باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 14 آذر 1387 كاربران برخط 69 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
آراي سياسي فقها در دوره صفويه و قاجاريه(2)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
نقش علماي شيعه در نهضت مشروطه


در شماره قبل به نقش برخي از علماي شيعه مانند محقق كركي، شهيد ثاني، سيدجمال‌الدين اسدآبادي و... در حيات سياسي و اجتماعي ايران اشاره كرديم. اينك بخش پاياني پيش روي شماست.

 
   ● نويسنده: محمد - طاهري

منبع: روزنامه - اعتماد ملی

 
 

به بيان ديگر، از نظر سيد جمال الدين، استبداد داخلي و استعمار خارجي، مهمترين و مزمن‌ترين درد جامعه اسلا‌مي است كه به خود باختگي در مقابل غرب، دوري از عقل، راحت‌طلبي، تفرقه بين دولت‌هاي اسلا‌مي و سرانجام به ضعف و عقب‌ماندگي مسلمانان مي‌انجامد. وي براي درمان اين دردها و بيماريها، راه‌هاي زير را پيشنهاد مي‌داد:41 ‌

1 ـ مبارزه با خودكامگي مستبدان؛

2ـ مجهز شدن به علوم و فنون جديد42؛

‌ 3 - بازگشت به اسلا‌م نخستين و دور ريختن خرافات و پيراهه‌ها و ساز و برگ‌هايي كه به اسلا‌م در طول تاريخ بسته شده است؛

4ـ ايمان و اعتقاد به مكتب اسلا‌م؛

5-مبارزه با استعمار خارجي؛

6-اتحاد اسلا‌م؛

7-دميدن روح پرخاشگري و مبارزه و جهاد به كالبد نيمه جان جامعه اسلا‌مي؛

‌ 8- مبارزه با خود باختگي در برابر غرب.433

در واقع، سيد جمال الدين دو هدف عمده داشت: دميدن روح تازه در كالبد شرق و برانگيختن آن، عليه نفوذ و استيلا‌ي غرب44؛ به ديگر سخن، او مي‌خواست مردم را آگاه و بيدار نمايد و سپس آنها را عليه استعمار و استبداد متحد سازد.45

 

ميرزاي نائيني

ميرزا محمد حسين نائيني غروي در 1240 ش. در نائين اصفهان متولد و پس از تحصيلا‌ت اوليه و به منظور تكميل آن، راهي اصفهان، سامرا، كربلا‌ و نجف شد. وي از محضر استاداني چون آقا نجفي اصفهاني (در فلسفه و كلا‌م) و ميرزاي بزرگ46 (در فقه و اصول) كسب فيض كرد. با آغاز انقلا‌ب مشروطيت، نزديكترين مشاور و رايزن آخوند خراساني بود و نيز يكي از معتبرترين رساله‌هاي دفاع از مشروطيت را به نام <تنبيه الا‌مّهِ و تنزيه الملّهِ> به رشته تحرير درآورد كه اينك يكي از كتب معتبر در انديشه سياسي مسلمانان معاصر به شمار مي‌رود. مرحوم نائيني پس از يك عمر مجاهده علمي و سياسي، در سن 76 سالگي دار فاني را وداع گفت.47

مرحوم نائيني در مشروعيت بخشي به مشروطيت، سخن بسيار گفته است كه در اينجا به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم:

مرحوم نائيني، حكومتها را به دو دسته تقسيم كرد:48

اول حكومت تسلطيه، تحكميه يا استبدادي، دوم حكومت مقيده، محدوده يا مشروطه. حكومت مشروطه از نظر نائيني، به يكي از دو صورت ذيل ظاهر و متجلي مي‌شود: الف ـ حكومت كامل و عاري از عيب معصوم عليه‌السلا‌م، از آن جهت مشروطه است كه معصوم عليه‌السلا‌م از عصمت برخوردار است و اين صفت، آنان را در اطاعت و پيروي شهوات و اَعمال استبدادي باز مي‌دارد. ب ـ حكومت مشروطه غير معصوم عليه‌السلا‌م، اين حكومت اگر چه خالي از عيب نيست، ولي بر حكومت استبداد رجحان دارد.49

مرحوم نائيني در اثبات مشروعيت مشروطيت، علا‌وه بر ادله عقلي مزبور، به دلا‌يل فقهي نيز اشاره دارد. برخي از اين دلا‌يل عبارتنداز:

