باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 14 آذر 1387 كاربران برخط 40 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
چالشهاي انتخابات هفتم
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: حميد - ضيايي پرور

ارسال كننده: مدير سايت

منبع: سایت - خبرنگار

  ● صفحه اينترنتي مرتبط: http://ziaiy.persianblog.com

 
 

اگر بخواهيم يک چهار ضلعي را مظهر جامعه‌ي آمريکا فرض نماييم، مي‌توان گفت، آراي جان لاک، پيوريتانيسم، اقتصاد ليبراليستي و فراماسونري، اضلاع مربع سازنده‌ي جامعه‌ي آمريکا هستند. «جان لاک»، فيلسوفي انگليسي است که او را پدر ليبراليسم و پيامبر اتقلاب آمريکا ناميده‌اند. « اعلاميه‌ي استقلال» به شدت متاثر و ملهم از آراي جان لاک بوده است. جان لاک، فيلسوفي تجربي مشرب بود که از بانيان ايدئولوژي ليبراليستي است. رهبران بنيانگذار آمريکا علاقه‌ي شديدي به او داشتند. جان لاک نظريه‌ي « تفکيک قوا» را که بعدها توسط منتسکيو بسط داده شد، براي اولين بار مطرح نمود. لاک از بانيان نظام تعليم و تربيت سکولار جديد است و تعابير مشترک فراماسونرها و ليبرال ها يعني « تسامح و تساهل» به صورتي فرموله در آثار و آراي لاک مطرح است.

با اين که لاک در مقام پدر ليبراليسم کلاسيک، بسيار از « آزادي و برابري»  سخن مي گفت، اما آشکارا مدافع استعمار ملل محروم و نيز مدافع برده داري بود. جان لاک قبل از وقوع جنگ هاي استقلال، قانون اساسي يکي از ايالات آمريکا را نوشته بود. لاک از فيلسوفان عصر روشنگري است. « موريس کرنستون» منتقد معاصر فلسفي، جان لاک را « پيشاهنگ واقعي امپرياليزم تجاري بريتانيا» مي نامد. در واقع ديدگاه هاي سرمايه سالارانه و سودجويانه او است که توسط « پدران بنيانگذار » جامعه‌ي آمريکا، مورد تحسين قرار گرفته است. تعبيري که لاک را « پيام آور الهام بخش جمهوري آمريکا» مي نامد، به راستي تعبير دقيق و درستي است. لاک به لحاظ معرفت شناسي، فيلسوفي تجربي مسلک بود و مبناي پروسه‌ي « شناخت» در انسان را « تجربه‌ي حسي» مي دانست. تجربه‌گرايي ( آمپريسم ) ملازم با نسبي انديشي و بي اعتنايي به ظرفيت‌ها و قابليت‌هاي ادراک عقلاني و شهودي است. اصولاً بينش آمريکايي نيز به تبع لاک و حتي به شکلي شديدتر از او، فاقد توانايي فهم ادراکات عقلاني و کلي‌نگري است. فرهنگ آمريکايي نيز از زمان شکل گيري آن، به شدت حسي و تجربه زده، پوزيتيويستي و جزوئي‌نگر و فاقد ظرفيت لازم براي درک و فهم مقولات فلسفي بوده است. اصولاً دانش هاي عقلي و فلسفي، در فرهنگ آمريکايي کمتر مورد توجه و علاقه قرار مي گرفته است و آمريکايي ها طبيعتاً افرادي پراگماتيست بوده اند. اين عمل زدگي، نوعي همراهي و پيوند با روح سوداگر و سودمحور آمريکايي دارد و « زندگي آمريکايي» را گرفتار نحوي سطحيت و قشري نگري سوداگرانه کرده است. بسياري از کساني که به آمريکا مي روند و يا با مردم اين کشور ديدار مي کنند، از سطحيت وحشتناک غالب اين مردم و ضعف بينش فلسفي در آن فرهنگ تعجب مي کنند. اين سطحي نگري در واقع يکي از مختصات فرهنگ آمريکايي است که ريشه در سرچشمه‌هاي تجربه‌گرايانه و عمل‌زده‌ي آن دارد و از جهاتي به جان لاک و ميراث تعاليم معرفت شناختي او بر مي‌گردد.

 به هر حال، ليبراليسم کلاسيک آن گونه که لاک آن را بيان و ارايه مي‌کرده است، جان مايه‌ي اصلي نظام سياسي حاکم بر ايالات متحده و بينش تجربي و حسي انگار او، روح فرهنگ سطحي و فاقد استعداد براي درک ژرفاي معاني عقلايي و شهودي آمريکايي است. جان لاک اين فيلسوف برده دار، خود از مدافعان نوعي سرمايه سالاري توسعه طلب و استعماري بود و اين رکن نيز موافق طبع سوداگر و سودجوي سرمايه داران و برده داران جمهوري نوبنياد بود و از طرف آنها ترويج و تشويق مي گرديد. البته مقصود اين نيست که ريشه سطحيت فرهنگي و ظاهرگرايي مبتذل حاکم بر فرهنگ آمريکا را صرفآ در آراي«لاک»جستجو کرده و منکر هر علت ديگري گرديم؛بي ترديد بي هويتي تاريخي مهاجرين اروپايي اوليه حاکميت معيارهاي سرمايه سالارانه سيطره‌ي تفکر اومانيستي و بسياري عوامل ديگر در اين ميانه در غلبه سطحيت بر فرهنگ آمريکايي مؤثر بوده‌اند؛ اما به‌عنوان يکي از عوامل دخيل در اين امر مي‌توان و بايد از تأثير آراي حسي و تجربي«آمپريستي»آن که تلازم با سطحيت و قشري انديشي دارد نام برد.

يکي از عناصر سازنده‌ي فرهنگ و جامعه ايالات متحده آمريکا آيين شبه مذهبي «پيوريتانيسم»است.به اين دليل ميگوييم شبه مذهبي چون جان و جوهر تعاليم اين آيين با رويکرد معنوي وديني سازگاري ندارد .رويکرد ديني متکي بر اعتقاد و فراتر از آن ايمان و تجربه عملي بندگي الهي و تلاش به منظور اتصال و قرب به ساحت قدس است. در باور ديني دنيا در چشم‌انداز آخرت و ماده در ذيل معنا تعريف مي‌شود و اگر چه استفاده‌ي مشروع از نعمات الهي و کار براي آباداني دنيا تشويق مي‌شود اما هر نوع نفس پرستي و زياده طلبي و سوداگري و سود جويي و سرمايه‌سالاري و طمع ورزي نهي مي‌گردد. اگر صورتي از يک آيين يا دين روح معنوي و ديني و بندگي الهي را به مسلخ خود بنيادي از خود بيگانگي و سود محوري و سرمايه‌سالاري ببرد و قرباني کند عليرغم حفظ برخي ظواهر و الفاظ از معناي روحاني تهي و عاري گرديده است.

در عصر جديد که روزگار سيطره «بشر انگاري» است، بسياري آيين ها است که انشعابي از مذهب « پروتستانيسم مسيحي» است و به شدت منعکس کننده‌ي روح سوداگر سرمايه داري مدرن است و آموزه هاي آن در خدمت منافع و خواسته ي بورژواها و جهت تحکيم سيطره‌ي آنها قرار گرفته است. « پيوريتانيسم» ابتدا در سال 1559 م، در اعتراض عليه کليساي انگلستان شکل گرفت و تحت تاثير و ملهم از آراي « جان کالون» بود. در پيوريتانيسم، سرمايه دارها آيات و نشانه هاي برکت خدا تلقي مي شوند. « ماکس وبر» جامعه شناس پرآوازه‌ي قرن بيستمي معتقد است که در انديشه‌ي پيوريتانيسم، استثمار تا آن جا مشروعيت مي يابد که گويي آدمي به نوعي « ماشين تحصيل ثروت» تنزل مي يابد. تحقيقات علم الاديان نشان مي دهد که پيوريتانيسم تا حدود زيادي ملهم از آيين يهوديت است. وبر در تحقيق معروف خود تحت عنوان « اخلاق پروتستاني و روح سرمايه داري» مي گويد: « پيوريتانيسم، نماينده‌ي خلق و خوي موسسه عقلاني بورژوايي و سازمان عقلاني کار بود و از اخلاقيات يهودي فقط آنچه را که با اين هدف سازگار مي شد، اخذ مي‌کرد.»

پيوريتانيسم نوعي رياضت سخت‌گيرانه جهت انباشت سرمايه است که ثروت اندوزي و کار ماشيني را با نحوي امساک افراطي در مصرف کردن مي آميزد و حاصل آن شکل‌گيري نگرشي است که سودجويي و استثمار و رفاه طلبي را « عين تقوا» مي پندارد و البته بستر مناسبي جهت رشد تمنيات بورژوايي است. مهاجران اوليه به آمريکا، به لحاظ مذهبي اکثراً « پيوريتن» بودند و نوعي درک سرمايه سالارانه از زندگي، عبادت، کار و استثمار داشتند. همين بينش، کمک بسيار بزرگي کرد که بذر آراي ليبرال- سرمايه‌سالارانه در زمين فرهنگ و جامعه‌ي آمريکا شکوفا گردد و سرمايه سالاري به نظام و مناسبات حاکم بر آن جامعه تبديل شود.

پيوريتانيسم با انگيزه‌هاي سودجويانه مهاجران و با بينش ليبرال- فراماسونري بنيانگذاران جمهوري آمريکا بسيار سازگار و هماهنگ بود. در واقع، اين آيين يک پوسته‌ي به ظاهر مذهبي مناسب با روح سوداگرانه سرمايه داران و برده داران و خرده مالکان سفيد پوست و نژادپرست آمريکايي پديد مي آورد و وجدان آنها را جهت بهره کشي و انباشت سرمايه، توجيه و آسوده مي‌کرد.

از زمان شکل‌گيري جمهوري سرمايه‌داران و فراماسونرها در آمريکا تا اوايل قرن بيستم، آيين پيوريتن و نظاير آن مثل فرقه « کوئکرها» چونان رشته‌اي، تار و پود وجدان اخلاقي و عناصر تکوين يافته کاپيتاليستي جامعه‌ي آمريکا را به هم مي‌بافت و حفظ مي‌کرد؛ اما با گسترش فرهنگ لائيک مدرن و رخ دادن « انقلاب جنسي» در ايالات متحده، وضع به گونه‌اي شد که پوسته‌ي مذهبي پيوريتانيسم ضعيف‌تر گرديد و تظاهر اجتماعي آن کم رنگتر شد هر چند که هنوز چونان رکني مهم و فعال در فرهنگ اين جامعه حضور دارد.

بررسي ماهيت آيين پيوريتانيسم و نيمه‌ي پنهان غيرمذهبي و بورژوايي آن، بدين سبب امري ضروري و لازم است که مي تواند ماهيت واقعي برخي ظواهر و شعاير ديني در جامعه و حکومت آمريکا را توضيح دهد. وقتي ماهيت سوداگرانه و سرمايه سالارانه و در اصل غيرديني شعارها و آيين هاي به اصطلاح مذهبي جامعه آمريکا نظير « پيوريتانيسم» و به ويژه ريشه هاي يهودي آن را بشناسيم، ديگر درک و فهم ادعاهايي نظير اين سخن « نيکسون» که مي گفت: « خدا با ملت آمريکا است. خواست خداوند اين است که آمريکا رهبري دنيا را به دست بگيرد.» آسان مي شود. درک حقيقت برخي ادعاها و ظواهر ديني پيوريتانيستي و امثال آن و فهم ماهيت سرمايه سالارانه آن تعاليم، به خوبي مشخص مي سازد که وقتي بر روي هر دلار آمريکا و در حالي که يک طرف آن عکس « جرج واشنگتن» فراماسونر و علايم رمزي فراماسونري چاپ شده و در طرف ديگر آن نوشته شده است: « ما به خدا ايمان داريم» مقصود و منظور چيست و چگونه نوعي باور و رسالت يهودي- پيوريتانيستي، دست‌مايه‌ي گسترش و توجيه سرمايه داري و امپرياليزم نژادپرستانه عليه ملل ديگر قرار گرفته است. اين استفاده‌ي ابزاري از ظواهر ديني جهت اهداف کاملاً دنيايي را « دوتوکويل» جامعه شناس فرانسوي تا حدودي در عبارت ذيل بيان نموده است: « من نمي دانم که همه‌ي آمريکايي‌ها به دينشان معنقد هستند يا خير ولي مطمئن هستم که به لزوم آن براي بقاي نهادهاي جمهوري اعتقاد کامل دارند.»

جمهوري ليبرال- سرمايه سالار آمريکا، از آغاز سکولاريست بوده است و اکنون در آغاز قرن بيست و يکم نيز به همين گونه است، اما در برخي وجوه و شوؤن خود، تظاهراتي جهت ترويج يا ارائه تعابير پيوريتانيستي دارد که در واقع در خدمت منافع سرمايه سالارانه نظام حاکم آن است و از عمق و حقيقت قدسي و ديني تهي است.

 

 

 

    159 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   انتخابات مجلس شوراي اسلامي ایران (30)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:06/11/1382

تاريخ شمسی نشر:06/10/1382
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب