهد چرا رويدادهايي مانند سقوط ارزش دلار و اختلاف نظر در داخل اتحاديه اروپا بر سر آينده اتحاديه از اهميت برخوردار است.
در سال ۲۰۰۳، آنچه به نظر مي رسيد فقط اهميت دارد، جنگ در عراق و پيامدهاي خونبار آن بود. اما درحالي كه توجه جهانيان به وقايع عراق جلب شده بود، در نقاط ديگر تغييرات مهمي در جريان بود. يكپارچگي اروپا يكي از سخت ترين سال ها را پشت سر گذاشت. ارزش دلار آمريكا نسبت به يورو سقوط كرد. تلاش براي تجديدحيات موافقت نامه تجاري جهاني ناكام ماند. دمكراسي روسيه بيشتر به ظاهرسازي نزديك شد تا واقعيت. درحالي كه برخي از اين رخداد ناشي از جنگ در عراق بود، بيشتر آنها ناشي از روندهاي بلندمدتي بودند كه در سال ۲۰۰۳ به اوج رسيد. اين وقايع در سال ۲۰۰۴ نيز از اهميت برخوردار خواهد بود.
بمب هاي انفكاك سياسي و اقتصادي كه در سال ۲۰۰۳ در اروپا منفجر شد، ساختن اروپاي واحد را در سال ۲۰۰۴ و پس از آن دشوارتر مي كند. اروپا با يكپارچگي و انفكاك همزمان روبه رو خواهد بود. پيش نويس قانون اساسي ماه جولاي عرضه شد و مباحث داغي را برانگيخت، درحالي كه مقدمات ورود ۱۰ كشور جديد در ماه مه به اتحاديه اروپا ادامه يافت. به اين ترتيب اعضاي اين گروه به ۲۵ كشور مي رسد. به علاوه در اين ماه هفت كشور سابق كمونيستي به ناتو مي پيوندند. از قضاي روزگار در همان حال كه يك رشته تحركات در حمايت از يكپارچگي اقتصادي و سياسي اروپا در جريان بود، ۲۰۰۳ احتمالا به عنوان سخت ترين سال از نظر طرح مشترك اروپا شناخته خواهد شد. درواقع اين سال، سال جدايي عميق اروپا بود، نه فقط بر سر عراق بلكه به علت عدم توافق بر سر قانون اساسي جديد و تصميم آلمان و فرانسه براي درهم كوبيدن پيمان ثبات و رشد كه در سال ۱۹۹۷ به دست آمده بود. در سال ميلادي گذشته وقتي آلمان و فرانسه با دشواري اقتصادي روبه رو شدند، به سادگي پيروي از مقررات اين پيمان را به فراموشي سپردند و از كاهش كسري مالي يا پرداخت جريمه هايي سنگين سرباز زدند كه هدف از آن ممانعت از تخطي از اهداف اقتصادي مورد توافق توسط امضاكنندگان است.
در سال ۲۰۰۴، بحث ها، همه پرسي ها و مذاكرات در مورد ساخت اروپاي واحد تحت الشعاع شرايط اقتصادي مختلف خواهد بود. يوروي نيرومند وضع ضعيف اقتصاد اروپا را ضعيف تر خواهد كرد. در خلال سال هاي دهه ۱۹۹۰كارشناسان پيش بيني كردند دلار آمريكا در نتيجه عدم موازنه هاي ناپايدار تجاري نزول خواهد كرد. اين امر بالاخره سال ۲۰۰۳ اتفاق افتاد و ارزش يورو نسبت به دلار آمريكا به شدت افزايش يافت. تا پايان سال ۲۰۰۳، يورو به بالاترين ارزش ظرف تاريخ پنج ساله خود رسيد.
با نگاهي به آينده، مي توان پيش بيني كرد كه شركت هاي اروپايي متحمل آثار منفي يوروي گران قيمت بر توان خود براي رقابت خواهند شد. اين شركت ها ناچارند پنجه در پنجه شركت هاي چيني و آمريكايي بيفكنند كه توان رقابتي و هجومي بيشتري از گذشته دارند. شركت هاي چيني حقوق اندك مي پردازند و شركت هاي آمريكايي تا حد امكان از نيروي كار خود كاسته اند و بهره وري كاركنان را با شتاب خيره كننده اي افزايش داده اند (بيش از ۸ درصد فقط در سال ۲۰۰۳) در ميان شركت هاي آمريكايي و صحبت از انتقال خطوط توليد به چين و هند پيش پاافتاده است. اما، اين موضوع را در ميان بيشتر رقباي اروپايي آنها حتي مطرح كرد، چراكه قيد و بندهاي حقوقي و اتحاديه هاي كارگري نيرومند اغلب كار انتقال خط توليد به خارج را بسيار پيچيده يا حتي ناممكن مي كند.
شايد بزرگترين خطر ناشي از يوروي قدرتمند اين باشد كه مانع فعاليت صادركنندگان اروپايي نمي شود و كالاهاي خارجي را در اين قاره ارزان تر مي كند و در نتيجه، گرايش هاي حمايت گرايانه اروپا تقويت خواهد شد. اين امر مشكلات بيشتري در نظام تجاري جهاني ايجاد مي كند كه سال گذشته ضربه بزرگي را تحمل كرد.
تصميم دولت بوش داير بر رفع تعرفه هاي ويژه اي كه بر فولاد برقرار كرده بود، تنها پس از دعواي علني و تلخ با اروپايي ها صورت گرفت. اروپاييان تهديد كرده بودند دست به اقدامات تلافي جويانه با هدف لطمه زدن به ايالاتي خواهند زد كه بوش به رأي آنها براي پيروزي در انتخابات سال ۲۰۰۴ نياز دارد. با وجودي كه شايد عده اي اين تحول را پيروزي قوانين تجارت آزاد و مايه تقويت سازمان تجارت جهاني بدانند، اين دعوا نشان دهنده تمايل بزرگ ترين اقتصاد جهان براي تخطي آشكار از موافقت نامه هايي بود كه در شرايط سياسي مختلف داخلي از آن حمايت كرده بود. و البته اختلاف نظر فقط بر سر فولاد نبود. واشنگتن در پي تسليم به منافع شركت هاي آمريكايي و باتوجه به در پيش بودن انتخابات رياست جمهوري سال ۲۰۰۴، شروع به اعمال محدوديت بر واردات منسوجات از چين كرد و همچنان بر افزايش يارانه هاي كشاورزي كه تصويب كرد، اصرار مي ورزد. جالب اينجاست نامزدهاي رياست جمهوري از حزب دمكرات به مانند بوش يا از موافقت نامه هاي تجارت آزاد حمايت مي كنند يا آشكارا با آن دشمني مي ورزند.
در واشنگتن، نگراني در مورد گسترش حمايت گرايي جهاني عادي شده است. اخيرا آلن گرين اسپن رئيس بانك مركزي آمريكا گفت: « حمايت گرايي خزنده» و «امكان جنگ هاي تجاري» تهديدهاي بسيار خطرناك تري از كسر بودجه آمريكاست كه به اعتقاد وي هنوز قابل مديريت است.
به رغم اين اقدامات حمايت گرايانه اخير، آمريكا هنوز يكي از آزادترين اقتصاد كشورها در دنياست. اروپا، ژاپن و به خصوص كشورهاي در حال توسعه مانند هند و برزيل بسيار حمايت گرايانه تر از آمريكا هستند.
اين واقعيت به خصوص در جريان شكست كامل مذاكرات تجاري در شهر كانكون در ماه سپتامبر مشاهده شد. عصبانيت و اتهامات تلخ كه بين اروپا، آمريكا و كشورهاي در حال توسعه بر سر اين كه چه كسي مسئول شكست كانكون بود، رد و بدل شد، در سال ۲۰۰۴ و پس از آن احساس خواهد شد. در آمريكا مبارزه انتخاباتي به زودي به اوج مي رسد و نگراني در مورد مشاغلي كه بر اثر انتقال خطوط توليد به خارج از دست مي رود، به دغدغه هاي مشترك همه نامزدها بدل خواهد شد كه بايد درباره آن اظهارنظر كنند. در اروپا، اثر يورو كه صادرات را فلج كرده است، صحبت از هرگونه امتيازدهي تجاري را از نظر سياسي خودكشي آميز خواهد كرد.
در سال ۲۰۰۳، روسيه پيشرفتي در مورد نظام متمركز و كاركردي نظارت و توازن كه براي سلامت هر دمكراسي لازم است، حاصل نكرد. درواقع تعهدا از آن دوري جست. امروز در روسيه هيچ شبكه تلويزيوني مستقل از دولت نيست. نيرومندترين مناصب كشور به طور نابرابري در دست سيلوويكي است، يعني اعضاي سابق پليس مخفي، ادارات جاسوسي، ارتش و كاگ ب. به گفته اولگا كريشتانو فكايا -جامعه شناس برجسته روس كه متخصص سيلوويكي و رديابي آنان در مشاغل مختلف است، ۲۵ درصد مقامات ارشد در مسكو اكنون با سازمان هاي اطلاعات روسيه مرتبط هستند. وي برآورد مي كند اين رقم در استان ها بسيار بالاتر و در حد ۷۰ درصد است.
اما اين فقط حضور غالب سيلوويكي نيست كه كاركرد مناسب دمكراسي را در روسيه مختل كرده است. نفوذ گسترده افراد ثروتمندي كه سياستمدار يا مقام دولتي شده اند، نيز در اين ميان نقش دارد. زنداني شدن ميخائيل خوردوكوفسكي ثروتمندترين مرد روسيه به دستور ولاديمير پوتين فقط يكي از نشانه هاي وضعيت فاسد سياست روسيه است. در انتخابات اخير دوما، پارلمان روسيه، ۲۸ درصد نامزدهاي يك حزب ميليونر بودند. و البته اينها حزب دست راستي نبودند، بلكه همگي نامزدهاي حزب كمونيست بودند. در سال هاي آينده، حزب سياسي مخالف دولت حاكم از بخت زيادي براي كنار گذاشتن پوتين و سيلوويكي از قدرت برخوردار نيست.
روي هم رفته شايد سال ۲۰۰۴ بيشتر سال غافلگيري باشد تا سال تداوم روندها. درحالي كه وضعيت عراق همچنان توجه جهانيان را به خود جلب خواهد كرد، ديگر روندهاي مهم شايد به طور فزاينده اي اهميت پيدا نكنند. تبديل القاعده از يك سازمان به يك نمايندگي دست چندم جهاني، ظهور اقتصادي چين و افول اقتصادي آمريكاي لاتين، پرطرفدار شدن خودكشي به عنوان سلاحي نزد تروريست ها و مبارزان ديگر روندهاي مهمي بودند كه نيروي زيادي در سال ۲۰۰۳ پيدا كردند و سال آينده را شكل خواهند داد.
با اين حال، پيامدهاي اختلاف نظر در اروپا، نگراني هاي جهاني اقتصاد و تداوم تلاطم سياسي به اين راحتي رخت برنخواهد بست.