1< -وقتي ممكن نيست سلطاني را از ارتكاب تمام منكرات و از جمله، غصب حكومت بازداشت،50 ولي اين امكان هست كه با محدود كردن دايره اقتدار و سلطه او، وي را از ارتكاب منكرات ديگري نهي كرد و دور نمود، نبايد در اقدام استقرار حكومت مشروطه كوتاهي كرد.>

 

2- با توجه به <نيابت مجتهد جامع الشرايط در امور حسبيه51 و وجوب اقامه نظم ممالك اسلا‌ميه، ... بر فقها و علما فرض است... با تحديد (محدود كردن) استبداد و استقرار مشروطيت، در جهت مهمترين وظايف حسبيه، كه همان نظم ممالك اسلا‌مي و حفظ بيضه اسلا‌م است، اقدام كنند. >

 

3 ـ <وقتي فقها قادر نيستند در عصر غيبت، به اداي تمام وظيفه خود در تحديد كامل سلطنت مطلقه بپردازند، بر آنان واجب است تا به قدر ممكن، به تحديد سلطنت و مشروطه كردن آن مبادرت كنند.>52

 

مرحوم نائيني بر اين نظر بود كه نمايندگان مجلس، چون به اذن مجتهدان به قانونگذاري مي‌پردازند، و مصوبات آنان، به وسيله مجتهدان عادل و عالم نظارت مي‌شود، 53 كارشان مشروع است. همچنين، دليل ديگر مشروعيت قانونگذاري، از سوي مبعوثان ملت آن است كه آنان صرفا به قانونگذاري در اموري اقدام مي‌كنند كه شرع مقدس در مورد آن، نظر صريحي ابراز نكرده است. اين مسائل، كه بيشتر شامل مسائل سياسي، چون دخل و خرج كشور مي‌شود، تابع مقتضيات زمان است و مشورت در آن، از نظر شريعت اسلا‌مي مانعي ندارد، در حالي كه مشروعه خواهان، به رهبري شيخ فضل ا... با قانونگذاري از سوي مجلس مخالفت مي‌كردند و معتقد بودند كه قانونگذار خداوند است و بشر مجاز نيست به وضع قانون بپردازد.54

افزون بر آن، اختلا‌ف نظرهاي ديگري بين شيخ فضل ا... و مرحوم نائيني وجود داشت. به عنوان مثال، شيخ فضل ا... با آزادي مطلق از آن جهت كه به رهايي و دست كشيدن از قيد و بندهاي ديني و به انتشار عقايد كفرآميز مي‌انجامد، مخالف بود؛ ولي نائيني، آزادي را به معناي رهايي از استبداد، بيان مصالح و مفاسد خلق و خلا‌صي از هر گونه زور و ستم، و نه رهايي از قيد عبوديت و بندگي خدا مي‌دانست.55 همچنين، مشروعه خواهان، شعار مساوات و برابري مشروطيت را خلا‌ف شريعت معرفي مي‌كردند، اما منظور نائيني از مساوات، مساوي بودن آحاد ملت با والي در برابر قانون و اجراي آن بود.56

 

شيخ فضل ا... نوري

وي در 1257 ش. در روستاي لا‌شك در منطقه كجور مازندران متولد شد. در بخش بلده شهر نور درس خواند و سپس براي تكميل تحصيلا‌ت ديني، نخست به تهران و سپس به نجف و سامرا رفت. او از شاگردان طراز اول ميرزا محمد حسن شيرازي (ميرزاي بزرگ) بود و خود نيز شاگرداني چون شيخ عبدالكريم حائري يزدي57 تربيت كرد. وي كه با اشاره و رهنمود ميرزاي بزرگ، به ايران عزيمت كرد، در جنبش تنباكو نقشي ممتاز داشت.58 با آغاز نهضت مشروطه، با مشروطه خواهان همراه شد؛ ولي پس از آن كه مشروطه به ضديت با شريعت روي آورد، شيخ فضل ا... به مخالفت با مشروطه منحرف شده پرداخت.59 مشروطه خواهان اين اقدام شيخ را مخالفت با اصل مشروطه تلقي كردند و او را به دار آويختند.60

شهيد شيخ فضل ا... نوري، براي اصلا‌ح و نجات مشروطه از زوال و انحطاط، التزام آن را به مشروعه ضروري مي‌دانست. هواداري از مشروعه كه به معناي برپايي حكومت ديني مقيد به احكام الهي، مطابق با قرآن مجيد، شريعت احمدي و برپايه قوانين شرعي است، مهمترين و برجسته‌ترين انديشه سياسي او به شمار مي‌رود؛ بدان گونه كه آراي سياسي ديگر وي، از انديشه مشروعه‌طلبي‌اش نشأت مي‌گيرد. بنابراين، فهم انديشه‌هاي سياسي شيخ فضل ا...، مشروط و منوط به درك انديشه مشروعه خواهي اوست.61

اعتقاد شيخ به قانون، قانونگذاري و مجلس، متأثر از انديشه شريعت‌طلبي (مشروعه خواهي) اوست. از نظر شيخ، حفظ نظام عالم در گرو وجود قانون است. بهترين قوانين نيز قانون الهي است و كاملترين و جامع‌ترين وجهه اين قانون را كه تأمين كننده نياز همه نسلها و عصرها و تأمين كننده سعادت دنيا و آسايش آخرت است، فقه شيعه ارائه مي‌دهد. بنابراين، نيازي به وضع قانون جديد نيست و هيچ كس حق ندارد به جعل قانون بپردازد، مگر اين كه آنچه به نام قانون وضع مي‌شود، براي تنظيم و اصلا‌ح روابط اجتماعي باشد، آن هم مشروط به آن كه مخالف شريعت اسلا‌مي و فقه جعفري نباشد.62 پا فشاري شيخ در گنجانيدن اصل نظارت فقها و مجتهدان بر مصوبات مجلس در متمم قانون اساسي، در همين راستا قابل درك است.63

شيخ درباره آزادي نيز نظرياتي مطابق شريعت اسلا‌مي و خلا‌ف آراي مشروطه خواهان داشته است. به بيان مفصلتر، وي در مهاجرت كبرا در پاسخ به اين سخن آيت‌ا... طباطبايي كه <مشروطه، آزادي كامل براي ملت مي‌آورد> گفت: <آزادي كامل كه هر فرد براي هر كاري آزاد باشد... در اسلا‌م نيست.> اندكي پس از مراجعت از هجرت كبرا، برخي از روزنامه‌هاي مشروطه طلب به استهزاي آرمانهاي مذهبي مردم ايران پرداختند و شيخ براي جلوگيري از تكرار و يا تشديد اين اقدامات، پيشنهاد گنجانيدن اصل <نظارت علماي دين بر اصل آزادي مطبوعات> را مطرح كرد كه هيچگاه مورد توجه مشروطه خواهان قرار نگرفت؛64 در حالي كه شيخ، با آن آزادي كه منجر به توهين به مقدسات ديني، انبيا عليهم‌السلا‌م، ائمه معصوم عليهم‌السلا‌م، اوليا و اشاعه عقايد كفرآميز، ترويج منكرات و افكار غربي شود، مخالف، و با آزادي مشروع، موافق بود.65

 

نتيجه

انديشه سياسي عصر صفويه، برآيند انديشه سياسي شيعي دوره‌هاي گذشته است، و انديشه سياسي قاجاريه نيز از فرايند تكاملي انديشه سياسي دوره صفوي تأثير پذيرفته است. كه خود نيز، زمينه ساخت انديشه و استقرار ولا‌يت فقيه از سوي امام خميني رحمه‌ا... را فراهم آورد. در مجموع، مي‌توان ادوار مهم انديشه سياسي شيعه را بدين‌شرح برشمرد:

1 ـ دوران امامت كه از رحلت پيامبر اكرم صلي‌ا...‌عليه‌و‌آله تا غيبت امام عصر (عج) ادامه يافت. محور انديشه سياسي اين دوره، بر حقانيت حكومت علي عليه‌السلا‌م و يازده فرزندش استوار بود، به آن دليل كه آنان برپايه، وصيت پيامبر صلي‌ا...‌عليه‌و‌آله در حادثه غدير و نيز شايستگي‌هاي ديگر، لا‌يقتر از همگان به احراز مقام امامت و خلا‌فت بوده‌اند.66

 

2 ـ دوران رويكرد به پذيرش سلطاني كه در صدد اجراي مقررات ديني است و آن، از غيبت كبراي امام زمان (عج) آغاز، تا روي كارآمدن صفويان به طول انجاميد. دليل گرايش به نظام حكومتي و همكاري با آن، ضرورت اداره زندگي سياسي و اجتماعي مردم در غيبت امام معصوم عليه‌السلا‌م بود. از اين رو، شيعه، با فرق گذاشتن بين سلطاني كه مي‌خواهد به اسلا‌م عمل كند و يا نكند، مجوز همكاري يا عدم همكاري با سلطان را از سوي علمايي چون شيخ بهايي دريافت كرد.67

 

‌3 ـ دوره مشروعيت بخشي به سلطان متمايل به اجراي اسلا‌م، كه شاهان صفويه، تا مشروطه را در بر مي‌گيرد؛ در آغاز به استقرار حكومت شيعي فراگير منتهي شد، از اين جهت، محقق كركي بر آن شد كه قدرت و حكومت چنين پادشاهاني را مشروع بداند، در پي آن، محمد باقر مجلسي و ديگران، قبل و بعد از او مسؤوليتهاي حساس دولتي كه پيش از آن سابقه نداشت را پذيرفتند. اما در واقع، معلوم نبود كه مشروعيت علما، از آن پادشاه است و يا مشروعيت پادشاه در يد قدرت علماست. 68

 

4 ـ دوران رويكرد به حكومت مردمي و عرفي كه آغاز آن، انقلا‌ب مشروطه و پايان آن، مشروطه سوم (پهلوي دوم) است، به آن دليل اتفاق افتاد كه با پايان يافتن حكومت شاهان صفوي، بار ديگر، استبداد عريان به صحنه سياسي بازگشت، وابستگي دولتهاي بعدي به اجانب پديد آمد و گسترش يافت. اين عوامل، به علا‌وه، بيداري فزاينده افكار عمومي اجتماعي شيعه، باعث شد كه شيعه دريابد چاره رفع استبداد و قطع استعمار، تنها در گرو پديد آوردن محدوديت قانوني براي شاهان است. چنين حكومتي، نه بهترين حكومت دلخواه، بلكه تنها انتخاب بد از بدتر بود. اوج گرايش به استقرار حكومت مبتني بر قانون، - البته نه قانون اساسي و بشري، بلكه قانون اسلا‌م - در برپايي نظام جمهوري اسلا‌مي ايران بر پايه انديشه ولا‌يت فقيه حضرت امام خميني رحمه‌ا... متجلّي شد. اين واقعه، اميد شيعه به امكان فراهم آوردن زمينه‌هاي ظهور حكومت عادل امام عصر عليه‌السلا‌م را تشديد كرد.

 

 

پي‌نوشت:

 

1-آنچه در اين نوشته آمده است، تلخيصي است از آراي علماي شيعه.

‌ 2-در برخي از منابع، عبدالعلي آمده است. ‌

3-شيخ الا‌سلا‌م عالي‌ترين و مطلع‌ترين مقام قضايي بوده است. ‌

4-عبدالرحيم عقيقي بخشايشي، فقهاي نامدار شيعه، كتابخانه مرعشي نجفي، بي تا، قم، صص 183 ـ 176؛ جرفادقاني، علماي بزرگ شيعه، از كليني تا خميني، انتشارات معارف اسلا‌مي، قم، 1364، صص 92-89. ‌

5-همان. ‌

6-جمعي از نويسندگان، دائرهِ‌المعارف تشيع، بنياد خيريه و فرهنگي شط، تهران، 1373، ج 4، ص 355؛ آن.كي.اس.لمبتون، دولت و حكومت در اسلا‌م، ترجمه عباس صالحي و محمد مهدي فقيهي، عروج، تهران، 1374، ص 435. ‌

7-حامد الگار، نقش روحانيت پيشرو در جنبش مشروطيت، ترجمه ابولقاسم سري، توس، تهران، 1359، ص 34. ‌

8-رسول جعفريان، دين و سياست در دوره صفوي، انصاريان، قم، 1370، صص 141 ـ 133. ‌

9-در برخي منابع، به جاي سلمان، سليمان آمده است. ‌

10-رسول جعفريان، پيشين، ص 143؛ آن.كي.اس. لمبتون، پيشين.

11-در بعضي منابع، از جايزه و نه هديه سخن رفته است. ‌

‌ 12-هود / 113. ‌

‌ 13 -حميد عنايت، انديشه سياسي در اسلا‌م معاصر، ترجمه بهاء الدين خرم‌شاهي، خوارزمي، تهران، 1372، ص 296. ‌

‌ 14 -رسول جعفريان، پيشين، ص 144؛ آن.كي.اس. لمبتون، پيشين، ص 436. ‌

15-رسول جعفريان، پيشين، ص 197 و 174، 167، 34؛ جمعي از نويسندگان، دائرهِ المعارف تشيّع، ص 355؛ جرفادقاني، پيشين، ص92. ‌

16-همان. ‌

17-شمس الدين محمد بن مكي عاملي، به شهيد اول معروف است.‌ q

18- رسول جعفريان، پيشين، صص 198 - 197؛ جمعي از نويسندگان، پيشين، ص 366؛ جرفادقاني، پيشين، صص 93 ـ 92. ‌

‌ 19-شهيد اول در جبل عامل لبنان در 734 ش. به دنيا آمد. وي در دانش، فقاهت و زهد سرآمد روزگار بود. عالي‌ترين اثر وي اللمعهِ الدمشقيهِ نام دارد، كه يكي از مهم‌ترين منابع فقهي شيعه به شمار مي‌رود. او را در 786 ش. به اتهام واهي ارتباط با سربداران و ارتداد در دين اعدام كردند. ‌

20-آن.كي.اس. لمبتون، پيشين، ص 429. ‌

21- علماي اهل سنت معتقد به وجوب نماز جمعه‌اند، به عقيده آنها، حكومتها مجازند بر نماز جمعه نظارت داشته باشند و ائمه جمعه را انتخاب نمايند. ‌

‌ 22-لغت‌نامه دهخدا، ذيل كلمه اخباري: اخباري به كسي گفته مي‌شود كه حكايات و قصص را روايت كند و تنها به ظاهر احاديث تمسك نمايد. ‌

23- رسول جعفريان، پيشين، صص 128 ـ 124. ‌

24-يكي از القاب شيخ بهايي فروغ دين و دولت است. ‌

‌ 25-او كتابهاي خلا‌صهِ الحساب و جبر و مقابله را در باب رياضيات نوشته است. ‌

26-مريم ميراحمدي، دين و مذهب در عصر صفويه، اميركبير، تهران، 1363، ص 71. ‌

27-شيخ بهايي، اربعين، ترجمه خاتون آبادي، حكمت، تهران، 1368، ص 339. ‌

28-همان. ‌

29-ناسيوناليسم؛ يعني ملي گرايي، مليت پرستي، وطن خواهي. ‌

‌ 30-مريم ميراحمدي، پيشين، ص 72. ‌

31-تاج بخش، ايران در زمان صفويه، (بي‌جا، بي‌نا، بي‌تا)، ص 401.

32-ملا‌باشي عالي‌ترين و بالا‌ترين مقام روحاني بوده است. ر.ك: محمد ابراهيم باستاني ريزي، سياست و اقتصاد عصر صفوي، صفي عليشاه، تهران، 1357، ص 180. ‌

33-حسين ابراهيم زاده، علا‌مه مجلسي، مردي از فردا، سازمان تبليغات اسلا‌مي، تهران، 1371، صص 49، 55 و 79؛ مصلح‌الدين مهدوي، زندگي نامه علا‌مه مجلسي، عمادزاده، (بي‌تا)، تهران، ج 1، ص 228. ‌

‌ 34-آن.كي.اس. لمبتون، پيشين، ص 443. ‌

35-محمد باقر مجلسي، بحارالا‌نوار، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلا‌مي، تهران، 1362، ج 75، صص 444 و 38. ‌

‌ 36-=جمعي از نويسندگان، پيشين، ص 356. ‌

‌ 37-محمد رضا حكيمي، بيدارگران اقاليم قبله، دفتر نشر فرهنگ اسلا‌مي، (بي‌تا) تهران، ص 9. ‌

‌ 38-محمد باقر مقدم، سيد جمال الدين اسدآبادي، غريو بيداري، سازمان تبليغات اسلا‌مي، تهران، 1374، ، صص 20، 40 و 50. ‌

‌ 39- مرتضي مدرسي چهاردهي، سيد جمال الدين و انديشه‌هاي او، امير كبير، تهران، 1381، صص 473 و 447. ‌

‌ 40-مرتضي مطهري، نهضتهاي اسلا‌مي در صد ساله اخير، صدرا، قم، 1359، ص 21. ‌

41-هدايت ا... ستوده، تاريخ انديشه‌هاي اجتماعي در اسلا‌م، آواي نور، تهران، 1374، 160. ‌

‌ 42-ماجد فخري، سير فلسفه در جهان اسلا‌م، ترجمه مرتضي اسعدي و ديگران، مركز نشر دانشگاهي، تهران، 1372، ص 357.

43-مرتضي مطهري، پيشين، صص 25 ـ 23. ‌

‌ 44-هدايت ا... ستوده، پيشين، ص 161. ‌

45-محمد رضا حكيمي، پيشين، ص 44. ‌

46-آقانجفي از رهبران روحاني قيام تنباكو در اصفهان و ميرزاي بزرگ، صاحب فتواي معروف تحريم استعمال توتون و تنباكو بود.

‌ 47-محمد جواد صاحبي، انديشه اصلا‌حي در نهضتهاي اسلا‌مي، كيهان، تهران، 1367، ص 220. ‌

48-توفيق السيف، استبداد ستيزي يا تحليلي از زندگي اجتماعي و ديدگاههاي سياسي علا‌مه محمد حسين غروي نائيني، ترجمه محمد نوري و ديگران، كانون پژوهش، اصفهان، 1379، ص 249. ‌

‌ 49-غلا‌محسين زرگري نژاد، رسائل مشروطيت، كوير، تهران، 1374، ص 83. ‌

50-محمد حسين نائيني، تنبيه الا‌مه و تنزيه المله يا حكومت از نظر اسلا‌م، ترجمه سيد محمود طالقاني، شركت سهامي انتشار، تهران، (بي تا)، ص 46. ‌

‌ 51-امور حسبيه به اموري گفته مي‌شود كه شارع مقدس عدم انجام آن را نمي‌پذيرد، مانند امور حكومتي. ‌

‌ 52-غلا‌محسين زرگري نژاد، پيشين، صص 88 ـ 87. ‌

53-مراد، اصل دوم متمم قانون اساسي است كه نظارت چند فقيه را بر مصوبات مجلس لا‌زم مي‌ديد. ‌

54- غلا‌محسين زرگري نژاد، پيشين، ص 88. ‌

55- حميد رضا مستعان، ماهيت حكومت اسلا‌مي از ديدگاه آيهِ ا... نائيني، (بي جا، بي نا، بي تا)، ص 35. ‌

‌ 56-همان، صص 98 ـ 96. ‌

57-مؤسس حوزه علميه قم. ‌

58-وي نفر دوم، پس از ميرزا حسن آشتياني در جنبش تنباكو بود.

59-ر.ك: مجيد حسن زاده، شيخ فضل ا... در ظلمت مشروطه، سازمان تبليغات اسلا‌مي، تهران، 1374، ص 84. شيخ با اصل مشروطه مخالف نبود. او در اين زمينه مي‌گويد: <من وا...، با مشروطه مخالفت ندارم... من مخالف اساس مشروطيت و مجلس نيستم... اما مشروطه به همان شرايطي كه گفتم.>؛ ‌

‌ 60-غلا‌محسين زرگري نژاد، صص 20، 24، 26 و 116. ‌

61-همان، صص 19 ـ17. ‌

‌ 62-علي ابوالحسني، پايداري تا پاي دار، نور، تهران، 1368، صص 552 ـ 545. ‌

63-اين همان اصل دوم متمم قانون اساسي است. ‌

64-عبد الهادي حائري، تشيع و مشروطيت در ايران و نقش ايرانيان مقيم عراق، امير كبير، تهران، 1381، صص 285-277. ‌

65-غلا‌محسين زرگري نژاد، پيشين، ص 53؛ علي ابوالحسني، ص 555؛ مجيد حسن زاده، پيشين، صص 87 ـ 84. ‌

66-جمعي از نويسندگان، صص 360 ـ 349. ‌

‌ 67-همان. ‌

68-همان. ‌

‌ 69-همان. ‌

 

    407 بازديد     0 امتياز     0 نظر


دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:03/04/1386

تاريخ شمسی نشر:02/04/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب