آلن پو، نويسنده آمريكايي، در آغاز قرن 19 در جامعهاي به دنيا آمد كه از نظر اجتمايي، فقر و بحران و از نظر فرهنگي، مكتب رمانتيك در آن بيداد ميكرد. بد اقبالي آلن پو، از آنجا شروع شد كه او در كودكي والدينش را از دست داد و يتيم شد. آنها بازيگر تئاتر سياري بودند كه از شهري به شهري ميرفتند و شبها غالباً در قهوهخانهها و مسافرخانههاي ارزان قيمت بيتوته ميكردند. بعدها آلن پو به علت فشارهاي روحي، ترياكي و الكلي شد و حتي يكبار دست به خودكشي زد و سرانجام در سن 40 سالگي در فقر و تنگدستي درگذشت. در آن زمان جوّ ادبي و محيط فرهنگي هم غرق شبهروشنفكران اشرافزاده و بورژوازي در حال رشد بودند كه با تكيه بر اخلاق مزورانه مسيحيت پوريتاني هرگونه نوگرايي، برخورد انتقادي با ادب و فرهنگ را با تهمت، بايكوت، اخراج، فشار مالي و پروندهسازي جعلي پاسخ ميدادند و از منتقد ادبي جدي فقط انتظار تحسين دلمشغوليهاي ادبي ميانباره و بد اشرافزادگان و تحصيلكردههاي بچه بورژوا را داشتند.
موضوع تمام آثار آلن پو، ريشه در مبارزة دائم او با فقر مالي دارد. زالوهاي فرهنگ رسمي و حاكم نيز به تحقير و استثمار مداوم او ميپرداختند. او اولين نويسندة آمريكايي است كه سعي نمود از طريق نويسندگي امرار معاش كند، ولي فقدان قانون تأليف تصويب شده در آنزمان سبب شد كه ناشرين و مطبوعات، مطالب خارجي را مجاني ترجمه، تا نويسندگان داخلي نتوانند با آنها رقابت كنند.
آلن پو، روياي ترقي و رفاه آمريكايي را كابوس دروغيني ميدانست و بانقدهاي ادبي – فرهنگياش به مبارزه با توليدات رسمي بيخطر فرهنگي و مبلغين چاپلوس آن پرداخت. او به دليل مخافت با اطاعت كوركورانه، نهتنها از ارتش، بلكه از مطبوعات نيز اخراج شد. در آغاز او از جمله رمانتيكهايي بود كه قيمت گزافي براي موفقيت خود پرداخت. تيراژ اولين كتاب شعرش فقط 40 عدد بود.
آلن پو در طول عمر كوتاه خود، مادر، نامادري و همسرش را از دست داد. آنها اكثراً در زمان مرگ، زنان جواني بودند. به اين دليل تمام قهرمانان زن او، چهره و رفتاري كودكانه و نابالغ دارند. همسر آلن پو موقع ازدواج 14 ساله و مادرش در زمان ازدواج فقط 16 سال سن داشت.
به علت شايعه ضعفهاي اخلاقي، آلن پو را در طول قرن 19 آمريكائيها بايكوت كرده بودند. در سال 1875 موقع نصب سنگ قبري روي آرامگاهاش، وايتمن تنها شاعري بود كه شهامت شركت در مراسم را به ديگران ثابت كرد. ادگار آلن پو در سال 1809 به دنيا آمد و در سال 1849 درگذشت.
او از چهرههاي مهم تاريخ ادبيات مدرن جهان است. او نماينده ادبيات آوانگارد زمان خود نيز ميباشد. آلن پو نهتنها شاعري برجسته و داستاننويسي توانا بود، بلكه از مهمترين نظريهپردازان آمريكا در زمينه ادبيات است. او به كار روزنامهنگاري و نقد نيز ميپرداخت.
آلن پو پايهگذار داستانهاي علمي- تخيلي است. داستانهاي پليسي او اساس داستانهاي جنايي در غرب شد. او خالق داستانهاي شبهعلمي هم بود. داستانهاي مخوف و وحشتناك او خبر از غم و رنج و نياز و ترسهاي روزانهاش هستند، يعني روزهاي تيره و تار واقعيات اجتمايي اطراف او. آثارش معرف سفرهاي خيالي او نيز است، نمايش عكسالعمل انسان در شرايط فوقالعاده سخت و مشكل. او درباره كشورهاي خاورميانه نيز سفرنامههاي رمانتيكي نوشت.
آلن پو از آخرين رمانتيكها و از پيشگامان مكتب، هنر براي هنر است. جهانبيني زيباشناسي او به شعار، هنر در خدمت هنر، بسيار نزديك است. بعدها نظريههاي زيباشناسي او بودلر و سمبوليستهاي فرانسوي را تحت تأثير قرار داد و از طريق سمبوليستهاي فرانسه او روي ادبيات ساير كشورهاي اروپايي اثرگذاشت. در حاليكه بودلر اشعار آلن پو را به فرانسه ترجمه كرد، مالرمه داستانهاي كوتاه او را به خوانندگان غيرآمريكايي معرفي نمود.
آلن پو ميگويد، شعر خلاقيتي آهنگين اززيبايي است،والاترين شكل هنري شعر بايد نزديك شدن به موسيقي باشد،يعني موسيقي نزديكترين آيده آل شعر است. در شعر، بازي واژهها بايد بازي آهنگ و ملودي شعر باشد. صاحبنظران روي جنبه موسيقي زبان شعري او غالباً همنظر هستند. آلن پو تحت تأثير اشعار لرد بايرون به موضوع عشق و گذر زمان جفاكار پرداخت و از نابودي زيبايي به دليل رشد بيرويه علم و صنعت شكايت كرد.
او در مورد داستان كوتاه ميگويد، آنرا بايد بتوان در يك نفس خواند، كوتاهي، كيفيت و صرفهجويي در واژهها از صفات مهم داستان خوب هستند. آلن پو در داستانهايش از خيالپردازي و واقعيت، يعني از هر دو امكان استفاده ميكرد. در داستانهاي خيالياش حتي ميتوان به موضوعات علمي و فلسفي اشاره كرد. او در داستانهاي وحشتناك خيالياش، خردگرايي منطقي را گاهي نيز عمده ميكند. در داستانهاي جنايي، او به ترسهاي آركائيك مانند، زندهبگوري و بازگشت مردگان و زنده شدن دوباره آنها اشاره مينمايد. داستانهايش خالي از طنز نيز نيستند.
منتقدين ادبي، او را حلقه وصل زنجير ارتباط بين دوره رمانتيك و مدرن در غرب ميدانند. گرچه او رمانتيك بود، ولي خردگرايي را نيز فراموش نميكرد. او همچون بالزاك در فرانسه و گوته در آلمان، در آغاز ادبيات مدرن آمريكا قرار دارد. رمانتيك بودن سالهاي نوجواني او تحت تأثير رمانتيكهاي انگليس مخصوصاً لرد بايرون است.
به نظر او بايد به استقلال هنر، يعني تشكيل قطبي در برابر جامعه با سازماندهي زيباشناسي و قوانين خاص خود، توجه شود. آلن پو يك قرن قبل از همينگوي به مطرح كردن خشونت در ادبيات پرداخت. او به دليل شرايط تاريخي از نظر سياسي، سنتگرا بود و نسبت به پيشرفت و ترقي علم و صنعت بدبين گرديد.
از جمله آثار او: داستان شبهعلمي (در گردباد…)، داستان پليسي (قتل دو نفره در…)، داستان خيالي (گودال و آونگ)، رماني درباره يك سفر خيالي، شعر ( ستاره و ناقوسها)، به تنهايي در بهشت، بشكه، ماسك چهره مرده سرخ، قلب خائن، حشره رنگ طلايي، مردي ميان جمع، فرود و سقوط خانه اوشر، مشاهدات عجيب و از جمله مقالات او: شطرنجباز، اصول شاعري و سه مقاله نظري هستند.
آدرنو او را خالق هنر كامل و برجسته خيالپردازي ميدانست. داستايوفسكي به ثنويت سبك او با كمك خيالپردازي و واقعگرايي اشاره ميكرد. بودلر ميگويد، افكار و جملاتي را كه ميخواستم به روي كاغذ بياورم، آلن پو بيست سال قبل از من آنها را نوشته بود. ژولورن و نابكوف خود را تحت تأثير آثار او ميدانستند. به نظر بعضي از منتقدين، نابكوف رمان لوليتا را به تقليد از داستانهاي آلن پو نوشت. ريلكه و گئورگه، شاعران آلماني زبان تحت تأثير اشعار مدرن او قرار داشتند. بودلر و مالرمه در فرانسه، داستايوفسكي در روسيه، ديكنز، اسكار وايلد و برنارد شاو در انگليس به دفاع شجاعانه از او و آثارش پرداختند. بعضي از نقاشان قرن 19 از علاقهمندان آثار آلن پو بودند چون او توانايي خاصي در نشان دادن بخشهايي از روان انسان با كمك واژهها و به تصوير كشاندن آن داشت.